سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » الگوی علی(ع) برای اداره کشور و مبارزه با فسادهای کلان چیست...
» گفت و گویی با حسین راغفر درباره مسلمانی و توسعه

الگوی علی(ع) برای اداره کشور و مبارزه با فسادهای کلان چیست

چکیده :اینکه یک گروهی بنشینند بر سر چاه نفت و از منابع نفتی هر جوری که بخواهند استفاده کنند و به هیچ کسی هم پاسخگو نباشند طبیعی است که فساد ایجاد می کند. موارد متعدد داریم که از منابع عمومی به افراد پرداخت شخصی شده است. در بسیاری از این بانک ها و موسسات مالی؛ افراد از جیبشان بانک درست کرده اند؟ یا اینکه از منابع عمومی ایجاد کرده اند؟ یا اینکه از بانک ها وام گرفته اند و بانک ایجاد کرده اند؟ همه اش بر زد و بند بوده و همه اش بر اساس توصیه ی افراد درون قدرت و دولت بوده است. کدام اینها محاکمه شده اند؟...


وقتی از حسین راغفر، اقتصاددان ایرانی و نویسنده کتاب های متعدد در حوزه اقتصاد، درباره مسلمانی و توسعه می پرسیم و دلایل عدم پیشرفت بسیاری از کشورهای مسلمان، توجه ها را به تشکیل نهادهای نظارتی و جدیدترین دیدگاه های اقتصادی دنیا جلب می کند و می گوید: نهادها تسهیل گر توسعه هستند.

او در ادامه با مثال هایی از اقتصاد ایران به چگونگی رشد فساد اشاره و از عدم برخورد جدی با مفسدان اقتصادی و متخلفانی که پا در حوزه قدرت دارند، انتقاد می کند. راغفر گله می کند که هیچ کدام از آموزه های اسلامی و تاکیدات قرآنی به نهاد و از لفظ به عمل تبدیل نشده اند.

مشروح گفت وگوی شفقنا با دکتر راغفر، اقتصاددان را بخوانید:

یک تصور کاملا عامیانه وجود دارد که هرجا مسلمانان هستند معادل ویرانی، بدبختی، توسعه نیافتگی و عقب ماندگی است و برای این تصور مثال هایی از سوریه تا کشورهای مسلمان آفریقا و خاورمیانه می آورند و حتی برخی به بحرانی که چندسال پیش در بوسنی در قلب اروپا اتفاق افتاد، اشاره می کنند. این تصور که هرجا مسلمانان هستند بدبختی هست این پرسش را مطرح می کند که آیا بین توسعه یافتگی و مسلمانی رابطه ای وجود دارد و آیا به لحاظ علمی می توان ثابت کرد که این تصور بی پایه و سست است؟

این مساله بارها و بارها مطرح شده است. نقش فرهنگ است و اینکه آیا فرهنگ اسلامی مانع توسعه است یا اینکه نقش فرهنگ آنگونه که مطرح می شود تحت تاثیر عوامل متعدد دیگری است که یکی از این عوامل اخیرا مطرح شده است. البته نقش فرهنگ نقش تعیین کننده و کلیدی در توسعه است که می تواند خودش را به اشکال مختلف از جمله فرهنگ سخت کوشی، انضباط، صداقت و درستکاری نشان دهد و بنابراین مساله بسیار مهمی است اما خیلی از محققین اخیرا بر این نکته تاکید کرده اند و نشان می دهند که حتی جاهایی که فرهنگ هایی یکسان دارند، عملکردهایشان متفاوت است. به طور مثال، فرهنگ مردم در کره شمالی و جنوبی یکسان است اما چیزی که باعث تفاوت ها شده، فرهنگ نیست چون بعضی از محققین معتقد بودند که مصر که یک کشور  توسعه نیافته است به علت وجود فرهنگ اسلامی در این کشور است که با مبانی توسعه ناسازگاری دارد اما موارد نقیض آن هم متعدد است؛ از جمله مثال کره شمالی و جنوبی.

