سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » داستان تقدیر نظام از یک جانباز جنگ؛ از ضرب و شتم در اوین تا تدارک حذف فیزیکی در رجایی شهر...
» گفت و گوی کلمه با همسر بهزاد عرب گل، جانباز سبز دربند

داستان تقدیر نظام از یک جانباز جنگ؛ از ضرب و شتم در اوین تا تدارک حذف فیزیکی در رجایی شهر

چکیده :در روز تولد حضرت عباس که روز جانباز است به عنوان همسر یک مجروح جنگ که منتقد احمدی نژاد بوده و اصلاح طلب است می دانم که نباید انتظار تقدیر داشته باشم، اما آیا در همین روز باید من و کودکان خردسالم را آواره زندان اشرار و قاتل ها کنند؟ همه سهم من که با آگاهی از مجروحیت آقای عرب گل با او ازدواج کردم از این نظام، انقلاب و کشور که همسر من در جبهه های جنگش نوجوانی خود را گذاشته است آوارگی بین زندانهای مختلف است؟...


کلمه – پیام رهجو: همسر بهزاد عرب گل می گوید: “دادستانی مدعی است دستور تبعید بهزاد عرب گل را ما صادر کرده ایم اما دستور ضرب و شتم نداده ایم”.

میترا علی ویردلی، همسر بهزاد عرب گل، جانباز سبز دربند در گفتگو با کلمه “ضرب و شتم شدید همسرش را به هنگام تبعید” تایید کرده و همچنین گفته است که “مقامات دادستانی تهران نیز از این اتفاق آگاه بوده اند”.

همسر این زندانی سیاسی که روز سه شنبه به دادستانی تهران مراجعه کرده است، با بیان اینکه اعتراض خود را نسبت به رفتارهای خشن و غیرقانونی با همسرش اعلام کرده، می گوید: “من نمی دانم همسر من که جانباز جنگ است به حبس محکوم شده یا اینکه کیسه بوکس آقایان باشد، فرزندان خردسال من می خواهند بدانند آیا اینکه ظرف چند هفته پدرشان چند نوبت به شکل بی رحمانه ای کتک بخورد و هنوز آثار کبودی ضرب و شتم قبلی پاک نشده مجددا به سرش بریزند و در زندان بزنندش، بخشی از حکم دادگاه انقلاب است؟”

میترا علی ویردلی در ادامه با بیان اینکه مقامات دادستانی تهران مدعی هستند “دستور تبعید بهزاد عرب گل را ما صادر کرده ایم اما دستور ضرب و شتم نداده ایم” افزود: “می گویند آقای عرب گل در هر ماجرایی در بند ۳۵۰ موش می دواند و به این دلیل او را تبعید کردیم، اما قرار نبوده کتکش بزنند و اینکه به بند اشرار در زندان رجایی شهر هم منتقل شده در محدوده اختیارات و تصمیمات زندان اوین بوده است”.

همسر بهزاد عرب گل همچنین افزود “در روز تولد حضرت عباس که روز جانباز است به عنوان همسر یک مجروح جنگ که منتقد احمدی نژاد بوده و اصلاح طلب است می دانم که نباید انتظار تقدیر داشته باشم، اما آیا در همین روز باید من و کودکان خردسالم را آواره زندان اشرار و قاتل ها کنند؟ همه سهم من که با آگاهی از مجروحیت آقای عرب گل با او ازدواج کردم از این نظام، انقلاب و کشور که همسر من در جبهه های جنگش نوجوانی خود را گذاشته است آوارگی بین زندانهای مختلف است؟ تا قبل از این دلم خوش بود که همسرم در میان دوستان همفکر خود است و من و بچه ها در یک جو سالمی همراه با سایر خانواده زندانیان سیاسی به ملاقات می رویم اما حالا چه کنم و چه بگویم؟ حالا که همسرم را به یکی از بدترین بخش های زندان های ایران برده اند؟”

