سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » همسر یک جانباز شیمیایی: هفته‌ای 250 هزار تومان پول دارو می‌دهیم...

همسر یک جانباز شیمیایی: هفته‌ای 250 هزار تومان پول دارو می‌دهیم

چکیده :«زینب بابایی»، همسر جانباز شیمیایی، «امین بابایی» و مادر دو دختر است که در این ایام متبرک به نام «مادر» روزهای سختی را سپری می کند......


«زینب بابایی»، همسر جانباز شیمیایی، «امین بابایی» و مادر دو دختر است که در این ایام متبرک به نام «مادر» روزهای سختی را سپری می کند…

به گزارش ایسنا، در یکی از روزهای خدا که ما به حرمت میلاد بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا (س)، نامش را روز مادر گذاشته ایم، بانویی کرمانشاهی که همسر جانبازی شیمیایی است به دفتر ایسنای کرمانشاه آمد که ما پای درد و دل هایش بنشینیم.

او داستان زندگی پر از رنج و دردش را از سال 67، حلبچه و بمباران شیمیایی اش شروع کرد. آن روزی که همسرش سرباز ارتش این آب و خاک بود و شیمیایی شد.

این بانوی کرمانشاهی گفت: در آن سال با همسرم که پسرعمویم است، عقد کرده یکدیگر بوده و هنوز رسما ازدواج نکرده بودیم که خبر آمد «امین» در حلبچه شیمیایی شده و پس از انتقال به کرمانشاه او را به همراه دیگر همرزمانش با بالگرد به بیمارستان امیرالمومنین (ع) یزد انتقال داده اند. من نیز به همراه عمویم بلافاصله راهی یزد شدیم.

او ادامه داد: وقتی به آنجا رسیدیم، «امین» مثل یک جنازه بود که تمام بدنش را تاول های وحشتناکی زده بود. حدود یک ماه همسرم در بیمارستان امیرالمومنین (ع) یزد بستری بود و بعد از یک ماه به کرمانشاه برگشتیم اما «امین» چشمانش نمی دید و مشکلات تنفسی بسیاری داشت. سه ما از بارگشت «امین» به کرمانشاه گذشت که کم کم دید چشمهایش برگشت و حال و روزش قدری بهبود یافت.

بابایی ادامه داد: دو سال از شیمیایی شدن «امین» گذشت که ما رسما با یکدیگر ازدواج کردیم ولی همسرم هیچ پرونده ای تحت عنوان جانبازی در بنیاد شهید و امور ایثارگران استان نداشت و روز به روز اوضاع «امین» بدتر می شد تا اینکه بعد از گذشت سه سال از ازدواجمان، یکی از پزشکان استان که برای معالجه پیش او رفته بودیم گفت که باید برای مداوای عوارض شیمیایی «امین» او را هرچه سریعتر به تهران منتقل کنیم.

همسر جانباز شیمیایی «امین بابایی» گفت: بعداز گذشت 5 سال از شیمیایی شدن «امین» متوجه شدیم که در این سالها شخص ناشناس دیگری از مزایایی جانبازی «امین» استفاده کرده است، درحالی که ما کوچکترین خبری از این ماجرا نداشتیم. به هرحال برای تشکیل پرونده جانبازی «امین» به بیمارستان امیرالمومنین (ع) یزد رفتیم که متاسفانه آن بیمارستان به علت قدیمی بودن کاملا از بین رفته بود و هیچ اثری از پرونده های پزشکی و بستری بودن «امین» دیگر در دست نبود و اینچنین بود که ماجرا گذشت تا سال 81 که کمیسیون پزشکی برای تشکیل پرونده جانبازی «امین» در کرمانشاه تشکیل شد و آنجا بود که تنها 25 درصد جانبازی به «امین» تعلق گرفت.

او ادامه داد: حال «امین» همچنان بد و بدتر می شد که بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمانشاه به ما گفت که «امین» را جهت مداوا به بیمارستان بقیه اله تهران منتقل کنیم که به محض معاینه همسرم توسط دکتر قانعی و تشخیص شدت بیماری‌اش،‍ سریعا دستور بستری شدن او را دادند.

بابایی افزود: پزشکان بیمارستان بقیه اله تهران اعلام کردند که به علت پایین آمدن اکسیژن خون «امین» رگ هایش بسیار نازک شده اند و هر لحظه امکان خون ریزی داخلی دارد و بسیاری از بافت های داخلی بدنش نیز آسیب جدی دیده اند. پزشکان اعلام کردند که برای مدوای همسرم، او را باید به بیمارستانهای خارج از کشور منتقل کنیم. اما مسئولین بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گفتند چون درصد جانبازی «امین» پایین است امکان اعزام او به خارج از کشور نیست.

همسر این جانباز شیمیایی ادامه داد: ما توان مالی برای اعزام «امین» به خارج از کشور را نداشته و نداریم و هربار که تقاضای اعزام او به بیمارستانهای خارج از کشور را به مسئولین بنیاد شهید و امور ایثارگران داده ایم با مخالفت آنها مواجه شده ایم.

او افزود: دیگر حال «امین» به گونه ای شد که کاملا در منزل زمینگیر بود و حتی زخم های بستر فراوانی گرفت تا اینکه قبل از نوروز امسال به یکباره «امین» بی هوش شد که وقتی به بیمارستان رساندیمش، پزشکان گفتند که به علت تحلیل رفتن ماهیچه هایش، دیسک اش پاره شده و فشار به نخاع اش آمده که باید هرچه سریعتر عمل شود و از آنجایی که رگ های بدنش بسیار نازک شده اند امکان عمل او در داخل کشور نیست و باید حتما به بیمارستانهای خارج از کشور اعزام شود، اما کسی نیست که در این شرایط ما را یاری کند و جواب مسئولین بنیاد شهید هم برای اعزام همسر جانبازم، همان جواب های قبلی است… !!!

او می گوید: حال و روز «امین» 46 ساله همچون پیرمردی 80 ساله است که توان برخواستن از بسترش را ندارد و ما باید منتظر بمانیم که شاید زمانی کمیسیون پزشکی شیمیایی ها مجددا برگزار شود و وضعیت «امین» را بررسی کرده و او را به خارج از کشور برای مداوا اعزام کنند. کمیسیونی که سالهاست برگزار نشده!!!

بابایی گفت: سالهاست که خانه ما همچون یک اتاق بیمارستان است از تخت بیمار گرفته تا اکسیژن و سرم و …

همسر این جانیاز شیمیایی می گوید: هزینه های دارویی «امین» بسیار بالاست و تنها برای یک اسپری تنفس اش که در کرمانشاه هم وجود ندارد و باید آن را از تهران تهیه کنم، هفته ای 250 هزار تومان پول باید پرداخت کنیم و حقوق ماهیانه ای که بنیاد شهید و امور ایثارگران استان به ما می دهد هرگز کفاف هزینه های دارویی «امین» را نمی دهد و این درحالی است که بنیاد شهید هیچ گونه حق پرستاری را هم به من به عنوان همسر جانباز شیمیایی نمی دهد!

خلاصه اینکه «زینب بابایی» با داشتن دو دختر 17 ساله و 4 ساله و همسر جانباز شیمیایی اش در این ایام متبرک به نام «مادر» روزهای سختی را می گذراند …


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.