سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » جاوید قربان اوغلی: اولین بازنده شرایط نابسامان عراق٬ مردم این کشور خواهند بود...

جاوید قربان اوغلی: اولین بازنده شرایط نابسامان عراق٬ مردم این کشور خواهند بود

چکیده :وضعیت متزلزل کنونی نه فقط دولت را برای از پس گیری مناطق تحت تصرف داعش دچار مشکل کرده بلکه به مناطق کردنشین هم این قدرت و توان را بخشیده که از موقعیت کنونی برای مقدمه چینی استقلال از عراق استفاده کنند. تصویر پیش رو مبتنی بر نزاع های مذهبی و قومی است و در این وضعیت امکان بروز جنگ داخلی دراز مدت هم دور از تصور نیست. ...


نفوذ پیش رونده گروه تروریستی داعش با ادعای تشکیل خلافت اسلامی در عراق باعث نمایان‌تر شدن ضعف‌ ساختار دولت و ارتش شده است.

وضعیت متزلزل کنونی نه فقط دولت را برای از پس گیری مناطق تحت تصرف داعش دچار مشکل کرده بلکه به مناطق کردنشین هم این قدرت و توان را بخشیده که از موقعیت کنونی برای مقدمه چینی استقلال از عراق استفاده کنند. تصویر پیش رو مبتنی بر نزاع های مذهبی و قومی است و در این وضعیت امکان بروز جنگ داخلی دراز مدت هم دور از تصور نیست.

«جاوید قربان اوغلی» مدیرکل پیشین افریقای وزارت خارجه و سفیر پیشین ایران در افریقای جنوبی در گفتگو با «جرس» با توجه به همین نگرانی‌ها از عراق به عنوان یک کشور موزاییکی یاد می کند و اعتقاد دارد که بخش بزرگی از مشکلات کنونی متوجه دولت نوری مالکی است که همواره برای بقاء به رویکردهای امنیتی در قبال سنی‌ها و کردها متوسل بوده است.

اظهارات اخیر رهبر داعش مبنی بر احیای خلافت اسلامی در عراق و سوریه و تصرف بخشی از اروپا و کشورهای منطقه به ویژه ایران را تا چه حد باید جدی گرفت؟

تروریسم خطری است که همواره باید آن را جدی گرفت. بیش از دو دهه است که سرزمین های اسلامی گرفتار افراط گری مذهبی در اشکال گوناگون آن هستند؛ طالبان ، القاعده … و امروز داعش.

در مورد ادعای اخیر، من بیش از آنچه به طول و عرض جغرافیایی که مورد ادعای «ابوبکر البغدادی» است توجه کنم و آن را جدی گرفته یا شوخی بپندارم، به وضعیتی که سوریه طی سه سال گذشته درگیر آن بود و اکنون به کشوری ویرانه تبدیل شده و به عراق که در شرف تجزیه و چند پاره شدن است٬ توجه دارم. حتی اگر حرف رهبر داعش بیشتر به یک شوخی شبیه باشد ولی قدرت تخریب این گروه تروریستی به‌ گونه‌ای جدی است که در عرض چند هفته تمام دستاوردهای ۱۰ ساله پس از سقوط دیکتاتور عراق را نابود کند.

به نظر شما چه عوامل منطقه‌ای و بین المللی باعث شکل گیری و گسترش داعش و دیگر جریان های افراطی در سوریه و سپس در عراق شده‌اند؟

در سطح کشوری، تمرکز قدرت در یک فرد و یا یک گروه حزبی، فرقه ای، مذهبی و فقدان ساز و کار گردش قدرت بر اساس مردم سالاری و روش های دمکراتیک خطری است که استقلال و تمامیت ارضی کشورها را در معرض مخاطره قرار داده و باعث تنش‌های قومی، مذهبی و فرقه ای شده است. در سطح منطقه هم رقابت قدرتهای منطقه‌ای برای توسعه نفوذ٬ زمینه را برای استفاده ابزاری از احزاب، گروههای قومی و مذهبی فراهم کرده است.

شرایطی که امروز سوریه و عراق دچار آن است در درجه نخست محصول عملکرد دولتهایی است که در دمشق و بغداد روی کار هستند و علاج واقعه را به رسم همه نظام‌های خودکامه متاسفانه بعد از وقوع می کنند. اما نمی توان از نقش قدرت‌های منطقه‌ای و رقابت آنها برای توسعه مناطق تحت نفوذ خود و همچنین قدرت‌های فرامنطقه‌ای که در پی تامین منافع خود در مناطق استراتژیک خاورمیانه هستند غافل شد.