میترا علی ویردلی در بخش دیگری از گفتگوی خود با کلمه اظهار داشت: “همسر من را در حضور معاون دادستان تهران و آقای مومنی معاون زندان اوین شدیدا کتک زده اند، اگر کسی از حق خودش و همبندی هایش دفاع کند اسم این می شود موش دواندن و مستوجب مشت و لگد است؟”

وی افزود: “از سال ۸۸ تاکنون آب خوش از گلوی ما پایین نرفته است، من نمی خواهم بگویم که الان چه مشکلاتی برای کار و زندگی همسرم پیش آمده و اهل مراجعه به مدعیان حمایت از جانبازان نیز نیستم چرا که همسرم حتی هنوز پول تو جیبی که به رزمندگان در جبهه می دادند را نیز نگرفته است، و حالا هم که زندان است می گوید کار ما ناتمام است و این ادامه جنگ است، اما من و فرزندانم گلایه داریم. از هرکسی که خود را بسیجی می داند، از هرکسی که خود را رزمنده و ایثارگر می داند، از هرکسی که مسئول است و الان این واقعیات را می شنود و سکوت می کند، آیا سرنوشت یک جانباز که یک قران برای نظام خرج نداشته و بی ادعا بوده این است که وقتی می خواهند به عنوان یک زندانی سیاسی از یک زندان به زندان دیگری منتقلش کنند، ده یا بیست متر روی زمین بکشندش و روی همان جراحات جنگ مشت و لگد بزنند؟ من واقعیت را می گویم که در چند هفته دوبار همسر من را به شدت در زندان این نظام زده اند، یکبار در سلول انفرادی سر و صورتش را شکستند و نزدیک بود بر اثر اعتصاب غذای خشک بمیرد و یک بار هم حالا، من دستم به جایی نمی رسد اما اگر کسی می تواند کاری کند و سکوت می کند در این ظلم شریک است”.

همسر این جانباز سبز دربند می گوید: “یادم می آید در زمان جنگ صلیب سرخ جهانی مسئول رسیدگی به اسرا بود و نظارت می کرد تا با آنها غیرانسانی برخورد نشود اما حالا من واقعا نمی دانم به کجا باید مراجعه کنم، هشدار می دهم آنجایی که آقای عرب گل را غیرقانونی برده اند مکان زندانیان خیلی خطرناک است و هر بلایی بر سر او بیاید مقامات باید پاسخگو باشند، نه اینکه بعدا که خدایی ناکرده اتفاقی افتاد بگویند بر اثر درگیری میان زندانیان بوده است”.

به گزارش خبرنگار کلمه، بهزاد عرب گل که روز شنبه این هفته در اقدامی فریبکارانه از سوی مقامات دادستانی و زندان اوین توام با ضرب و شتم شدید و غیرانسانی از بند ۳۵۰ زندان اوین به بند ۶ زندان رجایی شهر منتقل شده است. این بند که هیچ زندانی سیاسی دیگری در آن حضور ندارد، محل نگهداری “خطرناک ترین مجرمان” و متهمان به قتل، اقدامات مسلحانه و … است.

بنا به گفته برخی آگاهان درگیری ها و خشونت عریان در این قسمت زندان رجایی شهر که تبعیدگاهی دو درون این زندان است، تا بدان جاست که آدم کشی و ایراد ضرب و جرح در آنجا امری معمول است.

نکته ی قابل تاکید این است که مسئول این انتقال کاملا غیرقانونی “مهدی خدابخشی” معاون دادستان تهران و “جواد مومنی” معاون اجرایی زندان اوین هستند که در روز تبعید این زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ حاضر شده و تهدید قبلی خود راعملی کرده اند.

این اقدام ظالمانه و غیرقانونی که می تواند عواقب غیرقابل پیش بینی به همراه داشته باشد و نوعی زمینه سازی برای حذف فیزیکی بهزاد عرب گل تلقی می شود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.