چکیده : آیتالله دستغیب در چند سال گذشته با بیمهریهای بسیار از سوی حاکمیت مواجه شد و حتی فشارهای بسیاری بر او و یارانش در شیراز وارد شد، اما با وجود این فشارها، بر حقانیت خواسته های مردم در جنبش سبز و صحت راهی که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد برای مقابله با انحراف نظام در پیش گرفته اند، پافشاری کرد.
کلمه – گروه سیاسی: یک تنه ایستاده است. شجاع ترین عضو مجلس خبرگان رهبری است که وظایف و فلسفه وجودی این مجلس را به خوبی میداند و خود را ملزم به رعایت آن میکند. آیتالله سید علی محمد دستغیب را میتوان به عنوان تنها عضوی از مجلس خبرگان دانست که در این چند سال بارها سعی کرد وظایف نمایندگان خبرگان رهبری را به آنها یادآوری کند و بر اساس همین وظایف ذاتی در برابر بسیاری از کجرویها و ستمهایی که به ویژه از 88 به بعد روا داشته شد، ایستاد و بارها با ارسال نامه و سخنرانی در برابر آنچه در هشت سال گذشته اتفاق افتاد، موضعگیری کرد و خواستار برقراری عدالت شد. اما حاکمیت اقتدارگرا به مصداق «صم بکم عمی» نشنید و بلکه خود را به نشنیدن زد تا دولت ایستاده مقابل ملت بر سر مردم و کشور بیاورد آنچه آورد.
هرچند که آیتالله دستغیب نماینده شیراز در مجلس خبرگان رهبری در چند سال گذشته با بیمهریهای بسیار از سوی حاکمیت مواجه شد و حتی فشارهای بسیاری بر او و یارانش در شیراز وارد شد، اما با وجود این فشارها بر حقانیت خواسته های مردم در جنبش سبز و صحت راهی که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد برای مقابله با انحراف نظام در پیش گرفته اند، پافشاری کرد و نه تنها قبل از حصر ظالمانه در کنار آنها و حامی آنان بود که حتی پس از حصر و در فضایی که بسیاری شخصیتهای دیگر ترجیح دادند در برابر این ظلم سکوت کنند، از دل یکی از نهادهای مهم حاکمیت یعنی مجلس خبرگان صدای مظلومیت رهبران جنبش سبز بود و خواستار رفع حصر شد.
این روزها که شانزدهمین اجلاس مجلس خبرگان برگزار میشود او ترجیح داد که در آن شرکت نکند و دلیلش را «عدم رسیدگی مسئولین به تخلفات سال ۸۴ تا ۹۲» عنوان کرد. این مرجع تقلید مقیم شیراز همچنین اشاره کرد که بارها «درباره بررسی تخلفات تذکر داده و حرفهایش را به مسئولین زده است اما به جواب منطقی نرسیده است.»
حال باید این مرجع تقلید مردمی در گذشته چه گفته بود که امروز میگوید در حد کفایت آنها را عنوان کرده و اکنون دیگر بعد از ۴ سال حضور در خبرگان رهبری و اعتراض و تلاش برای یادآوری وظیفه نمایندگان خبرگان، ترجیح میدهد که در خانه خویش بنشیند و حضور در اجلاس خبرگان را به لقایش میبخشد؟!
تلاش برای طرح خواستههای ملت در مجلس خبرگان
این اولین باری نیست که آیتالله در اعتراض به انحرافات مجلس خبرگان رهبری در اجلاسیه آن شرکت نمیکند. او در سال ۸۹ نیز در اعتراض به عدم توجه نمایندگان خبرگان به وظایفشان از حضور در مجلس خبرگان خودداری کرد. پیش از این آیتالله سبزاندیش در نامهای سرگشاده به اعضای مجلس خبرگان، از آنها خواسته بود در اجلاسیه پیش رو از بحثهای انحرافی دست بردارند و به خواست اصلی ملت که همان تقاضای اجرای قانون اساسی است، بپردازند.
