جستجوی «غیرت دینی» در کارنامه ۱۰ ساله قالیباف
چکیده : نفسکشیدن سخت بود، راه رفتن سختتر. روزی 12 نفر میمردند و بچهها سختتر بزرگ میشدند. اوقات تهران تلخ بود، اتوبوس نداشت، مترو کند ساخته میشد، بنزین خودروهایش آلوده بود و بزرگراههایش هر روز درازتر میشد. شهردار تهران که از پنجره بهشت به تهران نگاه میکرد برای همه این مشکلات شهر یک تصمیم اساسی گرفت. او تصمیم گرفت ۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان از منابع شهر را صرف ۲ طبقه کردن بزرگراه صدر کند...
این روزها «محمدباقر قالیباف» یکی دیگر از تحولات مهم زندگیاش را تجربه میکند. «غیرت دینی» آخرین نسخه از تحولات شهردار تهران است. او که صندلی شهردار تهران هیچوقت برایش راحت نبوده اغلب به این تحولات عادت دارد و هر چند سال دچار این نوع دگرگونیهای سیاسی میشد اما بعید است تحول اعتقادی او مربوط به امروز باشد.
طرح تفکیک جنسیتی در شهرداری تهران به گفته آقای شهردار مبتنی بر همین «غیرت دینی» است. «غیرت دینی» به علت ذات مبتنی بر ایماناش چیزی نیست که روزی باشد و روز دیگر نه و قطعا محمدباقر قالیباف در طول 10 سال مسئولیتاش در شهرداری همواره با این اعتقاد بر زیرمجموعهاش مدیریت کرده است.
از طرفی قانون در جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر شرع است، بنابراین تخطی از قانون به نوعی کاری خلاف شرع محسوب میشود. «غیرت دینی» شهردار تهران حتما اجازه نمیدهد که در شهرداری تهران تخلف از قانون نهادینه شود. اما در این 10 سال اتفاقهایی افتاده که شاید نیاز باشد محمدباقر قالیباف با دیدگاه امروزش به آنها پاسخ دهد.
زمانی که قالیباف شهردار تهران شد سیاستمدار عملگرایِ پرانرژیِ بلندپروازی بود که آینده سیاسیاش را در کاخ ریاست جمهوری جستجو میکرد. در مقابل رقیب انتخاباتیاش در مقام رئیس دولت از اقتدار بیشتری برخوردار بود. محمود احمدینژاد و محمدباقر قالیباف هرگز رقابت در عرصه سیاسی را فراموش نکردند. نتیجه این رقابت نرسیدن بودجههای دولتی به مترو و اتوبوس و هزینهکردن از جیب مردم تهران شد.
هر دوی این سیاستمداران اصولگرا «خدمت به مردم» را وظیفه اصلی خود عنوان میکردند اما تنها چیزی که رقابت این 2 برای مردم تهران داشت فقر روز به روز حمل و نقل عمومی در کلانشهرِ گرفتار آلودگی هوا بود. شهردار تهران قول داد سالی 15 کیلومتر مترو بسازد که در عمل بیش از 7 کیلومتر نتوانست بسازد و بودجههای شهر صرف پروژههایی شد که بیشتر در دید بودند.
یکی از گلایههای دائم شورای شهر تهران نادیده گرفتهشدن مصوبهها، تذکرهای اعضای شورای شهر تهران توسط شهرداری است. این انتقاد از شورای دوم و سوم که اکثریت اعضای آن را اصولگرایان حامی قالیباف تشکیل میدادند تا شورای چهارم ادامه دارد. اعضای شورا به روشهای مختلف از این موضوع انتقاد کردهاند و بیتوجهی شهرداری به شورا را «بیاحترامی» به مردم دانستهاند اما شهرداری همچنان به جایگاه قانونی شورای شهر تهران بیاعتنا است.
میزان تخلفهای شهرسازی، تخطی از طرح تفصیلی، فروش تراکم غیرمجاز، تغییر کاربریهای خارج از چارچوب قانون، جابجایی بودجه پروژهها بدون مصوبه شورا، تخریب باغها و مجوزهای ساخت و ساز بدون توجه به اصول شهرسازی به قدری است که احمد حکیمیپور، عضو شورای شهر تهران برای آن واژه «فاجعهآمیز» را استفاده میکند.
در سالهای گذشته ساخت و سازهای غیر مجاز و تخریب باغها به ویژه در منطقه یک و 2 چنان شدتی گرفت که شورای شهر تهران تحقیق و تفحصی در این زمینه انجام داد و مشخص شد شهردار منطقه و برخی عوامل درون شهرداری در ارائه مجوزهای غیرقانونی نقش داشتند. هیچ برخوردی با این عوامل نشد و در نهایت با یک جابجایی در مدیریت مسئله ختم به خیر شد. در این ساخت و سازها ردپای فرزند یکی از ارشدترین مدیران شهرداری هم پیدا شد که باز هم برخوردی از طرف شهردار تهران در بر نداشت.
رقابتهای انتخاباتی سال 92 ریاست جمهوری ایران وقتی گرمتر شد که حسن روحانی و محمدباقر قالیباف به عنوان 2 رقیب اصلی شناخته شدند. در آن زمان دیوارهای شهر پر شد از پوستر نامزدان انتخابات که طبیعی به نظر میرسید. اما استفاده از اتوبوسهای شهر، ایستگاههای مترو، ساختمانهای شهرداری به عنوان ستاد، کارمندان شهرداری به عنوان اعضای ستاد خیلی طبیعی نبود. هزینه تبلیغات بسیار بالا بود و یکی از اعضای اصولگرای شهر تهران در گفتگویی خصوصی از میزان تبلیغات قالیباف ابراز شگفتی میکرد. پرسشی که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرد این بود که هزینه این تبلیغات از کجا تامین شد؟ هرگز پاسخ روشنی به این پرسش ارائه نشد.
