سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه همسر تاجزاده به همسر رهبر؛ سوالمان را تا رسیدن به جواب تکرار می کنیم...
» بعضی قضات معتقدند اکسیژن جمهوری اسلامی بر منتقدین رهبری حرام است!

نامه همسر تاجزاده به همسر رهبر؛ سوالمان را تا رسیدن به جواب تکرار می کنیم

چکیده :فخرالسادات محتشمی پور، همسر سیدمصطفی تاجزاده، در نامه ای به همسر رهبری از رنجی که بر خانواده های زندانیان سیاسی در 5 سال اخیر رفته و بی توجهی مسئولان نوشته است: شنیده ام بعضی قضات پرورش یافته در دستگاه تکفیری معتقدند اکسیژن جمهوری اسلامی بر منتقدین رهبری حرام است بد نیست نظر خود ایشان را هم در این باب بدانیم تا آن را با مراجع عظام تقلید درمیان بگذاریم و در عین حال سری به خاطرات بزرگان درگذشته بزنیم جهت نشر آن و تنویر افکار عمومی....


فخرالسادات محتشمی پور، همسر سیدمصطفی تاجزاده، در نامه ای به همسر رهبری از رنجی که بر خانواده های زندانیان سیاسی در 5 سال اخیر رفته و بی توجهی مسئولان نوشته است: شنیده ام بعضی قضات پرورش یافته در دستگاه تکفیری معتقدند اکسیژن جمهوری اسلامی بر منتقدین رهبری حرام است بد نیست نظر خود ایشان را هم در این باب بدانیم تا آن را با مراجع عظام تقلید درمیان بگذاریم و در عین حال سری به خاطرات بزرگان درگذشته بزنیم جهت نشر آن و تنویر افکار عمومی.

به گزارش کلمه، همسر عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت در نامه ی خود از همسر رهبری پرسیده است: از نظر ایشان هم مانند بازجوهای سپاه، انفرادی های زمان شاه با انفرادی های سپاه تفاوت دارد و معنا و مفهوم انفرادی آن است که انسان فقط بتواند ایستاده بخوابد و اگر توانست دست و پایش را دراز کند دیگر حکم باطل می شود و اگر سلول تبدیل به بند شد دیگر وی آی پی هتل اوین خواهد بود و اگر صدای رسایش به بیرون رسید باید خفه شود؟! و باید صرفا به دلیل نقد منصفانه و مشفقانه حکم های متعدد بگیرد و در انفرادی از حق درمان نیز محروم باشد؟!

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

به نام خدای رمضان

سرکار خانم خجسته

سلام علیکم

پیشاپیش فرارسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک می گویم و امیدوارم امسال توفیق آن را پیدا کنیم که آیات قرآنی را با دقت و ژرف نگری بیشتری بخوانیم و با فهم دقیق و کسب معرفت به بازسازی گفتار و کردار خویش بپردازیم. این یک تکلیف عام برای همه بندگان است و البته تکلیف بر کسانی که خود را مسئول بهشت و برزخ و دوزخ مردمان و به تلقی خودشان «رعایا» می دانند سخت تر است!

فکر می کنم این چهارمین نامه ای است که به شما می نویسم. طی این 5 سال آنقدر نامه نگاری کرده ام که فراموشی شمارگان آن ها چندان غریب نیست! و در همین آغاز باید روشن کنم که قصدم از نگارش این نامه تنها اطلاع رسانی است در ادامه روشن گری هایی که تاکنون داشته ام. از آن جا که دانستن حق همه مردم است و متاسفانه بعضی این حق را از بندگان خدا سلب می کنند و با انتشار اخبار کذب و یا گزینشی مانع اطلاع رسانی صحیح می شوند. و صد افسوس که این عده مدعیانی هستند که در بارگاه ایزدی پاسخ گویی سختی خواهند داشت!

