فتنهگران در خانه ملت
چکیده :تاریخی که در این سی و پنج سال اخیر بر این ملت گذشته است، نه چندان دور است که بتوان حقیقت را مسخ کرد و یا پوشاند و بسیاری از انقلابیون، زنده و هر از گاهی واقعیت هایی را برملا می سازند و اهم مطالب را مردم آگاه این مرز و بوم به یاد دارند و سینه به سینه به نسل ها انتقال می دهند. کیست که نداند امام به چه کسان و نحله ای فرمودند لحن شما از اسرائیل بدتر است؟ کیست که نداند مهندس میرحسین موسوی مورد اعتماد امام و امت و نخست وزیر دفاع مقدس بودند؟ کیست که نداند چه کسان در مجلس به مخالفت با امام برخاستند؟ ...
کلمه – علیرضا کفایی:
اختلاف مجلس و دولت در امورات و مسائل مستحدثه امری طبیعی و لازمه دموکراسی است. نمی توان مجلسی را فرض کرد که طابق النعل مطیع دولت باشد و بالعکس، اما نزاع و کارشکنی و دخالت در امور یکدیگر نمودن ضمن اینکه اصل اساسی استقلال قوا را به مخاطره می اندازد باعث به تعویق افتادن حق و حقوق مسلم مردم و معطل ماندن بخشی از وظایف هم دولت و هم مجلس و بالطبع بخشهایی از جامعه می شود.
واضح است که مجلس کنونی به دلیل شکست انتخاباتی نمی تواند همسو با دولت باشد، ولی آیا باید جبران آن شکست را به نزاع با دولت و انتقام از ملت جبران نماید؟
کمی تامل در رفتار و کردار و گفتار راه یافتگان مجلس فعلی نشان می دهد که نه همین شکست یک سال پیش آنان را عاصی نموده بلکه کینه دیرینه گروهی که در این خانه به هر شکلی بیتوته کرده اند به آغاز انقلاب اسلامی بر می گردد که به نهیب و قاطعیت امام راحل محلی از اعراب نداشتند و ریشه کین ورزی و عناد آنان همانا کینه از آن رهبر فرزانه فقید است و چون توان و جراتی برای ابراز نظر مستقیم علیه او را ندارند، به یاران وی می تازند و بدون نام بردن از امام (ره) و گاهی با مستمسک قرار دادن سخنان آن بزرگوار البته بصورت ناقص راه او و یاران او را آماج حمله قرار می دهند.
تاریخی که در این سی و پنج سال اخیر بر این ملت گذشته است، نه چندان دور است که بتوان حقیقت را مسخ کرد و یا پوشاند و بسیاری از انقلابیون، زنده و هر از گاهی واقعیت هایی را برملا می سازند و اهم مطالب را مردم آگاه این مرز و بوم به یاد دارند و سینه به سینه به نسل ها انتقال می دهند و حقایق و واقعیتها را آنچنان که بوده حفظ می کنند. کیست که نداند امام (ره) برای دفاع از اسلام و انقلاب با هیچ فرد و گروهی تعارف نداشتند و همانطور که بنی صدر خطا کرد با اینکه جامعه روحانیت پیش از انتخابات ریاست جمهوری آن زمان از وی حمایت کرده بود و نامزد آنها بود ولی در عزل او تردید نکرد؟ کیست که نداند امام به چه کسان و نحله ای فرمودند لحن شما از اسرائیل بدتر است؟ کیست که نداند مهندس میرحسین موسوی مورد اعتماد امام و امت و نخست وزیر دفاع مقدس بودند؟ کیست که نداند چه کسان در مجلس به مخالفت با امام برخاستند؟ همه چیز را همگان از دوست و دشمن و پیر و جوان و زن و مرد به خوبی می دانند.
اگر امام رضوان الله تعالی علیه خللی و یا کژی در عملکرد آقای میرحسین موسوی می دید و یا انحرافی مشاهده می کرد، بدون شک و بی هیچ تعارف با وی برخورد می نمود. ولی نه تنها برخوردی از طرف ایشان با مهندس موسوی مشاهده نشد بلکه مورد تائید تام و تمام امام بودند و مخالفین ایشان با نهیب امام رو به رو شدند.