تهران هنوز از کمبود حمل و نقل عمومی رنج میبرد و بودجههای دولتی هم که سالها قطع بود. در این میان شهردار تهران تصمیم گرفت 3 هزار و 500 میلیارد تومان از منابع شهر را صرف ساخت بزرگراه 2 طبقه صدر کند. پروژهای که کمتر شهرساز و مدیر برنامهریزی و توسعه شهری تا امروز آن را تایید کرده است. درست زمانی که تهران با کمبود منابع درآمد مواجه بود ساخت تنها 7 کیلومتر بزرگراه به اندازه ساخت 35 کیلومتر مترو هزینه دربرداشت. هزینههای که از فروش تراکم و تغییر کاربری و عوارض شهروندان تامین شد.
اما مشکل پروژه صدر به همینجا ختم نشد. شهرداری برای تامین هزینههای سرسامآور این پروژه مجبور شد کارهای دیگری انجام دهد. به یکی از سرمایهداران معروف ایرانی اجازه داد بر خلاف طرح تفصیلی در منطقه مسکونی برج 27 طبقه تجاری و اداری بسازد و بیش از 300 میلیارد تومان از درآمد ناشی از آن را برای ساخت بزرگراه صدر مصرف کند. هرچند یک عضو شورای شهر تهران آن زمان اعلام کرد «چشمپوشی از تخلفهای پروژه ایرانزمین نشان از وجود فسادی در شهرداری دارد» اما با دستگیری مالک این پروژه به علت اتهامهای دیگر و لغو مجوز ساخت پروژه پرونده ایرانزمین بسته شد.
موضوع به اینجا ختم نشد شهرداری زمین «بوستان مادر» را هم قربانی پروژه صدر کرد. این زمین به قیمت 470 میلیاردتومان به «بانک انصار» فروخته است تا 370 میلیارد تومان از آن به بزرگراه صدر تزریق شود. شهرداری پهنه این زمین را بدون نظر شورای عالی معماری و شهرسازی و فقط با رای کمیسیون ماده 5 که اختیار قانونی این کار را ندارد، تغییر داد. شورای عالی شهرسازی، کمیسیون اصل 90 و شورای شهر تهران ماهها است به شهرداری دستور دادهاند ساخت و ساز در این زمین را متوقف کند تا دوباره به فضای سبز تبدیل شود اما کار ساخت و ساز در این زمین شدت بیشتری گرفته است.
علت ساخت بزرگراه 2 طبقه صدر هم همیشه مبهم ماند. کارشناسان صرف این مقدار هزینه برای اینکه خودروها راحتتر در شهر حرکت کنند در حالیکه تهران به اندازه کافی مترو و اتوبوس ندارد را غیرکارشناسی میدانند. تلاش قالیباف برای افتتاح آن پیش از انتخابات سال 92 هم شبههای زیادی درباره علت ساخت این پروژه ایجاد کرد. محمدمهدی تندگویان، عضو شورای شهر تهران تعبیر جالبی درباره این پروژهها دارد. او این نوع پروژهها را «شو تبیلغاتی» نامگذاری کرده است.
خانههای تاریخی شهر تهران هم در این سالها عرصه تاخت و تاز سازندگان مجتمعهای تجاری و برجسازان قرار گرفت. هویت تاریخی تهران چنان در این مدت نابود شد که احمد مسجدجامعی جایی این نوع مدیریت را «مدیریت کلنگی» نامگذاری کرد که هرچه کهنه و قدیمی است را تخریب میکند و به جای ساختمانهای جدید میسازد.
چند سال پیش از این «سرای دلگشا» یکی از خانههای تاریخی تهران تخریب شد و به جای آن شهرداری مجوز ساخت یک مجتمع تجاری را صادر کرد. در ابتدا قرار بود این ساختمان 10 و نیم متر ارتفاع داشته باشد اما ارتفاع آن به 18 متر رسید که خطر خارجشدن کاخ گلستان از میراث جهانی یونسکو را در پی دارد. دیوان عدالت اداری رای به تخریب طبقههای اضافی داده اما شهرداری تا امروز اقدام به تخریب این طبقهها نکرده است.
اینها فقط چند نمونه از مواردی است که شهرداری یا برخلاف قانون عمل کرده است و یا برخلاف مصالح شهر و مردم آن تصمیم گرفته است. آیا شایسته است قسمتی از وظایف یک مدیر بلندمرتبه به علت رقابتهای سیاسی مختل شود؟ نادیده گرفتن شورای شهر که قانون اساسی بر آن تاکید دارد غیرقانونی نیست؟ توبیخنشدن مدیرانی که تخلف میکنند با کدام معیار اخلاقی و قانونی و دینی منطبق است؟ هزینهکردن هزاران میلیارد تومان از منابع شهر برای بزرگنمایی یک پروژه درست پیش از انتخابات بر اساس معیارهای «غیرت دینی» چه تعریفی دارد؟
«غیرت دینی» شهردار تهران که این روزها با جداسازی فضای کار زنان و مردان به منصه ظهور رسیده «قطعا» در تمام این سالها باید برای این حجم از تخلف در مجموعه تحت مدیریتاش هم کاری کرده باشد که شاید به رسانهها و افکار عمومی اعلام نشده است. به نظر میرسد آقای شهردار باید فهرستی از کارهایی که برای مقابله با این تخلفها در شهرداری انجام داده را به گوش افکار عمومی برساند تا همچنان که جداسازی زنان و مردان از شهرداری میتواند سرلوحه دیگر دستگاهها قرار بگیرد، این اخلاق حسنه او هم الگویی برای دیگر دستگاههای کشور باشد.
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی













