سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » واکنش کاربران شبکه های مجازی به خبر بستری شدن میرحسین در بیمارستان...

واکنش کاربران شبکه های مجازی به خبر بستری شدن میرحسین در بیمارستان

چکیده :برای قلب آن مرد سبز، برای سینه ای که یک جنگل ستاره دارد، برای آن سرو ایستاده، برای میر دلها و یوسف گمگشته ی در حصر ما، هر کسی دلتنگی و نگرانی خود را با جمله ای یا عبارتی بیان می کرد. بسیاری از استتوس های فیس بوکی و پیام های توییتری دعا و ذکر بود برای بهبود حال میرحسین موسوی....


کلمه – گروه خبر: دیشب فضای شبکه های اجتماعی پر از اندوه و نگرانی بود، نگرانی برای ….

برای قلب آن مرد سبز، برای سینه ای که یک جنگل ستاره دارد، برای آن سرو ایستاده، برای میر دلها و یوسف گمگشته ی در حصر ما، هر کسی دلتنگی و نگرانی خود را با جمله ای یا عبارتی بیان می کرد. بسیاری از استتوس های فیس بوکی و پیام های توییتری دعا و ذکر بود برای بهبود حال میرحسین موسوی:

* أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ.

*یامَن اِسمُهُ دَوا وَ ذِکرُهُ شَفاء.

*فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.

*وضع قلب ریس جمهور موسوی خوب نیست…. به سنت دیرین امشب ختم قرآن برگزار میکنیم… همدلانی که موافق هستند لطفا به ترتیب عدد جزء رو کامنت کنن… راس ساعت عاشقی 12 امشب… یا علی…

*براى #ميرحسين دعا كنيم./ براى ايرانِ بى كينه دعا كنيم./ براى سلامت ميرحسين كه گرفتار كينه ى آقا شده و بيش از ٣ سال در حصر خانگيه با هم دعا كنيم./ قلبم ميگیره از دردِ قلب.

حدود چهار و نیم بعد از ظهر بود که خبر رسید ماموران امنیتی میرحسین موسوی را به دلیل مشکل قلبی به بیمارستان منتقل کرده اند. پیام ها در شبکه های اجتماعی در ابتدا جمله هایی حاکی از دلتنگی بود :

*خدايا به سلامت دارش.

*آن سرو خضرا را بگو/ مستان سلامت می کنند.

*دلتنگ تو ام ای دوست/ غاصب جای تو امضا میکند سرنوشت کشور را/ و به ویرانی می برد خانه ی اجدادی من و تو را

*خدایا قلب ملت ایران را حفظ بفرما.

*قلبی که برای «ایران» می تپد.

*سال را بی تو تحویل گرفتیم که برایمان تلخ بود الان هم ذکر فک کل اسیر واشفع کل مریض را فراموش نمیکنیم برای تو ای عزیز.

*قصه یک مهندس و دیگر هیچ، جز باز هم همان قصه و همان مهندس نقاش؛ خدایا خودت حفظش کن و از شر وسوسه خناسان و هوس ناکسان و لب و لوچه آویزان مارقان در امانش دار و به همه ما ساکتان جرات و شهامت اعتراض بسپار و این همه انتظار را بر ما روا مدار که طاقتش را نداریم و تاب و توانش از عهده مان به دور است. خدایا نگذار که شرمنده تمام تاریخ باشیم، نگذار که عهدشکن نام گیریم، نگذار که انتظار را بی اعتراض سپری کنیم و نخواه که چشم در چشم و روی در صورت، تاب نگاه کردن به یکدیگر را هم از دست بدهیم، گویی که همه مان، آینه تکرار بی عملی همدیگر هستیم. خدایا آن علی بود که دم بر نمی آورد و سکوت می کرد و با تو، سر در چاه، درد و دل می کرد. ماها رو به آسمانیم، رو سیاهمان نخواه که سخت است و جبران ناپذیر خدایا.

