سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » امام درباره میرحسین به مخالفانش چه گفت...
» واقعیت‌های تاریخی که بادامچیان از آنها بی‌خبر نیست

امام درباره میرحسین به مخالفانش چه گفت

چکیده :کشف جدید نفر دوم حزب موتلفه مبنی بر اینکه «امام اصلا میرحسین را قبول نداشت»! جدا از اینکه عقده های جریان ضد موسوی از حمایت های پیاپی امام خمینی از وی را بار دیگر نشان می دهد، فراموشکاری عمدی اقتدارگرایان نسبت به واقعیت های دوران دفاع مقدس و عملکرد آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی را هم نمایان می کند....


کلمه – زهرا امیری: کشف جدید نفر دوم حزب موتلفه مبنی بر اینکه «امام اصلا میرحسین را قبول نداشت»! جدا از اینکه عقده های جریان ضد موسوی از حمایت های پیاپی امام خمینی از وی را بار دیگر نشان می دهد، فراموشکاری عمدی اقتدارگرایان نسبت به واقعیت های دوران دفاع مقدس و عملکرد آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی را هم نمایان می کند.

ماجرا از آنجا شروع شد که چند هفته پیش مسیح مهاجری مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی به‌مناسبت سالگرد حادثه «هفتم‌تیر» و شهادت سید محمد بهشتی در گفت‌وگویی با روزنامه خود، درمورد ویژگی های شهید بهشتی، مناسبات و اختلافات در حزب جمهوری اسلامی و میرحسین موسوی سخن گفت. مسیح مهاجری با اعتراض به اتفاقات سال ۸۸ و تهمت هایی که در حصر به نخست وزیر امام نسبت داده می شود، گفت: به چه مجوزی هرکسی یک حکمی را برای آقای موسوی تعیین می‌کند؟ به چه مجوزی هرکسی هر تهمتی را که بخواهد به او نسبت می‌دهد؟ کسی حق چنین کاری را ندارد و دستگاه قضایی رسیدگی خواهد کرد و تصمیم‌گیری خواهد نمود. اگر کسی بخواهد در مورد حکم قضایی اظهارنظر کند آنوقت افرادی وجود خواهند داشت که انتقادی داشته باشند. لیکن زمانی که دستگاه قضایی حکمی صادر نکرده، شما‌ها چه کار‌ه‌اید که این حرف‌ها را می‌زنید؟

اما سخنان مسیح مهاجری ظاهرا برای اسد الله بادامچیان نائب رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گران تمام شده، و بادامچیان را چندین بار به پاسخگویی واداشته است. در وهله نخست بادامچیان با ارسال نامه ای به خبرگزاری ایسنا طی سخنانی عجیب و سراسر دروغ خطاب به مهاجری نوشت که میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی در حصر نیستند بلکه نظام در حال مراقبت از آنان است! و افزود: « نظام» از میر حسین به این دلیل مراقبت می‌کند که خانواده‌های شهدا و کشته‌های فتنه 88 یا فتنه گران خارجی وی را نکشند و به گردن نظام بیاندازند، یا آماج خشم ملت حاضر در 9 دی قرار نگیرد ، درحالی که شما نام این مراقبت را «حصر» گذاشته‌اید.

دو روز پیش نیز بادامچیان در همین زمینه با سایت «نامه‌نیوز» مصاحبه کرد. مصاحبه اخیر اسدالله بادامچیان انعکاس گسترده ای در رسانه ها داشته و واکنش های زیادی را برانگیخته است. اما سخنان بادامچیان برای هر خواننده ای که اهل مطالعه تاریخ باشد یا از تاریخ سی و چند ساله اخیر اطلاعی داشته باشد یکسره فاقد ارزش است. هر خواننده مطلعی به روشنی درمی یابد که سخنان بادامچیان چیزی جز تحریف تاریخ و تقلب در بیان حقیقت نیست. گویی اسد الله بادامچیان هنگام ادای این سخنان گمان کرده که مردم ایران مشتی کورذهن و بی حافظه اند که نه کتاب خوانده اند و نه از اتفاقات سال های نخستین انقلاب خاطره یا اطلاعی دارند.

