سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پاسخ به آیت الله حائری شیرازی: اگر والیان ما به جای خدا بودند …...
» بعد از ۸سال حمایت تمام قد از یک حکمرانی سیاه، آیا شهامت عذرخواهی دارند؟

پاسخ به آیت الله حائری شیرازی: اگر والیان ما به جای خدا بودند …

چکیده :خدای عالم و آگاه بر همه چیز، به ابلیس فرصت داد دلیل عمل خویش فاش گوید و نمی فرماید که دلیل ات را به فرشتگان مقرب درگاهم ارائه کن. چگونه است که در حالی که نه والیان ما در جایگاه خداوند قرار داشتند و نه معترضان به انتخابات پرتقلب و تخلف سال 88 در جایگاه ابلیس و نه اعضای شورای نگهبان در جایگاه فرشتگان، از دادن چنین فرصتی به آقایان موسوی و کروبی دریغ شد؟...


کلمه – سید کاظم قمی:

به نام خدای مهرگستر مهرورز

جناب آقای حائری شیرازی، سلام علیکم

نامه جنابعالی خطاب به آقایان موسوی و کروبی در سطحی وسیع در رسانه ها منتشر شد؛ نامه ای که خبری از رسیدن آن به دست مخاطبانش نداریم و شاید شما نیز چون از شرایط غیرمنصفانه حصر و حیس آن عزیزان خبر داشتید، ترجیح دادید آن را منتشر کنید. درست است که خطاب نامه شما به آن دو بزرگوار سربلند است، اما چون به طرح مسائلی پرداخته اید که نه به شأن فردی که به شأن اجتماعی آنان مرتبط است، به عنوان یکی از میلیون ها همراه جنبش سبز، به خود حق می دهم که به سهم خود به آن پاسخ دهم.

نامه را با آرزوی توفیق آن دو بزرگوار در اطاعت از خداوند بزرگ آغاز کرده اید. به راستی نیز چنین است و این نه آرزویی است که به آن دو اختصاص داشته باشد، بلکه برای همه ما و شما نیز باید چنین آرزویی کرد. پس از آن، نیت خیرخواهانه آن دو عزیز در پیمودن راهی که انتخاب کرده اند را گوشزد و به نکته مهمی اشاره کرده اید و آن این که آنچه برای مخلوقاتی همچون ما که به اسرار ضمایر انسان های دیگر آگاهی نیستیم ملاک است، عمل است و نه نیت. از همین روست که عمل آن اسلام خواهان تندروی که به خود حق می دهند در جایگاه خدا قرار گیرند و حکم به قتل بی گناهان دهند نیز موجه نمی نماید، هرچند نیتشان خدمت به اسلام و حفظ و حراست از آن باشد. به این نکته باز خواهم گشت، چون شاه بیت سخنم با جنابعالی، تأکید بر همین است که سخن و عمل ما مخلوقات خدای تبارک و تعالی، از سنخ سخن و عمل انسانی است و نه قدسی.

در ادامه مرقومه تان به داستان نافرمانی ابلیس از خالق هستی، آن هم به روایت انجیل (و نسخه ای که به نظر شما از سندیت بیش تری برخوردار است) پرداخته اید. من می خواهم به همین داستان به روایت قرآن اسنتاد کنم و نکته ای را که شاید از چشم شما پنهان مانده بازگو کنم. در روایت قرآنی آن ماجرا، پس از تجلی تکبر ابلیس در برابر فرمان الهی مبنی بر سجده به آدم، خداوندی که علمش نه مثل من و شما محدود بلکه نامحدود است، با وجود آن که بر نیت ابلیس در این نافرمانی آشکار آگاهی دارد، از ابلیس پرسید چه چیز مانع آن شد که سجده نکنی؟ و آن گاه ابلیس پاسخ داد که من از جنس برترم و آدم از جنسی فروتر و او را لایق سجده نیافتم. توجه شما را به این نکته جلب می کنم که خدای عالم و آگاه بر همه چیز، به ابلیس فرصت داد دلیل عمل خویش فاش گوید و نمی فرماید که دلیل ات را به فرشتگان مقرب درگاهم ارائه کن. چگونه است که در حالی که نه والیان ما در جایگاه خداوند قرار داشتند و نه معترضان به انتخابات پرتقلب و تخلف سال 88 در جایگاه ابلیس و نه اعضای شورای نگهبان در جایگاه فرشتگان، از دادن چنین فرصتی به آقایان موسوی و کروبی دریغ شد؟ حتی اگر حکمرانان ما در جایگاه خداوند عالم نشسته باشند یا دست کم در دام چنین توهمی گرفتار باشند، باز هم از رویه الهی در رسیدگی به اعمال بندگانش پیروی نکرده اند. صدافسوس که در طول قرون متمادی، همه دردهای ما و رنج های مردم این مرز و بوم ناشی از توهم کسانی بوده است که خود را از خداوند دانا به نهان و پیدای عالم نیز آگاه تر می دانند و محق در قضاوت درباره همه چیز و همه کس.

