سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آنچه قاسم سلیمانی می‌گوید و آنچه عزیز جعفری می‌کند...
» تحلیلی بر تناقضات عملکرد سپاه در سیاست داخلی و خارجی

آنچه قاسم سلیمانی می‌گوید و آنچه عزیز جعفری می‌کند

چکیده :چرا برادران سپاهی ما در آن سوی مرزها با سکولارها، سنی ها، چپ ها و ... گفت و گو می کنند، ائتلاف تشکیل می دهند، دولت می سازند و در لابی هایشان به سازوکار انتخابات ارجاع می دهند. اما در این سوی مرزها، گفت و گو با نیروهای سیاسی هموطن خود و به عبارت دقیق تر همسنگران سابقشان را که حالا نظرات سیاسی متفاوتی دارند، محدود به اتاق های سرد و تاریک بازجویی می کنند؟...


کلمه – گروه سیاسی:

انتشار اخبار و تحلیل هایی در خصوص حضور نظامی ایران و فرماندهان سپاه پاسداران در عراق به ویژه تصاویری از سردار حاج قاسم سلیمانی، در جریان نبرد علیه تروریست های داعش، انعکاس وسیعی در افکار عمومی داشته و ایرانیان بسیاری در حوزه های عمومی و با تعلقات متفاوت سیاسی، دیدگاه های متنوعی را ارائه داده اند.

در همین حال اعتراضات گسترده و راهپیمایی های مستمر شیعیان حوثی در یمن که خواستار تغییرات اساسی در نحوه حکومت در کشور خود هستند و نیز حمایت -دست کم- رسانه ای و تبلیغاتی حاکمیت از این تحرکات از سویی و نقش ایران در روند سیاسی طی شده در سالهای جاری در عراق و سوریه به ویژه از منظر تغییر و یا پایداری دولت ها از سوی دیگر، مجددا نحوه ایفای نقش جمهوری اسلامی و ابزارهای دیپلماتیک، اطلاعاتی و نظامی آن در تحولات خاورمیانه را برجسته ساخته و چنانکه گفته شد به محل بحثی جدی در افکار عمومی بدل ساخته است.

بی تردید ایران ما (فارغ از نوع حکمرانان) منافع و البته وظایفی بشردوستانه در منطقه خاورمیانه دارد. مسائل کشورهایی چون عراق، سوریه، افغانستان، پاکستان و … بنا به دلایل متعدد و ازجمله علل قومی و مذهبی همواره مدنظر حکمرانان ایرانی بوده و این منافع، مداخلات آشکار و یا بی سروصدای ایران در این حوزه ها را اجتناب ناپذیر ساخته است، چنانکه به گواه تاریخ معاصر در دهه های ۴۰ و ۵۰ شمسی نیز پهلوی دوم بارها در امور کشورهای مذکور مستقیما مداخله سیاسی-نظامی کرد و به اصطلاح برای هر کدام از آنها طرحی داشت (مداخله نظامی در عمان، تلاش برای کودتا در عراق، حمایت مالی از شیعیان لبنان و علوی ها در سوریه، تقویت پادشاهی در افغانستان و …).

موضوع این یادداشت کوتاه اما بررسی این مداخلات و حتی بعضا ایفای وظایف بشردوستانه (همچون نمونه نبرد علیه داعش) و یا تطبیق مورد به مورد آنها با منافع ملی نیست. خیلی کوتاه به نکته دیگری می خواهیم توجه دهیم.

می دانیم که سپاه قدس به عنوان بخشی از ساختار سپاه پاسداران و یکی از مراکز تحت اداره مستقیم رهبری نظام، نقش اصلی را در امور فوق الذکر دارد، به علاوه همگان آگاه اند که به ویژه از ابتدای دهه هشتاد سپاه پاسداران در حوزه سیاست ( فرهنگ و البته اقتصاد) داخلی رفته رفته نقش پر رنگی پیدا کرده است که اوج این روند نیز مربوط به دوره دولت احمدی نژاد است. با این حال نگاه این نهاد در حوزه سیاست داخلی و خارجی کاملا دچار تناقض است. بگذریم از آنکه به حکم قانون اساسی و وصیت بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی، نظامیان از به کلی از فعالیت سیاسی منع شده اند.

عراق کشوری است که در طولانی ترین جنگ قرن جنگهای جهانی، با تهاجم خود ما را به دفاع واداشته است. جنگی که میلیون ها کشته و زخمی برجای گذاشته و تاثیر غیرقابل انکاری بر روند توسعه دو کشور داشته است. مخاصمه ای که هنوز سی سال هم از آن نمی گذرد، یعنی مدت زمانی به اندازه یک دوره خدمت نظامی. بنابراین هنوز در میان نظامیان دو کشور کسانی هستند که آن جنگ را تجربه کرده اند. با این حال، روند تحولات سالهای پس از سقوط صدام و حمله آمریکا نشان داده است که فرماندهان سپاه پاسداران و البته بسیاری از مردم ایران، دشمنی ها و کینه های میان دو طرف منازعه سابق را به فراموشی سپرده اند؛ تا آنجا که به گواه تصاویر و فیلم ها، حاج قاسم سلیمانی، آن جوان سپاهی کرمانی و قهرمان به نام لشکر ۴۱ ثارالله، که با عراقی ها می جنگید و از مرز، جان و ناموس ایرانیان دفاع می کرد، همین حالا “در کنار عراقی ها و برای دفاع از آنها” علیه تروریست های وحشی و آدم خوار داعش می جنگد. در همین مورد عراق، و در صحنه سیاست داخلی آن، گفته می شود که تشکیل دولت هم جز با رایزنی با مقامات ایرانی و فرماندهان سپاهی ممکن نشده است.

