بیستمین روز اعتصاب غذای دراویش زندانی/ درخواست خانوادههای زندانیان برای «آخرین ملاقات»
چکیده : آنچه باعث شد دراویش در همبستگی با همفکران خود پا را فراتر گذاشته و تصمیم به اعتراض و تجمع کنند، بی توجهی به وضع دراویش زندانی و عدم رسیدگی به درمان است که، خانواده ها و همفکران شان را بسیار نگران کرده است. دراویش گنابادی در زندان فشارها و سختگیری هایی را تحمل می کنند که هیچ کس پاسخگوی آنان نیست. از طرف دیگر خانواده آنان از زمان شروع اعتصاب عزیزان خود را ملاقات نکرده اند و دیدار با آنان اولین خواسته خانواده هاست...
کلمه – گروه خبر: اعتصاب غذای دراویش گنابادی زندانی در زندان های اوین و شیراز به بیستمین روز خود رسیده و حالا 1500 درویشی که پیش از این در کمپینی اعلام آمادگی کرده بودند در همبستگی با زندانی ها بروند اوین، در بیانیه ای از دادستانی خواسته اند تا آنان را هم زندانی کنند.
در بیانیه خود آورده اند که فردا شنبه مقابل دادستانی تجمع خواهند کرد.
آنچه باعث شد دراویش در همبستگی با همفکران خود پا را فراتر گذاشته و تصمیم به اعتراض و تجمع کنند، بی توجهی به وضع دراویش زندانی و عدم رسیدگی به درمان است که، خانواده ها و همفکران شان را بسیار نگران کرده است. دراویش گنابادی در زندان فشارها و سختگیری هایی را تحمل می کنند که هیچ کس پاسخگوی آنان نیست. از طرف دیگر خانواده آنان از زمان شروع اعتصاب عزیزان خود را ملاقات نکرده اند و دیدار با آنان اولین خواسته خانواده هاست.
صبح ، سه شنبه ۲۵ شهریور، نیروهای امنیتی زندان اوین با یورش به بند ۴ – محل نگهدارى حمیدرضا مرادی – تخت و وسایل این درویش ۵۲ ساله را که در اعتصاب غذا به سر میبرد، به اسم بازرسی، متلاشی کردند.
یکى از هم بندیان آقای مرادی به مجذوبان نور گفته است: آقای مرادی اعتصاب غذا هستند. ۱۲ کیلو وزن کم کردهاند و از شکم درد شدید رنج میبرند. این ماموران که به بند آمدند فکر کردیم به خاطر وضعیت جسمی ایشان آمدهاند و میخواهند به زور او را به بهداری ببرند، اما در کمال ناباروی دیدیم قصدشان رسیدگی پزشکی نیست بلکه به اسم بازرسی به تخت آقای مرادی حمله کردند و به وسایلش عامدانه آسیب زدند.
نگرانی از سلامت اعتصاب کنندگان در زندان
دراویش زندانی در حالی به اعتصاب غذای خود ادامه می دهند که ازبیماری های جسمانی رنج می برند و همین باعث نگرانی شدید خانواده های آنان شده است.
حمیدرضا مرادی٬ فعال زندانی حقوق دراویش گنابادی، از بیماری قلبی رنج میبرد. آقای مرادی که به تازگی مورد عمل جراحی قلب قرار گرفته، بعد از آنکه از بیمارستان شهدای تجریش به بند ۴ اوین انتقال یافت، همراه با ۸ درویش محبوس در زندان اوین و زندان نظام شیراز دست به اعتصاب غذای جمعی زده و اینک 18 روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد.
کاهش وزن بالای ١٠ کیلوگرم، افت فشار خون، سرگیجه، اختلالات ادراکى و کلامى و ناراحتىهای قلبی و گوارشی، از جمله عوارض جسمى پانزدهمین روز اعتصاب غذاى دراویش زندانى بوده است.
