آقایان! ردای دعوت به ادب بر تنتان زار میزند
چکیده :کوچک زاده ها و حسینیان ها و شریعتمداری ها و رسایی ها را چه کار به دعوت به نیکو سخن گفتن و پرهیز از توهین؟ آیا کار "ادب" در این مملکت آنچنان خراب شده که این گونه افراد بخواهند مدافع آن شوند؟ زمانه ای که فحشنامه کیهان و جبهه کینه پراکن پایداری بشوند مدعی اعتدال در سخن، همان زمانی است که داعش می شود مدعی اسلام و جواد لاریجانی می شود مدافع حقوق بشر و اختلاس گران می شوند مدعی ساده زیستی، و از آن سو کسانی که حق و اعتراض خود را در نهایت نجابت، با سکوت سه میلیونی دنبال می کنند، می شوند فتنه گر و قاتل....
کلمه – علی بردبار:
سخنان اخیر رئیس جمهور درباره مخالفان مذاکره که دلواپس نتایج هر نوع تعامل سیاسی با قدرت های جهانی اند، حاوی عبارات تندی بود که واکنش های زیادی را در پی داشت. آقای روحانی در همایش روسای نمایندگی های ایران در خارج از کشور، ضمن نقد تعامل هراسی مخالفان مذاکره، در بخشی از اظهاراتش گفت: «بعضی ها هراسان زندگی می کنند و چون خود اعتماد به نفس ندارند، گفت کافر همه را به کیش خود پندارد. دیگران را هم این چنین می بینند. ناچار شدم چند مورد مذاکرات خودم را با دیپلمات های هسته ای بیاورم، با اینکه عرفش این نبود این کار را من کار کردم تا بخوانند و ببینند ترسوها. یک عده به ظاهر شعار می دهند ولی بزدل سیاسی اند. هر وقت می خواهد مذاکره شود عده ای می گویند ما هم داریم می لرزیم. خوب به جهنم، بروید یک جای گرم برای خودتان پیدا کنید. چه کار کنیم؟ خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده، ما چه کار کنیم؟»
درباره این سخنان، آنچه از موضعی سبز می توان گفت این است که انتخاب برخی تعابیر در این بحث نامناسب است و ای کاش آقای روحانی حرف حساب خود را تحت الشعاع آنها قرار نمی داد. عبارت “به جهنم” با ادبیات فاخری که در یک سال و خرده ای گذشته از آقای روحانی دیده ایم سازگاری ندارد و هرچند می توان آن را نشانه غیرت و همیت ایشان به موضوع سیاست خارجی و حل منازعات جهانی به یادگار مانده از گذشته دانست، اما این واکنش ها بهانه به دست بهانه جویان داده و سنگ اندازی و حاشیه سازی برای دولت را افزایش می دهد. هر چند در این میانه، دل آدم می سوزد که کاش مقداری از این غیرت، هزینه پیگیری وعده های داخلی رئیس جمهور می شد و مسائل امنیت مردم در برابر امنیت ستیزی نهادهای نظامی و امنیتی و قضائی و نیز موضوعات مربوط به سیاست داخلی هم مورد دغدغه و سوژه غیرت مسئولان دولت می شد.
اما درباره واکنش های صورت گرفته در برابر این سخنرانی، دو نکته قابل ذکر است:
اولا برخی این سخنان را مشابه نوع اظهارات احمدی نژاد می دانند و از این بابت روحانی را نکوهش می کنند. این مساله خود دو نکته را در ذهن ناظران بیرونی برجسته می سازد. یکی اینکه احمدی نژاد چه پدیده ای بوده که از او به عنوان سمبل بدزبانی یاد می شود و تا کسی سخنی نسنجیده و تند به زبان می آورد، همه یاد او می افتند و می گویند “شبیه احمدی نژاد بود.” مانند صفت دروغگویی که سال هاست هرکسی در نکوهش دروغگویی سخنی بگوید، آن حرف به معنای نقد دولت سابق و رئیس آن برداشت می شود، حال چه صاحب سخن منظورش آن سوژه باشد یا نباشد. در واقع احمدی نژاد و دولت 8 ساله اش آنچنان به صفاتی همچون دروغ گویی و بدزبانی و نیز دزدی و اختلاس متصف شده اند که هر جا از این صفات حرفی به میان آید، مخاطب بلافاصله به یاد آنها می افتد.
اما نکته دوم در این باره این است که مقایسه روحانی با احمدی نژاد، در هر زمینه ای، حتی درباره بخش کوچکی از این سخنرانی که اصل حرف آن بسیار مهم و قابل اعتناست، جفا در حق انصاف و ظلمی بزرگ به رئیس جمهور است. به کارگیری “به جهنم” به معنای اهمیت ندادن به ترس و انتقاد تعامل هراسان کجا و خس و خاشاک نامیدن مردم کجا؟ ادبیاتی همچون ممه را لولو برد و کاغذپاره خواندن قطعنامه ها و حرف هایی مانند قطعنامه دانتان پاره شود و حرف های سبکی مثل اینکه فلان کودک از دیدن من خوشحال میشد و می گفت محمود محمود و … کجا و این حرف رئیس جمهور کجا؟ شبیه سازی این سخنان رئیس جمهور با آن سخنان احمدی نژاد تنها از باب نوعی به کارگیری مَثَل که در نکته اول این بند به آن اشاره شد قابل پذیرش و فهم است ولی جدی دانستن این مقایسه واقعا نارواست.
ثانیا، انتقاد به این سخنان، با احترام به معدودی از نیروهای محافظه کار که از ابتدا حساب خود را با بدزبانی بسیار بدتر رایج در حکومت در سال های 84 تا 92 جدا کرده بودند، با کلیت این جریان سازگار نیست. تنها انتقادهایی را می توان در این حوزه قابل اعتنا دانست که دچار یک بام و دو هوا نباشند و در همه ادوار “ادب مرد را به ز دولت او” بدانند. واقعا مهدی کوچک زاده ها و روح الله حسینیان ها و حسین شریعتمداری ها و حمید رسایی ها را چه کار به دعوت به نیکو سخن گفتن و پرهیز از توهین؟ آیا کار “ادب” در این مملکت آنچنان خراب شده که این گونه افراد بخواهند مدافع آن شوند؟ زمانه ای که فحشنامه کیهان و جبهه کینه پراکن پایداری بشوند مدعی اعتدال در سخن، همان زمانی است که داعش می شود مدعی اسلام و جواد لاریجانی می شود مدافع حقوق بشر و اختلاس گران می شوند مدعی ساده زیستی، و از آن سو کسانی که حق و اعتراض خود را در نهایت نجابت، با سکوت سه میلیونی دنبال می کنند، می شوند فتنه گر و قاتل.
نه آقایان! ردای دعوت به ادب کار بر تنتان زار می زند.













