سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

محصور نینوا؛ عیار حق و حقانیت

چکیده :حر به عنوان اولین شخصی که آب را بر روی کاروان حسین (ع) بست و مردان و زنان خداجوی این سپاه را با اتکا به زر و زور و تزویز دنیا محصور نینوا کرد به هنگام روز واقعه با ابراز پشیمانی از عملکرد خویش برای رفع این حصر ظالمانه به سمت اندک یاران امام حسین (ع) آمد اما بجای کینه و حب و بغض با آغوش باز و استقبال گرم اباعبدالله (ع) مواجه شد، آیا سیدالشهدا حر را وادار به توبه و پشیمانی کرده بود؟ مسلم است که نه! از نظر اباعبدالله توبه تنها میان انسان و خدای خویش بود و بس، آنچه که پدید آور این توبه شد حقانیت حرکت حسین (ع) بود و انسانیت نهفته در ذات حر، آیا امام حسین (ع) نمی توانست به صرف گذشته و حتی نام حر او را در دم محاکمه کند؟ چرا امام حسین (ع) با قصاص حر ولو بی محکمه و قاضی زهر چشمی از دشمنانش نگرفت؟ ...


امیرحسین مصلی

فارغ از تمامي جلوه هاي حماسي و مذهبي قيام امام سوم شيعيان عليه حاکم جائر زمان که سالیان سال است سینه به سینه با مراسم های سوگواری در دهه اول ماه محرم نسل به نسل منتقل می شود، باید گفت در گذر ايام مکتب عاشورا بدل به عياري براي راستی آزمايي حق و حقيقت طلبي در مناسبات سياسي و اجتماعي ايرانيان نیز شده است، بی گمان چند وجهي بودن ابعاد حماسه حسيني مهم ترين دليل اين مدعاست زیرا که در هر برهه از زمان این متر و معیار مرام و مسلک حسین و حسینیان مانند جوانمردی، اخلاقیات، آزادگی، شجاعت، مظلومیت و … بوده که سره را از ناسره جدا می کرده، اما متاسفانه اکثر مفسرين اين واقعه خاصه در تاريخ معاصر بخشي از فلسفه وجودي حرکت سيدالشهدا که با تفکرات جريان منتسب به خود همخواني بيشتري داشته است را بنا بر اهداف اين جمع مورد بازتوليد قرار داده اند و با نگاه سياه و سفيد مطلق به عاشورا و همچنین حذف یا سکوت در قبال بخش های دیگر این واقعه در صدد تزريق آن به جامعه شده اند، جالب آنکه در اين بين نيز شرح هر برش از ماجراي کربلا با شرح تفکر مخالف از اين حادثه و زمينه هاي شکل گيري اين حرکت از تفاوت هاي فاحشی برخوردار بوده است، اين موضوع هم تنها به دليل عدم نگاه عميق به ابعاد گوناگون واقعه عاشورا توسط نحله های متفاوت فکری پديد آمده که با سطحي نگري در این باب، قيام امام حسين را به اندازه خواست و باورهاي خود تقليل داده اند. به طور مثال دکتر علی شریعتی بارز ترین نمونه برای تشریح این موضوع است چرا که در سال های منتهی به انقلاب اسلامی وی برای تهیج جوانان در راستای مبارزه با رژیم ستم شاهی با الهام از واقعه کربلا نوعی از انقلابی گری پر شور اما فاقد شعور را به عناوین مختلف تدریس می کرد، با آنکه در کوتاه مدت تعالیم شریعتی به بار نشست اما به راستی این آموزه ها در بلند مدت چه ثمره ای در پی داشت؟ آیا تسامح و تساهل حسین (ع) با مخالفانش در جامعه نهادینه شده بود؟ آیا مدارا و مذاکره برای رسیدن به دستاوردی بدون خشونت که اباعبدالله تا آخرین لحظات حیات مبارک شان به عناوین مختلف از جمله در گفتگو با عمر ابن سعد بر آن تاکید داشتند نیز به مردم آموزش داده شده بود؟ آیا نصیحت توام با بخشش و گذشت امام حسین (ع) در قبال نادمان سپاه ظلم هم در میان افکار عمومی جایگاهی داشت؟ حر ابن ریاحی به عنوان اولین شخصی که آب را بر روی کاروان حسین (ع) بست و مردان و زنان خداجوی این سپاه را با اتکا به زر و زور و تزویز دنیا محصور نینوا کرد به هنگام روز واقعه با ابراز پشیمانی از عملکرد خویش برای رفع این حصر ظالمانه به سمت اندک یاران امام حسین (ع) آمد اما بجای کینه و حب و بغض با آغوش باز و استقبال گرم اباعبدالله (ع) مواجه شد، آیا سیدالشهدا حر را وادار به توبه و پشیمانی کرده بود؟ مسلم است که نه! از نظر اباعبدالله توبه تنها میان انسان و خدای خویش بود و بس، آنچه که پدید آور این توبه شد حقانیت حرکت حسین (ع) بود و انسانیت نهفته در ذات حر، آیا امام حسین (ع) نمی توانست به صرف گذشته و حتی نام حر او را در دم محاکمه کند؟ مگر با اضافه شدن یک نفر به سپاه کوچک امام حسین (ع) تغییر محسوسی برای مقابله با هزاران هزار لشگریان یزید به وجود می آمد؟ چرا امام حسین (ع) با قصاص حر ولو بی محکمه و قاضی زهر چشمی از دشمنانش نگرفت؟ جواب ساده است! امامی که به دعوت کوفیان این سفر را برای مبارزه با بی عدالتی های موجود آغاز کرده بود چطور می توانست در صحرای کربلا بدون تشکیل دادگاهی عادل مخالفانش را مجازات کند؟ چرا که فلسفه حرکت امام حسین (ع) مبتنی بر آزادی و آزادگی انسان ها استوار بود حتی که اگر دین نداشتند، این همان آمیزه هایی بود که پس شهادت امام حسین (ع) نیز با عدم همراهی امام سجاد (ع) با تشکیل حکومت اسلامی توسط مختار و قصاص قاتلان پدر بزرگوارشان در این حکومت تبلور پیدا کرد زیرا که به روایت متون تاریخی و مذهبی در نظر امام چهارم شیعیان راه کربلا آگاهی برای رسیدن به آزادی و آزادگی از بند ستم و ظلم پدید آمده از نا آگاهی ها بود و نه از میان برداشتن مخالفان به نام خون خواهی شهدای کربلا برای رسیدن به قدرت و حکمرانی. باری؛ به راستی که خلا چنین مضامینی در گفتار روشنفکران دینی از واقعه کربلا برای نیل به تغییر اساسی در ساختار جامعه بود که نتوانست آنچنان که باید شور را برای رسیدن به آرمان شهر مد نظر به سر منزل مقصود برساند که همانا شعور بود و بس، آری! بر خلاف گفته های شریعتی نه هر روزی عاشورا است و نه هر زمینی کربلا! چرا که اگر اینطور بود بنا به مختصات زمان و نوع تفکر مردم حضرت علی (ع) بیش از بیست سال در قبال نوع حکومت وقت سکوت پیشه نمی کرد و امام حسن (ع) با حاکم جائر وقت صلح به امضا نمی رساند یا امام رضا (ع) ولایت عهدی خلیفه ستمکار عصر خویش را نمی پذیرفت و همگی به سان امام حسین (ع) به جنگ یزیدیان زمان می شنافتند! حتی امام حسین (ع) هم که با تکیه بر بیعت مردم راهی کوفه شده بود هنگامی که متوجه عهدشکنی کوفیان شد قصد بازگشت به مدینه یا رفتن به سمت ایران را پیدا کرد که ظالمان نگذاشتند و این شد که امام شهادت را بجای بیعت با حاکم جائر برگزید. افسوس که عمر دکتر علی شریعتی کوتاه بود تا به دیگر زوایای قیام عاشورا نیز فارغ از عقیده خود برای حرکت به سمت سرنگونی کاخ قدرت بپردازد، یعنی آموزه هایی برای پس پیروزی و نه فقط برای سرنگونی، چرا که بسیاری هنوز درک نکرده اند که امام حسین (ع) پیروز واقعی نبرد حق علیه باطل بود و با شهادت خویش نوعی دیگر از زندگی که متفاوت از زنده بودن صرف بود را به آدمیان آموخت. شگفتا شاگردان مکتب شریعتی و حتی مخالفان این مکتب که تنها اعتقاد به حفظ ظواهر حماسه حسینی داشتند نیز بجای کند و کاو در باب چند وجهی بودن حادثه کربلا اندک آموزه های خود از امثال شریعتی ها را باز هم به اندازه قدرت و منافع خویش کوچک ساختند تا به وسیله این امر نقاط ضعف خود را بپوشانند و به نام مکتب حسین هر صدای مخالف و متفاوتی را حتی بدون شنیدن یک کلمه از آن خاموش کنند! مقصود تفکراتی هستند که با دستاویز قرار دادن این سخن امام حسین (ع) که فرمودند «من برای امر به معروف و نهی از منکر امر قیام کردم» هر آنچه که به نفع خود و محافل منتسب به خود بود را معروف عنوان کردند و هر آنچه که در تقابل با این منافع بود را منکر! و برای این امر و نهی هم هر وسیله ای را برای رسیدن به هدف توجیه کردند بی آنکه به نتیجه عکس آن توجه داشته باشند، باید از آنان پرسید که امام حسین (ع) برای مبارزه با بدحجابی زنان کوفه قیام کردند یا برای پایان دادن به فساد و ناعدالتی که در جامعه آن زمان موج می زد؟ حال در جامعه ای که فساد و ناعدالتی موج می زند آیا سخن از مبارزه با بدحجابی به نام امر به معروف و نهی از منکر آن هم به تبعیت از امام حسین (ع) بی انصافی و تقلیل این فریضه الهی نیست؟ امام حسین (ع) برای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه حج خود را نیمه تمام رها کردند، حال عده ای بنا بر مصلحت و منفعت چشم بر ناعدالتی مشهود روزگار می بندند اما نگرانند تا مبادا نیمی از زلف نسوان دیده شود! به راستی که در چنین جامعه ای باید به اصلاح امور برگشت که خواست اصلی نواده پیامبر (ص) در مکتب عاشورا بود.

منبع روزنامه روزان


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.