به نظر شما ریشه بحران اخیر عراق را تنها باید در ناهمگونی قومی، مذهبی جستجو کرد یا بی ثباتی سیاسی و زمینه های اقتصادی و اجتماعی هم عاملی تاثیر گذار بوده است؟

ناهمگونی قومی و مذهبی در عراق واقعیتی غیر قابل انکار است.عراق در طول تاریخ جز در زمان بابل و دوره حاکمیت عثمانی و دیکتاتوری حزب بعث کشوری یکپارچه نبوده است. سرنگونی صدام شکاف‌های قومی و مذهبی این کشور را نمایان ساخت. حزب بعث در طی حاکمیت خود قدرت سیاسی و منابع اقتصادی را در اختیار بخشی از اهل سنت قرارداده بود. شیعیان، اکراد و دیگر اقلیتهای قومی و مذهبی جز آنانی که به حزب بعث وابسته بود، در قدرت سیاسی مشارکت نداشتند و بالطبع بهره‌ای هم از امکانات اقتصادی نمی بردند.

دوران جدید عراق که از زمان اشغال و سرنگونی صدام حسین شروع شد، فرصت مناسبی برای ترمیم زخمهای کهنه اختلاف بین اقوام و مذاهب متنوع عراق بود. متاسفانه به علت عدم درایت رهبران سیاسی، این دوران باعث سهم خواهی و تلاش برای حاکمیت گروه هایی شد که به علت برخورداری از اکثریت جمعیتی و سرکوب تاریخی در زمان حزب بعث، فرصت را برای سیطره خود مساعد یافته بودند در حالی که آنان هم از وضعیت موزاییکی قومی و مذهبی عراق یا غافل بودند و یا شاید تصور می کردند آنها به وضع جدید تن در خواهند داد.

شما چه نقشی برای ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای حامی دولت عراق در بحران کنونی قائل هستید؟

معتقدم با توجه به عمق بحران و یا بهتر است بگوییم فاجعه عراق، سطح تحرکات دیپلماتیک ایران متناسب با بحران نیست. البته نباید از محدودیت‌های ایران نیزغافل ماند. متاسفانه به علت سیاست خارجی دوران ۸ ساله به اصطلاح اصولگرایان، روابط ایران با بازیگران منطقه‌ای متشنج شد. این کشورها حامی جریان های افراطی مذهبی هستند که در پوشش‌های مختلف مذهبی در سطح منطقه فعالیت می کنند. شرایط روابط متشنج ما با همسایگان تاثیر گذار بطور طبیعی، امکان نقش آفرینی برای ایران را در بحران عراق محدود کرده است.

در سطح بین المللی تقارب دیدگاههای ایران و آمریکا در مقابله با جریان های تروریستی فرصت مناسبی است برای رفع تهدیدی که متوجه یکپارچگی عراق است و بالامآل می تواند تهدید بالقوه ای برای کشورمان هم باشد.

آیا با توجه به تفاوت دیدگاه ایران و عربستان به حوزه‌های منطقه‌ای٬ شاهد همکاری این دو کشور خواهیم بود؟

من در ماه‌های اول دولت روحانی تاکید کردم که گام دوم دولت تدبیر و امید باید بازسازی روابط به شدت تخریب شده با منطقه و به خصوص عربستان باشد. اکنون ایران و عربستان دو رقیب هستند که با تمامی امکانات رو در روی هم قرار گرفته اند.عربستان احساس شکست و تحقیر می کند. در چنین شرایطی بکارگیری امکانات مالی بی حساب و بسیج نیروهای اطلاعاتی برای مقابله با آنچه که آنها به غلط یا درست سلطه ایران بر منطقه می دانند، کاملا قابل پیش بینی بود. البته نباید دولت روحانی را شماتت کرد زیرا او زمانی که قدرت را در دست گرفت٬ به شدت مشغول و درگیر حل و فصل مساله هسته‌ای به عنوان اولویت اول سیاست خارجی شد و فرصت اندکی برای پرداختن به موضوعات دیگر در حوزه سیاست خارجی شد. از سوی دیگر در دوران ۸ ساله اصولگرایان بسیاری از حوزه های سیاست خارجی عملا از دست دولت و وزارت خارجه خارج شد؛ به بیان دیگر روحانی و ظریف حتی در صورت تمایل، تمام ابزارهای لازم را برای نقش آفرینی در بخش بزرگی از حوزه سیاست خارجی ندارند.

تصور می کنم بازگشت به سیاست دوران هاشمی و خاتمی در رابطه با عربستان ضرورتی است که نتیجه آن برخوردی واقع گرایانه با تحولات به شدت سریع و متاسفانه خطرناک منطقه خواهد شد.

