سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نجفقلی حبیبی: احمدی‌نژاد سعی می‌کرد هر جا که پول بود اختیارش را در دست بگیرد...

نجفقلی حبیبی: احمدی‌نژاد سعی می‌کرد هر جا که پول بود اختیارش را در دست بگیرد

چکیده :رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به سوالی در مورد ریشه‌های فساد در دولت احمدی‌نژاد، می‌گوید: ریشهٔ اصلی فساد‌ها را به هم ریختن نظام‌های اداری کشور می‌دانم. احمدی‌نژاد سعی می‌کرد هر جا که پول بود اختیارش را در دست بگیرد....


نجفقلی حبیبی، از فعال اصلاح طلب و رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگو با «پویش» اظهار داشت: در دوره اصلاحات، تندروی‎‌هایی که در حوزه مطبوعات اتفاق افتاد، اولین خسارت را به خود مطبوعات وارد کرد و قلم‌های بسیاری دچار مشکل شدند.

وی در پاسخ به سوالی در مورد تبلیغات مخالفان اصلاحات می‌گوید: متاسفانه دین اسباب بازی یک عده شده است که با سوء استفاده از مذهب و ایراد سخنانی از قبیل اینکه اگر به احمدی‌نژاد رای دهید امام زمان راضی می‌شود، یا اینکه با وضو رای دهید و یا اینکه این نمایندگان مجلس تایید شده امام زمان هستند، عوام فریبی کردند و به اعتبار روحانیت لطمه زدند.

رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به سوالی در مورد ریشه‌های فساد در دولت احمدی‌نژاد، می‌گوید: ریشهٔ اصلی فساد‌ها را به هم ریختن نظام‌های اداری کشور می‌دانم. احمدی‌نژاد سعی می‌کرد هر جا که پول بود اختیارش را در دست بگیرد.

نقدهای بسیاری به رفتار‌ها و راهکارهای دوره اصلاحات وارد می‌شود. چه از جانب اصولگرایان و چه از طرف منتقدین اصلاح طلب. مثلا با ایجاد فضای باز مطبوعاتی در آغاز دوره اصلاحات، روزنامه‌های زیادی مجوز فعالیت گرفتند و بحث‌های زیادی در حوزه‌های مختلف صورت گرفت که برخی از همین مباحث، زمینه ساز بهانه‌ای شد برای برخورد شدید با مطبوعات و فعالین اصلاح طلب. بسیاری از منتقدین، آن رفتار‌ها را تندروی و جزء اشتباهات اصلاح طلبان می‌دانند. چقدر با این مطلب موافقید؟

در اینجا مقصود ما از اصلاحات، اصلاحات در مفهوم سیاسی است و معمولا در جایی بکار می‌رود که می‌خواهیم روش‌ها و رفتارهای نامطلوب جامعه را با اصلاح رو به بهبود ببریم. نقطه مقابل اصلاحات در ادبیات سیاسی، انقلاب و افراط است. پس اصلاح، یک رویکرد برای بهبود و ساختن یک حقیقت است و در عین حال با تندروی نیز مخالف است. هدف از اصلاحات این بوده و هست که می‌خواهد تغییراتی را بصورت آهسته در فضای سیاسی کشور بوجود آورد. این کار در دولت اصلاحات شروع شد اما عده‌ای بخاطر روحیات شخصی و یا سختی‌هایی که قبلا متحمل شده بودند، به رفتار‌هایشان شتاب دادند و این رفتارهای شتاب آلود که بعضا نزدیک به افراط بود، به اصلاحات آسیب زد و تندروی‎‌هایی که در حوزه مطبوعات اتفاق افتاد، اولین خسارت را به خود مطبوعات وارد کرد و قلم‌های بسیاری دچار مشکل شدند. این تندروی‌ها باعث شد، رقیب نیز تندروی کند و بالطبع آن بدنبال تعطیلی مطبوعات برود که اثرات نامطلوبی در جامعه ایجاد شد. و این رفتارهای پرشتاب درشان جریان اصلاحات نبود. یقینا ایجاد اصلاحات و آغاز رفتارهای اصلاحی بمنظور بهبود شرایط برای عده‌ای خوشایند نبود و حتی بعضا افرادی امثال آقای گنجی با پرچم اصلاحات وارد صحنه شدند و به جریان اصلاحات ضربه زدند که خارج از مسیر اصلاحات حرکت کردند. همیشه وقتی قرار است اتفاقی در جهت مصالح بیافتد، مخالفین بیکار نمی‌نشینند و گاهی با جبهه مخالف و گاهی اوقات با لباس موافق وارد صحنه می‌شوند و به جریان اصلاحی ضربه می‌زنند.

