نماینده رشت: سفرهای استانی احمدی نژاد، کمپین انتخاباتی بود
چکیده :سفرهای استانی «محمود احمدینژاد» یکی از برنامههای تبلیغاتی غیرمستقیم این دولت بود. هزینه سفرها سرسامآور بود و خروجی ناامیدکننده. اما در آن سالها هر سفر بار تبلیغاتی زیادی برای دولت داشت و میتوانست تاکیدی باشد بر مردمیبودن دولت و کابینه و وعدههای پوچی که حالا اندکی از آنها بهثمر رسیده است....
سفرهای استانی «محمود احمدینژاد» یکی از برنامههای تبلیغاتی غیرمستقیم این دولت بود. هزینه سفرها سرسامآور بود و خروجی ناامیدکننده. اما در آن سالها هر سفر بار تبلیغاتی زیادی برای دولت داشت و میتوانست تاکیدی باشد بر مردمیبودن دولت و کابینه و وعدههای پوچی که حالا اندکی از آنها بهثمر رسیده است.
انبوهی از مصوبههای دولتی روی دست دولت ماند و حالا هم دست کسی به «محمود احمدینژاد» نمیرسد. حتی ماجرای دادگاه او هم رفتهرفته به آرشیو میپیوندد. «غلامعلی جعفرزادهایمنآبادی»، نماینده رشت در مجلس، با عدد و رقم سراغ بررسی سفرهای استانی «محمود احمدینژاد» رفته و مستند نشان داده که تنها 45درصد از پروژهها، ۴۰درصد مصوبات و ۲۷درصد اعتبارات و ۳۴درصد تسهیلات سه سفر تاکنون محقق شده و دیگر مصوبهها روی زمین مانده است. او البته ابایی ندارد از اینکه پشتپرده افتتاح برخی پروژهها در سفرهای استانی نوبت چهارم و نزدیک به انتخابات ریاستجمهوری را بگوید؛ اینکه سولهای به جای کارخانه افتتاح شده یا اینکه یک بیمارستان تجهیز نشده فاقد موتورخانه افتتاح شده که حالا بالغ بر ششمیلیاردتومان بدهکاری روی دست مسوولان گذاشته است.
وی در گفتوگو با «شرق» به دولت روحانی پیشنهاد میدهد برای تداوم سفرهای استانی هم تمرکز روی پروژههای بزرگ و دوری از هزینههای گزاف را مدنظر قرار دهد:
جایی گفته بودید که در سال 84 به احمدینژاد رای دادید. شما همیشه تحلیلهایتان با عدد و رقم است. چطور آن سال فریب تبلیغات پوپولیستی احمدینژاد را خوردید؟
صادقانه اعتراف میکنم در دور اول فریب این رفتار پوپولیستی و عوامفریبانه را خوردم و به ایشان رای دادم. خب به خاطر این رای هم بعدها شرمنده شدم.
یکماه نگذشته بود که بهشدت پشیمان شدم. داستان هم از این قرار بود که احمدینژاد در اجتماع مردم قزوین حاضر شد و استاندارش را به رای مردم گذاشت و از مردم خواست با داد و فریاد بگویند از استاندار راضی هستند یا خیر؟ البته در نوع خودش این هم یک شیوه نظرسنجی بود. او بعد میکروفنی را به داخل جمعیت هدایت کرد که هر فردی نظری دارد بفرماید واقعا صحنه دیدنی و بلبشویی بود. هیچکس هم نفهمید چه شد و همه هم راضی بودند که عجب رییسجمهوری، به جز بنده که خون دل خوردم که بدبخت شدیم چون این رفتارها با الفبای مدیریت مغایرت داشت. همگی بهیاد داریم که در انتخابات سال ۸۴ در مرحله آخر دو نفر باقی ماندند؛ یکی آقای هاشمی بود و دیگری فردی که چنان اسم و رسم آشنایی برای همگان نداشت، یعنی آقای احمدینژاد که خب شهردار تهران بود و شعارهای جالبی میداد. عملکردش هم در شهرداری بد نبود در خانه آینهکاریشده شهرداری زندگی نمیکرد و نان و پنیر میخورد و لباس رفتگران میپوشید و خیلی نشانههای دیگر. آن روز مردم از سرمایهداری و لوکسگرایی بیزار بودند و بالطبع این شعارها خریدار پیدا کرد.
