سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

درباره «مبناهای تئوریک داعش»

چکیده :در شرايطي كه فرزندكشي براي خدا سنت جاهليت بوده خداوند با نداي خود حقوق بشر را در آن شرايط ظلماني بنيان گذاري كرده است و در آيه ۱۰۳ آل عمران[۵] مطرح مي كند كه تمامي انسانها اعم از كافر و منافق و يهودي و ... و حتي انسانهاي شيطان صفت مي توانند در خانه خدا يعني خانه مردم بيايند و تردد داشته باشند و با هم گفتگو و تعامل داشته باشند....


لطف الله میثمی

ملاحظاتی درباره مطلب  «از فقیهان بپرسید»  نوشته محمد مجتهد شبستری

نخست. كلام و فقه برساخته بشر است آن هم بشري كه متكي به فلسفه و منطق يونان است و نه اينكه مبتني بر نحوه نگارش ديني و وحياني باشد براي نمونه

الف) ۹۰% بحث هاي كلامي حوزه علميه حول اثبات خداست كه ربطي به قرآن و دين ندارد بلكه منشا بسياري از سركوبگري‌ها و استبدادهاست به طوري كه انسان را «خود‌خدابين» مي كند و به نوعي از فاشيسم غيرمبتني بر انحصارات اقتصادي مي رساند كه خود بسيار خطرناك است.

ب) فقه ما مبتني بر اصول فقه و اصول فقه مبتني بر منطق يوناني- غربي ارسطو است كه ربطي به قران و دين ندارد و همانطور كه مي دانيم حتي مفسرين بزرگ ما هم منطق ارسطو را كليد فهم همه چيز از جمله قرآن مي دانند. مرحوم آيت الله آذري قمي كه دو دوره رئيس جامعه مدرسين قم بودند در برابر سوالات ما گفتند مبناي اصول فقه منطق ارسطوست و اگر كسي بتواند منطق را رد كند_ كه نميتواند_ اصول فقه به هوا مي رود.

دوم. گفته شده در دين« اوامر و نواهي ثابت و ابدي وجود دارد كه بايد در همه زمانها آن را اجرا و بكار برد» اما مي بينيم كه قرآن چيز ديگري مي گويد و متاسفانه به آن توجه نمي شود. براي نمونه

الف) قران محكم و متشابه دارد[۱]، قرآن ناسخ و منسوخ دارد[۲] و مرحوم طالقاني در تفسير آيه ۷ آل عمران و ۱۰۶ بقره حق مطلب را ادا كرده است و عنصر زمان در متن دين و همچنين تكامل محوري فهم قران را مطرح مي كند و حتي مي گويد شكل حكومت در قرآن نيامده بلكه شكل حكومت تابعي است از درجه تكامل اجتماعي جامعه، همچون شركت حضرت يوسف در يك كابينه بت پرست و مرحوم مصدق در يك نظام فئودالي شاهنشاهي وابسته به انگليس و خلاصه اينكه قرآن «راه رشد» را مطرح مي كند نه شكل حكومت را.

ب) قرآن براي تمامي اوامر و نواهي فلسفه و عقلانيتي را مطرح كرده است كه بطور مثال توشه گيري اينجانب از آيه ۲۱۹ سوره بقره اين مطلب را مي رساند[۳].

ج) اگر احكام قرآن ابدي باشد بنابراين بايستي شكل طلاق ظهار در سوره مجادله را همچنان بپذيريم و گاهي هم شراب بخوريم و گاهي هم ربا و حقوق زن را هم رعايت نكنيم و …

اينها احكامي هستند كه در طول ۲۳ سال در برهه اي به آن عمل مي شد.

د) به جاي اينكه روند احكام طي ۲۳ سال را ادامه دهيم معلوم نيست چرا به دام فيكسيزم و ثبات احكام افتاده ايم. پس روح يابي احكام چه مي شود؟ تعجب اينجاست كه حتي به تلاشهاي طالقاني هم توجه نشده است. ايشان مي فرمايد هدف از اجراي احكام رشد عقول است در جاي جاي قرآن آمده كه احكام براي نزديك تر شدن انسان به خداست.

سوم. در قرآن حقوق بشر در اوج خود مطرح شده است. بطوري كه ابراهيم هم بخاطر خدا مجاز نبود فرزندش را بكشد و در پرتو تسليم ابراهيم و اسماعيل به خداوند، خدا آنها را از اين كار برحذر داشت. فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِین وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبينُ وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظيمٍ [۴]

مي بينيم در اينجا در شرايطي كه فرزندكشي براي خدا سنت جاهليت بوده خداوند با نداي خود حقوق بشر را در آن شرايط ظلماني بنيان گذاري كرده است و در آيه ۱۰۳ آل عمران[۵] مطرح مي كند كه تمامي انسانها اعم از كافر و منافق و يهودي و … و حتي انسانهاي شيطان صفت مي توانند در خانه خدا يعني خانه مردم بيايند و تردد داشته باشند و با هم گفتگو و تعامل داشته باشند.[۶] ديگر اينكه شيطان هم خالقيت خدا را قبول دارد و فرعون و نمرود و كافر و منافق هم خالقيت خدا را قبول دارند و بشر جايگاهي دارد به نام مخلوق بودن و لذا هيچ بشري نبايد حذف شود و هيچ شهروند درجه يك و درجه دومي در چنين نظامي مطرح نيست و تعريف بشر در مدينه فاضله يونان و بشر در ماركسيسم نقد بنيادي شده و بشر به ما هو بشر در قرآن مطرح مي شود.