سایت مجذوبان نور گزارش داده که آقای کسری نوری به اختلال در تکلم و ضعف عمومی، آقایان مرادی و کرمپور به ترتیب به کاهش وزن ۱۲ و ۱۴ کیلویی، و درد در ناحیه شکم و قلب و حالت تهوع، آقای اسلامى به حاد شدن سردردهاى میگرنى و قلبی، آقای یداللهی به کاهش وزن شدید و خونریزى داخلی ناشى از تشدید بیمارى رودوی، آقای عبدى به افت فشار خون و سرگیجه، آقایان انتصاری و دانشجو به ضعف جسمانى و شدت گرفتن بیماری تنفسی و آقای بهروزی به ناهشیاریهاى موضعی دچار شدهاند.
این دراویش به رغم درد و ضعف ناشی از این اعتصاب غذا، از اعزام به بهداری توسط مسوولان زندان خودداری کرده و اعلام کردهاند، مادامى که در هوشیاری باشند، پا به بهداری نخواهند گذاشت.
هیچ مسوولی پاسخی نمی دهد
همسر امیر اسلامی، یکی از دراویشی که از ۹ شهریور ماه در اعتصاب غذا به سر می برند به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که در این مدت به همراه سایر خانواده های دراویش چندین بار به زندان اوین و دفتر دادستانی رفته و در آنجا در نسبت به «عدم پاسخگویی مسولان به خواسته های زندانیان» اعتراض کرده اند با این حال هیچکدام از مسئولان تاکنون پاسخی نداده اند. این در حالیست که به گفتۀ خانم اسلامی وضعیت این دراویش پس از گذشت دو هفته از آغاز اعتصاب غذا از سوی هم بندی هایشان بسیار نامناسب اعلام شده است.
همسر امیر اسلامی به کمپین گفت که ۹ درویش زندانی تا رسیدگی به خواسته هایشان«آزادی کامل جامعۀ درویشان از زندان، رفع نگاه امنیتی، و پاسخ گویی صریح مسولان کشور به سالها نقض حقوق دراویش» به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد.
مریم شیرینی با اظهار اینکه دراویش علاوه بر اعتصاب غذا، خود را از ملاقات با خانواده هایشان هم محروم کرده اند به کمپین گفت: «ما در روزهای ملاقات که به زندان می رویم آنها برای ملاقات به سالن نمی آیند. بنابراین ما از زمان آغاز اعتصاب غذا تا کنون هیچ اطلاعی از آنها نداریم، اما هم بندی هایشان می گویند وضعیت جسمی آنها بسیار نامناسب است. همسر من بیماری قلبی دارد. آقای دانشجو و آقای مرادی نیز تازه از بیمارستان بازگشته بودند و بیمار هستند. ما نگرانیم.»
هشت درویش گنابادی در زندان اوین و یک نفر درویش گنابادی در زندان عادل آباد شیراز از روز ۹ شهریور ماه در اعتراض به وضعیت نامناسب نگهداری در زندان و همچنین فشارهای اعمال شده بر جامعۀ دراویش دست به اعتصاب غذا زده اند. اسامی این نه زندانی عبارت است از حمید رضا مرادی، مصطفی دانشجو، فرشید یداللهی، افشین کرم پور، امیر اسلامی، امید بهروزی، رضا انتصاری، مصطفی عبدی و کسری نوری.
مریم شیرینی با اظهار اینکه حتی حقوق اولیه دراویش زندانی نیز رعایت نمی شود به کمپین گفت: «پس از گذشت سه سال زندان هنوز حکم همسرم و بقیه وکلای درویش قطعی نشده است. آنها در دادگاه بدوی مجموعا به ۶۰ سال حبس محکوم شدند. آنها اعلام کردند چون دادگاه انقلاب را صالح رسیدگی نمی دانند تقاضای تجدید نظر نخواهند کرد. با این حال از آن موقع تا به حال مسولان حکم قطعی را اعلام نکرده اند. یعنی هنوز مشخص نیست که این حکم ها تایید و قطعی شده و یا نقض شده است. حتی به اعتراض وکلای این دراویش هم پاسخی داده نشده است.»
صدیقه خلیلی، همسر حمیدرضا مرادی، یکی از وکلا درویش زندانی در گفتگویی با کمپین در تاریخ ۲۱ شهریور ماه مسئولیت سلامتی این دراویش را به عهده دولت گذاشت و گفت: «اگر اتفاقی برای یکی از دراویش در زندان بیفتد مسئولان مطمئن باشند که جامعۀ دراویش ایران ساکت نخواهند نشست.»