و نیز تاریخ به خوبی حکایت می کند فتنه ای را که امروز این راه یافتگان برای از میدان به در کردن رقیب به آن تمسک می جویند و 78 و 88 و شاید در آینده از 92 آن رونمایی می کنند، در واقع فتنه خود آنها بود و در هر دوره ای رد پای دولت امام زمانی شان! به ریاست محمود احمدی نژاد و حامیان پیدا و پنهان آن وجود دارد.
در سال 78 روزنامه سلام به دلیل انتشار نامه سعید امامی مبنی بر طرح محدود کردن مطبوعات توقیف و موجب اعتراضات شدید دانشجویی شد که غائله 18 تیر را به همراه داشت و پس از مدتی افرادی چون محمود احمدی نژاد، کامران دانشجو استاندار وقت تهران و وزیر علوم بعدی احمدی نژاد، درویش زاده نماینده دزفول در مجلس پنجم و حمیدرضا ترقی عضو ارشد حزب موتلفه و نماینده مجلس پنجم شاکیان مدیر مسئول آن روزنامه بودند.
واکنش دانشجویان و نخبگان سیاسی به توقیف روزنامه سلام که ارگان یک جناح سیاسی و منتسب به خط امام بود، باعث شد که تنها راه را در سرکوب شدید آنان ببینند و امروز آن ناجوانمردی های خود را باز هم ناجوانمردانه به عهده رقیب سیاسی واگذار می کنند و بر آن نام فتنه می نهند. به راستی چه کسی فتنه کرد ؟ آیا شما نبودید که آغازگر آن فتنه و فتنه گری های بیشتر و تهیه کننده خوراک برای دشمنان انقلاب بودید؟
در سال 88 هم همان روش را در پیش گرفتید و باز هم رد پای دوست بزرگتان جناب محمود احمدی نژاد در آن ماجرا به روشنی نمایان است که قبل از اعلام نتیجه انتخابات جشن پیروزی گرفتید و مردم را خس و خاشاک خواندید و با بز و بزغاله خواندن نخبگان و سیاسیون به شعور و عواطف مردم اهانت نمودید و اعتراض سکوت مردم را به آشوب کشیدید و فتنه را به راه انداختید و باز هم با ناجوانمردی رقیب را فتنه گر خواندید.
این چنین بهتان منه بر اهل حق
کان خیال توست، برگردان ورق
آغازگر همه این رفتارهای زشت شما بودید و برای منزوی کردن خط امام آن روز که امروز اصلاح طلب نام گرفته اند، فتنه و فتنه گر را بر آنها اطلاق کردید. اما تاریخ واقعیت ها را خوب به یاد دارد و حکایت خود را خواهد کرد.
اکنون تندروها همان مرام و مسلک 78 و 88 را در پیش گرفته اند و به دلیل ناکامی های خود در انتخابات، با خودکامگی تلاش می کنند تا هر فرد و گروهی را که اقبال عمومی را با خود دارد و مردم به تدبیر و عقلانیت آنان امید بسته اند، با هر ترفندی که شده برچسب فتنه گر بزنند و راههای سیاسی را مسدود و فضای امنیتی را تشدید نمایند و لذا دور از ذهن نیست که در آینده همین دولتی را که اصلاح طلب هم نیست ولی با رای اصلاح طلبان و راهبری و مدیریت سید محمد خاتمی و آیت الله هاشمی موفق به اخذ رای از مردم شده است، به دلیل اینکه به خواسته های ناحق آنها تن نمی دهد فتنه گر بخوانند و علاوه بر 78 و 88 که فتنه را خود شروع کردند، فتنه ای دیگر راه اندازی کنند و 92 را هم به عنوان فتنه ای جدید به خورد ملت دهند. البته این حنا دیگر رنگی نخواهد داشت و امکان ندارد با آن همه تبلیغات مسمومی که راه انداختند و بر طبل فتنه کوفتند تا مردم را قانع کنند که فتنه گر کسان دیگری جز خودشان هستند و غائله حصر و حبس و حکم اعدام از تریبون های مختلف و حتی صدا و سیما بر پا کردند ولی باز هم مردم به آنها اعتماد نکردند و در ضمیر خود واقف بر این بودند که همان کسانی که اتهام فتنه گری را در بوق کرنا می کنند خودشان فتنه گرند و دیدیم که در جشن پیروزی پس از انتخابات 92 در اقصی نقاط کشور فریاد رفع حصر و آزادی سر دادند و از رئیس جمهور مصرانه درخواست و مطالبه عمومی رفع حصر را داشتند.
