سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ایستادگی میرحسین بر سر پیمان؛ او تسلیم آن صحنه‌آرایی خطرناک نشد...

ایستادگی میرحسین بر سر پیمان؛ او تسلیم آن صحنه‌آرایی خطرناک نشد

چکیده :میرحسین موسوی که از مناظره هایش نسبت به خطر قانون گریزی بارها هشدار داده بود، باز هم می گوید که کسانی که با تخلفات بسیار نتایج غیر قابل باوری را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کردند، اینک درصدد تثبیت آن نتایج و شروع دوره‌ای جدید از تاریخ کشور ما هستند. او دورنمای چنین شیوه ای را بخوبی می شناسد و نگرانی مردم را اعلام می کند که این روند به ” استبداد و دیکتاتوری” ختم شود....


کلمه – سیدحامد آرین:

بیست و دو خرداد در تقویم ایرانیان تنها یک روز نیست. یک رویداد است. مقطعی از تاریخ مردمی است که آگاهانه در یک حرکت مدنی منسجم از سه نسل به پای صندوق های رای رفتند تا رای خود را به نام کسی به صندوق بریزند که وعده داده بود تا کرامت انسانی آنان را بازگرداند. رایی که شاید توسط مجریان برگزاری انتخابات خوانده نشد، اما سال هاست که ” انتخاب” واقعی این مردم ورد زبان هاست و از هر تریبونی صدای حقانیت مردی شنیده می شود که بعد از بیست سال انزوای عارفانه به میدانی آمده بود تا ارزش هایی که به فراموشی سپرده شده بود را زنده کند. هر چند فرصتش ندادند اما در همان اندک زمان او بود که بار دیگر نام شهیدان همت و باکری و ارزش های منزوی شده جنگ و انقلاب را به یادها آورد. چه کسی می توانست بهتر از نخست وزیر دوران سختی ها و شیرینی ها دفاع مقدس بگوید که “جمهوریت نظام به مسلخ” کشیده خواهد شد و اینان می خواهند در عمل “ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت” را به اثبات برسانند.

امروز، پنج سال از جنبش سبز مردم ایران می گذرد و هنوز میرحسین موسوی نقاش و معمار این دوره سرنوشت ساز کشورمان بر سر پیمان خود با مردم ایستاده و همانگونه که در اولین بیانیه اش با استناد به قران کریم متذکر شده بود بر آزارها و اذیت ها شکیبایی کرد و جز به خدایش دست یاری به سوی دیگری دراز نکرد. “و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما اذيتمونا و علی الله فليتو كل المتوكلون” و چرا بر خدا توكل نكنيم و حال آنكه ما را به راه‏ هايمان رهبرى كرده است؟ و البته ما بر آزارى كه به ما رسانديد شكيبايى خواهيم كرد، و توكل كنندگان بايد تنها بر خدا توكل كنند. سال ها گذشت و مردم دیدند و با همه وجود خود تجربه کردند که میرحسین موسوی کسی که از فردای انتخابات در برابر “شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما” به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان اعتراض کرده و گفته بود که “تسلیم این صحنه آرایی خطرناک” نخواهد شد، از حرف خود بازنگشت و در برابر سحر ساحران نه تنها تسلیم نشد بلکه حدیث پایداریش زبانزد همگان شد.

میردربند که همه جرمش پیش بینی نتایج آن همه فساد و خودکامگی بود، از همان ساعت اولیه ” تقلب بزرگ” هشدار داد که این اقدامات غیرقانونی نتیجه ای جز “تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران” و “حاکمیت دروغ و استبداد” ندارد. تزلزلی که پس از چهار سال همه را به اعتراف وادار کرد.

او که خود از بانیان اصلی این نظام مردمی جمهوری اسلامی است “وظیفه شرعی و ملی” خود می دانست که به “افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره” بپردازد و “آثار نابود کننده” آن را بر سرنوشت کشور بپردازد. وی بیم آن داشت که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد. چه برداشت صوابی. هنوز صدای میرحسین است که از کوی اختر به گوش می رسد. او که دلسوزانه نصیحت می کرد و از مسئولان می خواست بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست.

