سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ما پیرو حسینیم

چکیده :برای ما که همواره بر مظلومیت امام حسین (ع) گریسته ایم و زمرمه کرده ایم که " یا لیتنی کنت معکم فافوز معکم" اکنون لحظه آزمون است. اگر ندای مظلومیت زندانیان مظلوم را از فاصله چند کیلومتری خودمان و در زمانۀ خودمان نشنویم، دروغ می گوئیم که صدای مظلومیت حسین را از ورای اعصارشنیده و وجدان کرده ایم....


علی شکوری راد:

در زندگی انسان موقعیت هایی پیش می آید که باید تصمیم بگیرد، نه از نوع تصمیم هایی که همیشه در زندگی روزمره می گیرد و نه حتی تصمیم های مهمی مثل انتخاب رشته، انتخاب شغل و یا ازدواج که بسیار مهم ولی قابل محاسبه، ارزیابی یا مشورت هستند. تصمیمی وجدانی و از سر تکلیف. تصمیمی که انسان خود را در اتخاذ آن می آزماید و سپس در مورد خود قضاوت می کند.

پس از حوادث سال 88، در بازجویی های قبل و حین بازداشت، بازجوهایی که خیلی اصرار داشتند خیرخواه من هستند و خیر و صلاح مرا در نظر می گیرند به من می گفتند چرا خودت را گرفتار کردی؟ می گفتند تو که شغل، موقعیت، خانواده و … خوبی داری ما هم که ملاحظه ات را کرده ایم و مثل سایرین با تو برخورد نکرده ایم چرا به آب و آتش میزنی و برای خودت دردسر درست می کنی و چرا ما را وادار می کنی که با تو هم مثل سایرین برخورد کنیم. پاسخ من به آنها این بود که من نمی توانم در شرایطی که دوستانم بدون هیچ گناهی بازداشت شده اند و با آنها بد رفتار ی می شود بی تفاوت باشم و یا ساکت بنشینم. اگر ساکت و بی تفاوت بنشینم، احساس پفیوز بودن می کنم و من نمی خواهم پفیوز باشم. آنها از اینکه من چنین برداشتی از خواسته آنها دارم اظهار تعجب می کردند. اما حکم اینکه “نمی خواهم پفیوز باشم” تکلیف را برای خودم روشن می کرد. بنابراین دیگر محاسبه نمی کردم که تبعات فعالیت وجدانی و تکلیفی من چیست. بازداشت می شوم، از کارم بازمی مانم، سوء سابقه برایم درست می شود و … دیگر به هیچکدام اینها فکر نمی کردم الان هم نه تنها پشیمان نیستم بلکه احساس خوبی از اینکه به تکلیفم عمل کردم دارم.

ماجرای پنجشنبه سیاه که به بهانه بازرسی، به زندانیان سیاسی بند 350 حمله شد و بر اثر مقاومت آنها درگیری پیش آمد و عده ای از زندانیان مورد ضرب و جرح قرار گرفتند، البته دردناک و غم انگیز است و جا دارد که انسان آزاده و مسلمان مومن در خودش بپیچد و بی تاب و بی قرار شود و بخواهد کاری بکند با این حال شاید می شد در ردیف ظلم های دیگری که تاکنون صورت گرفته در مورد آن هم صبوری کرد.

از سال گذشته که با رأی مردم دولت روحانی بر سر کار آمد فاز سیاسی جدیدی در کشور آغاز شد که تکلیف آن برای حامیان دولت حفظ آرامش و جلوگیری از بروز هر گونه بحرانی برای کشور و دولت است تا بلکه بتواند خرابی های گذشته را آواربرداری و سپس ترمیم کند. بر اساس این تکلیف و دستورالعمل که بطور طبیعی و مستقلاً توسط نیروهای اصلاح طلب و دلسوز وجدان و دریافت شده است حتی پیگیری مطالبات فوری رأی دهندگان از جمله رفع حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد و آزادی زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات سال 88 با صبر و حوصله انجام، و براساس درک محدودیت ها و محظوریت های رئیس جمهور و دولت از یک سو و از سوی دیگر فشارهای مخالفان، در قبال عدم تحقق آنها خویشتن داری شده است. حتی رهبران در حصر و زندانیان سیاسی نیز در پیغام های خود تأکید کرده اند که حاضرند برای جلوگیری از فشار بیشتر بر دولت شرایط ناعادلانه خود را تحمل کنند.

صبر و خویشتن داری و مقاومت صبورانه ملت و نیروهای سیاسی تاکنون توانسته است مخالفان استراتژیک دولت را که دوران اقتدار، تاراج و چپاول خود را رو به پایان می بینند مهار کند و به آنان فرصت برهم زدن شرایطی را که هر روزش به ضرر آنان می گذرد، ندهد. بنابراین بدیهی است که همچنان صبر و مقاومت و حفظ آرامش دستورالعمل و تکلیف پر از اطمینان نیروهای اصلاح طلب و جامعه است.