ابوبکر بغدادی در اولین سخنرانی خود دستور کشتار انسانهای بی پناه را تحت همین نام ” فتنه ” صادر کرد و به این آیه شریفه “و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه” اشاره کرد. آیا به راستی ابوبکر بغدادی فتنه گر بود یا آن مردم مظلومی که یارانش آنها را کشتند؟ به راه یافتگان به مجلس باید گفت خداوند تبارک و تعالی را هم در نظر داشته باشید و به کارنامه و عملکرد خود در سالهای نه چندان دور نظری بیفکنید تا ببینید از چه کسی حمایت کرده اید و کشور را به کجا رسانده اید و چرا مردم از شما رویگردان شده اند؟ آیا دولت کریمه شما که رئیسش هر اهانتی را که می توانست به مجلستان کرد و آبروی دین و مملکت را به فروش گذاشت و شما حتی ته مانده لیوان آبش را در همین مجلستان سر کشیدید فتنه گر است یا مظلومانی که باید تاوان سیاستهای غلط شما و دولتیان فاسق و ناتوان مورد حمایتتان را بدهند؟ زهی شرم!
مجلسی را که باید در راس امور باشد و دوست شما آقای احمدی نژاد فرمایش کردند که در راس امور نیست! به خانه عنکبوت می ماند، سست و بی پایه. اگر از آئین ملک داری و حضور در صحنه های بین المللی و اخلاق و انسانیت سر رشته ای ندارید، سکوت بهتر است که “مهر بر دهان نیکوتر از گفتن نادرست است.” این چنین که شما از دین و دنیا قرائت می کنید و رفتاری که از خود به نمایش گذاشته اید جز به تباهی نمی انجامد و دور نیست که بر پیشانی همه فرزندان این سرزمین مهر فتنه گر بزنید و ریاکاری و چاپلوسی و خبرچینی را چون دوران صفوی احیا کنید تا هرکه خواست نانی به دست آورد، نه به حلال که به ریا و ربا و فساد و فحشای پنهان تن در دهد تا فتنه گرش نخوانند و از هستی ساقط نگردد.
زانکه از قرآن بسی گمره شدند
زان رسن قومی درون چه شدند
مر رسن را نیست جرمی ای عنود
چون تو را سودای سربالا نبود
“یهدی به کثیراً و یضل به کثیراً و ما یضل به الا الفاسقین”
(سوره بقره، آیه 26)
ای غافلان راه یافته! این همه عناد و لجاج نه با دولت که با قاطبه مردم است و کین ورزانه راه و روش رهبر کبیر انقلاب را هدف قرار داده اید، بیش از این خود را رسوا مسازید و دهان تعرض ببندید و دیده تفرس بگشائید و در کار توبه و آن هم “توبه نصوح” باشید که خدای عزوجل کریم و غفار است، و به دامان ملت بازگردید که طاعتی ندارید و از معصیت جان می کنید.
خواجه پندارد که طاعت می کند
بی خبر از معصیت جان می کند
گند کفر تو جهان را گنده کرد
جامه دیبای دین را ژنده کرد
امید است تدبیری اندیشیده شود تا جاهلان و غافلان و بازماندگان از رای و نظر مردم با رجوع به خود و فجایعی که در سالهای اخیر آفریدند، به عقلانیت بازگشته و یا عقلای آنان از تندروی و خودکامگی و انحصارطلبی شان ممانعت کنند تا ان شاء الله تعالی کار ملک و ملت در مسیر صلاح و راستی افتد و بیش از این مردم مجبور به تحمل سختی ها نباشند.
ای طبل بلند بانگ در باطن هیچ
بی توشه چه تدبیر کنی وقت بسیج
روی طمع از خلق بپیچ ار مردی
تسبیح هزار دانه بر دست مپیچ













