خواسته اهالی هنر از دولت: مقاومت در برابر فشار تندروها
چکیده : کابوس اهالی فرهنگ و هنر پایان ندارد. به نظر می رسد برای آنان فرقی نمی کند چه کسی بر مسند وزارت شان نشسته باشد زیرا در برای آنان بر پاشنه قبلی خواهد چرخید. تصمیم گیران حوزه فرهنگ در جای دیگری نشسته اند و برای اهالی فرهنگ تصمیم گیری می کنند. اجازه اکران فیلم نمی دهند. اجازه اجرای برنامه برای نوازندگان زن را صادر نمی کنند. اتفاقی که تا دیروز فقط در برخی شهرستان ها روی داده بود امروز به رویه ناخوشایند بدل شده است. به نظر می رسد تدبیر در این حوزه هنوز نفوذ نکرده است...
کلمه – گروه اجتماعی: کابوس اهالی فرهنگ و هنر پایان ندارد. به نظر می رسد برای آنان فرقی نمی کند چه کسی بر مسند وزارت شان نشسته باشد زیرا در برای آنان بر پاشنه قبلی خواهد چرخید. تصمیم گیران حوزه فرهنگ در جای دیگری نشسته اند و برای اهالی فرهنگ تصمیم گیری می کنند. اجازه اکران فیلم نمی دهند. اجازه اجرای برنامه برای نوازندگان زن را صادر نمی کنند. اتفاقی که تا دیروز فقط در برخی شهرستان ها روی داده بود امروز به رویه ناخوشایند بدل شده است. به نظر می رسد تدبیر در این حوزه هنوز نفوذ نکرده است.
حرف و سخن ها از زمانی آغاز شد که زمان اکران “عصبانی نیستم” اثر رضا درمیشیان نزدیک شد و برخی جریان های اصولگرا به بهانه این که فیلم درباره وقایع سال 88 است و نباید اکران شود اعتراض هایی را آغاز کردند. این در حالی است که این فیلم دارای مجوز بود. این اعتراض ها تا جایی پیش رفت که فیلم دیگری به جای “عصبانی نیستم” در برنامه اکران قرار گرفت. فقط این فیلم نبود نمایندگان مجلس و تندروها به فیلم “قصه ها” ساخته رخشان بنی اعتماد هم معترض بودند.
پس از آن اهالی سینما به متولیان امور سینمایی اعتراض کردند. کانون کارگردانان سینمای ایران که از صنفهای اصلی خانه سینماست، با انتشار نامهای خطاب به رییس سازمان سینمایی، از او درخواست کرد تا در برابر فشارها پیرامون توقیف فیلمها تسلیم نشود.
در نامه کانون کارگردانان خطاب به ایوبی آمده است: «متاسفانه مدتی است شاهد فشارهای روز افزون بر شما و سازمان سینمایی در رابطه با اکران چند فیلم سینمایی هستیم؛ فشارهایی که عمدتاً توسط جریانهای حاضر و غیرمسئول و خارج از روال طبیعی اعمال میشود. باور ما این است که حفظ شان و جایگاه مدیران سینمایی، وابسته به پایداری آنها بر قوانین و تصمیات اصولی است که اتخاذ کردهاند».
اعضای کانون کارگردانان خانه سینما در ادامه نامه خود نوشتهاند: «عدم نمایش فیلمهایی که دارای پروانه نمایش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند به دلیل سلایق عدهای معدود، صرفا باعث تزلزل جایگاه مدیریتی شما و ایجاد جو ناامنی در فضای سینمایی کشور میشود».
در ادامه این نامه آمده است: «ما مصرانه از شما میخواهیم تا با اجرای صریح قانون و پایداری بر تصمیماتتان و عدم تمکین در برابر خواستههای فراقانونی، فضایی امن و آرام را برای سینماگران این مرز و بوم فراهم سازید که در این مسیر، کانون کارگردانان سینمای ایران در کنار شما خواهد بود».
