گرامی مقدم: اگر برگزاری دادگاه برای نظام سنگین است، چرا پنج سال یکطرفه به قاضی رفتند؟
چکیده :اسماعیل گرامی مقدم مشاور مهدی کروبی با تاکید بر اینکه پذیرش مسئولیت حصر از سوی رهبری امر جدید نیست می گوید که واقعیت هم از ابتدا همین بود که یک چنین تصمیم بزرگی که دو نفر از نزدیکترین یاران آیت الله خمینی حصر شوند از ظرفیت مسئولیت نهادهایی نظیر قوه قضاییه و وزارت اطلاعات خارج بود....
نزدیک به سه سال و نیم از حصر میرحسین موسوی٬ زهرا رهنورد و مهدی کروبی میگذرد و هنوز از نگرانی رهبری درباره آنها کاسته نشده و او به تازگی در دیداری با اعضای مجلس شورای اسلامی بر ادامه حصر رهبران جنبش سبز تاکید کرده که وضعیت حصر لطفی است که در حق آنها می شود.
اسماعیل گرامی مقدم مشاور مهدی کروبی با تاکید بر اینکه پذیرش مسئولیت حصر از سوی رهبری امر جدید نیست می گوید که واقعیت هم از ابتدا همین بود که یک چنین تصمیم بزرگی که دو نفر از نزدیکترین یاران آیت الله خمینی حصر شوند از ظرفیت مسئولیت نهادهایی نظیر قوه قضاییه و وزارت اطلاعات خارج بود.
او معتقد است که آقای روحانی صادقانه علاقمند به رفع حصر است اما این مسئله هم روشن است که رفع حصر اولویت اصلی آقای روحانی نبوده و از ابتدا اولویت ایشان حل مسئله پرونده هستهای بوده و این مسئله زمان برده است.
متن کامل گفت و گوی جرس با اسماعلی گرامی مقدم را بخوانید:
آقای گرامی مقدم، همانطور که میدانید چند روز پیش آقای خامنهای در پاسخ به درخواست علی مطهری مبنی بر رفع حصر رهبران جنبش سبز و یا محاکمه آنها مخالفت صریح خود را اعلام کرده است، به نظر شما علت اینکه بعد از سه سال و نیم رهبری صراحتا و مستقیم مسئولیت حصر را بر عهده گرفتهاند چیست؟
پذیرش مسؤولیت حصر از سوی رهبری امر جدیدی نیست. فقط میتوانیم بگوییم نقل آقای مطهری و عدم تکذیب از سوی دفتر رهبری٬ پذیرش مسؤولیت حصر از سوی رهبری را رسمی کرده است. چون چند ماه پس از آغاز حصر٬ سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی و پس از وی آقای صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه به نوعی مسئولیت حصر را به رهبری منتسب کردند. واقعیت هم از ابتدا همین بود که یک چنین تصمیم بزرگی که دو نفر از نزدیکترین یاران آیت الله خمینی حصر شوند از ظرفیت مسئولیت نهادهایی نظیر قوه قضاییه و وزارت اطلاعات خارج بود.
حاکمیت نمیتواند به ملاطفتی که به خرج داده فخرفروشی کند؛ اگر از ابتدا دادگاه علنی با حضور هیات منصفه تشکیل میشد وآقایان موسوی و کروبی دفاعیات خود را تقدیم دادگاه میکردند و دادگاه هم حکم عادلانهای که اقناع کننده افکار عمومی بود صادر میکرد و اگر به مجازاتی محکوم میشدند اکنون میشد قضاوت کرد ملاطفتی صورت گرفته یا خیر؟
حجه الاسلام و المسلمین شیخ مهدی کروبی با صراحت از حاکمیت خواستار تشکیل دادگاه علنی با حضور هیات منصفه بوده است. به باور من حاکمیت اگر میخواهد لطفی در حق این محصورین انجام دهد دادگاه علنی برگزار کند و اگر تبعات دادگاه برای نظام سنگین است پس چگونه در این پنج سال نهادهای وابسته به حکومت از صدا و سیما گرفته تا ائمه نماز جمعه و فرماندهان سپاه تا دبیر شورای نگهبان یک طرفه به قاضی رفتهاند و هر اتهام ثابت نشدهای را به دو شخصیت انقلابی و مورد اعتماد امام و خادم ملت وارد کردهاند؟ حالا حکومت یک لطفی در حق این آقایان انجام دهد و فیلم سخنرانیهای آقایان سردار جعفری و حجه الاسلام سعیدی را درباره وقایع سال ۸۸ که در فضای مجازی منتشر شده است را از شبکه یک سیما پخش کند. وانگهی اگر حضرت امام در قید حیات بودند و با آن التزامی که به «میزان رای ملت است» و «عدم مداخله نظامیان در سیاست» داشتند٬ این اعترافات سردار عزیز جعفری و آقای علی سعیدی را میشنیدند چه واکنشی نشان میدادند؟!