در نامه خود همچنین ماجرای تقلب و تخلف در انتخابات 88 را به استفاده مزورانه احمدی نژاد در خریدن آرای مردم تقلیل داده اید. چه خوب بود نگاهی به قانون انتخابات می انداختید و مشاهده می کردید که همین یک تخلف نیز راه را برای ابطال انتخابات هموار می سازد. اما دامنه تخلفات و تقلبات بسیار گسترده تر از این بوده و از شما دعوت می کنم پیش از نشستن بر کرسی قضاوت درباره آن، به اسناد پرشمار و نیز نامه های مستدل آقایان موسوی و کروبی و کمیته صیانت از آراء آنان مراجعه فرمایید تا به عمق فاجعه پی ببرید. آقایان موسوی و کروبی اگر هیچ خدمت دیگری نکرده باشند، همین خدمت که پس از سال 88 دیگر کسی جرأت مداخله گسترده در انتخابات نکرد، برای ماندگار ساختن نام آنان در تاریخ مبارزات دموکراسی خواهانه و حق طلبانه مردم ما کافی است و رأی مردم در سال 92 نیز نه از سر ندامت، که نشانه ای بر ضرورت شفافیت انتخابات و اصرار بر حفظ امانت در صندوق رأی بوده است.

در جایی از نامه به شجاعت و شهامت امام در پذیرفتن اشتباه خود در اصرار به ادامه جنگ اشاره کرده اید. آری، امام خمینی هر که بود و بر کارنامه او هر نقدی که روا باشد، آنقدر خودساخته بود که به خطای خویش اعتراف کند. آری، حق با شماست و همین صداقت او بود که پس از پذیرش قطعنامه 598، باعث شد دعوت از مردم برای مقابله با تهاجم فرصت طلبانه منافقینی که به دامان دشمن بعثی پناه برده بودند با چنان استقبال گسترده ای مواجه شود که مسئولان را نیز شگفت زده کرد و تشییع پیکرش با چنان احساسات پاکی درآمیخت که جهانیان را به حیرت انداخت. اما دریغ از وجود ذره ای از آن شهامت در کسانی که هشت سال تمام قد از کسانی حمایت کردند که افتخار به وجود آوردن سیاه ترین دوران حکمرانی در تاریخ جمهوری اسلامی را به نام خود ثبت کرده اند. دریغ از اشاره ای خفیف به اشتباهی که بیش از ده سال است در اصرار به انجام برنامه هسته ای مرتکب شده اند و بیش از 12 میلیارد دلار بیت المال را به طور مستقیم و بیش از آن را به طور غیرمستقیم به باد فنا دادند.

جناب حائری!

امام خمینی این شهامت را داشت که جام زهر را خود بنوشد. با کسانی که مسبب اصلی وضعیت کنونی کشور هستند و جام زهر را به منتخبان ملت تعارف کرده اند و بازهم از قبول بار مسئولیت اشتباهاتشان شانه خالی می کنند وغوغاسالاری طرفداران شان را با رضایت خاطر نظاره می کنند چه کنیم؟

گفته اید که از آقایان موسوی و کروبی خواسته شد قضاوت درباره تخلفات و تقلبات انتخابات 88 را به مرجع قانونی آن ارجاع دهند و آقایان کوتاهی کرده اند. حال اگر بخش قابل توجهی از تخلفات انتخاباتی را خود آن مرجع قانونی انجام داده باشد، چه باید کرد؟ اگر قاضی پیش از آن که رسیدگی به دعوی به او ارجاع داده شود از عدالت ساقط شده باشد، چه باید کرد؟ لابد می گویید این امر باید به حکمیت فرد یا افراد بی طرف سپرده شود. در این حال، شکل گیری ترکیب اعضای هیأت حکمیت از دو حالت خارج نیست: یا باید همه کاملا بی طرف باشند، و یا ترکیبی از نمایندگان طرفین دعوا و اعضایی بی طرف باشد. و شما نیک می دانید که ابتدا حکمیت را بدعت دانستند (در حالی که هم در سیره پیامبر و ائمه و هم در تاریخچه نظام جمهوری اسلامی سابقه داشت) و پس از قبول کردن اصل آن، اعضای هیأت حکمیت را شورای نگهبان تعیین کرد!