بحران ساز‌ها و کانون‌های بحران ساز در دوره اصلاحات چقدر بر جریان اصلاحی اثر گذاردند و ریشه این جریانات را در کجا و چه موضوعی می‌دانید؟

شناخت ریشه اصلی این جریانات کار سختی است اما برای جامعه واضح و روشن است که این جریان حامیان قدرتمندی دارد و شکی در آن نیست و همچنان آن جریان در جامعه وجود دارد و روش‌هایی را انتخاب می‌کنند که منافعشان را بهتر تامین می‌کند و صلاح ملک و مملکت برای آن‌ها مهم نیست و تنها حفظ اقتدار و منافع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که در پی آن هستند برایشان دارای اهمیت است. چون اگر دین باشد، اگر اخلاق باشد، یا باور و اعتقاد قلبی باشد با این مسایل مخالف است. پشت این جریان‌ها اتاق فکری است که سازماندهی می‌کنند و عده‌ای ناآگاه از اصل موضوع، به نام حمایت از دین و حمایت از اخلاق و حمایت از حجاب اسلامی با عاملین این جریان‌ها همسو می‌شوند و از نیت گردانندگان اصلی این جریان‌ها بی‌اطلاعند. اما عاملین اصلی همان‌هایی هستند که برنامه‌هایی امثال «هویت» را ساختند و در جامعه منتشر کردند و همواره به نام دین و سوء استفاده از احساسات مذهبی جامعه، اهداف گروهی و جناحی خود را دنبال کردند. متاسفانه عده‌ای از مومنین از روی صدق و باور، فریب ظاهر سازی‌های این جریان را می‌خورند و با آن‌ها همراه می‌شوند. اما در کل، جامعه تاثیر پذیری زیادی از این جریان ندارد، ولیکن بدلیل برخوردهای خشن و قهرآلود این جریان زورمند، به لاک سکوت و کناره‌گیری فرو می‌روند و الا جامعه از این جریان تاثیر زیادی نمی‌پذیرد.

گفته می‌شود در دوره اصلاحات فقط بر روی مسائل سیاسی و آزادی‌های مدنی تمرکز شد و اقتصاد و فرهنگ و سطح رفاه و معیشت مردم به فراموشی سپرده شد؟

من اصلا با این مطلب موافق نیستم، چون فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی که برای پیشرفت علمی و اقتصادی کشور در دوره اصلاحات انجام شد، آثار و برکاتش در بخش‌های اقتصادی که زود‌تر بروز کرد، صادرات غیر نفتی ما توسعه پیدا کرد و در بخش کشاورزی، ما در تولید گندم پس از سال‌ها به خودکفایی رسیدیم و برنج و چای نیز در آستانه خودکفایی قرار گرفت و برنامه‌ریزی‌های بسیار خوب، علمی و محققانه صورت گرفته بود و توسعه مملکت در حال محقق شدن بود. پس قابل قبول نیست که گفته شود فقط توسعه سیاسی ملاک دولت اصلاحات بود. اما باید توجه داشت که‌‌ همان توسعه سیاسی باعث رشد اقتصادی و فرهنگی می‌شود. توسعه سیاسی و فرهنگی در دوره اصلاحات موجب شکفته شدن استعداد‌ها در تمام زمینه‌های علمی، اقتصادی و اجتماعی شد. ایجاد حوزه‌های وسیع کشاورزی، سدسازی‌ها و ایجاد و راه‌اندازی منطقه پارس جنوبی و عسلویه همه در دوره اصلاحات پایه گذاری و راه‌اندازی شد. رشد صنعت کشتی سازی، ساخت تعداد زیادی کارخانه سیمان و توسعه بنادر نیز همه از دستاوردهای دولت اصلاحات است. بیشترین پیشرفت‌ها در علوم جدید چه در زمینه هسته‌ای و چه در حوزه نانوتکنولوژی و بیوتکنولوژی همه در دولت اصلاحات پایه گذاری شد. اما پس از دولت اصلاحات تمام این بنیان‌ها و زیرساخت‌ها تخریب شد. جریان رقیب اصلاحات اصلا اعتقادی به صنعتی شدن نداشت و در دوره هشت ساله ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد بسیاری از کارخانه‌های صنعتی تعطیل شدند و مابقی کارخانه‌ها نیز عمدتا با ۲۰ تا ۳۰ درصد ظرفیت خود کار می‌کردند. من خاطرم هست که در آن دوران مرحوم عسگراولادی می‌گفت کشور ما هرگاه توسعه پیدا کرده از راه واردات و صادرات بوده نه از راه صنعت! بخاطر همین دیدگاه آن‌ها مخالف صنعتی شدن کشور بودند. اما به این نکته توجه نداشتند که صادرات بدون تولید مفهومی ندارد. اگر صنعت رشد نکند، چه چیزی را می‌خواهید صادر کنید؟! آیا فقط باید اکتفا کرد به محصولات کشاورزی و پسته و امثالهم که عده‌ای بشوند سلطان پسته و غیره؟! اعتقاد دارم با تمام مشکلاتی که برای دولت اصلاحات تراشیده شد، خیلی موفق بود. با اینکه آقای خاتمی می‌گفت هر ۹ روز یک بحران بود اما من در دانشگاه علامه که بودم می‌دیدم هر روز یک بحران بود و نمی‌گذاشتند کار‌ها پیش برود. بعنوان مثال، در دوره اصلاحات یک پدیده خورشید گرفتگی رخ دادکه گفته می‌شد این پدیده در ایران بطور کامل قابل رویت است. لذا از سراسر دنیا دانشمندان، منجمان و توریست‌های زیادی برای رویت خورشیدگرفتگی به ایران آمدند که در اصفهان ماشین توریست‌ها را با سنگ و چوب زدند و آن‌ها را فراری دادند. هدف از اینچنین برخوردهایی غیر از مشکل سازی برای دولت و تخریب وجه بین‌المللی کشور چیز دیگری نبود. این رفتار‌ها تا سالیان زیادی در تاریخ و حافظهٔ آن‌ها می‌ماند و در خاطرات، کتاب‌ها و فیلم‌های خود، آن‌ها را بازگو می‌کنند و تصویر زشت و تیره‌ای از جامعه ایرانی به ثبت برساند.

تبلیغات ضد اصلاح طلبی جریان رقیب را چقدر بر افکار عمومی جامعه تاثیرگذار می‌دانید؟

خیلی کم. مثلا در بحث حجاب، اوضاع و احوال جامعه و تاثیرپذیری از جامعه بین‌المللی سبب شد که آن نوع حجاب سخت و خشک مورد پذیرش جامعه قرار نگیرد، اما مخالفان اصلاحات همه هجوم آوردند که خاتمی عامل بی‌حجابی است در حالیکه هیچ ربطی به آقای خاتمی و دولت اصلاحات نداشت، بلکه یک رفتار و عرف اجتماعی است. مگر بعد از رفتن آقای خاتمی وضعیت حجاب بهتر شد؟ نخیر. بد‌تر شد و هیچکس نمی‌تواند منکر شود که وضعیت حجاب در سال‌های بعد از دولت اصلاحات بد‌تر شد. حتی نمی‌توانیم بگوییم تقصیر احمدی‌نژاد بود. اصولا تحولات اجتماعی قاعده و قانون خاص خودش را دارد. اگر سختگیری شود نتیجه عکس می‌شود. وقتی گشت ارشاد گذاشته می‌شود، عکس‌العمل جامعه تند‌تر می‌شود. با قوه قهریه نمی‌توان مسائل اجتماعی را حل کرد. این یک کار فرهنگی است و به عمل مربوط است. یعنی حکومت با عمل خود می‌تواند بر جامعه تاثیر فرهنگی بگذارد. اینکه چهارتا کتاب چاپ کنیم و چندتا وعظ و خطابه در مسجدو حسینیه و نماز جمعه و رادیو و تلوزیون بگذاریم، اصلا راهگشای مسائل فرهنگی نیست. حکومت اگر نشان دهد جلوی اختلاس می‌ایستد، جلوی دروغ گفتن می‌ایستد و با افترا بستن مقابله می‌کند و هرگونه خلاف اخلاق را برنمی‌تابد، مسلما در چنین وضعی آزادی‌های اجتماعی معنی خودش را پیدا می‌کند. وقتی مردم به رفتار حکومت نگاه می‌کنند و می‌بینند که همه چیز را ول کرده‌اند و چسبیده‌اند به روسری، کسی دیگر به حرفشان اعتماد نمی‌کند. متاسفانه دین اسباب بازی یک عده شده است وگرنه در اصالت‌های دینی هیچ شکی نیست. وقتی مال مردم خورده می‌شود چیزی نمی‌گویید، وقتی اختلاس‌های کلان می‌شود برخورد جدی نمی‌کنید و فقط می‌چسبید به روسری، مردم نیت شما را باور نمی‌کنند و حتی ضد آن عمل می‌کنند. مردم اگر ببینند مجموعه کسانی که مدیریت کشور را در دست دارند، دروغ نمی‌گویند و اموال مردم و بیت‌المال را امانت مردم در دست خود می‌دانند به آن‌ها اعتماد می‌کنند. ولی اگر ببینند مسئولان امر حرام خواری می‌کنند و به مردم ظلم می‌کنند، دیگر تاثیر پذیری مردم از حکومت از بین می‌رود. نمی‌توان گفت من به نام اسلام اینجور ظلم می‌کنم! ظلم، ظلم است. با هر نامی که می‌خواهد باشد. وقتی رشوه به شکل‌های مختلف گرفته می‌شود، پارتی بازی با صور گوناگون انجام می‌گیرد یا آدم‌های نالایق در مناصب گوناگون قرار می‌گیرند و آدم‌های شایسته را محروم می‌کنید، این‌ها همه ظلم و از بین بردن بیت‌المال است.