*من که جای کسی نیستم. هنوز هم هفتاد سالم نشده است. اما خیال می کنم اگر هفتاد ساله شده بودم و قدرت انتخاب داشتم این روزها کدام را انتخاب می کردم. که در کاخ مرمر بنشینم و مصوبه امضا کنم و منویات پیاده کنم، آن طرف تر بین خیابان فلسطین و آذربایجان سخنرانی کنم و هزار جان فدا داشته باشم و یا در بن بست اختر درب خانه ام را به رویم بسته باشند و قلبم درد گرفته باشد. من بیشتر آن پیرمرد هفتاد ساله ای هستم که به سرماخوردنی دکتر مرندی بر بسترم حاضر نمی شود. قلبم درد می گیرد، بعد از چند روز به بیمارستانم می برند تحت الحفظ. از بچه هایم جدایم می کنند. گوشی تلفن را می دهند و می گویند کوتاه حرف بزن، جزییات نگو. با لبخند به دخترم می گویم حال من خوب است. آمده ام بیمارستان، نگران نشو. من پیرمرد بشوم این طور شادتر خواهم بود. این پیرمرد زنده است، معنی زندگی است اصلا. سلامتی اش

اما هر چه به شب نزدیک تر شدیم پیام های کاربران در شبکه های اجتماعی لحن نگرانی به خود می گرفت. با انتشار مصاحبه دختران مهندس موسوی و ابراز نگرانی آنها شبکه های اجتماعی زیر و رو شد، هر صفحه ای را که باز می کردی بوی تشویش و دلهره می داد:

*ما را نیازمایید ، مطمئن باشید میرحسین خط قرمز ما است.

*بیاد زندان گوانتامو افتادم..چقدر مسئولین ما خودشون و چاک دادن. فرزندان موسوی و کروبی: بخداوندی خدا تمام پدرهای ایران برای شماپدرند. و لحظه ای شما را تنها نخواهند گذاشت.

*دختر کلافست؛ بابا را می خواهد؛ دست های گرم او را می خواهد؛ می خواهد بشانه هایش تکیه گاهش باشد؛ می خواهد کنار بابا باشد تا خودش ضربان قلب او را بشنود.

*ده صلوات برای سلامتی همه بیماران علی الخصوص میردلها.

*تـــــو ایستـــــاده ای امّـــــا تـوان دم زدنت نیست/ خموشی ات همه فریاد وخودبه لب سخنت نیست/ چـــــه تلــــــخ خورده ای از دست روزگار کــه دیگر/ چنان گذشته ی شیرین، لب شکر شکنت نیست.

*کاش یکی از پرسنل بیمارستان قلب تهران، یکی از پزشک های معالج بالا سر میرحسین بنویسه توی فیس بوکش، بنویسه تو تویترش که نگران نباشید مردم، حالش خوبه. ملالی ندارد جز دلتنگی برای خیابان ولیعصر برای فرهنگستان هنر. کلمه با تیتر درشت بنویسه که خطری نیست. میر حسین فقط دلتنگ است.

در میان کاربران کسانی بودند که خود و اطرافیان و دوستانشان را مسئول می دانستند و خود را شماتت می کردند. مسئول اینکه کاری از دستشان ساخته نیست، مسئول اینکه در زندگی خصوصی خود غرق شده اند اما میرحسین هنوز به خاطر آنها ایستاده است. خود را شماتت می کردند که بار زندگی را بردوش یک قهرمان تنها گذاشته اند و مصلحت جو شده اند.

*کاش به ما پشت می کردی مرد ما عادتمونه بارمون رو بذاریم رو دوش یک قهرمان، این بار برای قلبت زیادی بزرگه. زندگیتو داشتی، چرا به ما پشت نکردی. چرا نگفتی گور پدر این مردم.

*آقای میر حسین حالا درسته عاشق چشم سبز و اون چهره ی آرومت نیستم و کلی نقد بهت دارم اما زنده بمون. سالم بمون. به اون قلبت بگو تیر نکشه، از وقتی خبر رو خوندم مثل اسفند روی آتیشم. آقا ما داریم زندگیمون رو می کنیم. تو چرا درد میکشی؟

*آقای میر حسین ما بیشمار نیستیم ما خیلی نامردمیم. خیلی مصلحت جو و فراموشکار. لطفا برای خاطر ما درد نکش. برای خاطر دردهای ما رنجور نشو.