چهارم. قرآن در آيه اي مي فرمايد واي بركساني كه مطالب برساخته خودشان را به نام خدا مطرح مي كنند[۷]. معلوم نيست چرا نويسنده بحث هاي كلامي و فقهي را كه برساخته بشر است و ربطي به خدا و دين ندارد، استنادش را به خدا تاييد مي كند و از اين طريق با بنيادگرايان سنخيت پيدا ميكند.

حتي آيت الله جوادي آملي در باب مهجور بودن قرآن در حوزه هاي علميه بحثي دارد و كتاب مختصري در اين زمينه چاپ كرده و مي گويد آنچه در حوزه آموزش داده مي شود همه از مقوله علوم اند مانند علم منطق علم صرف و نحو و عروض و بيان و اصول فقه. و حتي منطق را دانش بنيادين كليه علوم و فلسفه‌ها ميداند ايشان اضافه مي كند آنچه در حوزه هاي علميه مطرح است تفقه در علوم است و نه تفقه في الدين است.( تفقه در ذات دين كه تفقه در توحيد و نبوت و معاد مي­باشد)

نويسنده معتقدند كه آنچه علماي دين مطرح مي كنند عين دين است ولي اين سوال مطرح است كه آيا تفقه در علوم قديمه كه همگي ساخته بشر( منهاي نحوه تگرش دين و وحي ) است عين دين و قرآن است؟

پنجم. در سال۱۳۳۹ كه انجمن هاي اسلامي دانشجويان با مسئوليت حنيف ن‍‍ژاد سازمان دهي و سراسري شد، گفته شد كه جايگاه انجمن در فضاي اسلامي آن وقت ۲ مولفه دارد. مولفه اول قرآن مداري كه در حوزه هاي علميه باب نبود و درس رسمي حوزه‌ها نبود و دوم احكام اجتماعي قرآن كه ۱۷ برابر احكام فرعي و فردي قرآن است. ملاحظه مي كنيم كه يك تفكر و جريان با تكيه بر قرآن و نقد آموزشهاي جاري به رشد و گسترش خود ادامه داد و با الهام از پرتويي از قرآن و آموزه هاي مسجد هدايت به پيروزي انقلاب منجر شد و انقلاب به سرعت صاحب قانون اساسي شد كه حتي ولايت فقيه هم مشروط به پذيرش عامه ملت شد[۸] و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي«ميزان را راي مردم» دانست و در خرداد ۹۲ اين نظريه باروري جديدي يافت كه «حق الناس بالاتر از حق الله» است كه اميدواريم به آن عمل شود. اما متاسفانه جريان ديگر با تنگ نظري و دست گذاشتن روي عقب افتادگي فقهي و فقه مصطلح و فردي و فرعي كه نارسايي آن بارها اعلام شده را اصالت داده و عين دين مي دانند و اينكه همه مسلمانان از جمله طالقاني و الگوي قانون اساسي و … همه عين داعش اند و اين در حالي است كه در شرايط فعلي جامعه ما حتي بازجوهاي وزارتخانه كه بايستي بازوي قانون اساسي باشند اين قانون اساسي را سندي برانداز مي دانند و شعار اجراي بدون تنازل قانون اساسي را (كيهان) عين فتنه مي دانند. به كجا مي رويم؟ اميدوارم با اين مختصر برخورد فعال شود و پيشنهادات و انتقادات را برايم ارسال فرماييد.

[۱] رجوع شود به كتاب زمان در متن دين گردآوري لطف الله ميثمي و همچنين توشه گيري آيت الله طالقاني از آيه ۷ و ۸ سوره آل عمران در تفسير پرتويي از قرآن.

[۲] رجوع شود به« تكامل و شكوفايي جوهرنسخ » لطف الله ميثمي چشم انداز شماره ۳ كه مورد تاييد كامل زنده ياد دكتر سحابي نيز بود.

[۳] علاقه مندان مي توانند براي دريافت اين مطلب با من تماس بگيرند.

[۴] آيه ۱۰۳ تا ۱۰۷ سوره صافات

[۵] إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمينَ (۹۶ بقره) در حقیقت ، نخستین خانه‌ای که برای [ عبادت ] مردم ، نهاده شده ، همان است که در مکه است و مبارک ، و برای جهانیان [ مایه ] هدایت است.

[۶] رساله حقوق ايت الله العظمي منتظري در تفسير آيه ۱۲۶ بقره

[۷] فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ (۷۹ بقره)

[۸] در نظام قانون اساسي فقيه هر چند براي خود و پيروان خود اختياراتي دارد ولي وقتي بخواهد نظرش در عرصه اداره مملكت اجرايي شود بايد مشروط به راي مردم باشد و اين چيزي است كه مرحوم امام و آيت الله بهشتي و بسياري از فقهايي كه قانون اساسي را امضا كردند به آن معتقد بودند و در مذاكرات مجلس خبرگان قانون اساسي هم مندرج است.

نقل از: جرس


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.