پناهي به نام تخدير
چکیده : علت اصلي ناكاميها فقدان سرمايهگذاري مناسب در كشور و فقدان خلق شغل كافي براي نسل جوان موجود است؛ ناكاميهايي كه نگاه روشني در بين جوانان نسبت به آينده زندگي و دسترسي به يك مسكن حداقل براي ازدواج و توانايي حفظ عزت نفس را از زندگي جوان نسل امروز از بين برده است...
حسين راغفر:
مساله اعتياد تا پيش از انقلاب عمدتا يك پديده مردانه و عمدتا نيز بين مردان سالمند متداول بوده است. اما آنچه امروزه شاهد آن هستيم پديده جديد و البته تاسفبار سرايت آن به جوانان به خصوص به صورت چشمگير ميان دختران است كه تجلي آن را به صورت استعمال آشكار اماكن عمومي شاهد هستيم؛ آماري كه رسمي است و به نظر ميرسد حتي آمار غيررسمي آن خيلي تكاندهندهتر خواهد بود. اما اصليترين علت بروز چنين پديدهيي را ميتوان به ناكاميهاي اجتماعي و فقدان يك آينده روشن در جامعه و در ميان نسل جوان ديد كه بايد آن را در شكست مطلق سياستهاي اقتصادي- اجتماعي دولتهاي نهم و دهم جستوجو و ارزيابي كرد. در حالي كه اگر ۵۶ درصد كل درآمدهاي ارزي كشور از سال ۱۳۸۳ تا پايان ۱۳۹۱ كه طي دوره دولتهاي نهم و دهم حاصل شده در داخل كشور سرمايهگذاري و مصروف شده بود ايران تاكنون تبديل به يكي از قطبهاي رشد اقتصادي در جهان ميشد. با اين حال و با وجود فرصتهاي عظيم تاريخي بيسابقه نهتنها شاهد از بين رفتن فرصت بزرگ سرمايهگذاري در كشور هستيم بلكه به دليل فساد گسترده اقتصادي در جامعه بسياري از منابع به تباهي رفته و جاي خود را به بحرانهاي عميق اقتصادي و اجتماعي داده است. مشكل امروز جوانان در كشور سرخوردگي از يافتن يك شغل شرافتمند و آينده روشن براي تشكيل يك زندگي مـــشتـرك و دسـتــيابي حداقلهايي از سطح زندگي است.
به بيان ديگر علت اصلي ناكاميها فقدان سرمايهگذاري مناسب در كشور و فقدان خلق شغل كافي براي نسل جوان موجود است؛ ناكاميهايي كه نگاه روشني در بين جوانان نسبت به آينده زندگي و دسترسي به يك مسكن حداقل براي ازدواج و توانايي حفظ عزت نفس را از زندگي جوان نسل امروز از بين برده است.
اما مسوول اصلي همه اين ناكاميها را بايد در سياستهاي اجتماعي و اقتصادي و فساد بيسابقه گسترده مالي جستوجو كرد كه طي همين چند سال اخير در جامعه شكل گرفت و نه تنها فرصتهاي اقتصادي را از چشمانداز زندگي نسل جوان كشور ربود، بلكه با نابرابريهاي گسترده و بيسابقهيي كه در كشور ايجاد كرد، مصرفگرايي تهوعآوري را در بين طبقات برخوردار از نابسامانيها و فساد گسترده شكل بخشيد، كه اين نابرابريها بيش از هر عامل ديگري عزت نفس و كرامت انساني گروههاي پايين جمعيتي به ويژه جوانان را به چالش ميكشد و آنها را تحقير ميكند. همچنين الگوهاي مصرفي را در برابر چشم جوانان قرار داده كه از دسترسي يك زندگي بهطور نسبي موفق جامعه كنوني بسيار دور است. در چنين وضعيتي ناكاميها عملا خواستهاي غيرقابل تحققي را بر نسل جوان تحميل كرده و همزمان تصوير واقعي كه در برابر نسل جوان بهتزده ما قرار گرفته است اصليترين توزيعگر افسردگي گسترده و اضطرابهاي منزلتي و اجتماعي موجود در كشور ما است و همين امر سبب شده كه افراد براي گريز از واقعيتهاي تلخ زندگي به انحا مختلف اقدامات دفاعي در مقابل اين همه تحقير و ناكامي اتخاذ كنند كه يكي از اشكال اين ساز و كار دفاعي، خودزني و پناه بردن به افيون تخدير و اعتياد است. طبق آمار چند روز قبل نيز كه توسط وزير كشور اعلام شده بسياري از ناكاميها و بحران اجتماعي ديگر همچون رشد جرم و جرايم و طلاق ارتباط مستقيمي با رشد اعتياد در كشور دارد. بنابراين به نظر ميرسد تاريخ كشور مجرمين ارتكاب چنين جنايات گستردهيي را فراموش نخواهد كرد. اما تنها راهكار موجود در برابر بحرانهاي روحي و رواني نسل كنوني، خلق شغل و ايجاد اميد است.
متاسفانه سياستهاي تدبير و اميد دولت يازدهم تاكنون نتوانسته به تغيير اين چشمانداز در جامعه به ويژه در نسل جوان كمك چنداني كند. خلق شغل و اميد به ايجاد مشاغل بهطور گسترده اصليترين محرك ايجاد اميد در جامعه است و اين مهم تنها به وسيله دولت امكانپذير نيست. موانع خلق شغل در كشور، موانع رشد توليد به ويژه رشد صنعتي در كشور هستند كه از جمله آن موانع، شكلگيري نظام سرمايهداري مالي مخربي است كه طي دوره هشت ساله گذشته شكل گرفته و به دليل حضور نهادهاي گوناگون در حوزه فعاليتهاي مالي و بانكي و پولي امكان بسيج منابع خرد مردم هم براي سامان دادن به سمت توليد عملا امري اگر نه منتفي اما بسيار دوردست است. فساد اقتصادي و مالي ناشي از توزيع نابرابر منابع عمومي و شكلگيري گروههاي برخوردار صاحب نفوذ در قدرت و ثروت عامل ديگري است كه به جز مقابله جدي در جامعه با مساله فساد امكان خلق واقعي شغل به تعداد نياز نسل امروز جوان كشور را به امري منتفي تبديل كرده است. ظرفيتهاي اقتصادي كشور ما امكان پاسخگويي به اين نيازها و رفع همه بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي را امكان پذير ميسازد، مشروط بر اينكه عزم سياسي كافي در كل نظام شكل بگيرد و تحقق عملي پيدا كند.
منبع: اعتماد