اگر چه پرداختن به سخنان اخیر او از لحاظ تاریخی و اطلاع رسانی تکرار مکررات است کما اینکه هر خواننده مطلعی در همان ابتدا متوجه عدم صداقت ایشان می شود؛ اما این سخنان از بعد روانشناختی ارزش مطالعه و بررسی دارد. نگاهی اجمالی به مصاحبه اخیر بادامچیان می تواند زوایای حقیقی و مختلفی از برخی سیاستمداران مدعی اصولگرایی را به نمایش گذاشته و بار دیگر به مردم و تاریخ ایران نشان می دهد که چگونه قدرت و پول می تواند باعث شود افرادی به ظاهر مومن و متدین در چشمان رفتگان و آمدگان خیره نگاه کنند و دروغ ببافند و البته این سخنان سندی محکم بر حقانیت دلسوزانی چون میرحسین موسوی و همسر فرهیخته اوست.

بادامچیان در بخشی از سخنانش می گوید: حزب جمهوری اسلامی از مجموعه دیدگاه‌های متفاوت شکل گرفت. «حتی» میرحسین موسوی هم دعوت شد. در کانون توحید با آقای باهنر رفیق شد و آقای باهنر او را هم دعوت کرد.

گویی بادامچیان از همان ابتدا فراموش کرده که حزب جمهوری اسلامی تشکیلاتی رسمی و حکومتی بود و نه گروهی زیر زمینی و مخفی که بتوان در مورد آن خیالپردازی کرد. در حالی که برای تمامی مردم ایران نام حزب جمهوری اسلامی از همان ابتدا با نام میرحسین موسوی و فعالیت های او به عنوان نخست وزیر 8 سال دفاع مقدس پیوند خورده است.

بادامچیان در بخش دیگری از سخنانش می گوید: قبل از انقلاب شخصا با موسوی آشنایی نداشتم ولی خودش و زهرا رهنورد همسرش را از طریق کتبشان می شناختم. خانم رهنورد چندتا کتاب داشت که ما این کتاب‌ها را مضره و مضله می‌دانستیم. مثلا تفسیر سوره حضرت یوسف یا چندگام با موسی و برخی کتاب‌های دیگری که از دیدگاه ما کتاب‌های انحرافی بودند.

تنها نگاهی اجمالی به عناوین چند کتاب خانم رهنورد نشان دهنده محتوای اسلامی این کتب است خانم دکتر زهرا رهنورد که قرآن پژوهی آگاه به ادبیات و هنر و فرهنگ است پیش از حوادث سال 88 بار ها و بار ها به عنوان نویسنده ای مسلمان و مستقل در محالفل علمی و دینی مورد تقدیر قرار گرفته است.

خانم رهنورد از مفاخر علمی و فرهنگی کشور ماست که فعالیت هایی طولانی و گسترده در حوزه های علمی، فرهنگی، هنری و سیاسی داشته است و یقینا مصاحبه اخیر اسدالله بادامچیان نمی تواند دستاورد ها و فعالیت های این بانوی محقق را زیر سوال ببرد.

نام تعدادی از کتاب های زهرا رهنورد از این قرار است که حتی بعید است بادامچیان از عهده مطالعه آنها برآمده باشد: “همراه با قیام موسى”، “پیام حجاب زن مسلمان”، “ریشه‏ هاى استعمارى كشف حجاب”، “حكمت هنر اسلامى”، “هنر، عشق، زیبایى”، “سوگوارى در حرا”، “زینب زمانه”، “دولت ملى”، “سفرنامه سفر به دیار زنان بت”، “نقد زیباشناسى در اسلام”، “مسیحیت و ماركسیسم”، “گفتمان زنان، مدرنیسم”،” فلسفه هنر و رویكرد اجتماعی”، “رمز تجلی در موجودات مهیب”، “پست مدرنیسم و هنر ایران”.