چرا برون داد دولت اصلاحات، دولت آقای احمدی‌نژاد بود؟ چرا پس از هشت سال حضور دولت اصلاحات، مردم شعارهای پوپولیستی احمدی‌نژاد را پذیرفتند و آن دروغ‌های بزرگ را باور کردند؟

پوپولیست بودن مساله مهمی است. یک جریانی هیچوقت نمی‌گذارد شعور اجتماعی مردم و تحولات اجتماعی رشد کند و بتوانند با سازماندهی‌های اجتماعی کار‌ها را پیش ببرند. وقتی احزاب وجو داشته باشند، آدم‌ها در احزاب جمع می‌شوند و اطلاعات مختلف بدستشان می‌رسد و تجزیه و تحلیل می‌کنند و جریان‌ها را می‌شناسند. اگر گرانی هست، دلایل گرانی را بررسی می‌کنند و اگر اقتصاد مشکل دارد آن را ریشه‌یابی می‌کنند، آن وقت مردم قانع می‌شوند. اما وقتی که احزاب بسته می‌شوند، روزنامه‌ها تعطیل می‌شوند و آزادی‌های بیان محدود می‌گردد و دروغ و افترا ترویج می‌یابد و هیچ جا اجازه داده نمی‌شود که مردم بدانند؛ این‌ها دروغ است، و محکم و با تمام قوا به صحنه می‌آیند تا به مردم ثابت کنند تمام این بداخلاقی‌ها راست است، بنابراین عدالت اجتماعی از بین می‌رود. با ایجاد چنین جوی، وقتی احمدی‌نژاد به میان مردم می‌آید، تاثیرات روانی در توده‌های مردم بخصوص روستائیان و فقرا ایجاد می‌کند. اما معتقدم شعار‌ها و رفتارهای پوپولیستی زیاد در نتیجه انتخابات ۸۴ تاثیرگذار نبود ولی مهم‌ترین پارام‌تر تاثیرگذار در نتیجه انتخابات ۸۴ جنجال‌های رسانه‌ای و عدم ائتلاف کاندیداهای اصلاح طلب بود و این خطای بزرگ اصلاح طلبان بود که احمدی‌نژاد را رئیس جمهور کرد. دیگر اینکه اصلاح طلبان شگردهای پیچیده برگزاری انتخابات را بلد نبودند و با حسن نیت انتخابات را برگزار کردند. همچنین دولت اصلاحات در روابط اجتماعی دچار مشکل بود و نتوانست با طبقات فقیر و روستائیان و کشاورزان تعاملات بهتری برقرار کند و از سوی دیگر، عوامفریبی رقیب اصلاح طلبان فوق‌العاده زیاد بود و با سوء استفاده از مذهب و ایراد سخنانی از قبیل اینکه اگر به احمدی‌نژاد رای دهید امام زمان راضی می‌شود، یا اینکه با وضو رای دهید و یا اینکه این نمایندگان مجلس تایید شده امام زمان هستند. از طرف دیگر، دروغ‌های بزرگی را به اصلاح طلبان نسبت دادند که این‌ها چمدان‌های دلار گرفته‌اند و غیره، که تمامشان دروغ بود. نه آن‌ها نظر کردهٔ امام زمان بودند و نه اصلاح طلبان دلاری دریافت کرده بودند. اما متاسفانه تمام سرمایه‌های اجتماعی مملکت را یک عده‌ای به حراج گذاشتند و اعتبار روحانیون را با آن دروغ‌ها خدشه دار کردند و آبروی روحانیت را خرج مقاصد سیاسی و جناحی خود کردند. متاسفانه عده‌ای از سادگی و صداقت برخی روحانیون سوء استفاده کردند و اطلاعات غلطی را در اختیار آن‌ها قرار می‌دادند.