خواهر عزیز

در اخبار آمده بود که اخیرا مادر یکی از زندانیان سیاسی پس از ملاقات با عزیزش در اوین در راه بازگشت براثر تصادف به رحمت حق می پیوندد و در زمان حادثه کیفش با مدارک موجود در آن به سرقت می رود و به همین دلیل غریبانه دفن می شود. طولانی شدن بی خبری از او موجب درخواست مرخصی از جانب فرزندش می شود که به جستجوی مادر برود اما این خواسته با مخالفت روبرو می شود و حالا پسری مانده است و داغی بزرگ بر دل و هزار پرسش از دستگاه قضا و مسئولان مربوطه که چطور احساس مسئولیت نکردند و بی تابی او را که منجر به اعتصاب غذایش شد با مجازاتی دیگر پاسخ گفتند. این در حالی است که هنوز خبر تصادف و درگذشت مادر و همسر زندانی سیاسی در تبعیدی در مسیر ملاقات با عزیزشان به فراموشی سپرده نشده است. و اگر تا دیروز زندانیان سیاسی در تبعید از هراس رخ دادن حادثه ناگوار و تلخی برای خانواده هایشان آن ها را از سفر و ملاقات منع می کردند، امروز همه آزادگان دربند کابوس ایجاد سانحه و حادثه ای را برای ملاقات کنندگان خود دارند و نداشتن امکان تماس تلفنی که حق زندانی است بی خبری ها و دلواپسی ها را زیادتر می کند و امان از بی خبری بی خبری بی خبری! بی خبری از عزیز دربند که علاوه بر خودش و بیش از آن، خانواده اش شکنجه و آزار روحی و حتی جسمی می شوند با رفت و آمدها و سعی های میان اوین و دادسرا و دادگاه و طواف اوین و رجایی شهر و دیگر زندان های کشور. و سوگند به خدای رمضان که قرار بود در جمهوری اسلامی ریشه بی عدالتی ها خشک شود!

سرکار خانم خجسته

اطلاع دارید که ما خانواده های زندانیان سیاسی بیش از 5 سال است که هر هفته حداقل یک بار گردهم می آییم و با تلاوت آیات روح بخش قرآن و ادعیه عالیة المضامین یکدیگر را دعوت به صبر و پناه بردن به رحمت بی کران و لایزال خداوندی می کنیم. البته خوب است اطلاع داشته باشید که این گردهمایی های قرآنی ما از نظر آقایان جرم است و بارها تهدید به سرکوب البته به شکل قانونی و از مجرای عدالت با اتهام اجتماع و تبانی شده ایم! همان طورکه مراجعاتمان نزد مراجع عالیقدر و مجلسیان و اهل حلّ و عقد و نیز نزد همه مسئولان مربوطه و مرتبطه جرم است و مستنداً در کیفرخواست اینجانب تهیه شده توسط قرارگاه ثارالله به طرز ناشیانه ای قید شده است! و بد نیست که بدانید این جلسات مستمر و مداوم ما هرچند با قرائت و معنا و تفسیر آیات قرآن برایمان روح بخش و امید آفرین است اما با شنیدن غم گویه های خواهران و مادران و فرزندان مان آن چنان از وسعت ظلم وارده و مصیبت های حاصله متأثر می شویم که گاه آرزوی مرگ می کنیم چرا که به پیامبر رحمت سوگند قرار نبود فرزندان دلسوز و مخلص انقلاب و مردم و ایران عزیز برای جرم ناکرده در زندان باشند و خانواده هایشان هم پای آنان رنج بکشند و مجرمین دغل با نام های مستعار و نقاب های رنگ رنگ و گاه وقیحانه بی نقاب بر مسند زیاده گویی کنند و از مصونیت آهنین برخوردار باشند!

خواهر گرامی

اگر قرار باشد من شمّه ای واگویم از آن چه در جمع یاران همراه دیده ام و می بینم، یاران همراهی که تعدادشان هنوز با پایان یافتن دوران محکومیت عزیزی کم نشده با راهی شدن عزیز دیگری به زندان ستم افزون می شود، چه بسا طاقت نیاورید و تاب نیاورند! لذا رخصت دهید تا تنها مشتی نمونه خروار را برایتان عیان سازم از وضعیت همسرجان مظلوم روزه دارم که چهارم این رمضان چهارمین سال محکومیتش در بند انفرادی ستم به پایان می رسد و پنجمین سال را می آغازد در حالی که روزه داری در بلندترین روزهای خدا برایش مأنوس ترین عبادات است چرا که بیستم همین ماه (تیر93) چهل و چهارمین ماه روزه داری اعتراضی اش به محرومیت از حقوق حقه یک زندانی سیاسی به پایان خواهد رسید!

