حسین علیزاده؛ شهروندی ِ فعال و حمایت منتقدانه از دولت
چکیده :پنج محور تاکیدی که این روزها استاد علیزاده نه فقط در تهران بلکه در جریان تور کنسرت هایش در سراسر کشور بدان ها می پردازد نشان از آن دارد که چگونه یک چهره برجسته فرهنگی، همچون یک فعال مدنی و مصلح اجتماعی عمل می کند. ظرایف و نیازهای روز را می شناسد، آنجا که باید با دولت اعتدال همراهی و همرایی می کند. این استاد موسیقی خیلی بهتر از بسیاری از سیاسیون معنای شهروندی فعال و حمایت منتقدانه را درک و عملی کرده است....
کلمه – پیام رهجو:
“…میخواهم ببینم در چنین شرایطی معنی قانون چیست؟ به نظر من قانون را، قانون گذاران میشکنند….”
گوینده عبارت بالا یک زندانی سیاسی نیست، از مخالفان و یا منتقدان سیاسی حکومت نیست، حقوقدان هم نیست، چپی یا راستی یا معتدل هم نیست.
گوینده، “حسین علیزاده” است. اجازه بدهید برگردیم به جمله قبل و عنوان “استاد” را نیز آنجا اضافه کنیم. استاد برجسته موسیقی ایرانی که از چنان شأنی در عرصه هنر این وطن برخوردار است که او را فراتر از نوازنده ای چیره دست و یا آهنگسازی با سابقه، باید در جایگاه شخصیتی فرهنگی و ملی دید که دغدغه هایی فراتر از حوزه کاری خویش دارد.
استاد علیزاده این روزها متین، منطقی و با صلابت انتقاد می کند. او آشکارا دست بر روی یک دمل چرکین فرهنگی گذاشته است و آن هم چیزی نیست جز “نگاه داعشی به فرهنگ و هنر” و از جمله موسیقی. علیزاده البته تازه از راه رسیده نیست. او صاحب درکی عمیق از جامعه خویش است و از پیش از انقلاب همراه با تحولات سیاسی و اجتماعی بوده است.
علیزاده ای که همین اردیبهشتماه از سوی حسن روحانی در نهاد ریاست جمهوری، رسما مورد تجلیل قرار گرفت، حالا انتقاد دارد، گرچه تصریح می کند که “اپوزوسیون” نیست. اما محورهای اعتراضی و تاکیدات این هنرمند برجسته و چهره ملی چیست:
۱- قانون و قانونگرایی:
در ۱۲ مردادماه استاد علیزاده می گوید :”ما وزارتخانهای به نام فرهنگ و ارشاد اسلامی داریم که منجی چنین مسائلی است و باید از هنرمند حفاظت کند. قانون مدارترین آدمها در این کشور هنرمندان هستند که به پاس احترام به قانون فقط با مجوز فعالیت میکنند، زیرا یا باید با این شرایط کار کنیم یا از مملکت بروی که البته من هیچ وقت به این دومی فکر نکردهام. من اینجا را خانه و کشور خودم میدانم … وزارت ارشاد باید مجوزهایش در کل کشور معتبر باشد. اما متاسفانه این طور نیست. وقتی پایت را از تهران بیرون میگذاری. همه چیز ناامن میشود. آدمهایی که ذیصلاح نیستند، در کار دخالت میکنند که البته ما اجازه دخالت نمیدهیم…”
او در ۲۳ شهریور ماه نیز می گوید: ” در ایران هنوز به بلوغ دموکراتیک و احترام به نظرات همدیگر نرسیدهایم و هر کس حرف خود را میزند. اگر در قانون ممنوعیتی آمده و تصویب شده به آن احترام بگذاریم ولی اگر در قانون نیامده و سلیقه شخصی است آن را اصلاح کنیم…”.
۲- مخالفت با سانسور
علیزاده یازدهم شهریورماه هم در لرستان می گوید: “مفهوم واژه ارشاد از نظر من چیزی جز “ممیزی” نیست. هنرمند باید خودش مردم را ارشاد کند و نیازی به اداره ارشاد ندارد… بزرگانی مثل استاد شکارچی و… که مردم دوستشان دارند باید مجوز برگزاری برنامه داشته باشند نه اینکه یک کارمند ساده جلوی این کارها را بگیرد..”.
