سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کینه‌هایی که طغیان می‌کند

چکیده :طیف تند و سطحی نگر و جنجالی، مترصد آن است که سخنی بشنود، عملی ببیند، گمانی ببرد و ... و با تفسیر و تحلیل کودکانه، هر آنچه که باب میل اوست مطرح سازد و برای کشور و ملت هزینه و مشکل دست و پا کند، کارناوال راه بیندازد، در رسانه ها بر خطایی ناخواسته و یا خواسته ی مصلحتی! زوم کند و با شارلاتانگری اعلام کند که رقیب در خطاست و هرآنچه او می گوید حق است و لاغیر!...


محمد ایوب کاظمی

دق دلی و کینه ای که عده ای در اعماق جانشان دارند، هر روز به بهانه ای طغیان می کند، خشم و خشونت فرو می بارند، افراط گری می کنند و بر سر هر آن کس که اندیشه ای غیر از افکار کج و معوجشان داشته باشد آوار می شوند.

شوربختانه در وضعیتی که این افرادِ کوته اندیش و کم بصیرت و پر ادعا و خودشیفته قرار دارند، کاملا امر را بر آنها مشتبه کرده است که حق مطلق اند و مخالفانشان باطل مطلق!

همین امر است که باید توصیه بزرگان را جدی گرفت که تا زمانی که فردی به صلاحیتهای شخصیتی، تربیتی، دینی و … نرسیده است، اجازه ندهید در پستهای مدیریتی و ریاستی رحل اقامت افکند که بی گمان ضررهایش قابل مقایسه با منافع نخواهد بود.

قضیه از این قرار است که همواره یک طیف تند و سطحی نگر و جنجالی، مترصد آن است که سخنی بشنود، عملی ببیند، گمانی ببرد و … و با تفسیر و تحلیل کودکانه، هر آنچه که باب میل اوست مطرح سازد و برای کشور و ملت هزینه و مشکل دست و پا کند، کارناوال راه بیندازد، در رسانه ها بر خطایی ناخواسته و یا خواسته ی مصلحتی! زوم کند و با شارلاتانگری اعلام کند که رقیب در خطاست و هرآنچه او می گوید حق است و لاغیر!

اینان بدون بهانه با خودشان و با همه مشکل دارند، چه برسد که بهانه ای هم، هر چند توهم بهانه هم باشد برایشان کافی است که قیصریه ای را به آتش بکشند!

این بلای بزرگی است در جامعه که چنین افرادی فاقد بینش و سواد و با نگرش و افکاری نازل در جایگاهی عرض اندام کنند که هرگز در حد و اندازه شان نیست؛ فرهنگ خشم باری، نمونه بارزی از این خرده فرهنگ و بینش است که با شنیدن نوازش مادری که قربان صدقه فرزند چشم بادامی اش می رود، برای به دست آوردن بادام، زمین و زمان را به هم می ریزند!

کافی است دو نمونه ای که در این روزها از جانب این افراطیون به عنوان بهانه مطرح می شود یادآوری کنم که در ورای این بهانه های پوچ و کودکانه، امواجی از کینه های شتری خود را می خواهند بر سر مخالفان فکری و جناحی فرو ریزند و عقده های مزمن خود را بگشایند! غافل از از آن که راه عقده گشایی این نیست! مشکل درونی شان را حل کنند.

یک بهانه، سخن ریاست محترم جمهور جناب آقای روحانی است که اصلا ربطی به مخالفان بیسواد و کوته اندیش و افراطی و تازه به دوران رسیده های سیاسی و … نداشت؛ بی جهت جمله ای معترضه در کلام ایشان را به خود برداشته اند؛ یک بحث عمومی و بدون قید را ایشان در سخنرانی مطرح می کند و در صدد بیان دو نوع بینش بر می آید، بدون آن که مرجع و ضمیرش را تعیین کند؛ چرا باید این گروه، خود را مخاطب این سخن کلی بدانند؟ و طرف را متهم کنند که با گفتن این حرف، منظورت ماهاییم! ناخود آگاه بیاد آن ضرب المثل معروف می افتیم که وقتی چوب را بر می داری فلانی حساب کار خود را می کند!

