روایت نویسنده «گفتمان مصباح» از قهر ده ساله او با رهبری؛ مصاحبهای که سانسور شد
چکیده :علت آنکه بیشتر گفتگوها میان آقایان هاشمی و مصباح رد و بدل شده است، بهخاطر احتمال تأثیر بیشتر سخنان آقای هاشمی بر آقای مصباح بوده است. چرا که اولاً: روابط و همکاریهای آقای هاشمی با آقای مصباح خصوصاً در نیمهی اول دههی چهل بیش از روابط آیت الله خامنهای بود. ثانیاً: آنها همسن بودند. ثالثاً: آقای مصباح مواضع آقای هاشمی در برخورد با اشخاصی چون شریعتی را بیش از مواضع آیتالله خامنهای میپسندید. بنده زمانی با یکی از شاگردان بزرگوار آیتالله مصباح که از بزرگان جبههی پایداری هستند گفتگو میکردم؛ ایشان بر این نکته تصریح میکرد که ما در گذشته مواضع آقای هاشمی را بیش از آیتالله خامنهای میپسندیدیم چرا که آیتالله خامنهای از شریعتی دفاع سرسختانهای داشت اما آقای هاشمی موضع معتدلتری میگرفت....
رضا صنعتی، نویسنده کتاب «گفتمان مصباح» با انتقاد از سانسور بخشی از مصاحبه خود با هفته نامه پنجره، متن کامل آن را در وب سایت خود منتشر کرد. بخشی از این مصاحبه را که به خاطره آیت الله هاشمی درباره بحث او با مصباح و سپس قهر ده ساله مصباح با آیت الله خامنه ای مرتبط است، در ادامه می آید. بخشی که با رنگ قرمز مشخص شده، در هفته نامه پنجره سانسور شده است.
خاطرهای که اخیراً درباره حرام کردن مبارزه علیه شاه توسط آقای مصباح و قهر ده ساله رهبری نقل شده، مسألهی جدیدی نیست چراکه حدود 9 سال پیش همین خاطره با ادبیاتی متفاوت به نقل از آقای هاشمی مطرح بود. (ر.ک: روزنامهی شرق، 17 دی 84) در آن ایام بنده مشغول نگارش مراحل نهایی کتاب «گفتمان مصباح» بودم. چون برخی از مواضع آیتالله مصباح در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری سئوالاتی را برای بنده ایجاد کرد، برای شنیدن پاسخ آنها از دفتر ایشان تقاضای دیدار کردم.
پس از مدتی زمینهی این دیدار فراهم آمد. در آنجا پرسشهای خود را مطرح و کیفیت این ماجرا را نیز جویا شدم. توضیحات ایشان دربارهی این خاطره شبیه به همان چیزی بود که در دیدار با مرحوم عسکراولادی بیان کردهاند و اخیراً منتشر شده است. علیرغم آنکه آن جلسه ضبط شد اما بنده نتوانستم نوار آن را در اختیار داشته باشم. لذا مجبور شدم از توضیحاتی که در هفته نامهی پرتو در این رابطه منتشر شده بود در کتاب خود استفاده کنم. (ر.ک: گفتمان مصباح، گزارشی از زندگانی و مواضع علمی ـ سیاسی آیت الله مصباح یزدی، صص 100-107) چند سال بعد، دیداری با آیتالله هاشمی رفسنجانی فراهم آمد. در آنجا از ایشان نیز کیفیت این ماجرا را جویا شدم. حکایت ایشان از این ماجرا گرچه با نقل قول آقای کروبی و نیز آنچه اخیراً منتشر شده است، تفاوتهایی در برخی تعابیر داشت. اما وجه مشترک همهی آنها عدم همراهی آیتالله مصباح با انقلاب بود. من در آن جلسه اشکال کردم که اعلامیههای متعددی از سال 42 وجود دارد که حاکی از همراهی آقای مصباح با نهضت است. آقای هاشمی گفتند: بله! من هم در خاطراتم به برخی از فعالیتهای ایشان اشاره کردهام اما این مربوط به یک مقطع خاص بود و بعد ادامه پیدا نکرد. من باز اشکال کردم که حتی در سالهای 56 و 57 اعلامیههایی با امضای ایشان موجود است. آقای هاشمی پاسخ دادند: از سال 46 تا 56 چه چیزی هست؟! بعد اضافه کردند که در سال 56 و 57 خیلیها همراه شدند؛ اما از 46 تا 56 ایشان همراهی نمیکردند.