به گزارش سایت مجذوبان نور، پایگاه خبری دراویش گنابادی، این ۹ درویش زندانی در روز ۱۷ شهریور ماه وصیت نامه ای منتشر کرده اند که در آن نوشته شده است: «این بار برای مرگ آماده ایم و وصیت نامه مان را هم نوشته ایم.»
این دراویش در بخشی از وصیت نامۀ خود نوشته اند: «خواستۀ ما از اعتصاب غذا نه اعزام به بیمارستان، نه با هم بودن در یک بند، نه بازگشت به بند ۳۵۰، نه برداشتن اجبار استفاده از لباس زندان، نه بازگرداندن دراویش از انفرادی به بند عمومی، نه دادرسی عادلانه، نه هیچ یک از حقوق حداقلی است که در قانون برای یک زندانی در نظر گرفته شده، و نه حتی آزادی از زندان است.»
هشت درویش گنابادی که در زندان اوین دوران حبس خود را طی می کنند در اواخر مرداد ماه امسال به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی بدون دلیل مشخصی از بند ۳۵۰ به بندهای دیگر از جمله قرنطینۀ زندان اوین منتقل شدند که به گفته خود زندانیان فاقد امکانات حداقلی برای زندگی طولانی مدت است. خانم خلیلی دلیل جدا کردن این هشت زندانی درویش از یکدیگر را «ترس از با هم بودن دراویش» می داند و می گوید:«آنها نزدیک به ۴ سال در بند ۳۵۰ با هم بودند. اکنون آنها را از هم جدا کردند چون از اتحاد دراویش می ترسند. ما حتی نمی دانیم الان هر کدامشان در کدام بند هستند و وضعیت شان چگونه است.»
حمیدرضا مرادی، مصطفی دانشجو، امیر اسلامی، رضا انتصاری ، افشین کرم پور، فرشید یداللهی و امید بهروزی از وکلای دراویش گنابادی هستند که شهریور ماه سال ۱۳۹۰ دستگیر شدند و چندین ماه در شرایط سخت در سلول های انفرادی اوین بازجویی شدند. آنها به اتهامات نشر اکاذیب در سایت مجذوبان نور(پایگاه خبررسانی دروایش)، تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی مجموعا به ۶۰ سال حبس محکوم شدند. همچنین مصطفی عبدی، درویش گنابادی در سال ۱۳۹۰ به اتهام اجتماع و تبانی بر علیه امنیت کشور از طریق فعالیت در سایت مجذوبان نور دستگیر شد و در نهایت به سه سال حبس محکوم شد.
کسری نوری، ۲۳ساله، درویش گنابادی، از گردانندگان سایت خبری مجذوبان نور و عضو ستاد انتخابات ریاست جمهوری مهدی کروبی در سال ۱۳۸۸ بود که در سال ۱۳۹۰ به اتهام همکاری با سایت مجذوبان نور، تبلیغ علیه نظلم و اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد و در نهایت به ۴ سال و ۴ ماه حبس محکوم شد. او هم اکنون در زندان عادل آباد شیراز است.
اقدامی عملی برای همبستگی با یاران در بند
وقتی روزهای اعتصاب از دهه گذشت و هیچ کس پاسخگو نشد، دراویش تصمیم گرفتند خود حرکتی انجام دهند. آنان تصمیم گرفته اند فردا مقابل دادستانی تجمع کنند. آنان دراین باره بیانیه ای هم منتشر کرده اند.
در بخشی از این بیانیه آمده است:
” نَه ۱۸ روز اعتصاب غذای یک عده درویش بیآزار در زندانهای این مملکت که جانشان را برای احقاق حقوقشان کف دست گرفتهاند، نه نامهنگارهای متعدد به مسوولان کشور برای پایان دادن به ظلم بر اهل عرفان، نه مراجعه پیاپی خانوادههای زندانیان به مقامهای قضایی برای تمام کردن ستمهای مضاعف بر زندانیانشان، نه گفتوگوهای رودرو، نه وساطتها و میانجی فرستادنها، هیچکدام حتی از مدخل گوشهایی که به عمد بر ما بسته شدهاند، نگذشت.