او نوشت: « تهمت به آقایان موسوی و کروبی راهگشا به حفظ نظام نیست. اینجانب به عنوان یکی از اعضای خبرگان رهبری در این ماه مبارک رمضان که گذشت، از خداوند تبارک و تعالی طلب عفو کردم که نتوانستم حقوق این ملّت را حسب وظیفهای که دارم، انجام دهم که آن، دنبال کردن اجرای دقیق قانون اساسی است. حال بیاییم در این اجلاسیه به وظیفهی اصلی خود که تقاضای اجرای دقیق قانون اساسی است عمل کنیم. در زمان فعلی راهی نیست جز سر فرو آوردن به خواست ملّت؛ باید از بحثهای انحرافی در مجلس خبرگان دست برداشته، به اصل مطلب که همان خواستههای ملّت رشید ایران است جامهی عمل بپوشانیم.»
همچنین در نامهای به آیتالله مهدویکنی رییس مجلس خبرگان بار دیگر سعی کرد که وظایف قانونی و شرعی نمایندگان این مجلس را به او یادآوری کند. او خطاب به مهدویکنی نوشت: «جنابعالی از چه نظامی دفاع میکنید، و مردم مدافع کدام نظام باید باشند، میفرمائید از نظام اسلامی، حال ببینید با این تخلّفات از قرآن و سنّت باز هم نظام اسلامی است؟ آیا آبروی مؤمن بخصوص مراجع، محترم نیست، و صحیح است که بعضی از آنها مورد هتک واقع شوند؟ آیا نه این است که در محاکمات و پیش از اجراء حکم باید هر دو طرف دعوی حضور داشته باشند و اتّهام معلوم باشد؟ که از جمله آبروی آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی برده میشود با اتّهامهای واهی و بدون محاکمه، این است اجرای احکام اسلام؟»
او ادامه داده است: «عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست، هر چند چیزی از احکام اسلام نماند و حتّی عقاید مردم سست شود، و همه بیتفاوت شوند و بازگشت به قبل کنند!»
آیتالله دستغیب در شهریورماه 92 هم گفت: «از ابتدا که بنده به عنوان نماینده مردم در مجلس خبرگان انتخاب شدم، بر این اعتقاد بودم و هنوز هم هستم که خبرگان باید بر زیر مجموعهى رهبرى نظارت کند. این را بارها گفتهایم و باز هم مىگوییم و امروز هم که بنا به جهاتى در جلسات خبرگان شرکت نمىکنیم، در بیانیههایى که منتشر مىکنیم، مىگوییم…. کسى که رهبر مىشود، نزد خداى تعالى مسؤل است و بىشک مورد سؤال قرار مىگیرد، و همچنین است در نزد مردم.»
اکثریت مردم می گویند رأی ما کجا رفت
آیتالله دستغیب از همان ابتدای اعتراض مردمی به تقلب و نتایج اعلام شده برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، همواره به حمایت از مردم پرداخت. او در اعتراض به سرکوب مردم معترض به نتایج انتخابات، بارها در بیانیههای خود از الزام برای رسیدگی حقوق تضییع شده مردم سخن گفت.
این مرجع تقلید پس از خطبههای نماز جمعهٔ ۲۶ تیرماه هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران، در بیانیه ای از مواضع هاشمی رفسنجانی حمایت کامل کرد. او خطبههای نماز جمعهٔ هاشمی رفسنجانی را مطالبات مردم نامید و خطاب به نمایندگان خبرگان گفت که به خواست اکثریت ملت احترام بگذارند و به جای حمله به هاشمی از شکنجه در زندان، اتهامزنی و اعترافگیریهای غیرقانونی انتقاد کنند.
