غزه، نام کوچک فلسطین در حصر است
چکیده :فلسطین چه برای دفاع دارد زمانی که سران عرب و کشورهای اسلامی او را وجهالمعامله خویش ساختند. فلسطین چه برای دفاع دارد آنگاه که مدعیان اسلام به تار مویی و نقش و نگاری، در وضعیتی سانتیمانتال، کفنپوشانه فتوای جهاد میدهند و میدان اصلی و سقوط قلب اسلام را به سکوت میگذرانند....
سایت درنگ با انتشار متنی با امضای تحریریه خود، به جنایات اسرائیل در غزه واکنش نشان داد. متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
روزها میگذرند و عددهایی بر آماری افزوده میشود که از فاجعهای حکایت میکنند. فاجعهای که در جایی از تاریخ، زمان را متوقف کرده است و نام غزه را فریاد میزند. فاجعه وارد دومین ماه پیاپی میشود و کشتهها به ۲ هزار نفر میرسد.
خاورمیانه در تلاطمی است که سردرگمی تاریخنویسان را در توحش نامهایی سربرآورده از زخمهایی چرکین میتوان دید که یک بار به نام طالبان و القاعده در افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی و بار دیگر با نام داعش در سوریه و عراق، بیرق خون را بالا میبرد و جنایاتی هولناک را ثبت میکند.
با این حال هولناکی خاورمیانهٔ امروز را میتوان در زخمی دیرینه جستجو کرد که بار دیگر در خونهای ریخته شده مردم غزه خود را به یاد میآورد.
کشتهها و قربانیان این روزها، گویی تنها به اعدادی بیجان بدل شدهاند که میان رسانهها دست به دست میچرخد و انسانیتزدایی از فاجعه را رقم میزند تا دستگاهی به خاستگاه تروریسم دولتی خویش تکیه کند و به نام دفاع از انسان، خونهایی را بر زمین بریزد که بیهیچ تردیدی میتوان آن را کشتار و نسلکشی انسانها نامید.
غزه این روزها نام کوچک فلسطین است. دیگر چه فرقی میکند که به سرزمینهای اشغالی ۱۹۴۸ بیندیشیم یا سرزمینهای اشغالی ۱۹۶۷؟ دیگر چه تفاوتی دارد که قطعنامه ۱۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای تجزیه را مقصر بدانیم یا بارها و بارها وتو کردن قطعنامههای شورای امنیت علیه اسرائیل را؟ زمانی که بلندگوهای گوشخراش مدعیان حقوق بشر و دموکراسی، فاجعه و کشتار انسانها را به واکنشی برای دفاع از خود در برابر حماس تقلیل میدهند دیگر چه میتوان گفت برای مقاومت؟
مقاومت در دنیای ناهمگون امروز با نام تروریسم خوانده میشود و تروریسم دولتی اسرائیل به نام پیشرفتهترین دموکراسی جهان؛ اما باید به یاد آورد فلسطین دیگر چه چیزی برای از دست دادن دارد؟ مرگ تدریجی و محصور در سرزمینی که دیگر سرزمین نیست یا برآمدن صدایی علیه رژیمی که ابوجهادها و ابوایازها را به راحتی ترور میکند؟ حالا همه چیز را به راکتهای بیاثر حماس تقلیل دادن چه سود؟ که دوران آتشبس، خیابانهای غزه را به میدان ترور نیروهای حماس بدل سازد؟
فلسطین چه برای دفاع دارد زمانی که سران عرب و کشورهای اسلامی او را وجهالمعامله خویش ساختند. فلسطین چه برای دفاع دارد آنگاه که مدعیان اسلام به تار مویی و نقش و نگاری، در وضعیتی سانتیمانتال، کفنپوشانه فتوای جهاد میدهند و میدان اصلی و سقوط قلب اسلام را به سکوت میگذرانند.
آنگاه که صلح اسلو به خیانت تعبیر شد، چه کسی میدانست سران کشورهای اسلامی چه بر سر فلسطین آوردند؟
و حال همه چیز بر سر مقاومت خراب میشود. چند بار دیگر باید نام قانا، صبرا و شتیلا و غزه تکرار شود تا جنایت ریشه بگیرد؟ گیریم که حماس در کار نبود، کمی آن سویتر، ابومازن که مماشات را در پیش گرفت؛ ابومازن که عقب نشست و اسرائیل را به رسمیت شناخت، نتیجه چه شد؟ کنترل سختگیرانه و شهرکسازیهای رو به گسترش و ورود آزادانه ارتش اسرائیل به کرانه باختری که ادامه دارد؟
کنترل غذایی غزه به میزان زنده ماندن از سوی اسرائیل پیش از هر راکتی، مرگ تدریجی سرزمینی محصور را رقم میزد تا سران کشورهای اسلامی سکوت کنند و هر دم معاملهای تازه را در پیش گیرند.
مقاومت حالا با خود اتمام حجت میکند. فلسطین هیچگاه در نبرد روبرو شکست نخورد؛ فلسطین همیشه از پشت خنجر خورده است.
غزه این روزها نام کوچک فلسطین است. غزه سالهاست در حصر به سر میبرد و مقاومت در آن ریشهدار میشود و حال، چه کسی شکست حصر را رقم خواهد زد؟