وی چندی قبل تر هم در مردادماه گفته بود: ” هنرمندانی هستند که تمام تلاششان را میکنند برنامهای برای مردم اجرا کنند اما مسئولین هستند که تمام تلاششان را به کار میگیرند تا این برنامهها نباشد…”
۳- مخالفت با تبعیض جنسیتی
در سخنرانی های هفته های گذشته در نقاط مختلف کشور، استاد علیزاده دست روی نکته حساس دیگری گذاشته است. او می گوید: “تقریباً در بسیاری از شهرها، حضور نوازندهی خانم، در کنسرتها ممنوع است؛ حتی من به شوخی اسم گروه را به جای «هم آوایان»، هم آقایان نام نهادهام…”
و باز ۲۳ شهریور: ” زمانی که جامعه ایران به تفاوتگذاریهای جنسیتی معترض باشد موانع این معضل برداشته میشود…در کشور ما در موضوعاتی همچون نوازندگی زنان موضع یکدستی وجود ندارد. حتی قانون مشخص نیز وجود ندارد و ممکن است حرفی بزنید و مجرم شناخته شوید”.
او با تاکید بر حرمت و احترام به زنان، اظهار می کند: “در قانون نظام جمهوری اسلامی ایران نوازندگی زنان ممنوع نیست. اینکه یک زن ایرانی برنده جایزه ریاضی میشود افتخار است همانطور که یک زن نوازندگی میکند. این دو فرقی با هم ندارند. چرا فکر می کنید موسیقی زشت است و هر کس نوازندگی میکند آدم بدی است؟”
۴- مبارزه فرهنگی
علیزاده با بیان اینکه تنها کشوری در دنیا هستیم که باید برای بودن موسیقی مبارزه کنیم، تصریح می کند: “بخش زیادی از انرژی و نیروی ما برای بودن موسیقی صرف میشود که این جنگ سالهاست ادامه دارد”. او می گوید: “در هر صورت وظیفه داریم از تاریخ، فرهنگ و هنرمان دفاع کنیم و ای کاش به جایی برسیم که فقط برای حفظ غرور و منافع شخصی کار نکنیم.”
علیزاده البته امیدوار است: ” نقش اپوزیسیون را بازی نمیکنم بلکه نقش هنرمند دلسوزی را برعهده دارم که نگران موسیقی است. خیلیها از ایران رفتند و هیچ کاری نکردند اما من و بسیاری دیگر در ایران ماندیم تا بتوانیم حداقل کاری را که میتوانیم انجام دهیم.”
۵- تعامل
علیزاده البته اهل تعامل، گفت و گو و اصلاح است. او در نشست بررسی سند اصول و سیاست های موسیقی کشور که در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوی برگزار شد، شرکت کرد و همانجا گفت: “ما چه موافق و چه مخالف باشیم، سندهایی تهیه می شود و جزو قوانین کشور می شود. ما گاهی اوقات فکر کرده ایم که نظر دادن روی نظرات اشخاص دیگر خطرناک است ولی در مورد موسیقی همیشه من اعلام کرده ام که یک تخصص است. درست است که ما در یک حکومت دینی زندگی می کنیم و از نظر شرعیات باید نظر داده شود ولی نظرات باید تخصصی باشد. من نمی توانم نظر کسی که جایگاه شرعی بزرگی دارد اما اطلاعی از موسیقی ندارد را قبول کنم….”
توجه به پنج محور تاکیدی که این روزها استاد علیزاده نه فقط در تهران بلکه در جریان تور کنسرت هایش در سراسر کشور بدان ها می پردازد نشان از آن دارد که چگونه یک چهره برجسته فرهنگی، همچون یک فعال مدنی و مصلح اجتماعی عمل می کند. ظرایف و نیازهای روز را می شناسد، آنجا که باید با دولت اعتدال همراهی و همرایی می کند و می گوید : “به هر حال مردم از آنجایی که نیاز به امید داشتند در رای گیری شرکت کردند” اما بلافاصله اضافه می کند: “ای کاش آقای روحانی به جای کلید، کلید سل در دستش میگرفت. من با مسئولین رابطه تنگاتنگ ندارم. اما همین که ما امروز در رابطه ناامنی با کنسرتها صحبت میکنیم خودش مشکل است.”
شاید به جرات بتوان گفت این استاد موسیقی ما خیلی بهتر از بسیاری از سیاسیون معنای شهروندی فعال و حمایت منتقدانه را درک و عملی کرده است.