اصلی ترین عاملی که امروزه محققان بر می شمرند وجود نهادهاست؛ نهادهایی که می توانند تسهیل گر توسعه باشند. کشورهایی که زیرساخت های نهادی مناسب دارند توانسته اند حداقل به معنای صنعتی شدن، توسعه یافته شوند و بخشی از این نهادها، نهادهای فرهنگی هستند. دو دسته نهاد وجود دارد؛ نهادهای رسمی و نهادهای غیررسمی که نهادهای غیر رسمی عمدتا به فرهنگ و نقش فرهنگ اشاره دارند. به این ترتیب مساله فرهنگ به عنوان یک نهاد مطرح است، نهادی که باید شکل داده شود تا رفتارهای جمعی مردم را به نحوی سازماندهی کند و انگیزه های آنها را به نحوی تحت تاثیر قرار دهد که توسعه و پیشرفت امکان پذیر باشد. مثال هایی که شما گفتید عمدتا محصول مداخلات قدرت های جهانی در کشورهای آفریقایی برای شکل دهی به منافع خودشان با صدور بحران به این دسته از کشورهاست و از آنجایی که بسیاری از کشورهای اسلامی در حوزه منطقه انرژی قرار دارند و تاثیراتی که در حول این کشورها ایجاد شود، می تواند امنیت انرژی یا توجیهات حضور نظامی قدرت های بزرگ در این مناطق را فراهم کند. از این جهت برای توسعه نیافتگی فرهنگی و عدم شکل گیری نهادهای توسعه ای در این دسته از کشورها نباید از نقش نهادهای ضدتوسعه ای که در اثر مداخلات خارجی شکل گرفته است، چشم پوشی کرد.

مثل چه چیزی؟

مثل فساد، مثل چاپلوسی، این ها عناصر بسیار تعیین کننده ای هستند که مانع از شکل گیری رشد و توسعه می شوند و بعد فرهنگ جامعه را تخریب می کنند.

ما مسلمانان با هر مذهبی که باشیم چه شیعه و چه سنی، اگر مبنای نظریمان را قرآن قرار دهیم، تاکید بسیار زیادی بر پرهیز از فساد و کم کاری و از طرف دیگر تاکید بسیاری بر درستکاری،حفظ امانت، رعایت حقوق مردم، کار بیشتر و بهتر کرده است…

بله اما اینها هیچ کدام تبدیل به نهاد نشده و تاکیدات از لفظ به عمل تبدیل نشده است. کارکرد نهاد تنظیم رفتارها از طریق تاثیرگذاری بر انگیزه هاست. ممکن است یک مسلمان خلاف نکند به دلیل اینکه  از عاقبت می ترسد اما همه چنین نخواهند بود. اگر در جامعه ای فساد وجود داشته باشد محصول این فساد نابرابری و فقر و محروم کردن جمعیت عظیمی از جامعه از رشد ظرفیت های خودشان است. اینها زمینه های رشد جرم و جرایم است. وقتی جامعه ای با ناامنی و اشکال مختلف ناامنی روبه رو می شود و ظرفیت های موجود در جامعه مصروف افزایش کارایی و همکاری اجتماعی نمی شود که در درون آن انسجام اجتماعی و افزایش کارایی و بهره وری و به دنبال آن رشد اقتصادی امکان پذیر می شود، تعارض های اجتماعی شکل می گیرد و بعد بر روی تعارض های اجتماعی هم سرمایه گذاری می شود و عوامل خارجی، فرهنگ خارجی، فرهنگ حرص و آزی که در جامعه شکل گرفته، بر امکان شکل گیری نهاد های توسعه ای موثر خواهند بود و آن را منتفی می کنند.

این نهادها کارشان این است که اگر کسی این ویژگی های سخت کوشی، صداقت و غیره را در عمل  بروز دهد باید پاداش بگیرد اما ما شاهدیم که در بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله ایران، برخی افراد در زد و بند پاداش می گیرند. همین رقم 82هزار میلیار تومان را به 575 نفر از مقامات بانکی دادند و این نهاد قضایی در کشور ماست که باید برخورد مناسبی با این مقاماتی که این پول ها را گرفتند، داشته باشد. اینها از جهت امنیت ملی خلاف امنیت ملی عمل کردند و اخلال در نظم اقتصادی اجتماعی کردند. فرصت های شغلی را از جوانان گرفتند. زمینه های رشد اعتیاد و سرخوردگی را در بین جوانان فراهم کردند. اگر کسی خفت گیری یا زورگیری کرده و مرتکب جرم و جنایتی شده اینها هم در آن مسوول و شریک هستند چون منابعی که باید صرف سرمایه گذاری می شد، از بین رفت و فرصت هایی که باید مصروف زیرساخت ها می شد از بین رفت که ما سالانه 20هزار نفر کشته و 200هزار نفر معلول در جاده ها نداشته باشیم. اینها هزینه های وحشتناک دیگری است که تحمیل می شود. جوانان ما به جای اینکه در کشورشان امید به آینده داشته باشند در اثر ناامیدی حاصله به اعتیاد روی می آورند یا از مملکت خارج می شوند و در واقع پناهجوی کشورهای دیگری می شوند که ظرفیت های رشد آنجا به مراتب نازل تر از ایران است. اینجا نقش نهادها خیلی موثر است. دستگاه قضایی متاسفانه خودش آلوده است  و کار نمی کند. اگر دستگاه قضایی ما درست کار کند و نظام بانکی ما سالم باشد اینها نهادهای رسمی ما هستند. اگر نظام مالیاتی درست عمل کند و دولت و دستگاه های دیگر این منابع را به جای تبلیغات سیاسی و خرج کردن برای اعتبارات شخصی مصروف توسعه جامعه کنند، آن وقت جامعه با این فقر و نکبت روبه رو نیست که باید یک عده ای کلیه بفروشند یا در ظرف های زباله های عمومی دنبال تامین قوت روزشان بگردند.