وی وقوع تقلب در انتخابات را نیز تأیید کرد: «میفرمایید چهل میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. اما سؤال اینجا است که سخن اکثریت ایشان این است که رأی ما کجا رفت؟» او به عنوان نمایندهٔ مجلس خبرگان رهبری خواستار تشکیل جلسهٔ فوری این شورا شد و اعلام کرد «اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض میکنم تا دیر نشده خبرگان برای اعادهٔ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیلهٔ نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد و حفظ نظام این است، که باید بماند، و اشخاص میروند اما اعمال و رفتار آنها باقی است.»
حمایت همهجانبه از میرحسین موسوی و مهدی کروبی
زمستان سال ۸۸ و عاشورای همان سال بود که نهادهای امنیتی تمام تلاش خود را برای رادیکالیزه شدن فضای اعتراضات به کار بستند. همان زمان بود دستگاههای امنیتی، برخی تحرکات مشکوک مانند پاره کردن عکس امام (ره) را در صدر خبرسازیهای خود قرار دادند و از آن برای افزایش فشار بر هواداران جنبش سبز استفاده کردند و فضایی به وجود آوردند تا کمتر مسئول و شخصیتی بتواند از اعتراضات بحق مردم، حمایت کند.
با این حال آیتالله دستغیب باز هم به میدان آمد و گفت که «موسوی و کروبی و افرادی که دنبالهروی آنان هستند، نسبت به امام بیاحترامینمیکنند.» او در آن زمان گفت: «آقای مهندس میرحسین موسوی واقعا آدم مخلصی هست؛ نه ایشان و نه آنهایی که دنباله رو ایشان هستند، هیچ وقت بی احترامی نسبت به حضرت امام نمی کنند؛ منتهی حرف ایشان و آقای کروبی این است که به قانون اساسی عمل شود.»
آغاز حملهها به آیتالله دستغیب
همراهی با مردم و حمایت همهجانبه از موسوی و کروبی، البته هزینههای خود را هم داشت. آیتالله دستغیب که همواره از انتخابات سال ۸۸ بر حمایت از مهندس موسوی و کروبی و همچنین جنبش اعتراضی مردم پافشاری میکرد، متحمل بسیاری از فشارها از سوی اقتداگرایان شد.
دی ماه سال ۸۸ بود که نیروهای بسیج و لباس شخصیها به مسجد قبا، محل سخنرانی مرجع تقلید سبزاندیش حمله کردند. آنان با شعارهایی ضمن حمله به مسجد قبا، شیشههای این مسجد را شکسته و با مردم درگیر شدند. این حمله زمانی انجام شد که تعدادی از طلاب و مردم مشغول خواندن زیارت عاشورا در مسجد قبا بودند.
دفتر آیتالله دستغیب در اطلاعیهای همچنین خبر داد: «افراد آشوبگر در اقدامی هماهنگ به دفتر و بیت حضرت آیتالله سیّدعلی محمّد دستغیب (مدّ ظلّه العالی) حمله کرده و بعضی از روحانیون که از ایثارگران و جانبازان دفاع مقدس بودهاند را مجروح نمودهاند که حسب الامر معظم له طلاب و اصحاب مسجد هیچگونه عکسالعملی نشان ندادهاند و از نیروی انتظامی خواستند که امنیت را برقرار نماید.»
با این حال حملات تمام نشد. بهمن سال ۸۸ بار دیگر نیروهای لباس شخصی به مسجد قبا یورش بردند. این حمله با درگیری زیادی همراه بود و باعث جراحت بسیاری از حاضرین در مسجد شد. در این یورش نیروهای لباس شخصی بر علیه مرجعیّت و اصحاب مسجد شعار دادند و در اقدامی دیگر به سوی اصحاب مسجد سنگ پرانی کردند که این اقدامات موجب مصدومیت چند نفری از طلاب و اصحاب مسجد شد.