یادم هست شما در ماههای آخر فعالیت دولت، احمدینژاد را در سفرهای استانی همراهی نکردید؟
بله، در سفر دور سوم. میدانستم قرار نیست هیچ اتفاقی بیفتد و فقط مانور دروغین است امیدوارم دیگران بعدها به مردم پاسخ دهند چه شد؟ در سفر چهارم یک سوله افتتاح شد اما گفتند یک کارخانه راه افتاده و یک بیمارستان تجهیزنشده فاقد موتورخانه هم افتتاح شد که بالغ بر ششمیلیاردتومان بدهکار است.
واقعا کسی میپذیرد در هشتسال گذشته هفتونیممیلیون شغل ایجاد شده؟ پس جوانان ما از سر دلخوشی سر کار نمیروند و تنها ادعای بیکاری دارند؟ این غول نقدینگی ایجاد شده که عامل اصلی تورم و رکود است را چه کسی باید پاسخ دهد؟ قانونشکنیهای فراوان، از دستدرازی به منابع نفت تا برداشت غیرمجاز از صندوق توسعه ملی و دستور چاپ اسکناس به بانک مرکزی برای خلق پول، تا هرچه که به مغز یک انسان خطور کند، در این دولت انجام شده.
بهطورکلی ایده سفرهای استانی را چطور تحلیل میکنید؟
ببینید سفرهای استانی یکی از ابتکارهای دولت نهم و دهم بود که طی آن توفیق دیدار چهرهبهچهره با مردم و نزدیکی و همگرایی دولت و ملت حاصل میشد. گرچه بر سر سبک و سیاق این سفرها و محتوا و هزینهکردهای آن بحث و جدل فراوان است و شایبههای مختلف سیاسی و غیرسیاسی نیز در آن وجود دارد؛ اما نفس عمل امری قابلتوجه بود.
اما این حرکت که در طول دولت محمود احمدینژاد به یک روند ثابت تبدیل شده بود، از حرکت باز ایستاد و آخرین سفر استانی رییسجمهور در سفر به خراسانرضوی (بهار ۱۳۹۱) خلاصه شد. بعد از آن، این سفرهای استانی تحقق نیافت تا اینکه چندی مانده به انتخابات ریاستجمهوری سال 91 دوباره زمزمههایی از سفر استانی رییسجمهوری به استان سمنان منتشر شد. خب این نوع برنامهریزی به طور مشخص شایبه سیاسی در ذهن ایجاد میکند.
در استان شما وضعیت تحقق وعدههای استانی او به چه شکل بود؟
هیات دولت در اسفند ۱۳۸۵ و مهر ۱۳۸۷ و بهمن۱۳۸۹ سه سفر استانی به استان گیلان داشت. بنده در یک کار پژوهشی سفرهای استانی هیات دولت را از دو جنبه مادی و معنوی بررسی کردم. مهمترین اثر جنبه معنوی سفرهای استانی تقویت حسن اعتماد مردم به دولت بود که البته میزان توفیق در دستیابی به این هدف مستلزم رسیدگی و بررسی توسط دستگاههای ذیربط است و از لحاظ جنبههای مادی سفرهای استانی استفاده بهینه از منابع، دستیابی به اهداف متصور از اجرای طرح و همچنین بهصرفهبودن تصمیمات است.
با توجه به تعریف کارایی که مبتنی بر استفاده بهینه از منابع طرحهاست، از بررسی مصوبات سهسفر مشخص میشود تعدادی از مصوبات با کمترین کارایی مواجه هستند. فکر میکنم اعدادی که در این جدول آمده بهخوبی نتایج تحقیق و تحلیل شخصی من درباره سفرهای استانی محمود احمدینژاد به استان گیلان را نمایش خواهد داد.
میشود مصداقیتر درباره اجراییشدن یا نشدن پروژهها در استان گیلان توضیح دهید؟
ببینید در بحث گازرسانی به روستاها، گازرسانی به ۲۱۲روستا هنوز در دست اجرا بوده و تاکنون به پایان نرسیده است. عدمساخت حمام و سرویس بهداشتی برای هشتهزارخانوار روستایی کمیته امداد، عدم ارایه تسهیلات به متقاضیان ایجاد بازارچههای عرضه مستقیم کالا و خدمات و ایجاد فروشگاههای بزرگ زنجیرهای هزینههای ناشی از تاثیر تورم سالانه و پرداخت تعدیل به صورت وضعیتهای پیمانکاران به نحو چشمگیری افزایش یافته و به علت طولانیبودن زمان احداث و شرایط آبوهوایی استان، صرفه اقتصادی اینگونه طرحها نیز مورد تردید قرار گرفته است. همچنین اعطای مجوز انتشار اوراق مشارکت جهت احصای بافتهای فرسوده شهر رشت به مبلغ ششهزارمیلیاردریال نیز در پیچوخم مکاتبات اداری معطل مانده و پنجسالی از صدور مصوبه مذکور میگذرد مجوز انتشار اوراق مشارکت برای شهرداری رشت صادر نشده است که با توجه به عدم زمانبندی مناسب، صرفه اقتصادی مصوبه نیز با تردید همراه است.