بادامچیان در سخنان خود بیش از هر چیز به مهندس موسوی تاخته و در کشفی جدید، در بخشی از سخنانش می گوید: امام میرحسین و افکارش را اصلا قبول نداشت. بارها حاج احمدآقا به من زنگ زد و نسبت به مشی میرحسین در روزنامه جمهوری اسلامی تذکر داد. من هم تذکر را به او منتقل می‌کردم.

اما نگاهی به سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی نشان می دهد که سخنان بادامچیان یکسره خلاف واقع است. امام به دلیل نقش و وجه کاریزماتیک خود همواره تلاش می کرد که میان چهره های مختلف سیاسی رفتاری یکسان داشته باشند اما برخوردها و سخنان ناحق تعدادی باعث شد امام در همان زمان سخنانی منحصر به فرد و تاریخی در مورد مهندس موسوی به زبان بیاورد.

در همین باره در کلمه بخوانید:

تایید عملکرد دولت دفاع مقدس توسط امام+ دستخط

آیا امام خمینی(ره) میرحسین موسوی را قبول نداشت؟

سندی تاریخی برای اثبات کارآمدی و سربلندی نخست‌وزیر امام

آخرین اخطار امام به متحجران مخالف موسوی : نگذارید طور دیگری بگویم

امام خمینی: آقای مهندس موسوی را شخصی متدین و متعهد و دولت ایشان را موفق می دانم

حمایت های امام از میرحسین، هم خشم ریاست جمهوری وقت را در پی داشت و هم عصبانیت جریان هایی را به دنبال داشت که در آن سالها در مقابل «نیروهای خط امام» صف آرایی کرده بودند. امام اما تا پایان کار هم از هیچ حمایتی از موسوی دریغ نکرد. پاسخ های امام به امثال بادامچیان، هنوز هم زنده و خواندنی است:

آقای بادامچیان! از خدا بترسید

امام یک بار در پاسخ به کسانی که در زمان نخست وزیری میرحسین موسوی سعی در تضعیف دولت داشتند، گفت:

«اینهایى که هر کدام خودشان اگر حکومت یک محله باشند نمى ‏توانند اداره کنند آن جا را، چطور به خودشان اجازه مى‏ دهند که یک دولتى که در عین همه گرفتارى‏هایى که الآن دارد و از شرق و غرب به او فشار دارند مى‏ آورند، این مملکت را دارد اداره مى‏ کند و به خوبى هم اداره مى‏ کند، چطور اجازه مى‏ دهند به خودشان که نسبت به این جسارت کنند و هر روز یک صورت درست کنند. خوب، ما افراد را نمى‏ شناسیم، اما خداى تبارک و تعالى که مى‏ شناسد. ما افکار شما را نمى ‏توانیم بفهمیم، اما خدا که مى ‏داند. شمایى که نمى‏ توانید یک شهر را اداره کنید، اگر نانوایى یک شهر را به شما بدهند نمى ‏توانید اداره‏ اش کنید، چطور مى‏ گویید که چرا دولت نمى‏ دانم چه نکرده، چه نکرده؟ شما مى ‏فهمید که کار دولت چى هست و تا کنون چه کرده است؟ شما مى ‏دانید که کارهایى که دولت در این چند سال با همه این فشارها کرده، عمقش از کارهایى که در طول سلطنت فاسد پهلوى بوده است، بسیار بیشتر است. چى مى‏ گویید به جان این دولت؟ دست بردارید، از خدا بترسید، از غضب خدا بترسید. شما خیال مى‏ کنید که اگر دولت ساقط بشود، شما روى کار مى‏ آیید؟ شما هیچ وقت نمى‏ آیید روى کار. شما خیال مى‏ کنید به نفع اسلام این حرف‏ها را مى‏ زنید؟ شیطان در لباس شما، در باطن شما این حرف‏ها را مى ‏زند و به ضرر اسلام دارد مى زند. دست بردارید از این مسائل، کمک کنید به دولت، کمک کنید به این دولتى که دارد جان مى‏ کند براى اسلام و براى کشور شما. چرا باید هر روز نق بزنید و هر روز هر جا فرصت پیدا مى‏ کنید یک چیزى بگویید به ضد دولت، یا یک چیزى را هم منتشر کنید به ضد دولت؟ اینها مسائلى است که باید توجه داده شود به ملت ما. باید توجه کنند کسانى که در بین ملت هستند، علماى اعلام که در هر جا هستند باید تذکر بدهند به اینها؛ باید توجه بدهند به اینها که شما با دست خودتان مى‏ خواهید خودتان را دفن کنید.» (صحیفه امام، ج‏۱۹، ص: ۶۷و۶۸)