او انذار می داد و به مسئولان اصل و مبانی مشروعیت را گوشزد می کرد و به یادشان می آورد حقیقت بزرگ پیام انقلاب اسلامی را و مردم بزرگی که زیر بار زور نمی روند و از ظالم تمکین نمی کنند. چه روشنگرانه می گفت ” ولو که بتوان برای مدتی در سایه شمشیر حکومت کرد” اما این وضع مانا نیست و این مردم با شما نمی مانند. میرحسین موسوی که از جنس مردم است خوب می داند که کمترین پیام انقلاب اسلامی به همگان این بود که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد و مردم در این مدت نشان دادند که نه زیر بار زور می روند و نه به ظالمان تمکین می کنند. ولو آنکه بی هیچ جرم و گناهی به حبس روند و از هر گونه حقوق اجتماعی محروم شوند.

این سیاستمدار مردم گرا که منافع ملی را بر همه چیز ارجح می داند، در اولین پیامش به جامعه نیز یاد آور می شود که صاحبان حقیقی کشور کیست ایران این موجود آسمانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. و از همان اولین روز حضور سبز مردم در خیابانهای شهر از آنها می خواهد که “با هوشیاری” از “ایران” محافظت کنند. با شناختی که میرحسین از “خائنین به آراء مردم” دارد می داند که آنان ابایی ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود.

میرحسین موسوی از همان فردای انتخابات و زایش مبارک جنبش سبز، هویت این حرکت مردمی را اعلام می کند و بر خلاف همه تبلیغات و دروغ های رسانه های حکومتی می گوید که “ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر(ص) می دانیم. او باور خود را به ادامه این حرکت شور انگیز و مبارزه علیه “طغیان شورش دروغ” پا می فشارد و تصریح می کند که اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.

میرحسین موسوی معمار بخشی از تاریخ معاصر هوشمندانه می داند که این مبارزه یک حرکت کوتاه و مقطعی نیست. وی مسیر این مبارزه سبز را طولانی می بیند با تقدیر و سپاس از همه شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند می خواهد تا رسیدن به نتیجه ای که کشور ما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش ادامه دهند. و به این ترتیب بنای یک حرکت مدنی ادامه را بنیان می گذارد و از مردم می خواهد که همچنان برای توسعه یافتگی و رسیدن به اهداف خود کوشا باشند.

نگرانی از تحمیل یک شیوه جدید زندگی

میرحسین موسوی که در خشت خام دیده بود آنچه را بعدها دیگران معترف شدند از همان ابتدای حرکت جنبش سبز واقف است که اعتراضات صورت گرفته از سوی مردم در شهرهای مختلف از سر نگرانی نسبت به روش جدیدی از زندگی سیاسی است که دارد بر کشور ما تحمیل می‌شود. او که خود سالها سابقه مدیریت سیاسی کشور را در زمان بحران و جنگ دارد می داند که چنین اقداماتی که بعد از انتخابات در کشور صورت گرفت هیچگاه در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است و دلسوزانه اعلام می کند که ” اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال می‌کنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.”

میرحسین موسوی که از مناظره هایش نسبت به خطر قانون گریزی بارها هشدار داده بود، باز هم می گوید که کسانی که با تخلفات بسیار نتایج غیر قابل باوری را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کردند، اینک درصدد تثبیت آن نتایج و شروع دوره‌ای جدید از تاریخ کشور ما هستند. او دورنمای چنین شیوه ای را بخوبی می شناسد و نگرانی مردم را اعلام می کند که این روند به ” استبداد و دیکتاتوری” ختم شود.