اشاره کردید که تاکیدات اخلاقی منابع دینی ما بیشتر در حد لفظ و توصیه های اخلاقی باقی مانده و اینها تبدیل به نهاد نشده است. هم اکنون اشاره کردید ما دولت داریم، دستگاه قضایی داریم، سازمان بازرسی داریم سازمان حسابرسی داریم دیوان محاسباتی داریم و کلی نهادهایی که اساسا برای جلوگیری از فساد بنیان گذاری شده اند. این نهادهایی که در ایران با این پشتوانه های اخلاقی شکل گرفته اند چرا در خیلی موارد در ایران و دیگر کشورهای مسلمان کار نمی کنند اما در کشورهای توسعه یافته موفق عمل می کنند؟ مثلا در انگلیس اگر یک نماینده ای از بودجه عمومی یک ماشین برای خود بخرد مجبور به استعفا می شود اما 82 هزار میلیارد تومان معوقات بانکی در ایران معلوم نیست دست کیست و نه تنها بحث استعفا مطرح نیست بلکه افراد و متخلفان هم معلوم نیستند. چرا به رغم اینکه ما نهادهایی  داریم که توصیه های اخلاقی و الهی و مقدس هم پشتوانه آنهاست و اساسا مبتنی بر اینها شکل گرفتند کارکرد موفقی ندارند؟ ما مدعی هستیم که دستگاه قضایی ما یک دستگاه قضایی اسلامی است  و قوانینش مبتنی بر اسلام و وحی است. چرا این نهادها در برخورد با فساد کارآیی چندانی ندارند؟