فکر کردم شاید این روزها در بیت این پرسش برزبان ها بگردد که چرا ما باید یک زندانی خاص داشته باشیم در میان زندانیان بسیارمان و شاید سرکارعالی پاسخی بر این پرسش بشنوید. بدانید که نه تنها من و خانواده آزاده دربند سیدمصطفی تاجزاده سخت مشتاق شنیدن این پاسخیم بلکه خیل عظیمی از دوستان و خویشان و اهل انصاف در ایران عزیز و بلکه جهان منتظر استماع آنند. پس دریغ نفرمایید. ما این پرسش را مکرر از دستگاه قضا و امنیتی ها و سپاهی ها و غیره داشته ایم که چه کسی و چرا این میزان کینه توزی و بی انصافی دارد با مردی که تنها سلاحش اندیشه است و انتخاب که هردو ودیعه الهی هستند و البته این ودیعه اختصاصی هم نیست و خداوند هیچ آقازاده و از ما بهترانی جز اهل تقوی نمی شناسد که به او زیاده دهد و دیگری را به نقصان دچار سازد مگر به اراده خود بنده که کوچکی را در برابر عزت و بزرگی اختیار کرده است! اما گر شما ندایی از سنگ و پاسخی از دیوار شنیدید ما هم از حضرات شنیدیم. اما خسته نشده و از فشارها و ارعاب ها نهراسیده ایم و سوالمان را تا رسیدن به جواب تکرار می کنیم!

خانم خجسته عزیز

من که فرزند یک زندانی سیاسی دوران پهلوی و همسر یک زندانی سیاسی جمهوری اسلامی هستم از شما که همسر یک زندانی سیاسی دوران پهلوی هستید می پرسم آیا در بیت شریف محرومیت همسر عزیزتر ازجانم از دیدار با خانواده اش (پدر، مادر، خواهر، برادر، فرزند) از نظر زندانی سیاسی آن دوران که هر روز انفرادی را برابر با ده روز عمومی می داند، منصفانه است؟!

و آیا مخالفت با درمان این روزه دار عزیز ما و مردم و ممانعت از آن در نظر ایشان انسانی و شرعی است؟!

آیا از نظر ایشان هم مانند بازجوهای سپاه، انفرادی های زمان شاه با انفرادی های سپاه تفاوت دارد و معنا و مفهوم انفرادی آن است که انسان فقط بتواند ایستاده بخوابد و اگر توانست دست و پایش را دراز کند دیگر حکم باطل می شود و اگر سلول تبدیل به بند شد دیگر وی آی پی هتل اوین خواهد بود و اگر صدای رسایش به بیرون رسید باید خفه شود؟! و باید صرفا به دلیل نقد منصفانه و مشفقانه حکم های متعدد بگیرد و در انفرادی از حق درمان نیز محروم باشد؟!

شنیده ام بعضی قضات پرورش یافته در دستگاه تکفیری معتقدند اکسیژن جمهوری اسلامی بر منتقدین رهبری حرام است بد نیست نظر خود ایشان را هم در این باب بدانیم تا آن را با مراجع عظام تقلید درمیان بگذاریم و در عین حال سری به خاطرات بزرگان درگذشته بزنیم جهت نشر آن و تنویر افکار عمومی.

در پایان بار دیگر در آخرین روزهای ماه شعبان برای خودمان و فرزندانمان عاقبت نیک و در آستانه ماه مبارک رمضان برای همه مسلمین جهان از هر فرقه و مذهبی که هستند وحدت و هم دلی و صدق و صفا آرزو می کنم. به امید رهایی نفس های گرفتار شیطان رجیم و به امید بیداری وجدان های خفته و به امید نتایج امیدبخش برای همه صبوری های خانواده های زندانیان سیاسی کشورمان

فخرالسادات محتشمی پور

همسر آزاده روزه دار در بندستم که هیچ گاه از بنده خدا هیچ نخواست و خدایش روز به روز به او عزت بخشید

6/4/1393


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.