مدیر مسئول کیهان، مشکل یارانه ها را هم به گردن فتنه 88 انداخت
چکیده :باز هم سرمقاله های حسین شریعتمداری مساله ساز شد. این بار سرمقاله مدیر مسئول روزنامه کیهان چنان موضوعات بی ربطی را به هم مرتبط کرده که دستمایه تیتر های طنز بعضی از سایت های خبری شده است....
باز هم سرمقاله های حسین شریعتمداری مساله ساز شد. این بار سرمقاله مدیر مسئول روزنامه کیهان چنان موضوعات بی ربطی را به هم مرتبط کرده که دستمایه تیتر های طنز بعضی از سایت های خبری شده است.
شریتمداری در سرمقاله اخیر خود موضوع ثبتنام مردم برای دریافت یارانه نقدی را مرتبط با فتنه 88 و حلقه یاران روحانی دانست و نوشت:
شاید آنچه در این نوشته آمده است از نگاه رئیسجمهور محترم کشورمان ناخوشایند تلقی شود ولی یادداشت پیش روی با نگاهی دلسوزانه نوشته شده و از نشانههای رخدادی خبر میدهد که در صورت وقوع برای دولت ایشان تلخ و ناگوار خواهد بود و از این روی نباید و نمیتواند ناگفته و نانوشته بماند. با این امید که آقای دکتر روحانی برای پیشگیری از آن چارهاندیشی کنند.
آقای رئیسجمهور طی تقریبا دو ماه گذشته و مخصوصا چند هفته اخیر، بارها در مصاحبهها و سخنرانیهای خود بر ضرورت هدفمندی یارانهها تاکید ورزیده و اجرای موفق این طرح را در انصراف کسانی دانستهاند که نیازی به دریافت یارانه نقدی ندارند. ….
در پی این حجم انبوه از تبلیغات برای انصراف از دریافت یارانه نقدی که در آن میان، اصرار و تاکید کمسابقه رئیسجمهور محترم پررنگتر و برجستهتر از همه بود، انتظار میرفت که طیف وسیعی از مردم اعلام انصراف کنند و توضیح علمی و منطقی آقای دکتر روحانی را بپذیرند که انصراف آنان از دریافت یارانه نقدی، بهبود معیشت و رفاه بیشتر خود آنها را به دنبال دارد و از اتلاف بیتالمال و هزینه شدن آن برای کسانی که مستحق دریافت یارانه نیستند جلوگیری میکند. اما، علیرغم آنهمه اصرار رئیسجمهور محترم و حجم انبوه تبلیغات یادشده، برخی از گزارشها حکایت از آن دارند که نزدیک به 70 میلیون نفر از جمعیت هفتاد و چند میلیونی کشورمان برای دریافت یارانه نقدی ثبتنام کردهاند. این رقم به یقین دور از انتظار بوده است و با اهداف تعریفشده و منطقی طرح هدفمندی یارانهها نه فقط همخوانی ندارد بلکه در نقطه مقابل آن نیز قرار دارد و طرح یادشده را در نقطه نزدیک به «صفر» نگاه داشته و زمینگیر میکند.
اکنون، سوال این است که چرا مردم – آنان که میتوانستند و باید انصراف میدادند – اصرار و تاکید دولت و مخصوصا رئیسجمهور محترم را نادیده گرفته و توضیحات ایشان درباره ضرورت انصراف را باور نکردهاند؟! …..
آقای دکتر روحانی به عنوان یک سیاستمدار باسابقه میدانست که مدعیان اصلاحات و حزب کارگزاران درباره نقش خود در پیروزی ایشان بلوف میزنند … رئیسجمهور به همین علت در اولین کنفرانس خبری خود و در پاسخ به پرسشهای از قبل هماهنگشده روزنامههای زنجیرهای، دو گروه اصلاحات و کارگزاران را ناامید کرده و اعلام داشت که رئیسجمهور همه ملت است و در پاسخ به پرسش یکی از آنها که خواسته بود آقای عارف را به معاونت اولی خود برگزیند، گفته بود از همه نامزدها استفاده خواهد کرد….
برخی از مواضع بعدی دکتر روحانی نیز حکایت از آن داشت که قصد دارد خودش باشد و فراجناحی عمل کند. اما متأسفانه این روال چندان به درازا نکشید و علیرغم توصیههای منطقی و مستند دلسوزان، شماری از اصحاب فتنه آمریکایی – اسرائیلی 88 را در حلقه یاران خود به کار گرفت. این طیف که نشان داده و بارها به تلویح و تصریح نیز اعلام کردهاند دولت روحانی را فقط یک «پُل» برای ورود به عرصه و تعقیب منافع حزبی خود میدانند، خیلی زودتر از آنچه انتظار میرفت دست به کار شدند. آنها برخلاف نظر اعلامشده روحانی که با کلید آمده است و نه «داس»! با بلدوزر عزل به قلع و قمع مدیران متعهد و کارآمد پرداختند، برخی از عوامل تابلودار فتنه 88 را در مراکز حساس به کار گرفتند و از آنجا که با اقدامات هنجارشکنانه خود برای دولت روحانی فقط یک دوره چهار ساله قائل بودند، با عجله و بدون کمترین ملاحظه به عبور از باورها و آموزههای اسلامی و انقلابی مورد اعتقاد مردم روی آوردند و این حرکت پرشتاب و خصمانه خود را نه فقط پنهان نمیکردند بلکه با صدایی بلند جار میزدند و … این قصه سر دراز دارد که به نمونههای فراوانی از آن در کیهان پرداختهایم.
اکنون باید گفت اگر باور داشته باشیم که سبد رأی دکتر روحانی با آرای کسانی پر شده بود که شعارها و تبلیغات انتخاباتی ایشان را در تأکید بر آموزههای اسلامی و انقلابی و حرکت در جهت خواستهها و نیازهای مردم باور کرده و پذیرفته بودند، بدون کمترین تردید به این نتیجه میرسیم که وقتی همین مردم، برخی از اقدامات مجموعه دولت – و نه الزاما آقای دکترروحانی – را برخلاف آنچه انتظار داشتند میبینند، به طور طبیعی و منطقی در اعتماد قبلی خود به رئیسجمهور محترم دچار تردید میشوند و در حیرت آمیخته به ملامت فرو میروند که چرا دکتر روحانی رأی خود را از مردم مومن و متعهد میگیرد ولی زمام امور را در برخی از مراکز حساس مرتبط با منافع مردم به دست کسانی میسپارد که بارها نشان دادهاند کمترین توجهی به مردم ندارند! و مخصوصا به وعدههای دادهشده پایبند نیستند. آیا این تناقض نمیتواند کاهش اعتماد مردم به دولت و رئیسجمهور محترم را در پی داشته باشد؟! بدیهی است که میتواند و داشت!
ماجرای اخیر که از کاهش چشمگیر اعتماد مردم حکایت دارد میتواند هشداری جدی نسبت به ادامه حضور این طیف در حلقه دولت محترم باشد.