نهضت امام خمینی از سال 40 آغاز و در بهمن 57 به پیروزی رسید. ما در این فاصله فراز و نشیبهای فراوانی را شاهد هستیم. برداشت من نسبت به شخصیت آیتالله مصباح این است که ایشان بیش از هر چیز جذب ابعاد فرهنگی شخصیت امام و نهضت ایشان شدند. با تبعید امام و در دسترس نبودن ایشان کمکم گروهها و شخصیتهای پرنفوذی پیدا شدند که گرچه اهل مبارزه با رژیم بودند اما از پشتوانههای قوی اعتقادی برخوردار نبودند. اینها بهنام مبارزه، برخی از مبانی دینی و اسلامی را تحریف و تفسیر به رأی میکردند. آیتالله مصباح به عنوان شخصیتی با حساسیت بالای دینی از این وضعیت به شدت ناراحت و نگران بود؛ لذا میبینیم که در مقطعی از «دوران مبارزه»، لااقل در مقام عمل اولویت اول ایشان «مبارزه با التقاط» است. این در حالی است که قریب به اتفاق یاران امام و روحانیت مبارز، اولویت اول خود را ساقط کردن رژیم میدانستند و مشغول شدن به اموری چون مبارزه با اندیشههای افرادی چون دکتر شریعتی را خواست حکومت و انحراف از مسیر مبارزه ارزیابی میکردند. این البته تحلیل من از شرایط آن زمان است.
علیرغم اینکه آیتالله مصباح میگویند که رهبری در آن جلسه سخنی نگفتهاند اما از فحوای کلام خود ایشان نیز چنین برمیآید که رهبری با آقای هاشمی هم رأی بودهاند. چرا که آقای مصباح در سخنان خود با آقای عسکراولادی با بکار بردن فعل و ضمیر جمع میگویند: (در حال حاضر هم نمیگویم که «آنها» کار بدی «کردند». شاید «وظیفهشان» در آن شرایط همان بود.) علاوه بر این واضح است که روش مبارزاتی مقام معظم رهبری به آقای هاشمی نزدیکتر از آقای مصباح بود. اگر ایشان با آقای هاشمی همنظر نبودند که او را همراهی نمیکردند. آنها دنبال یافتن راهی برای تشدید مبارزه علیه رژیم و فعالتر کردن ظرفیت آیتالله مصباح در این راستا بودهاند. حتی بنده بر اساس برخی از قرائن معتقدم علت آنکه بیشتر گفتگوها میان آقایان هاشمی و مصباح رد و بدل شده است، بهخاطر احتمال تأثیر بیشتر سخنان آقای هاشمی بر آقای مصباح بوده است. چرا که اولاً: روابط و همکاریهای آقای هاشمی با آقای مصباح خصوصاً در نیمهی اول دههی چهل بیش از روابط آیت الله خامنهای بود. ثانیاً: آنها همسن بودند. ثالثاً: آقای مصباح مواضع آقای هاشمی در برخورد با اشخاصی چون شریعتی را بیش از مواضع آیتالله خامنهای میپسندید. بنده زمانی با یکی از شاگردان بزرگوار آیتالله مصباح که از بزرگان جبههی پایداری هستند گفتگو میکردم؛ ایشان بر این نکته تصریح میکرد که ما در گذشته مواضع آقای هاشمی را بیش از آیتالله خامنهای میپسندیدیم چرا که آیتالله خامنهای از شریعتی دفاع سرسختانهای داشت اما آقای هاشمی موضع معتدلتری میگرفت.
بنده نمیتوانم درباره ماجرای قهر ده سالهی رهبر انقلاب با آقای مصباح اظهارنظری کنم اما آقای هاشمی در آن جلسهای که اشاره کردم از تیرگی روابط مقام معظم رهبری با آیتالله مصباح پس از آن دیدار سه نفره خبر داد و گفت این وضعیت تا سال 60 که آیتالله خامنهای در بیمارستان بستری شد، ادامه داشت. پس از آن آیتالله مصباح به ملاقات ایشان در بیمارستان آمدند و کمکم روابط حسنه شد.













