سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » برشی از زندگی مهدی کروبی؛ وقتی زندانیان سیاسی، ستاره‌دار و محروم از تحصیل نمی‌شدند...
» یادداشتی از محمدتقی کروبی، در یادبود مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان

برشی از زندگی مهدی کروبی؛ وقتی زندانیان سیاسی، ستاره‌دار و محروم از تحصیل نمی‌شدند

چکیده :آقای کروبی در سال ۱۳۴۶ وقتی به زندان افتاد، دانشجوی فقه و حقوق دانشکده الهیات دانشگاه تهران بود. پس از آزادی، به دانشگاه محل تحصیل بازگشت، مجددا دستگیر شد و روانه زندان اما مانعی برای اتمام تحصیل اش و اخذ مدرک اش به‌وجود نیامد. آری، او و دیگر مبارزان از گرایش های مختلف بارها به زندان افکنده شدند و محروم از بسیاری حقوق، لیکن ساواک آنان را ستاره دار نکرد و مانع تحصیل شان نشد. این روزها وضعیت دانشجویان منتقد حکومت نظیر «ضیا نبوی» و «مجید دری» چگونه است؟ ...


محمدتقی کروبی

خبر کوتاه و بدون حاشیه بود، استاد بزرگ حقوق کشور دکتر«ناصرکاتوزیان» به دیار باقی شتافت. این استاد بزرگ درعمر پربرکت خودآثار گران بهایی(بیش از۴۰عنوان) از خود به جای گذاشت که بدون شک در چند دهه آتی، حرف اول را در حوزه حقوق خصوصی خواهد زد. شاید بتوان ادعا کرد که حقوق خوانده ای در کشور یافت نمی شود که ازآثار و تالیفات این دانشمند بهره نبرده باشد. شاهکار قلم عالمانه اش را می‌توان درکتب سه جلدی فلسفه حقوق اش دید.

دکتر کاتوزیان در کنار دیگر حقوق‌دانان برجسته، در تدوین پیش نویس قانون اساسی ۱۳۵۸نقش بسزایی داشت، لیکن تنگ شدن دایره نقد ونقادی و عدم تحمل عقاید دیگر، زمینه پیوستن او به جمله منتقدان را به سرعت فراهم ساخت. او منتقد شد، اما هرگز از مرز انصاف واخلاق خارج نشد. دکترکاتوزیان را می‌توان از منتقدان دونظام پهلوی و جمهوری اسلامی به شمار آورد. انتقاد و مخالفت او با «لایحه قصاص» همراه شد با محرومیت اش از تدریس در دانشکده حقوق تهران؛ محرومیتی که دکتر آن را به فرصت تحقیق و پژوهش و تولید علم تبدیل کرد وخروجی آن، نگارش عالمانه بیش از ده جلد کتاب مرجع دانشگاهی در حوزه حقوق خصوصی بود.

قلم شیوا وعالمانه اش، محرومیت کم تحملان را به چالش کشاند و آوازه اش را بیش از گذشته نزد دانشجویان و جامعه حقوقی کشور مطرح کرد. اگراشتباه نکنم دراوایل دهه هفتاد و به همت اساتید گران‌قدری نظیر دکترصفایی (رئیس وقت دانشکده حقوق)، دکترگرجی و دکتردرودیان، به دانشکده حقوق بازگشت و محققین دوره فوق و دکتری فرصت یافتند تا مجددا از دانش و تجربه او بهره گیرند.

چند سال پیش در دفتر دکتر درودیان، بیش از دوساعت با وی صحبت کردم. دلی پراز بی مهری ها داشت، ازعدم درک مقامات قضایی ازعلم حقوق می گفت. فساد حاکم در دستگاه قضا را سمی مهلک برای کشور می دانست. برخلاف روسای قوه قضائیه که با علم و دانش حقوق بیگانه بوده وهستند، اواین دستگاه را خوب می شناخت. پیش ازعضویت درهیات علمی، تجربه قضایی داشت. زبان انتقادش تند بود، اما دلش آرام. درگذشت این استاد بزرگ کشور را به هم‌وطنان، هم‌کاران حقوقی ام دراین صفحه، خانواده و نزدیکان محترم آن عزیز از دست رفته، تسلیت می گویم.
روح اش قرین رحمت الهی.

اما یک نکته سیاسی: نظام پهلوی هم‌چون دیگر نظام های «غیردموکراتیک» و«قدرت محور» بیماری های بسیاری داشت، اما بی انصافی است اگر به این واقعیت اشاره نکنیم که درهمان نظام دیکتاتور محور، ساواک وعوامل حکومت به استثنای مسائل کلان دانشگاهی وانتصاب های اداری، درامورهیات علمی دخالت نمی کردند. ساواکی ها، ژنرال ها وارتشبدهای چند ستاره اجازه نداشتند کرسی های علمی را اشغال کنند. اساتید منتقد و مخالف رژیم در دانشگاه‌ها به کارحرفه ای خود مشغول بودند وعقاید خود را بیان می کردند والبته هزینه آن را هم در زندان رفتن می پرداختند. زندان و تبعید، زمینه محرومیت از تدریس و پژوهش نبود. دانشجویان انقلابی ظالمانه به زندان افکنده می شدند، شکنجه می شدند، اما از تحصیل محروم نمی شدند. این را می گویم زیرا داستان پدرم که فردی حوزوی دانشگاهی بود و دیگر انقلابی ها را از زبان خودشان شنیدم.

آقای کروبی در سال ۱۳۴۶ وقتی به زندان افتاد، دانشجوی فقه و حقوق دانشکده الهیات دانشگاه تهران بود. پس از آزادی، به دانشگاه محل تحصیل بازگشت، مجددا دستگیر شد و روانه زندان اما مانعی برای اتمام تحصیل اش و اخذ مدرک اش به‌وجود نیامد. آری، او و دیگر مبارزان از گرایش های مختلف بارها به زندان افکنده شدند و محروم از بسیاری حقوق، لیکن ساواک آنان را ستاره دار نکرد و مانع تحصیل شان نشد. این روزها وضعیت دانشجویان منتقد حکومت نظیر «ضیا نبوی» و «مجید دری» چگونه است؟

در دهه چهارم انقلاب، باید اعتراف کرد که وضعیت دانشگاه های کشورنگران کننده است. دانشگاه های مادر کشور، در دو دهه اخیر به حیات خلوت دستگاه های امنیتی تبدیل شدند، جمعی از سرداران که یک شبه ملوان و خلبان و سرلشکر و سرتیپ شدند، درکنارامنیتی ها و برخی ازطلاب نظر کرده و سیاست‌مدارانی از دوجناح، دوپینگی بر دانشگاه تحمیل شدند و دکتری گرفتند. آنان علاوه بر بهره گیری ازعناوین علمی، با رانت حکومت، کرسی‌های دانشگاه را اشغال و فرزندان نخبه کشور را از اساتید باسواد و متعهد محروم کردند. قبیله ای کردن جایگاه علم و دانش، سمی است مهلک برای علم و فن آوری وآموزش کشورکه اگر تدبیری عاجل برای درمان آن صورت نگیرد، درآینده نزدیک نمی توان آثار زیان‌بار و مخرب اش را به سادگی زدود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.