در این میان حوادث اخیر زندان اوین به ضرب و شتم زندانیان سیاسی و عدم اعزام آنان به بهداری و بیمارستان و … ختم نشد. این فاجعه که تداعی کنندۀ فاجعۀ کوی دانشگاه در سال 78 است عامدانه کش داده شد تا بلکه نظیر همان فاجعه که روند رو به جلوی اصلاحات را سکته داد این بار روند رو به جلوی دولت تدبیر و امید را به دست انداز بیاندازد. تکذیب یکپارچۀ فاجعۀ پنجشنبه سیاه از سوی رئیس زندان اوین و اظهارات نسنجیده وزیر دادگستری که معلوم نیست چرا خود را به میان این معرکه که علیه دولت طراحی شده است انداخته و اظهارات سخیف تعدادی از نمایندگان مجلس که بجای نمایندگی ملت، صاحبان قدرت را نمایندگی می کنند در تخطئه زندانیان مظلوم و تطهیر ضاربین یادآور شیوه تبلیغی صدا و سیما پس از فاجعۀ کوی دانشگاه بود که تقصیر را به گردن دانشجویان مظلوم انداخته و بر جراحت قلب آنها نمک پاشید. حمله شبانه به دانشجویان در کوی دانشگاه تهران از سوی رهبری “خنجر از پشت” نامیده شد اما آنانی که مرتکب آن خیانت و جنایت شده بودند بیشترین بهره را از آن فاجعه بردند و توانستند با رادیکالیزه کردن فضای سیاسی، رهبری را به دنبال خویش بکشند.

اعلام اعتصاب غذای زندانیان سیاسی شاخص که هدفشان روشنگری در مورد فاجعه پنجشنبه سیاه است. انسان را بر آن می دارد که بار دیگر وظیفه و تکلیف خود را وجدان کند. من تعدادی از این زندانیان را از نزدیک می شناسم. در بین آنها دکتر محسن میردامادی را بیش از بقیه می شناسم و با او کار کرده ام . شهادت او بر وقوع ضرب و شتم زندانیان به تنهایی کفایت می کند که همۀ اظهارات وادعاهای رئیس زندان، وزیر دادگستری و نمایندگان مجلس و احتمالاً در آینده سایر مقامات قوۀ قضائیه در صورتی که بر همین سیاق سخن بگویند را کذب بدانم. در کنار او بزرگواران دیگری نیز هستند که تصوری جز صدق گفتار و شهادت برای آنان نمی توان داشت.

دکتر میردامادی که تاکنون مخالف اعتصاب غذا بوده است اکنون فاجعه و ظلم را آنقدر بزرگ دانسته که دست به اعتصاب غذا زده است. برای من که یکی از احتجاجات خود را در روز حشر برای ایمان و عملم، دوستی با فرد متقی و وارسته ای مثل دکتر محسن میردامادی می دانم کفایت می کند که فارغ از همۀ محاسبات، تکلیف جدیدی احساس کنم و آن اعلام همبستگی و حمایت از این زندانیان ستمدیده است.

برای ما که همواره بر مظلومیت امام حسین (ع) گریسته ایم و زمرمه کرده ایم که ” یا لیتنی کنت معکم فافوز معکم” اکنون لحظه آزمون است. اگر ندای مظلومیت زندانیان مظلوم را از فاصله چند کیلومتری خودمان و در زمانۀ خودمان نشنویم، دروغ می گوئیم که صدای مظلومیت حسین را از ورای اعصارشنیده و وجدان کرده ایم.

البته ما نباید در دام بحران آفرینی طرف مقابل بیفتیم و به همین دلیل معتقدم نباید دولت و رئیس جمهور را طرف خطاب قرار دهیم. چرا که نیک روشن است آنها اگر بتوانند برای رفع ظلم لحظه ای درنگ و دریغ نخواهند کرد. همانطور که برای یاری امام حسین در هر زمان و با هر فاصله ای راهی جسته ایم در اینجا نیز می توانیم از آن آموزه کمک بگیریم. از مظلومیت این زندانیان در هر مجلس و محفل یاد کنیم و دل نگرانی و همدلی خود را به خانوادۀ آنان ابراز کرده و با آنها همدردی و همراهی کنیم. اگر سمت، مسئولیت یا امکانی داریم از آن جایگاه و اگر نداریم در حد یک شهروند مسئول کاری بکنیم.

اگر آنها اعتصاب غذا کرده اند ما روزۀ سیاسی بگیریم یا اگر آنها لب به طعام نمی زنند ما از غذای خود بکاهیم و به هر طریقی که می توانیم نسبت به ظلمی که بر آنها رفته است روشنگری و افشاگری کنیم.

من به سهم خود احساس می کنم اگر نسبت به آنها بی تفاوت باشم و یا شب و روزم همچون شبها و روزهای قبل از پنجشنبۀ سیاه بگذرد همانی شده ام که در ابتدا ذکر کردم.

به هر اندازه که می توانیم از زندانیان سیاسی مظلوم حمایت کنیم. حتی به اندازۀ دعایی که در خلوت خود برای آنها می کنیم و اشکی که با یادآوری مظلومیت آنها و خانواده هایشان در دل شب بر دامان می ریزیم.

آرشیو اخبار حمله به بند 350 زندان اوین


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.