دستگاه قضایی به عنوان یک نهاد اساسی کار نمی کند و در بخش ها و مواردی حتی آلودگی هایی مشاهده می شود؛ سازمان های نظارتی متاسفانه خود در برخی موارد درگیر زد و بندها و منافع مالی هستند؛ چرا؟ به خاطر اینکه در فرهنگ عمومی جامعه این موضوع غلط جا افتاده است که هرکسی زد و بند نکند پس آدم بی عرضه ای است. حالا از این رقابت ها و چشم و هم چشم هایی که به وجود می آید رد می شویم. افراد از فرصت های عمومی برای منافع شخصی استفاده می کنند چون نظارتی وجود ندارد. چون دستگاه قضایی ما آنطور که باید قاطعانه عمل نمی کند. دستگاه قضایی در نگاه عامه، بارها از کنار اختلاس های بزرگ مسوولان به سادگی گذشته است در حالی که در یک هفته دو جوان را به اتهام زورگیری مبلغ پیش پاافتاده ای اعدام و حبس ابد کرده است. این دوگانگی در برخورد بی اعتمادی ایجاد می کند و فسادزاست. چرا چنین عمل می کند؟ چون تصور بر این است که اگر مسوول و فرد وابسته به قدرت محاکمه شود نشانه وجود فساد است در حالی که محاکمه آن فرد وابسته به قدرت نشانه سلامت نظام است نه سرپوش گذاشتن بر اینها. اگر آن مثالی که شما می زنید در انگلیس یک وزیری یک خطای کوچکی می کند مجبور به استعفا می شود علتش این است که فرصت های افشای این مسایل وجود دارد یعنی نهاد نظارت عمومی از طریق رسانه های آزاد و باز این امکان برایشان وجود دارد. حال ببینید وضعیت رسانه های ما چگونه است. نهاد نظارت عمومی در کشور ما کار نمی کند و مردم نمی توانند نظارت و اعتراض کنند. بسیاری از مردم مشکلات جدی شان را نمی توانند به دستگاه قضایی ببرند و علتش عدم برخورد صحیح است. وجود 10ها هزار یا 100ها هزار پرونده تعرض به اموال عمومی، به زمین و دارایی مردم در سطح کشور چه خصوصی و چه عمومی در دادگاه های قضایی کشور نشانه ی شکست ما در اداره صحیح دستگاه قضایی است. نهادی که بر روی انگیزه ها اثر می گذارد. اگر اینها برخورد جدی با فاسد یا متخلف بکنند درسی برای دیگران می شود. انگیزه دیگران را شکل می دهد و این نقش نهاد است. نهاد نقشش این است که بر همین انگیزه های افراد اثر بگذارد و مانع از این بشود که هرکسی هرکاری که دلش خواست خارج از قانون انجام دهد. ما شاهدیم کسانی که خارج از قانون عمل می کنند در جامعه ما پاداش می گیرد و این پیام دارد برای همه مردم و لازم نیست که فرد سیاست مدار باشد که اینها را بفهمد. آدم های معمولی هم اینها را می فهمند. این افرادی که الان معرفی شده اند به نظر من باید به عنوان اخلال گران در نظم و امنیت سیاسی کشور محاکمه شوند. رییس دولت قبلی اعلام کرد که 300اسم به قوه قضاییه داده اما اتفاقی نیفتاد. سوال اساسی این است که چرا دولت این اسامی را به مردم اعلام نمی کند ؟ به چه دلیل این اسامی اعلام نمی شود و در اختیار مردم قرار گرفته نمی شود؟ اینها چه کسانی هستند؟ این منابع را کجا برده اند؟ به چه اسمی گرفته اند؟ بسیاری از اینها با نرخ های 4% پول ها را گرفته اند و به اسم تولید وارد سفته بازی و دلالی کرده اند. اینها تورم بزرگی را به جامعه تحمیل کرده است، شغل ها را از بین برده است. فرصت های شغلی را از جوانان ما گرفته است. اینها عوارض بسیار جدی دارد. علتش این است که دستگاه قضایی و نظارتی ما قاطعانه و جدی برخورد نمی کند؟

این  نشست مبارزه با فساد و جلسات سران قوا بر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی و دادگاه های ویژه مفاسد اقتصادی چطور؟

مسوول اینها چه کسی بوده؟

من نمی خواهم وارد نقد آنها شوم. می خواهم از نظر نرم افزاری به مساله بپردازیم.

می گویند فساد یک فرمول دارد. فرمولش این است: فساد مساوی است با انحصار به علاوه صلاح دید منهای پاسخگویی. شما ببینید ما بزرگترین درآمدهای کشور را در 8 سال گذشته 56 % کل در آمدهای ارزی بالغ بر 50 سال گذشته را داشتیم. دولت هرجور که خواسته از این منابع استفاده کرده و پاسخگو هم نبوده است. در این مساله هیچ کس نمی داند این 70 میلیارد دلار نفتی که فروخته شد، گاز و دیگر درآمدها هیچ، فقط 70 میلیارد دلار نفت منابعش کجا رفت؟ مصروف چه اموری شد؟ اگر نصف این هم در کشور صرف می شد منجر به سرمایه گذاری در بخش خصوص می شد و آن وقت با مشکل بیکاری روبه رو نبودیم که مفاسد بسیار جدی برای کشور دارد. چه کسی پاسخگو بوده؟ چه کسی پاسخ داده است؟ من شخصا بارها این را سوال کرده ام در مقالات مختلف که این منابع کجا رفته؟ چرا هیچ کدام از افرادیکه به فساد آلوده بودند،  محاکمه نشدند؟ چرا رییس دولت قبلی به دادگاه احضار نشد که پاسخگوی این فسادهای بزرگ باشد که چرا افرادی را در بانکها منصوب کرده که این رقم 100هزار میلیارد تومان فقط بدون معوقه است. 575  نفرشان 82هزار میلیارد در اختیار دارند. ما هزاران میلیارد تومان به افراد دادیم و آنها دارند پولشان را پس می دهند و به آنها با زد و بند پول دادیم و اینها نابرابری های عظیمی شکل داده اند که این نابرابری ها مفاسد بسیار جدی فرهنگی ایجاد کرده است و بسیاری خانواده ها از هم پاشید. عده ای درگیر مفاسد اخلاقی بسیار جدی شده اند. بسیاری از اینها به خاطر همین عدم تعادل هایی است که در زندگی هایشان شکل گرفته است. عبارت معروفی است که می گویند فساد، فساد می آفریند. وقتی شما فساد ایجاد کردید نتیجه اش رشد فساد است. بنابراین نقش اصلی نقش نهادهاست. اصل حضور مردم است. مردم هیچ نظارتی ندارند. ما مطبوعات سالم و مستقل نداریم. احزاب سیاسی اغلب دولتی و وابسته هستند. وقتی این چنین است ما نهادی نداریم که بتواند از بیرون از حاکمیت نظارت کند و بعد جرات داشته باشد که تخلفات را بیان کند و بعد این خودش فشاری باشد که مانع از ادامه فساد در جامعه باشد. مادامی که این نهادها مانع از ادامه فساد در جامعه شود اینها کار نمی کنند و مادامی که این نهادها شکل نگیرند و به طور واقعی فعال نباشند، امکان توسعه یک امر منتفی است.