برخلاف همه آنها که سعی کرده و می کنند با تبلیغات دروغ حرکت دلسوزانه میرحسین موسوی را در مقابل نظام معرفی کنند، وی پایبندی خود به قانون اساسی را بارها اعلام می کند و صریحا “اصل ولایت فقیه” را یکی از ارکان نظام می داند و تصریح دارد که حرکت سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال می‌کند. هر چند خودکامگان این فرصت را از او سلب کردند، اما او تا هم اکنون نیز هرچند بیش از هزار و صد روز است که بطور غیرقانونی و غیرشرعی در حصری ناجوانمردانه است اما هیچ حرکتی بر خلاف قانون انجام نداده است.

میرحسین موسوی باسابقه انقلابی و شناختی که از انقلاب و انقلابیون دارد به حاکمان هشدار می دهد که در این کشور هیچ یک از کسانی که به انقلاب اسلامی علاقه دارند چنین روندی را نخواهند پذیرفت این چیزی است که خون صدها هزار شهید ما را به مسوولیت پذیری در قبال آن فرا می‌خواند. مساله ای که بعد از پنج سال خود را به اثبات رساند و دلسوزان و علاقه مندان به انقلاب همچنان بر سر پیمان خود با آرمان های ” استقلال و آزادی ” انقلاب اسلامی پای بند هستند و همچون میردربند هیچ یک از آنان تسلیم آن همه صحنه آرایی نشد.

بازگشت اعتماد عمومی

نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس واکنش در برابر تقلب صریح انتخاباتی را نه یک امر مقطعی و زودگذر برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری بلکه “وظیفه ملی و دینی” خود می داند. او وقتی بی توجهی حاکمیت به مردم را می بیند برای ” بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت” شکایت خود را تسلیم شورای نگهبان می کند و از مردم می خواهد که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفت‌های مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهند.

میرحسین خود پیشقراول این حرکت قانونی است و از مسئولان درخواست برپایی یک راهپیمایی را دارد تا مردم بتوانند فرصتی برای نمایش مخالفت خود بیابند و به حاکمیت تاکید می کند که موافقیت با این درخواست می‌تواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.

میرحسین بارها این خواسته را تکرار می کند و به دست اندرکاران توصیه می کند برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند او می خواهد که صدا و سیما از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها شود و بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد.

میرحسین به حاکمان و مسئولان هشدار می دهد که قطع امکانات ارتباطی تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت و آن چیزی نیست جز اینکه واکنش‌های موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود. اما او در عین حال به مردم باور دارد و مطمئن است که خلاقیت این مردم راه حل‌های ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.

این سیاستمدار دور اندیش از همان فردای بیست و دو خرداد دلسوزانه هر آنچه شرط بلاغ بود با همگان بگفت. او نیک می دانست دستاورد یک انتخابات مهندسی شده چه کسانی را خشنود می کند “یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند” همان ها که عرصه بر مردم تنگ کرده اند و ” به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند”. و دسته دیگری که سه دهه است در بزنگاه این ملت کمین کرده اند تا “با ادعای دفاع از حقوق مردم” دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت بدانند و فاتحه دین را بخوانند و میر در بند چون از “هنر شگرف امام” در باطل کردن “سحر دوگانه‌‌انگاری‌های” اسلامیت و جمهوریت مطلع بود باید به حصر می رفت چرا که می خواست با تکیه بر راه او تلاش ساحران را خنثی کند.

موسوی شاهدی بود در دادگاه تاریخ این ملت که بگوید” آنچه اینان می کنند نه اسلام است و نه جمهوری اسلامی.” او می خواست تا یک بار دیگر مردم را که امید از خانه دلهایشان رخت بربسته بود به “انقلاب اسلامی آن گونه که در اندیشه شهید بهشتی بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد”، دعوت کند، اما سارقان آرمانهای این ملت میرحسین موسوی را تاب نیاوردند. چه پیامش به دل می نشست و جماعتی را با خود دنبال می کرد.

یریدون لیطفوا نور الله بافواههم والله متم نوره و لو کره الکافرون


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.