*آقای میر حسین ما را فراموش کن و از بهار و اردیبهشت لذت ببر. ما خیلی شرمنده ایم. نه ما «هیچ» ها شرمنده هم نیستیم. فقط کمی عذاب وجدان. آخ

*ميرحسين شرمنده ام..شرمنده ام تو درد ميكشي و من زندگي مي كنم بدون درد..شرمنده ام من آزادم و تو در حصر..شرمنده ام و جز شرمندگي چيزي ندارم..شرمنده ام..براي ما ايستادي و ما هيچ كاري نكرديم..شرمنده ام…

و عده دیگری از کاربران هم با اشعار و جمله های کوتاه نگرانی و دلتنگی خود را ابراز کرده بودند.

*آن که او امروز در بند شماست/ در غم فردای فرزند شماست

*به این عکس خیره شوید، غزل سایه را زمزمه کنید و آواز شجریان بر این غزل را گوش کنید.

و …. باز شوق یوسف ام دامن گرفت/ پیر ما را بوی پیراهن گرفت

ای دریغا نازک آرای تن اش/ بوی خون می آید از پیراهن اش

ای برادرها خبر چون می برید/ این سفر آن گرگ یوسف را درید

ای شما آزردگان نازنین/ عمرتان باد و صبوری بیش از این

یوسفی در چاه و این کنعانیان/ بر سر بازار سودند و زیان

چون نبینی آن جمال نور ده/ چشم یعقوب و زلیخا کور به

(یوسفی در چاه و «ما» کنعانیان / بر سر بازار «سودیم» و زیان …)

*و ما از ان خرداد پر خطر/ به قطعیتی دل باختیم به حق سرنوشتمان/ که شمشیرمان/ تا هنوز همچنان در غلاف مانده است!/ پس صدایی را که میشنویم در خود/ آوایی می شود/ خفته در گلوی عدالت و حق خواهی.

*مگر که تو امده بودی/ که کلامت قفسمان را رویای آزادی ببخشد/ و اندیشه ات روزی آزادمان کند از خودمان!/ تو خویشتنت را به حصر سپردی/ برای فرزندانی که هنوز از گهواره بر نخاسته اند…/ “در گهواره ی چوبی پسر ی هست هنوز ” / کجاست؟

*شنیدم که بردنشون بیمارستان قلب. دکتر سینه‌شون رو باز کرده دیده/ توی سینه‌اش/ جان جان جان/ یه جنگل ستاره داره/ جان جان/ یه جنگل ستاره داره

در نهایت با اعلام اینکه مهندس موسوی با فرزندان خود تماس تلفنی داشته اند، فضای مجازی اندکی آرام گرفت. از صبح امروز نیز مردم منتظرند و هنوز در شبکه های اجتماعی موضوع اصلی بحث ها میر حسین موسوی است:

*امروز ميرحسين موسوى پس از يك‌هزار و يكصد و هفتاد و دو روز، اولين صبحى است كه چشم به سقفى جز سقف اتاقش گشوده‌ است.

*بی خبری از وضعیت مهندس موسوی ادامه دارد. هیچ اطلاعی داده نمی شود.

*از روز گذشته که آنژیو مهندس موسوی در بیمارستان صورت گرفته، هیچ خبری از وضعیت سلامتی ایشان وجود ندارد. تنها به پزشک معتمد اجازه داده بودند که در هنگام آنژیو بالای سر مهندس باشد و پس از آنژیو ،پزشک را هم بیرون کرده اند. در حال حاضر هیچ اطلاعای در دست نیست که وضعیت سلامت آقای موسوی در چه شرایطی است. آیا آنژیو موفقیت آمیز بوده و آیا حال مهندس موسوی بهتر شده یا به وخامت رفته است.