به عملکرد دولت‌ها در ایجاد شرایط بحرانی اشاره کردید. عملکرد و سیاست های دولت مالکی تا چه میزان در ایجاد شرایط نابسامان امنیتی در این کشور نقش داشته است؟

بخش بزرگی از نابسامانی کنونی عراق ناشی از سیاست های غیر مدبرانه مالکی؛ اصرار او برای بقاء در راس هرم قدرت سیاسی، و غفلت از تهدیدات قومی، مذهبی و تصور باطل وی در حل معضل کشور موزاییکی عراق از طریق رویکرد امنیتی و توسل به قدرت نظامی است. مالکی از قدرت گریز از مرکز اکراد، اهل سنت یا غافل است و یا تغافل می کند. راه حل و درمان این معضلات تنها در عراق دمکراتیک، با پولاریسم سیاسی و توزیع عادلانه درآمدهای ملی برای توسعه موزون و متوازن عراق در همه بخش های جغرافیایی است.

در روزهای اخیر مسعود بارزانی رییس اقلیم کردستان عراق بارها مساله همه‌پرسی و استقلال را مطرح کرده است و این مسئله نگرانی‌هایی را در مورد جنگ داخلی و تجزیه عراق را بدنبال داشته، به نظر شما احتمال تجزیه احتمالی عراق چه تاثیری در آینده ژئوپلیتیک خاورمیانه خواهد گذاشت؟

عراق در واقع هم اکنون تجزیه شده است. حرفهایی مسعود بارزانی معنایی جز تجزیه کردستان از عراق ندارد. البته اگر ارتش بتواند داعش را به طورکامل سرکوب و وضعیت استان‌های تحت تصرف آنها را به قبل از اشغال موصل برگرداند، اکراد ممکن است زعامت بغداد را مانند ۱۰ سال گذشته بپذیرند. من بعید می دانم ارتش عراق بتواند با این حاکمیت متزلزل سیاسی و شکاف‌های سیاسی و چند دستگی در مجلس بتواند اوضاع امنیتی کشور را به شرایط قبل از اشغال موصل بازگرداند.

البته خوش خیالانی که تصور می کنند در صورت تجزیه عراق دوران طلایی حاکمیت هر یک از گروه های قومی و مذهبی در کشوری جدا فرا می رسد٬ به شدت در اشتباهند. حتی در صورت تجزیه عراق و حاکمیت سنی‌ها، شیعیان و اکراد بر بخش‌های مورد ادعا٬ اکثریت قومی و مذهبی در مناطق مورد اختلاف در کشور موزاییکی عراق مانند آتش زیر خاکستر عمل خواهد کرد. کرکوک که اکنون در دست پیش مرگه‌های کرد است، ولی تردید نکنید که همین منطقه به آتشفشان جنگ‌های بین اکراد و منطقه تحت حاکمیت اهل سنت تبدیل خواهد شد. اگر خبرهای مربوط به حضور افسران بعثی در میان گروه داعش صحیح باشد آنان به شرایط غیر از آنچه که در زمان صدام داشتند تن در نخواهند داد و این به معنای جنگ داخلی گسترده و طولانی در عراق خواهد بود و به طور طبیعی دخالت کشورهای منطقه را در پی خواهد داشت.

به عنوان یک راه حل، آیا تشکیل دولت وفاق ملی در عراق و کنار رفتن دولت نوری المالکی در تضعیف داعش موثر خواهد بود؟

تشکیل چنین دولتی در شرایط کنونی عراق که بر اساس اخبار خواست مرجعیت شیعه وحضرت آیت الله سیستانی است، علی الظاهر بهترین گزینه برای برون رفت از بحران کنونی عراق است. ولی تصور اینکه آیا گروهی مانند داعش و یا افسران بعثی که بخشی از این جریان را با پوشش نمایندگی می کنند، اکراد و بازیگران منطقه‌ای به این امر تن در دهند، اندکی دشوار است.

دولت وفاق ملی می تواند دولتی فراگیر از همه اقوام، مذاهب و احزاب سیاسی باشند که بخشهایی از این کشور متنوع و متکثر سیاسی، جمعیتی، قومی و مدهبی را نمایندگی می کند.

روی هم رفته به نظر شما برنده و بازنده شرایط نابسامان امنیتی عراق کیست؟

بی تردید اولین بازنده شرایط نابسامان عراق٬ مردم این کشور اعم از شیعه، سنی، کرد، ترکمن و عرب خواهند بود. آنها قربانی مطامع سیاسی رهبران کوته فکر کشورشان شده اند. همانطور که در سوال قبل توضیح دادم در صورت استمرار این وضع نهایت خوش خیالی است اگر تصور کنیم بحران عراق برنده‌ای هم داشته باشد.در یک تحلیل واقع بینانه برنده اصلی بحران و تجزیه عراق تنها رژیم صهیونیستی خواهد بود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.