سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هفت سؤال تاجزاده از مصباح یزدی؛ درباره استبداد دینی، نصر بالرعب، حقوق مخالفان، توجیه شرعی دروغ و …...
» روایت فخرالسادات محتشمی پور از یک ملاقات: در میانه دو عید!

هفت سؤال تاجزاده از مصباح یزدی؛ درباره استبداد دینی، نصر بالرعب، حقوق مخالفان، توجیه شرعی دروغ و …

چکیده :آقای مصباح که حرفش را پس گرفته و ضد خشونت شده، برای اثبات این که معتقد نیست برای اسکات خصم باید دروغ گفت چون معتقد به توجیه شرعی دروغ است، خوب است در موارد زیر هم موضع بگیرد و پاسخ دهد: 1- آیا نصر بالرعب را قبول دارد؟ 2- با استبداد دینی موافق است یا مخالف؟ و در صورت مخالفت مؤلفه های آن را ذکر کند. 3- آیا هنوز سازگاری اسلام و دموکراسی را نفی می کند؟ 4- نظرش در مورد حقوق و آزادی های اساسی ایرانیانی که مخالف ایشان هستند چیست؟ (مسلمان یا عرفی گرا اما ملتزم به قانون اساسی) 5- آیا معیارهای دوگانه را قبول دارد یا نه؟ 6- اقدامات خودسر و غیرقانونی انصار حزب الله و لباس شخصی ها را قبول دارد؟ 7- آیا هنوز دروغ و تهمت به دشمن را مجاز می شمارد؟...


فخرالسادات محتشمی پور در گزارشی از ملاقات خود با همسر سید مصطفی تاجزاده نوشت:

مقابل او نشسته ام و از پشت شیشه های دوجداره کابین زل زده ام به چشمانش.

می گویم: ریش هایت چرا اینقدر بلند شده ؟ می گوید: اعتراضی است! اعتراضی؟ بله در اعتراض به این که شنبه به ملاقاتم نیامدی! می گویم: ولی من که نماینده فرستادم. می خندد و می گوید نماینده ات که خیلی دوست داشتنی است اما «تو» نیامدی و من از روز پنج شنبه ی ملاقات حضوری دلم تنگ ماند تا روز شنبه ای که می دانستم نمی آیی و تا همین امروز. اخم هایم در هم می رود و با خود عهد می کنم که آن شنبه که عرفه بود و اولین ملاقات بدون حضور من بود، آخرین ملاقات بی من برای همسرجان باشد!

می خواستم به زیارت بروم با جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی در ایام عرفه و عید قربان، درست مثل سال گذشته که ناگهان راهی شدیم و سفری به یادماندنی برایمان رقم خورد با جمع یارانی هم دل و هم رأی. همه دغدغه من روز شنبه ملاقات بود که هیچ راهی برای تغییر آن نداشتم چون هیچ ارتباطی با اوین برایم وجود نداشت و تنها شماره ای که از حفاظت اطلاعات داشتم نیز پاسخ گو نبود. وقتی قرار ملاقات حضوری گذاشته شد نفسی به راحتی کشیدم و آن روز با همسرجان به قصد زیارت امام رضا (ع) وداع کردم غافل از آن که او از همان لحظه دلتنگ شنبه ملاقات خواهد شد و دلتنگ خواهد ماند تا شنبه بعدی!

مقابل او نشسته ام و از پشت شیشه های دوجداره کابین زل زده ام به چشمانش.

می پرسد همه خوبند بچه ها؟ پدر و مادر من و خودت؟ می گویم خدا را شکر. پدرجان اما بستری است در بیمارستان و ما مشغول تیمارداری هستیم به نوبت. خستگی ام را نمی توانم از او پنهان کنم و خمیازه های گاه گاه را. با نگرانی نگاهم می کند و می گوید: خسته ای؟ خوابت می آید؟ از این که نمی توانم برایش نقش بازی کنم و از این که او با تصویری که اینک از من دارد باید یک هفته تنهایی و انتظار را سپری کند سخت کلافه ام. می گویم دیشب خواب می دیدم آمده ای مرخصی اما خیلی کوتاه و من دارم چانه می زنم سر دو روز اضافی که وجودت مایه آرامش من باشد در این روزهای سخت. کاش عید غدیر می آمدی تا لااقل عیادتی از پدرجان بکنی و مادرجان پس از دو سال تو را ببیند. می خندد و می گوید تمام می شود به زودی و ادامه می دهد: از زندان پرینت آزادی ام را داده اند 28/2/1395 یعنی یک سال اضافه بر 28/2/1394 . می گویم باید بر آن دستی که تقریر نموده حکم ظالمانه را دعا کنیم یا دهانی که انشاء فرموده؟ می خندد و می گوید زبان سرخی انشاء فرموده اما از خیر خفیّ و رحمت خفیّه الهی نباید غافل بود!

حالا وقت آن است که ما را در خوب نبشته های از جراید خوانده اش شریک کند: از مقاله «تخریب ذائقه رسانه ای مردم» نوشته دکتر محسنیان راد در روزنامه ایران 6/7 می گوید و از «عهد یک مادر شهید زرتشتی با امام رضا» می گوید که گزارشی شیرین و مصاحبه با آن قهرمان مادر است در روزنامه اطلاعات 7/6

نقدهایش هم سرجای خود محفوظ است از رهبری و دیگران. می گوید: باید ابراز تأسف کنم که در پیام رهبری به مناسبت ایام حج بازهم در معرفی اسلام ناب محمدی(ص) بحث مهم حقوق و آزادی فراموش شد. مهم ترین ویژگی اسلام ناب حقوق و کرامت انسانی و آزادی است که متأسفانه در کلام ایشان نیست و شنیده نمی شود.