*هشدار جدی پزشکان مبنی بر این است که “بازتوانی” قلبی برای مهندس موسوی ضروری است .

*سال پیش، یه روز صبح دست چپم درد گرفت، در عرض چند دقیقه، درد به حدی رسید که فریاد می زدم، تمام بدنم عرق کرده بود و از شدت درد بالا و پایین می کردم، فاصله بیمارستان تا خونه ۵ دقیقه بود، دکترا به محض معاینه اولیه، گفتند سکته قلبی، مستقیم رفتیم سی سی یو، یک ماه تو بخش مراقبت های ویژه، دوبار آنژیو گرافی و استنت و … یادمه دکترا می گفتند اگر چند دقیقه دیرتر رسیده بود کار تموم بود. امروز تمام اون صحنه ها جلو چشمم بود، تمام اون خاطره ها، وقتی اخبار قلب میرحسین رو دنبال می کردم، قلبم تیر می کشید، فکر این که موسوی شنبه حالش بد شده و سه شنبه به بیمارستان منتقل شده از سرم بیرون نمی رفت، چی کشیده تو این روزا؟ اگه خدای نکرده زبانم لال اتفاقی می افتاد … اقای روحانی، شاید هر مشکلی را با زمان بتوانی حل کنی، اما برای یک بیمار قلبی، برای سلامتی محصورین ما، زمان یعنی مرز بین مرگ و زندگی، اقای روحانی یک سال است امروز و فردا می کنید، جان رهبران در حصر ما در خطر است، کمی از خودتان لیاقت نشان دهید…

*نگرانی از سلامتی میرحسین را تلفنی به روحانی اعلام کنید عزیزانی که به تلفن دسترسی دارند با شماره ۰۲۱۶۴۴۵۱ دفتر ریاست جمهوری تماس بگیرید: پس از وصل شدن تلفن به آقا یا خانم کارشناس، نگرانی خود را از وضعیت سلامت میرحسین را اعلام کنید. طبیعتن کارشناس هم ميگه چشم منتقل می‌کنیم. راه تماس دیگر تماس با شماره ٦١٣٣ پيغامگير تلفنی شخص رئيس جمهوره است.

*تلفن به نهاد ریاست جمهوری …. می خواستم به آقای #روحانی بگم عجالتا وقتی ضربان قلب کسی به شمارش می افته “عجله نکنید” گفتن منصفانه نیست! می خواستم بگم 3 سال پیش میرحسین گفت صبر …صبر…صبر… ما هم صبر کردیم و حتی آگاهانه برای حرکت به جلو اومدیم و برای رییس جمهور شدن شما هم فعالیت کردیم! چطور میشه عجله نکرد وقتی که فردا ممکنه خیلی دیر باشه آقای #روحانی….

*گوشی را برداشتم و مثل خیلی های دیگه دقایقی پیش شماره را گرفتم… ۶۴۴۵۱ (۰۲۱). این شماره دفتر ریاست جمهوری است. 10 بار زنگ زدم هی می گفت الو و خیلی کوتاه بعدش قطع می کرد…. من فکر می کردم چون می بینه شماره خارج قطع می کنه…ولی بلاخره صدا به صدا رسید. او هم فکر کرده بود یکی از خارج هی زنگ می زنه و قطع می کنه… معلوم شد که فقط صدا به صدا نمی رسیده…خیلی دوستانه و محترمانه حرف زد…. گفتم…. #میرحسین #موسوی…گفت خانم بزارید وصلتون کنم به کارشناس… گفتم میرحسین موسوی کارشناس داره؟ گفت نه اونجا پیام ها را می گیرن و اینجا تلفنخانه است…وصل کرد کسی نبود و خودش برگشت رو خط گفت صبح 8 تماس بگیرید تا پیامتون ضبط و منتقل بشه. فردا صبح زنگ می زنم شما هم تماس بگیرید. خیلی محترمانه و بی هیاهو خواسته مان را به رییس جمهوری که قانونی است و قبولش داریم منتقل کنی.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.