رویکرد احمدی‌نژاد در ۸ سال گذشته تبعات بسیاری را در تمام سطوح به جامعه ایران وارد کرد. از وضعیت اقتصادی و سیاست‌های دولتی، تا درآمدهای بی‌بدیل نفتی که هیچ خروجی مثبتی نداشت. آیا دولت یازدهم می‌تواند راه حلی برای آن پیدا کند و آسیب‌های بنیادی را بهبود بخشد؟

تاثیرات اجتماعی دولت احمدی‌نژاد در جامعه عمیق بوده و به این راحتی از ذهن مردم پاک نمی‌شود. مثلا‌‌ همان اتفاقاتی که در سفرهای استانی احمدی‌نژاد رخ می‌داد را در نظر بگیرید. طوری برنامه ریزی می‌کردند که از فرودگاه تا محل سخنرانی، مردم دو سه ساعت معطل شوند و این بی‌حرمتی به کرامت انسان‌ها بود. یا مثل گدا‌ها از مردم نامه و درخواست بگیرند و پول بدهند دست مردم. این رفتار‌ها ریشه‌های فرهنگی بسیار فاسد و عمیقی را در جامعه گذاشت و به راحتی از ذهن مردم پاک نمی‌شود و متاسفانه عده‌ای این فرهنگ را پذیرفته‌اند. سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد، در نظام مدیریتی کشور آثار تخریبی بسیار عمیقی ایجاد نموده و بی‌حساب و کتاب عمل کردن را عادت مجموعه‌ها ساخته است. احمدی‌نژاد سازمان برنامه و بودجه را منحل کرد و نظام‌های اداری را به هم ریخت و بسیاری از این اشتباهات و ساختارهای غلط را به قانون تبدیل کرد که تغییر آن‌ها هم سخت است و هم زمانبر و تا زمان تغییر قانون، دولت مکلف است آن‌ها را اجرا کند.

احمدی‌نژاد همواره دولت خود را پاک‌ترین دولت تاریخ ایران معرفی می‌کرد. اما پس از گذشت ۹ ماه از پایان دولت وی، هر روز خبرهای جدیدی از فسادهای کلان و بیشمار دولت قبل افشا می‌شد. ریشه اصلی فساد‌ها در دولت قبل را چه می‌دانید؟

ریشهٔ اصلی فساد‌ها را به هم ریختن نظام‌های اداری کشور می‌دانم. احمدی‌نژاد سعی می‌کرد هر جا که پول بود اختیارش را در دست بگیرد. در صورتی که ما قبل از آن نظام‌های حقوقی و اداری داشتیم و پول بی‌حساب دست دولت نمی‌آمد. سازمان برنامه و بودجه بود، بانک مرکزی بود، شورای عالی بانک‌ها بود، شورای عالی اقتصاد بود، و تمام این‌ها نهادهایی بود که به تدریج درست شده بود برای کنترل پول‌ها. ایشان اولین کاری که کرد، این نهاد‌ها را به هم ریخت واختیار تمام این‌ها را خودش به دست گرفت که بهانه‌اش از بین بردن بوروکراسی و دیوان‌سالاری بود و عده‌ای که دستشان در این کار‌ها بود از این کار احمدی‌نژاد خوششان آمد و فرصتی برایشان فراهم شد که بتوانند بیت‌المال را حیف و میل کنند. فسادهای سه هزار میلیاردی و چند هزار میلیاردی نتیجهٔ همین بی‌قانونی‌ها و بهم ریختگی‌های مدیریتی است. از طرف دیگر، عدم آزادی مطبوعات باعث می‌شود که چشم نظارتی جامعه بر این رفتار‌ها وجود نداشته باشد و این فسادهای پنهانی اتفاق بیافتد. یکی از دلایل محدود کردن و سانسور مطبوعات در دوره احمدی‌نژاد جلوگیری از افشای این فسادهای سنگین بود که یکی یکی در حال افشا شدن است و دولت در افشای بسیاری از آن‌ها ملاحظهٔ یک سری مسائل را می‌کند و نمی‌خواهد که جامعه دچار اضطراب شود.