چندی پیش غلامعلی رجایی، به نقل از آقای هاشمی رفسنجانی گفتهاند که نظر خامنهای بر رفع حصر است و تدبیر او در راستای حل این مسئله است و سال گذشته نیز خبری منتشر شد که آقای خامنهای با ارجاع این موضوع به شورای عالی امنیت ملی موافقت کرده است، اما اظهارات اخیر ایشان حکایت از امر دیگری دارد. ارزیابی شما از این اظهارات متفاوت و به نوعی سردرگمی چیست؟
اخباری که تا کنون ما داشتهایم متناقض بوده است و آنچه میشود از این تناقضها و به تعبیر شما سردرگمیها نتیجه گرفت، آن است که فشار و پیگیری هم برای شکستن حصر زیاد است و هم برای ادامه حصر این فشارها همچنان ادامه دارد.
همانطور که میگویید ظاهرا با گذشت هر چه بیشتر زمان هزینه حصر رهبران جنبش سبز برای حاکمیت افزایش پیدا کرده و اگر تا چند وقت پیش پرداختن به موضوع حصر نوعی تابو محسوب میشد الان حتی اصولگراها هم درباره آن صحبت میکنند. به نظر شما هزینههای بیشتر تداوم این حصر برای حاکمیت چه خواهد بود؟
گاهی به نظر میرسد در جمهوری اسلامی به تعویق انداختن مسایل مهم کشور به یک سنت ساختاری مبدل شده است. یعنی خیلی علاقمند هستیم به جای اینکه معضلات کشور را در مقطع زمانی و مکانی سودمند حل و فصل کنیم مسئله را کهنه و پرهزینه کنیم. از اول انقلاب هم این سنت را در برخی از رویدادها مثل آزادی گروگانهای آمریکایی و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر دیدیم و جنگ متاسفانه تا جایی ادامه یافت که پایان آن برای امام به عنوان نوشیدن جام زهر تلقی شد. همچنین مسئله هستهای که در سال ۸۳ و ۸۴ میتوانستیم در ادامه توافق پاریس به همین نتایج توافق ژنو یا حتی بیشتر از آن دست یابیم بیآنکه هزینه بسیار گزاف برای تحمل تحریمها پرداخت کنیم. در مسئله حصر نیز هنر حاکمیت این بوده که حل آن را به تعویق بیاندازد. خاطرم هست که هم در مصاحبه با تلویزیون بی بی سی و هم در یک مقاله پیشنهاد دادم بهترین زمان برای رفع حصر ۲۴ خرداد ۹۲ بود. آقای روحانی رییس جمهور شده بود و مردم همین مطالبه را از او داشتند و شادمانی ملت در یک روز به هم میآمیخت و در حقیقت حکومت با یک چنین مدیریت زیرکانهای آشتی ملی را رقم میزد و یک بازی برد- برد شکل میگرفت اما ادامه این قضیه طی یک سال گذشته باعث شده تا حاکمیت، هم در مجامع بین المللی و هم داخلی در هر نشستی مورد سوال قرار گیرد یعنی مردم از رییس جمهور؛ رییس قوه قضاییه و رییس قوه مقننه همواره این سوال را مطرح کردهاند و حالا حتی در نشست میان رهبری و تعدادی از نمایندگان مجلس با پرسش آقای مطهری مطرح شده است.
علت اینکه وعدههای دولت آقای روحانی برای رفع حصر تاکنون عملی نشده چیست و دولت چه کارهایی برای حل این مسئله در حوزه اختیارات خود میتواند انجام دهد؟
بر کسی پوشیده نیست که آقای روحانی صادقانه علاقمند به رفع حصر است اما این مسئله هم روشن است که رفع حصر اولویت اصلی آقای روحانی نبوده و از ابتدا اولویت ایشان حل مسئله پرونده هستهای بوده است و این مسئله زمان برده است و آقای روحانی گامهای اساسی را در تنش زدایی با قدرتهای جهانی برداشته است و به نظر میرسد تصور ایشان این است که پس از توافق نهایی با ۱+۵ توان دولت برای پیگیری آزادی آقایان موسوی و کروبی و رهنورد و زندانیان سیاسی افزایش مییابد.
رفع حصر چه نتایجی در بر خواهد داشت؟
نتایج رفع حصر را میتوان بدینگونه دسته بندی کرد:
الف – رفع حصر به خودی خود فضای سنگین امنیتی را از سر راه فعالان سیاسی و روزنامه نگاران برمیدارد و فضای سیاسی کشور از التهاب خارج شده و جای آن را آرامش سیاسی خواهد گرفت.
ب – دامنه آشتی ملی بسیار گسترده میشود بدین معنی که گروههای اصول گرای سنتی و میانه رو با گروههای اصلاح طلب قرابت بیشتری در ائتلافات انتخاباتی پیدا خواهند کرد و قابلیتها و ظرفیتهای حکومتی و اجتماعی خود را برای پیروزی در انتخابات آینده به اشتراک خواهند گذاشت.
ج- بازار کاسبی فتنه برای کاسب کاران افراط گرا کساد خواهد شد.
د- فشار نهادهای حقوق بشری کاسته خواهد شد و این مسئله کمک شایانی به فراهم شدن زمینه گفتگو با کشورهای دیگر خواهد شد.