فرموده اید که امام به وظیفه اش عمل می کرد. آری، عمل به وظیفه، مبنای اخلاق وظیفه گرا در مقابل اخلاق نتیجه گراست. از قضا عمل آقایان موسوی و کروبی در دفاع از حق رأی مردم نیز بر همین مبنا درست بوده و هست. هنگامی که مردم به کسی رأی می دهند، گویی قراردادی بر اساس توکیل منعقد شده است. آراء مردمی که به آقایان موسوی و کروبی رأی دادند، ملک شخصی آن آقایان نبود که بتوانند از آن به بهانه حفظ جان و آبروی خویش بگذرند. این دو بزرگوار در همان روزهای اول اعلام کردند از حق شخصی خود گذشته اند، اما رأی مردم، حق مردم است و هیچ کس نمی تواند آن را وانهد یا به دیگری واگذار کند. به بیانی دیگر، آراء مردم «حق الناس» است و نه تنها بندگان صالحی همچون موسوی، کروبی، رهنورد و دهها زندانی و آسیب دیده و خانواده شهید انتخابات 88، که خداوند قادر متعال هم نمی تواند از آن بگذرد. فلسفه قیام امام حسین (ع) نیز همین است: حال که کوفیان با او بیعت کرده اند، دیگر هیچ مصلحتی، حتی حفظ جان خود و خاندان پیامبر (ص) را نباید در نظر گرفت، چرا که آن آراء، مسئولیت آور است.

از ضرورت حفظ وحدت سخن گفته اید. اما حفظ وحدت برای حفظ و تجسد ارزش ها اهمیت دارد و نه چیزی دیگر. شما نیک می دانید که این دو عزیز سودای قدرت نداشتند. ساده زیستی و پاکدستی موسوی همواره زبانزد عام و خاص بوده و شما به خوبی از آن آگاهید. غوغاسالاران با تمام تلاشی که کردند نتوانستند از هیچ یک از اعضای خانواده و هیچ یک از دوازده مشاورش در زمان انتخابات سندی دال بر فساد یا رانت خواری پیدا کنند. هدف موسوی و کروبی، حقظ اصل نظام است: نظامی که در آن تعیین سرنوشت مردم به دست خود آنان باشد و بر مبنای ارزش های اخلاقی که همه پیامبران و پیامبر اسلام که درود خدا بر همه آنان باد امضاء کرده اند اداره شود. دفاع از حق رأی و دیگر حقوق قانونی و شرعی مردم، وظیفه ای است اخلاقی که پاسداشت آن، مهم تر از حفظ افراد، هر که باشند، است.

جناب آقای حائری!

در نامه تان بارها به تمایلات اجانب استناد کرده اید و خواسته اید از رهگذر آن برهانی برای اثبات حقانیت عمل خود و ابطال حقانیت عمل معترضان به نتایج انتخابات 88 فراهم آورید. این گونه استدلال ها هم نزد هر ذهنی که اندکی با منطق آشنا باشد نامقبول است، هم نزد عالمان اخلاق و هم با سخنی که از امام خمینی نقل کرده اید در تضاد است. برای ما چه فرق می کند که اجانب از رفتار ما خوششان می آید یا نه؟ همان طور که اگر روزی اجانب از پیشرفت های جمهوری اسلامی هم تعریف و تمجید کنند، اثری نه سلبی و نه ایجابی در درستی و نادرستی یا ارزشمند بودن یا بی ارزش بودن چنین ادعایی نخواهد داشت.

جناب حائری شیرازی!

شیراز همواره مهد عارفان حق پرست و عالمان روشن بین بوده و خواهد بود. شیراز می تواند به حافظ ها و دستغیب ها بنازد. من هم سر تعظیم در برابر مردمان خوب و فهیم آن دیار فرود می آورم و از خداوند بزرگ برای جنابعالی و خود، پایبندی به حق و حقیقت مسئلت دارم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.