جناب بادامچیان! این تذهبون؟

بنیانگذار جمهوری اسلامی در جای دیگری به تندی به مخالفان موسوی اعتراض کرده و گفته است:

«من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، و لو بعضیشان در نظر من پوچ اند، لکن از بعضى از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر امریکا، فریاد مى‏ زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه ‏تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجى واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسئله مهمى که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزى که هفته وحدت است چرا شماها مى ‏خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چرا مى‏ خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا مى‏ خواهید دو دستگى ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید مى ‏روید؟ این تذهبون؟ من نمى‏ توانم که آن طورى که مى‏ خواهم، با شما صحبت کنم و نمى‏ خواهم در روز عید رنجش براى شما پیدا کنم، لکن شما انصاف بدهید که در یک همچو وقتى، وقت یک همچو امورى است؟! وقت یک همچو تأییدى است از کاخ سفید؟ وقت یک همچو تأییدى است از ریگان؟ لحن شما در آن‏ چیزى که به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تندتر است، از لحن خود کاخ‏ نشینان آن جا تندتر است. شما چه شده است این طور شدید؟ شما که این نبودید بعضی تان. من بعضی تان را مى‏ شناسم، شما این طور نبودید.»(صحیفه امام، ج‏۲۰، ص: ۱۶۲و۱۶۳)

امام: دولت مهندس موسوی را موفق می دانم

هنوز دستخط تاریخی امام خمینی (ره) درباره مهندس میرحسین موسوی موجود است که در آن پس از حمایت همه جانبه از شخص میرحسین، نگرانی خود را نسبت به تغییر دولت ایشان ابراز می کنند. متن کامل نامه امام خمینی (ره) در ادامه آمده است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم

با تشکر از حضرات آقایان، اینجانب چون خود را موظف به اظهار نظر مى‌دانم، به آقایانى که نظر خواسته اند، از آن جمله جناب حجت الاسلام آقاى مهدوى و بعضى آقایان دیگر، عرض کردم آقاى مهندس موسوى را شخص متدین و متعهد، و در وضع بسیار پیچیده کشور، دولت ایشان را موفق مى‌دانم، و در حال حاضر تغییر آن را صلاح نمى‌دانم. ولى حق انتخاب با جناب آقاى رئیس جمهور و مجلس شوراى اسلامى محترم است.
۵ مهر ۶۴

میرحسین، خاری در چشم اقتدارگرایان

میرحسین موسوی در سال های اخیر به علت ایستادگی در برابر خودکامگان و قانون‌شکنان، بارها مورد اتهام جریان اقتدارگرا قرار گرفته است؛ به طوری که در این مدت عملکرد درخشان او و دولتش در دوران سخت جنگ تحمیلی بار ها زیر سوال رفته است.

اما در پایان باید به اسد الله بادامچیان و محافظه کاران و اقتدارگرایان یاد آوری کرد: آقایان، آب در هاون می کوبید! دنیا تغییر کرده است. در دنیای امروز تاریخ را قدرتمندان و زورمداران نمی نویسند، بلکه حقیقت طلبان هنوز زنده اند و جوانانی که زمانی در گهواره های چوبی بودند، امروز قاضیان واقعی تاریخ اند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.