نامه تاجزاده به همسرش: برای منِ تنها دربند، روزهای هفته همه مثل هماند، جز شنبهها
چکیده :این زندانی سیاسی خطاب به همسرش نوشته است: « برای منِ تنها دربند، روزهای هفته همه مثل همند جز «شنبه» ها که توفیق زیارت تو را دارم. با ناسازگاری های زمان نیز کنار آمده ام که در ساعت ملاقات سرعتش از سرعت نور بیشتر می شود و دیدار شروع نشده پایان می یابد. لابد می خواهد کندی حرکت خویش را در بقیه روزهای هفته جبران کند.»...
سیدمصطفی تاجزاده در نامه ای تولد همسرش فخرالسادات محتشمی پور را به وی تبریک گفت.
به گزارش نوروز، این زندانی سیاسی خطاب به همسرش نوشته است: « برای منِ تنها دربند، روزهای هفته همه مثل همند جز «شنبه» ها که توفیق زیارت تو را دارم. با ناسازگاری های زمان نیز کنار آمده ام که در ساعت ملاقات سرعتش از سرعت نور بیشتر می شود و دیدار شروع نشده پایان می یابد. لابد می خواهد کندی حرکت خویش را در بقیه روزهای هفته جبران کند.»
متن کامل این پیام در پی می آید:
به نام خدا
فخری جان سلام
همواره به قلمت غبطه خورده ام و متأسفم که نمی توانم مانند تو با نوشتن یک نامه کوتاه احساسات و عواطف خویش را به شکلی زیبا و روان بیان کنم و گاه نگران می شوم که نکند عجز من در این زمینه موجب سوء تفاهم در میزان علاقه ام به تو شود. اما آن چه آرامم می کند این است که خودت بهتر از هر کس می دانی که چقدر دوستت دارم و شبی نیست که دعاگویت نباشم.
برای منِ تنها دربند، روزهای هفته همه مثل همند جز «شنبه» ها که توفیق زیارت تو را دارم. با ناسازگاری های زمان نیز کنار آمده ام که در ساعت ملاقات سرعتش از سرعت نور بیشتر می شود و دیدار شروع نشده پایان می یابد. لابد می خواهد کندی حرکت خویش را در بقیه روزهای هفته جبران کند. مکان البته داستان و حکم دیگری دارد!
ما را از هم جدا کرده اند اما هرگز این قدر به هم نزدیک نشده بودیم. تو همیشه پیش من حاضری. در این ۵ سال بیشتر از تمام سال های زندگی مشترک مان خواب تو و عارفه و فاطمه را دیده ام و هرگز از حضورم غایب نبوده اید.
این چند جمله را در سالروز تولدت به حکم ادب و احترام و برای اعلام چندباره مراتب سپاسگزاری خویش از همه هم دلی ها و هم راهی ها و فداکاری هایت نوشتم.
برایت سعادت و سلامت آرزومندم
تولدت را تبریک می گویم و از پشت شیشه می بوسمت.
این شعر هم تقدیم تو به نشانه عشق و وفا:
کس این کند که دل از یار خویش بردارد
مگر کسی که دل از سنگ سخت تر دارد
هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود
کجاست مرد که با ما سر سفر دارد
گر از مقابله شیر آید از عقب شمشیر
نه عاشقست که اندیشه از خطر دارد
مصطفای تو
بند انفرادی اوین
۱۳۹۳/۲/۱۵