براساس این فرمول فساد، آیا اکنون این فرمول به طور سیستماتیک کار می کند؟

بله؛ هرجای دنیا باشد این اتفاق می افتد. هرجای دنیا افراد اگر قدرتی را از منابع عمومی یا امتیازهایی را با استفاده از منابع عمومی در اختیار بگیرند و بعد هرطور که دلشان خواست از آن استفاده کنند و به هیچ کسی هم پاسخگو نباشند شما تردید نکنید که نتیجه اش اشکال مختلف فساد است. ما اوج تحقق این فرمول را در 8 سال دولت های نهم و دهم شاهد هستیم. علی رغم مفاسد بسیار بزرگی که پیش آمد به دلیل فضای سیاسی کشور و بسته شدن فضا هیچ متخلفی محاکمه نشد در حالی که اگر این افراد محاکمه شوند، این نشانه سلامت سیاسی کشور است و سرپوش گذاشتن عکس آن عمل می کند.

فساد یک امر غیر اخلاقی است. در نهادهایی که محصول دنیای مدرن هستند، مانند قوه قضاییه، مطبوعات مستقل، نهادهای نظارتی و حسابرس، چگونه می توانیم پتانسیل ها را بر اساس آموزه های دینی و آموزه های اخلاقی فعال کنیم؟

امیرالمومنین (ع) بر نقش مردم در اداره کشور تاکید بسیار دارند. اگر همین را بخواهیم تحقق ببخشیم باید ببینیم با ابزارهای امروز چگونه می توانیم این کارها را انجام دهیم. به نظر من یکی از ابزارها رسانه های آزاد هستند.

مشکلات اخلاقی ما از منظر اقتصادی راه حل های غیر اقتصادی دارند؟

من معتقدم که اینها همه به خاطر آسیبی است که به اخلاق و فرهنگ جامعه خورده ولی نکته اش این است که از کجا این آسیب ها شکل گرفته است. این ها عمدتا از حوزه اقتصاد شکل گرفته اند یعنی فساد در ایران عمدتا محصول توزیع رانت های نفتی است و این شیوه اداره ی منابع نفتی اصلی ترین عامل شکل گیری فساد است. بنابراین اینکه یک گروهی بنشینند بر سر چاه نفت و از منابع نفتی هر جوری که بخواهند استفاده کنند و به هیچ کسی هم پاسخگو نباشند طبیعی است که فساد ایجاد می کند. موارد متعدد داریم که از منابع عمومی به افراد پرداخت شخصی شده است. در بسیاری از این بانک ها و موسسات مالی؛ افراد از جیبشان بانک درست کرده اند؟ یا اینکه از منابع عمومی ایجاد کرده اند؟ یا اینکه از بانک ها وام گرفته اند و بانک ایجاد کرده اند؟ همه اش بر زد و بند بوده و همه اش بر اساس توصیه ی افراد درون قدرت و دولت بوده است. کدام اینها محاکمه شده اند؟ کدام رییس بانکی احضار شده است که شما به چه مجوزی این پول ها را پرداخت کرده اید؟ ما می دانیم که قوانین و مقررات بانکی اصلا اجازه نمی دهد چنین پول هایی پرداخت شود و آن هم این گونه و یکجا پرداخت شود. همه قوانین و مقررات بانکی را عملا به دلیل نفوذ قدرت کنار زده اند. قوانین اجرا نشده اند برای اینکه بخشی از قدرت در این بخش دخالت کرده است و تا وقتی این مشکلات حل نشود نمی توان از توسعه سخن گفت.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.