جناب دکتر روحانی، بحثی پیرامون کوته اندیشی و روشن اندیشی داشته است و صفات و ویژگیهای هر کدام را بر شمرده است و این دوستان فکر می کنند که منظور نظر ریاست محترم جمهوری اینان هستند!

این چه استدلال سطحی و بی مایه ای است که هرچه دیگران بگویند، فکر کنیم منظورشان ما هستیم(یحسبون کل صیحه علیهم)؟!

این کار تنها اثری که دارد این است همه متوجه می شوند که خودتان نیز قبول دارید که کمی تا قسمتی متصف به این ویژگیها هستید و گرنه چرا شما ناراحت می شوید؟ پس این حساسیت و عکس العمل بی حساب و کتاب برای شما چهار ضرر دارد؛ اول آن که نشانگر کینه ای عمیق شما نسبت به مردم و منتخب آنهاست و ضرر دیگر آن که نشان می دهد مخاطب این جملات خودتان هستید و چه صداقتی از این بهتر! انسان عاقل هرگز اینگونه عمل نمی کند و ضرر سوم هم این که نشان می دهید از نظر عقلی هم پختگی لازم را ندارید و نتیجه چهارم آن که این قضیه نشان داد، این دوستان در چه سطح نازلی از وضعیت سنجی قرار دارند و بر همه فرض می شود که اجازه ندهند کسانی در کارهای بزرگ دخالت کنند که از نقایص بزرگ فکری و بینشی رنج می برند و فکری به حال مجلس آینده کنند.

ملت بزرگ ایران، افراد فهمیم و مردمی و بدور از جنجال و هیاهو را برای مجلس آینده آماده کنند نه افراطیونی که کام ملت را تلخ و فضای کشور را پر ابهام و روابط کشورها را تیره و تار و در یک کلام، وضعیت عادی کشور را بر هم میزنند.

قضیه دیگر؛ مطلبی است که توسط جناب دکتر نجفقلی حبیبی حفظه الله در برنامه ای که در صدا و سیما عنوان شده است؛ مطرح می کنند.

این نیز بهانه ای واهی برای آوار شدن بر سر اصلاح طلبان شده است.

می گویند جناب دکتر حبیبی گفته است اینقدر که در عاشورا و محرم هزینه می شود، به آن اندازه بازدهی و نتیجه ندارد؛ این جمله مگر چه ایرادی دارد که آن را به معنای نفی عاشورا و محرم گرفته اید و فردی که تحقیقا متعبدتر و عاشورایی تر از شماهاست را آماج تیرهای زهرآگین خود ساخته اید؟ جز این که این هم دومین نمونه است که نشان می دهد مترصد بهانه ای کوچک برای عقده گشایی هستید.

همه می دانند که فرهنگ و پیام عاشورا مبارزه با ظلم و تبعیض و ایجاد عدالت و برابری و اصلاح جامعه است و نه تکرار مکررات غیر مفید و کلیشه ای و گاه مخالف با فلسفه عاشورا و موازین مسلم اسلام.

محرم و عاشورا سمبل ایثار و مجاهدت و نمایش نمادهای عرفانی و دینی و اجتماعی و تربیتی دینی است و نه وضعیتی که مداحان کذایی که از عاشورا فقط پاکتهای میلیونی و هفت تیرکشی می دانند و بدتر از آن استفاده جناحی از این مراسم عظیم آیینی.

خلاصه سخن آن که این گروهی که هر روز مترصد بهانه هستند، به جای این کارهای نازل بروند قدری افکار تاریخ گذشته خود را بروز کنند و بدانند که تعالیم بلند و روشنگر دین با زمان و مکان بروز می شود و این بزرگترین امتیاز دین مبین اسلام و مکتب حیات بخش اهل بیت ع است؛ بی جهت هم ادعای انقلابی گری و ایمان نکنند که دم خروس خیلی واضح از پشتشان بر آمده است!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.