برخی از کار‌شناسان با توجه به ارقام اختلاس‌ها و فساد‌ها و نحوه انجام آن‌ها، فساد را در دولت قبل سیستماتیک می‌دانند. چقدر با این نظریه موافقید؟

وقتی شما دستگاه‌های کنترلی را بر‌می‌دارید و اختیار را به دست آدم‌هایی می‌دهید که خودتان آن‌ها را آگاهانه انتخاب کرده‌اید و هماهنگ با خودتان است، پس می‌توان این فساد را سیستماتیک و سازماندهی شده دانست. وقتی آزادی مطبوعات را سلب کرده و رقیب سیاسی را به هر بهانه‌ای کوبیدند و کنار گذاشتند و اجازهٔ هیچگونه حضوری را به اصلاح طلبان ندادند و آن‌ها را کاملا از دور خارج کردند، چشم‌های نظارتی جامعه کور شد و این فسادهای کلان رخ داد.

نقش نهادهای نظارتی را در جلوگیری از فساد چگونه ارزیابی می‌کنید و چطور با وجود نهادهای مختلف نظارتی چنین اختلاس‌ها و بریز و بپاش‌هایی صورت گرفت؟

وقتی تمام نهادهای نظارتی، همه یکپارچه و یکدست از یک جناح می‌شود و مسئولین این نهاد‌ها گا‌ها «با رانت انتخاب می‌شوند، چنین اختلاس‌هایی اتفاق می‌افتد که همه در آن سهیم بودند و هر کدام به نوعی بهره بردند

دولت احمدی‌نژاد را میراث اصولگرایان می‌دانید یا آنگونه که امروز وی را نفی می‌کنند، احمدی‌نژاد مستقل از جریان اصولگرایی بود؟

مجموعهٔ جریان اصولگرایی احمدی‌نژاد را آوردند بالا، و هیچ شکی در آن نیست و نمی‌توانند این را از تاریخ محو کنند. اصولگرایان در جامعه تبلیغ کردند و عوام را تحریک کردند که نذر کنید احمدی‌نژاد انتخاب شود و دو رکعت نماز بخوانید که وی رای بیاورد و همه جا هم از وی حمایت کردند، در تمامی نماز جمعه‌های سراسر کشور، در مساجد و محراب‌ها و مداحی‌ها و روضه‌خوانی‌ها از وی حمایت کردند. احمدی‌نژاد دست پروردهٔ آقایان اصولگراست و اینکه الان از وی برگشته‌اند دلایل مختلفی دارد. برخی از حمایت خود پشیمانند و برخی نیز منافعشان در حال حاضر ایجاب می‌کند در نفی احمدی‌نژاد بکوشند و مصلحت سیاسی آن‌ها در این است که از احمدی‌نژاد انتقاد کنند زیرا وی دیگر هیچ حیثیت اجتماعی ندارد و حتی در بین فقرا نیز جایگاهی ندارد.

آقای روحانی چه دولتی و با چه وضعیتی از آقای احمدی‌نژاد تحویل گرفت؟

آقای روحانی مملکت را در وضعیت بسیار آشفته‌ای هم در اقتصاد، هم در سیاست خارجی و هم در مسائل داخلی از احمدی‌نژاد تحویل گرفت. معلوم بود که اگر احمدی‌نژاد تا چند ماه دیگر رئیس جمهور بود، کشور سقوط می‌کرد. چون دیگر چیزی در کشور باقی نمانده بود. کشور هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ مدیریتی و سیستم اداری دارای مشکلات اساسی بود و از لحاظ بین‌المللی نیز حیثیت کشور به شدت آسیب دیده بود و کشور‌ها هیچگونه همکاری با ما نداشتند. لذا دولت باید کوشش بسیاری کند تا بتواند شرایط مملکت را بهبود بخشد و نباید مغرور بهبودی‌های کوچک شوند. عواقب دولت احمدی‌نژاد تا سال‌ها در کشور باقی خواهد ماند و دولت یازدهم باید تا پایان راه با‌‌ همان قدرت و جدیت و صلابت روزهای آغازین به تلاش خود ادامه دهد. درست کردن این تخریب‌ها همانند خرابی‌های دوران جنگ است و ترمیم آن‌ها زمان زیادی می‌برد. احمدی‌نژاد نیروهای انسانی را خراب کرد، مدیران را فاسد نمود و با ترویج رانت خواری حتی برخی خانواده‌ها را فاسد کرد. کار برای دولت یازدهم خیلی سخت است.