یک مشکل بزرگ و قابل توجه این بود که اکثر طرحهای تسهیلاتی با عدم پذیرش توسط سیستم بانکی مواجه شد. به عنوان مثال در دور اول سفر در سال ۱۳۸۵ مبلغ 840میلیاردریال برای شهرداریها جهت نوسازی بافتهای فرسوده شهری تسهیلات بانکی در نظر گرفته شده که با توجه به ارزانبودن نرخ سود مصوبه این طرحها، عدموجود فاینانس و سایر موارد اداری تاکنون هیچگونه تسهیلات بانکی به شهرداریها پرداخت نشده است.
فکر میکنم در همین سفرها برای بافت تاریخی ماسوله هم تسهیلاتی در نظر گرفته شده بود؟
بله، مبلغ 15میلیاردریال برای ۳۰۰ نفر از ساکنان شهرک تاریخی ماسوله و روستاهای انبوه (رودبار) و بویه (سیاهکل) تسهیلات یارانهای با کارمزد ششدرصد در دور اول سفر در سال ۱۳۸۵ مصوب شده بود که تا به امروز هیچکدام از بانکهای استان گیلان پرداخت چنین تسهیلاتی را تقبل نکردهاند. علاوه بر آن مبلغ 30میلیاردریال نیز در دور اول سفر جهت ارایه تسهیلات با اخذ کارمزد برای هنرمندان و صنعتگران مصوب شده بود که فاقد عملکرد است. نکته قابلتامل در بعضی از مصوبات این بود که مورد مصوب از وظایف اصلی و مدون دستگاهها بوده و حتی در صورت عدم تصویب مصوبه استانی، دستگاهها مکلف به انجام آن بودند. بسیاری از طرحهای مصوبشده در سفرهای هیات دولت، از قبل توسط دستگاهها در دست انجام بوده و در این موارد مصوبات موجب افزایش طرح یا پروژه جدیدی نشدهاند بلکه فقط جنبه تاکید بر ادامه اجرای طرحها دارند نظیر پروژههای آبرسانی به شهرهای شرق و غرب گیلان، اجرای سدهای بزرگ مانند شهر بیجار، پلرود و شفارود، گازرسانی به روستاها و بسیاری موارد دیگر.
پیشنهادی برای اجرای سفرهای استانی در دولت جدید دارید؟
به کابینه دولت تدبیر و امید توصیه میکنم که سفرهای استانی وزرا بهمنظور کاهش هزینههای سرسامآور سفرها و بررسی تخصصی بیشتر طرحها و پروژهها افزایش یابد و در سفرهای استانی تنها مصوباتی به تصویب برسد که تصمیمگیری در مورد آنها از اختیارات استان خارج بوده و لازم است تامین منابع آن از محل اعتبارات غیراستانی صورت گیرد. با توجه به اینکه استانداران بهعنوان نماینده دولت در استان بوده و بسیاری از اختیارات قوهمجریه به آنها تفویض شده، بنابراین بسیاری از مصوبات قابلطرح، تصویب و اجرا در سطح استان بوده و نیاز به طرح و تصویب در سطح هیات بلندپایه دولت ندارد. پیشنهاد دیگر هم اینکه تمرکز سفرهای استانی هیات دولت معطوف به طرحهای بزرگ، اساسی و زیربنایی شود.
بههرحال مسوول اصلی همه این اتفاقها دستکم در هشتسال مدیریت احمدینژاد، شخص ایشان بوده و در گام بعدی نهادها و مسوولانی که از کنار کار او بهسادگی گذشتهاند و اجازه دادهاند که ثروت ملی کشور به چنین وضعیتی برسد. نظر شخصی شما درباره احمدینژاد چیست؟
بارها گفتهام که ردای ریاستجمهوری برایش گشاد بود. وقتی به یاد چهار سفر بینتیجه در استان گیلان میافتم، بهعنوان نماینده این استان از خود میپرسم که چه اتفاق عجیبوغریبی این هشتسال در این منطقه اتفاق افتاده؟ امیدوارم دستکم مسوولان و دستگاه قضا در بندبند اشتباهها و تخلفهای مالی صورت گرفته در این سالها ایشان و دیگر مدیران دوره ریاستشان را توبیخ کنند.













