سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه مانا چالاکی به سهراب نورانی‌نژاد: باباهای ما در زندان‌اند تا ما آینده خوبی داشته باشیم...
» من برات دعا می کنم تو هم برای من دعا کن

نامه مانا چالاکی به سهراب نورانی‌نژاد: باباهای ما در زندان‌اند تا ما آینده خوبی داشته باشیم

چکیده :مانا چالاکی، دختر پیمان چالاکی زندانی سیاسی، در نامه ای به سهراب نورانی نژاد پسر حسین نورانی نژاد نوشت: نمی دونم چرا ما نمی تونیم هم کنار بابامون باشیم و هم کنار مامانمون. منم مثل تو از وقتی کوچولو بودم منو از بابا و مامانم جدا کردن. اولش حالم خیلی بد بود. چون نمی دونستم چرا باید این همه سختی بکشم.ولی کم کم فهمیدم باباهای ما و همه دوستاشون که الان تو زندان هستن تلاش می کنن برای اینکه ما آینده خوبی داشته باشیم....


مانا چالاکی، دختر پیمان چالاکی زندانی سیاسی، در نامه ای به سهراب نورانی نژاد پسر حسین نورانی نژاد نوشت: نمی دونم چرا ما نمی تونیم هم کنار بابامون باشیم و هم کنار مامانمون. منم مثل تو از وقتی کوچولو بودم منو از بابا و مامانم جدا کردن. اولش حالم خیلی بد بود. چون نمی دونستم چرا باید این همه سختی بکشم.ولی کم کم فهمیدم باباهای ما و همه دوستاشون که الان تو زندان هستن تلاش می کنن برای اینکه ما آینده خوبی داشته باشیم.

مانا چالاکی هفته گذشته از ناحیه دست دچار سانحه شد و در ابتدا بیمارستان از درمان او به دلیل نداشتن رضایت نامه از سوی پدر جلوگیری کرد.

متن کامل نامه مانا چالاکی که در جرس منتشر شده در پی می آید:

سلام سهراب جون

دوست خوبم این روزها من خوب می فهمم که چه روزهای سختی رو داری می گذرونی. روزهایی که بابا حسین ات پیشت نیست و با مامانت تنها موندی. روزهایی که دلت برای بابات خیلی تنگ میشه و اینکه دوست داری بغلش کنی و بوسش کنی اما نمی زارن.اگر هم بزارن باباتو ببینی یا باید از پشت شیشه های کثیف و تاریک اوین ببینیش و یا اینکه مثل امروز من باید بدون مامان ببرنت سالن ملاقات. تازه امروز که روز پدر بود و من دوست داشتم به بابام گل وهدیه بدم ولی اجازه ندادن.

نمی دونم چرا ما نمی تونیم هم کنار بابامون باشیم و هم کنار مامانمون. منم مثل تو از وقتی کوچولو بودم منو از بابا و مامانم جدا کردن. اولش حالم خیلی بد بود. چون نمی دونستم چرا باید این همه سختی بکشم. ولی کم کم فهمیدم باباهای ما و همه دوستاشون که الان تو زندان هستن تلاش می کنن برای اینکه ما آینده خوبی داشته باشیم. همه این سختی ها برای اینه که کشور ما خیلی خوب و موفق باشه و ما راحت زندگی کنیم.

سهراب جونم، نگران نباش. همه این روزهای سخت تموم میشه و بابای خوبت خیلی زود برمی گرده. من برات دعا می کنم تو هم برای من دعا کن.

دوست دارم، دوست خوبم

مانا چالاکی

۹۳/۰۲/۲۲


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.