اینک دیگر وقت آن رسیده است که آنچه را وعده داده بودیم عملی کنیم. خانوادههای وکلای زندانیمان اعلام کردهاند برای درخواست آخرین ملاقات با عزیزان زندانیشان که در نتیجه اعتصاب غذا، خطر مرگ و بیماریهای جدی تهدیدشان میکند، مقابل دادستانی حاضر خواهند شد. ما نیز آن روز با چشمها و دستهایی که با پارچههای سفید بسته شدهاند، مقابل دادستانی حضور یافته، از آن مرجع قضایی خواهیم خواست که حکم زندان همهمان را صادر کند، زیرا حرف و خواستهٔ ما همان حرف و خواسته برادرانمان است و اگر چنین حرف و چنین خواستهای حکم زندان دارد، این حکم باید به تساوی شامل حال همهٔ ما شود.
اما!
نکاتی هست که باید مطمح نظر شما بزرگواران قرار بگیرد:
این کمپین، به طور خودجوش و برای احقاق حقوق اجتماعی ما پیروان طریقت و عرفان ایجاد شده است و بنابراین نه علت تشکیل، نه خواستهها و برنامهها و نه اهداف آن، به هیچ وجه ارتباطی با مکتب درویشی و به تبع آن بزرگان، مشایخ و مربیان معنونی سلسله شریف نعمتاللهی گنابادی نداشته و ندارد. کسی برای انجام وظیفه اجتماعی و احقاق حقوق شخصیاش نیاز به اجازه و دستور ندارد. بنابراین ارتباط دادن آن به بزرگان و مشایخ مکرم، حرفی بیراه است.
این کمپین تنها یک خواسته دارد. یا همهٔ ما را بازداشت و زندانی کنند و یا به صراحت، خواستههای برادران زندانیمان که برداشتن نگاه امنیتی از اهل عرفان و تصوف و پایان دادن به حملات طراحی شده به دراویش گنابادی در اقصانقاط کشور است، تامین شود و آنها از اعتصاب غذایی که جسمشان را در معرض مرگ و بیماری قرار داده است دست بردارند. بنابراین، اعضای کمپین، نه مذاکرهکنندهای دارند و نه به قصد مذاکره اجتماع کردهاند و نه هیچ بزرگ و کوچکی را نماینده خود میدانند. خواستههای ما و مطالبی که باید میگفتیم، در نامههای متعددی که به مسوولان نوشتهایم، گفته شده است. اگر قرار بر شنیدن بود، در این ده سال باید شنیده میشد.
شعار تصوف، صلح و برادری و دوستی است. جنگ و جدال و خونریزی میراث آنهاییست که از کتاب خدا، کشتن و خونریختن و زندان ساختن و حد زدن و تحدید کردن و ارعاب آفریدن استخراج کردهاند تا از این رهگذر، خواستههای دنیوی خویش را محقق کنند. ما اهل تصوف سخنی جز صلح و پیامی جز برادری و هدفی جز دوستی نداریم.
چنانچه در بندهای قبل اشاره شد، هیچ یک از ما بر پا نخواهیم ایستاد. بلکه مینشینیم و سرهامان را پایین میگیریم. اینکه بخواهند عدهای را بکشند، یا زخمی کنند، یا زیر ضربات باتوم و قمه شرحهشرحهمان کنند هیچ دور از اندیشه نیست، همانطور که در حسینیههای قم و اصفهان و بروجرد بر سرمان آوردند و با تفنگهای کبک کش و قمههای آخته و لولههای فلزی تن و بدن فقرای الیالله را دریدند، بنابراین نه هیجان زده و نه عصبی خواهیم شد و نه ذرهای از جایمان تکان میخوریم. اینجا ما یک خواسته داریم. بازداشت و زندانی شدن و یا: پایان دادن به این بدبینیها به اهل عرفان. پایان دادن به ستمها بر رهروان علی و امامان معصوم و بزرگان زندهنگهدارندهٔ سیرهٔ ایشان.
و در آخر هم زمان حضور در مقابل دادستانی ساعت ۱۱ ظهر روز شنبه ۲۹ شهریور خواهد بود. “