سردار نجات یا همان آقای زیبایی نژاد عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی قبل از انشعاب نیز برای او چهره آشنایی است و بیش از چهره اش افکار متحجرانه اش برای او خاطره انگیز است! می گوید این ها منتقد، اصلاح طلب، دوم خردادی، سبز و اخیرا حتی اصول گراهای مستقل را به چشم برانداز می بینند و این ادامه دیدگاه مشفق است که همه را جز جناح رهبری که به آن اصالت می دهد، دشمن می داند. در ادامه می گوید: این سردار نجات اگر همان زیبایی نژاد معروف باشد، باید بگویم اول انقلاب یعنی سال 58 که عضو سازمان بود از اختلافات ما با او این بود که می گفت چون برده داری در قرآن آمده پس مجاز است و ذوالقدر عضو دیگر سازمان در آن زمان، که از نظر فکری لیدر جریان راست در سازمان بود و دفاع از بهشتی در برابر بنی صدر را از باب دفع افسد به فاسد مجاز می شمرد نه به خاطر خود او و دیدگاه هایش، زیبایی نژاد یا همین سردار نجات را نفی می کرد و زیبایی نژاد هم او را التقاطی می دانست چون برده داری را منسوخ شده می دانست. همسرجان این خاطرات دور را می گوید تا ما را با سابقه و درجه تحجر صاحبان این طرز تفکر آشنا کند. دستش درد نکند!

نقد دیگرش باز هم به رسانه میلی است می گوید در مقاله ای خواندم که حذف سازهای ایرانی در تلویزیون اثرش این است که جوانان فقط با سازهای غربی که در ماهواره و اینترنت می بینند آشنا هستند و سازهای ایرانی را نمی شناسند چون آن ها را ندیده اند! در نتیجه با حذف ساز از نمایش موسیقی ایرانی قرائت های گوناگون از قرآن کریم جای آن را نگرفت بلکه سازهای غربی جایگزین شدند و این جای تأسف دارد! هم چنین حذف واژه عشق از ادبیات و متون و مقالات نیز به ترویج ولنتاین غربی منجر شد که جای عشق ورزی ایرانی و وطنی را گرفت. الحمدلله جای شکرش باقی است که روندی که ابتدای انقلاب آغاز شده بود و داشت منجر به حذف و سانسور حافظ و غزلیات و اشعار او می شد که خوشبختانه آن روند متوقف شد و اندک اندک جمع مستان شجریان رسید تا انتشار آن انقلاب و ولوله ای در عالم هنر و نزد فرهنگ و هنر دوستان ایجاد کند.

و بالاخره نوبت به مصباح می رسد که یار دربند روزه دارمان تحسینش کند که از خشونت برائت جسته علیرغم این که در دوره اصلاحات در سخنرانی پیش از خطبه ها بر خشونت در اسلام تأکید می ورزید و البته همان ایام (یعنی شانزده سال پیش) پاسخش را از همسرجان شنیده بود. می گوید: حالا که مصباح حرفش را پس گرفته و ضد خشونت شده برای اثبات این که معتقد نیست برای اسکات خصم باید دروغ گفت چون معتقد به توجیه شرعی دروغ است، خوب است در موارد زیر هم موضع بگیرد و پاسخ دهد:

1- آیا نصر بالرعب را قبول دارد؟

2- با استبداد دینی موافق است یا مخالف؟ و در صورت مخالفت مؤلفه های آن را ذکر کند.

3- آیا هنوز سازگاری اسلام و دموکراسی را نفی می کند؟

4- نظرش در مورد حقوق و آزادی های اساسی ایرانیانی که مخالف ایشان هستند چیست؟

(مسلمان یا عرفی گرا اما ملتزم به قانون اساسی)

5- آیا معیارهای دوگانه را قبول دارد یا نه؟

6- اقدامات خودسر و غیرقانونی انصار حزب الله و لباس شخصی ها را قبول دارد؟

7- آیا هنوز دروغ و تهمت به دشمن را مجاز می شمارد؟

مقابل او نشسته ام و از پشت شیشه های دوجداره کابین زل زده ام به چشمانش.

می گویم: باید چشمانت را طبیب معاینه کند حالت چشم چپت با چشم راست تفاوت دارد. می گوید: ولی خوب است اوضاع چشمانم جای نگرانی نیست. اصلا این روزه ها به من ساخته است باور کن! روزه های اعتراضی دارد به چهارمین سال نزدیک می شود…

مقابل او نشسته ام و از پشت شیشه های دوجداره کابین زل زده ام به چشمانش.

ناگهان خیره نگاهم می کند و می گوید: تا به حال دقت نکرده بودم که وقتی نگاهت می کنم انگار خودم را در شیشه عینکم که بر چشمان تو منطبق شده است، می بینم. راستی چقدر این عینک به تو می آید!

می گویم این ها اثرات عرفان است که هرچه بیشتر می گذرد تو را بیشتر احاطه می کند! می گوید از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است:

ما بر آریم شبی دست و دعایی بکنیم

غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی

تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم

مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نی

کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم

پرده فرو می افتد…

کام شیرین از حضور کوتاه و موقت یار دوباره به تلخی میل می کند…


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.