برادران سپاهی ما در آن سوی مرزها با سکولارها، سنی ها، چپ ها و … گفت و گو می کنند، ائتلاف تشکیل می دهند، دولت می سازند و در لابی هایشان به سازوکار انتخابات ارجاع می دهند. اما در این سوی مرزها، گفت و گو با نیروهای سیاسی هموطن خود و به عبارت دقیق تر همسنگران سابقشان را که حالا نظرات سیاسی متفاوتی دارند، محدود به اتاق های سرد و تاریک بازجویی می کنند.

در آن سوی مرزها با شیعیان زیدی (چهار امامی) که در اعتقادتشان باوری به عصمت ائمه و غیبت امام عصر ندارند، همپیمان اند اما در این سو و در وطن، دراویش گنابادی که شیعه اثنی عشری اند و تنها حقوق قانونی شان را می خواهند، خصم پنداشته می شوند. آن سوتر علوی های سوریه به هر قیمتی باید بر سر قدرت بمانند، حتی اگر خون ریزی های بشار اسد دامن ایران را نیز آلوده کند اما اینجا در خانه، شریف ترین مدیران و سرمایه های کشور با انگ فتنه و … از صحنه به در می شوند و در خانه ملت اعلام می شود که گناه آنها -بر فرض صحت- شرکت در یک راهپیمایی مسالمت آمیز اعتراضی بوده است.

کینه و انتقام جویی را در آن سوی مرزها رها کرده ایم و با لشکریان صدام علیه دشمن مشترکی به نام داعش حاضر به همکاری شده ایم اما افتخار کشور و نخست وزیر سخت ترین سالهای دفاع مقدس و نیز پناهگاه خانواده شهدا و رئیس بنیاد شهید در آن سالها را در حصر نگه داشته ایم، به جرم آنکه می خواسته اند از طریق انتخابات قدرت اجرایی را به دست بگیرند؛ و آنها باید به همراه تعداد زیادی از فعالان سیاسی اصلاح طلب که در میان آنها رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس کم نیستند زندانی شوند، تا سردار جعفری در آن سخنرانی معروف بگوید: ” نگرانی، دغدغه‌ و خط قرمزی که برای نیروهای انقلاب وجود داشت این بود که نیروهای مخالف انقلاب و ارزش‌های انقلاب که در دوران دوم خرداد فرصتی پیدا کرده بودند و در حاکمیت نفوذ کرده بودند، مجددا روی کار بیایند”. بنابراین “طبیعی بود که ما نباید بگذاریم حتی این تظاهرات به قول خودشان آرام هم انجام بگیرد”.

سردار قاسم سلیمانی، در سخنانی که اواخر سال گذشته در جمع یادگاران دفاع مقدس ایراد کرد، از جمله به این نکته اشاره کرد که: “امام با تلفیق دین و جمهوریت بستری درست کرد به نام جمهوری اسلامی که ایران را بیمه کرد …این تلفیق، هنر امام بود، تلفیق مذهب به ملیت و امام آن را طوری طراحی کرد که هیچ کس بر دیگری و هیچ کدام دیگری را مغلوبه نکند”. سردار سلیمانی همچنین در همان سخنرانی گفت: “ساختاری که امام بر ایران حاکم کرده و در قانون اساسی ایران معنا و مفهوم پیدا کرده و تفسیر یافته، این ساختار است که حکم و مراقبت می‌کند، این نظام با جمهوریت و اسلامیت با هم بقا داشته است، اگر این ظرف ناقص باشد، این شاکله ضعف داشته باشد، این ساختار ناقص باشد، هیچ فردی نمی‌تواند این کار را انجام بدهد، کسی نمی‌تواند با یک سوت زدن با هر مقدار کاریزمای شخصیتی که داشته باشد، کاری بزرگ بکند”.

از اطاله کلام بپرهیزیم، جان کلام این است که برادران سپاهی ما چگونه این تناقض در رفتارهای برون مرزی و درون مرزی را توضیح می دهند؟ چگونه میان سخنان سردار سلیمانی که به درستی از نقش متعادل دموکراسی و مذهب در قالب جمهوری اسلامی می گوید و تصریح می کند که اگر “این ساختار ناقص باشد، هیچ فردی نمی‌تواند کاری انجام بدهد” و اظهارات سردار عزیز جعفری که آشکارا به دخالت سپاه و بسیج در انتخابات اعتراف می کند و می گوید حتی تظاهرات آرام را هم مانع شدیم و گرفتیم و بستیم و …، رابطه برقرار کرد؟ آیا عملکرد سپاه طی این پنج سال، ضربه به همان شاکله ای نیست که سردار سلیمانی می گوید؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.