کارگردانان زخم خورده هستند . این وادی را خوب می شناسند. پیش از این در دوران مدیرت جواد شمقدری بر سینمای ایران بارها از این دست اتفاقات را تجربه کرده اند. علاوه بر توقیف تعدادی فیلم، نمایش چندین فیلم سینمایی مانند «پل چوبی»، «برف روی کاجها»، «من مادر هستم» و «پذیرایی ساده» با وجود داشتن پروانه نمایش، به خاطر فشارهای بیرونی با مشکلاتی مواجه شد و حتی دو فیلم «گشت ارشاد» و «خصوصی» در میانههای اکران از پرده پایین کشیده شدند.
شاید از همین روست که داریوش مهرجویی در آخرین گفت و گوی خود تند صحبت کرده است. داریوش مهرجویی گفته است: آنهایی که با تصمیمها و مجوزهای سازمان سینمایی مخالفت میکنند در واقع به نوعی ماهیت وزارت ارشاد را نفی میکنند. انگار کسی نیست که به اینها بگوید اصلا به شما چه؟ مگر تخصص دارید که درباره کیفیت یا نمایش دادن فیلمها اظهارنظر میکنید؟
این کارگردان سینما در گفتوگویی با ایسنا درباره حواشی که برخی گروهها برای اکران نشدن برخی فیلمهای مجوزدار بوجود آوردهاند، بیان کرد: در سینمای ایران روند این گونه است که هر کسی بخواهد فیلمی بسازد باید مراحلی را طی کند. نخست آنکه سناریوی خود را برای کسب پروانه ساخت ارائه کند تا توسط اعضای شورای مربوط بررسی و تصویب شود. پس از آن و هنگامی که فیلم به طور کامل ساخته شد، مجوز نمایش داده میشود و بعد ممکن است در جشنواره نمایش داده شود و حتی جایزه هم بگیرد که این اتفاق هم با نظر هیات داوران رخ میدهد و مسئله مهمتر این است که پای تمام این مجوزها مُهر و امضای مدیران سازمان سینمایی وزارت ارشاد و کارکنان مربوط درج میشود.
او ادامه داد: اما نکته اینجاست که نمیدانم چه میشود در لحظه آخر که قرار است فیلم اکران شود، عدهای مخالفت میکنند و نتیجه این میشود که انگار تمام آن امضاها و مهرها بیجهت بوده است.
این کارگردان که فیلم «سنتوری»اش هشت سال قبل در اولین روز نمایش از پرده سینماها پایین کشیده شد و اکران عمومی آن لغو شد، با تأکید بر اینکه وظیفه وزارت ارشاد احترام به مُهر و امضای کارمندان خود و حمایت از آنهاست، گفت: باید این موضوع مشخص شود که بالاخره وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد چیست، چون با اتفاقاتی که برای اکران برخی فیلمها رخ داده و مخالفتهایی که صورت گرفته و فشارهایی خارج از مجموعه وزارت ارشاد وارد میشود، پروانه ساخت و نمایش فیلمها بیاعتبار و بیمعنا میشود؛ یعنی اینکه به تمام آنهایی که ساعتها وقت صرف کردهاند، فیلمنامهای را خواندهاند، نظر مثبت خود را اعلام و مجوز صادر کردهاند توهین میشود و کارشان از اعتبار میافتد.
وی در اینباره اضافه کرده است: تمام این تصمیمات باید در حوزه وزارت ارشاد گرفته شود و هر نهاد یا وزارتخانهای خارج از وزارت فرهنگ نمیتواند در کار آن دخالت کند؛ همانطور که وزارت فرهنگ و ارشاد هیچ گاه در کار وزارتخانههای دیگر دخالت نمیکند و مثلا هنگام فرو ریختن یک پل یا پیدا شدن حفرهای در اتوبان اظهارنظر یا اقدام به اخراج پیمانکار نمیکند.
به نظر می رسد باز هم دولت مقابل چالشی قرار گرفته است که تندروها مقابل راهش قرار داده اند. چالشی جدید که شاید اگر به خواسته شان نرسند استیضاحی را رقم بزنند.