پافشاری بر حقانیت جنبش سبز
آیتالله دستغیب در سالهای اخیر برای احقاق حقوق مردم و احیای عدالت و قانون تلاشهای بسیاری کرد. او سال ۸۹ ضمن ابراز تاسف از وقایع ١۴ خرداد و عملکرد لباس شخصی ها در اهانت به سید حسن خمینی و میرحسین موسوی، گفت: «همانگونه که در بیانیههای قبلی گفتهام، تنها راه برون رفت از وضع موجود، دعوت از میرحسین موسوی برای حضور در صحنه و بیان مطالبش – بشرط عدم تهدید و ارعاب از طرف حکومت- می باشد. وی همچنین با ذکر مثالی از ابتدای انقلاب خاطرنشان کرد: «آقایان چون نمیتوانند امام خمینی را هدف قرار دهند، میرحسین موسوی را هدف قرار میدهند.»
سال ۹۰ او در جمعی از اساتید دانشگاه هم از حقانیت زندانیان جنبش سبز سخن گفت. این مرجع تقلید با تاکید بر اینکه ظالمان و ستمگران به مردم، آسایش روحی ندارند و درونشان جهنم است، وضعیت زندانیان پایدار و حقطلب را دقیقا معکوس دانست و افزود: «آنهایی که الان در زندان هستند درست است که از جهت جسمی در یک ناراحتی هایی قرار دارند اما چون به دنبال حق هستند و در این امر استقامت می کنند ، باطنا خوشحال هستند و اگر متوجه این مطلب باشند و بر خدای خود توکل نمایند، در همان زندان هم، درونشان مثل بهشت است.»
کلید پیروزی روحانی میرحسین است
پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بسیاری گمان میبردند که پیروزی نهایی حاصل شده است و آیتالله دستغیب از معدود شخصیتهای مذهبی بود که موضوع حصر را در جشن پیروزی فراموش نکرد و حتی آن را به رییسجمهور منتخب یادآور شد. او اردیبهشت سال جاری در نامهای به روحانی نوشت: « آنها که به شما رأی دادند، کلید دست شما را جناب مهندس میرحسین موسوی میدانند. زیرا خود خوب می دانید، مجلس، قوّه قضاییه، صدا وسیما، سپاه و بسیج چندان دلخوشی به شما ندارند، و مقامات بالاتر که حسابشان جداست، لذا چگونه می توانید مملکت را از رکود و عقبگرد چندین ساله برگردانده و بحرکت در آورید، کلید شما پس از استمداد از خداوند و معصومین(علیهم السلام) میرحسین موسوی است که پشتیبانی مردم را دارد.»
او هنوز با وجود همه فشارها و آزارها، از گفتن حق و نشان دادن باطل دست برنداشته است، چه آنکه بعد از ۵ سال هنوز زمان افطار برای سلامتی محصورین و محبوسین دعا میکند و هنوز از حاکمین میخواهد این یاران قدیمی امام را رها کنند و در سخنانش حصر را غیر شرعی میخواند.
آیتالله دستغیب سال قبل هم که اقتدارگرایان میخواستند برای رفع حصر و آزادی محصوران شرط بگذارند، صراحتا گفت که «آقایان میر حسین و کروبى و خانم رهنورد بدون محاکمه محصور شدهاند حالا براى آزاد کردنشان شرط گذاشتن و تهدید کردن صحیح نیست.»
مرجع تقلید شیرازی در چند سال گذشته همواره یکی از اصلیترین مراجع حامی میرحسین موسوی و رهنورد و کروبی بوده است. بارها سخن گفت و نامه نوشت، سعی کرد مانع پیشروی انحرافات شود و تلاش بسیاری کرد تا بقیه را متوجه راه ظالم و مظلوم کند.
او در سالهای اخیر از این تلاش خود دست برنداشته است، اما به نظر میرسد دیگر امیدی به اصلاح نمایندگان خبرگان و جلب توجه آنان به وظایف خویش ندارد. او وظیفه خود را در تبشیر و انذار انجام داده است و شاید به این نتیجه رسیده که باید کار خود را به جلو ببرد و امیدی به اصلاح یا شجاعت بیشتر از دیگر علمایی که به مجلس خبرگان راه یافتهاند، نداشته باشد.