مخالفان دولت، عدم انصراف مردم از دریافت یارانه را» نه «بزرگ به سیاست‌های دولت آقای روحانی می‌دانند. این تحلیل را قبول دارید؟

من اصلا چنین تصوری در ذهنم نمی‌گنجد. این عدم انصراف به سیاست‌های هشت سالهٔ دولت احمدی‌نژاد برمی‌گردد نه هشت ماههٔ دولت روحانی. مردم می‌گویند اگر ما نخوریم دیگران می‌خورند! این» دیگران «همان‌هایی هستند که هشت سال دست اندرکار امور مملکت بودند و هنوز هم بیشترشان بر سر کارند. هنوز تجارت و اقتصاد کشور در دست‌‌ همان جریان است. معتقدم دولت برای راضی کردن مردم به انصراف از یارانه باید تدبیر بیشتری می‌کرد، اما عدم انصراف مردم ربطی به نارضایتی از دولت ندارد. وقتی افشاگری‌ها انجام می‌شود و مردم می‌بینند در هشت سال گذشته چه اختلاس‌های کلانی صورت گرفته، طبیعی است که اعتمادشان خدشه دار می‌شود و نمی‌توان به راحتی آن‌ها را قانع نمود که از این حداقل‌ها چشم بپوشند چون فکر می‌کنند اگر از دریافت یارانه انصراف دهند چه تضمینی وجود دارد که دوباره به جیب‌‌ همان غارتگران نرود. مخالفان دولت فراموش کرده‌اند که چند ماه پیش همین مردم علیرغم فشارهای سنگین پای صندوق‌های رای آمدند و به همین دولت رای دادند.

در طی ۹ ماه گذشته، ارزیابی شما از سیاست‌های دولت اعتدال چگونه است؟

من فکر می‌کنم دولت تلاش زیادی می‌کند اما توقع ما بیشتر از اینهاست. بخصوص در مدیریت کلان و حوزه‌های اقتصادی باید از مدیرانی که به کار می‌گمارد مراقبت بسیاری کند. چون دولت یازدهم تمامی مدیران دولت قبل را عوض نکرده و ممکن است این‌ها دوباره‌‌ همان رفتار‌ها و سازوکارهای دولت قبلی را بکار گیرند. دولت نیازمند یک سیستم نظارتی و بازرسی بسیار قوی است که بتواند بر مدیران در تمامی سطوح نظارت کند تا بتواند سیاست‌های دولت در تمامی امور اجرایی شود.

مهم‌ترین ضعف دولت یازدهم را چه می‌دانید؟

بنظر من دولت نیازمند این هست که در بحث تدبیرهای اقتصادی از کار‌شناسان بیشتری بهره بگیرد و تنها به نظرات چند تن از مدیران عالی دولتی اکتفا نکند و از اساتید دانشگاه و فعالین اقتصادی کمک بیشتری بگیرد.

ریشه دلواپسی غوغاسالاران و ساکتین هشت سال گذشته را چه می‌دانید؟

حفظ منافع خودشان. این‌ها طی هشت سال گذشته به هر منفعتی که خواستند، رسیدند. اما الان فکر می‌کنند که در دولت یازدهم آن منافع را از دست خواهند داد. آن‌ها منافع تجاری، اقتصادی و حاکمیتی خود را در خطر دیده‌اند و دلواپس شده‌اند. این آقایان از حاکمیت دموکراسی در هراسند چون اگر دموکراسی حاکم شود بسیاری از آن‌ها لیاقت حضور در بسیاری از مناصب را نخواهند داشت. بهانه‌های این گروه تندرو آنقدر سست است که نتوانسته‌اند بر افکار عمومی تاثیر بگذارند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.