اقتدارگرایی در برابر مادرانگی
چکیده :نامش متبرک به نام صاحب شرف این روز، "زهرا" است. هر آنچه که در ظاهر باید در این نظام ارزشمند باشد را دارد. صاحب سابقه ای بزرگ در انقلاب، بانی خدماتی بزرگ پس از انقلاب، اندیشمندی قرآن پژوه، هنرمندی متعهد و ... اما او محصور است. دلیلش همان ویژگی ها است. او با همان ویژگی های مادرانه وارد عرصه عمومی و سیاست شده و این برای سیستمی که همه آن ارزش های دینی را در خدمت قدرت قرار داده، نکته ای منفی است. کسی که همراهی اش با نظام و مردم همراهی "صادقانه" است، دلسوزی "بی ریا" است و دوستی "پایدار است. صداقت بی ریای مادرانه، آنگاه که به صفت پایداری در حوزه عمومی بدل شود، برای سیستمی که اقتدارگرایی را مسیر خود ساخته، پذیرفتنی نیست....
کلمه- سیدمسیحا موسوی: مادر در فرهنگ جهان و به خصوص فرهنگ شرقی ما از مرتبت بی نظیری برخوردار است. مادر صادق ترین همراه، بی ریاترین دلسوز و پایدارترین دوست شناخته شده که به سبب همین ویژگی ها روز مادر نیز در میان مناسبت های مختلف از توجه اجتماعی ویژه ای برخوردار است.
نگاهی به مراکز خرید و فروشگاه ها که در آن فرزندان خُرد و جوان و پا به سن گذاشته، با هیجان در پی خرید هدیه ای برای مادر خود هستند، گوشه کوچکی از این توافق عمومی برای عشقی بزرگ است. اما در این بین مادرانی هستند که سهمشان از مادری در روز مادر، دلنگرانی عمیق برای فرزندان خود، بی انتظار رسیدن هدیه ای از جانب آنهاست. مادرانی که از قضا مادرانگی آنها وسعتی به بزرگی ایران یافته و فرزندان آنها را همه دختران و پسران این سرزمین تشکیل می دهد.
یکی از این مادران، در خانه ای در کوچه اختر محصور جفا است. نامش متبرک به نام صاحب شرف این روز، “زهرا” است. هر آنچه که در ظاهر باید در این نظام ارزشمند باشد را دارد. صاحب سابقه ای بزرگ در انقلاب، بانی خدماتی بزرگ پس از انقلاب، اندیشمندی قرآن پژوه، هنرمندی متعهد و … اما او محصور است. چرا؟ دلیلش همان ویژگی ها است. او با همان ویژگی های مادرانه وارد عرصه عمومی و سیاست شده و این برای سیستمی که همه آن ارزش های دینی را در خدمت قدرت قرار داده، نکته ای منفی است. کسی که همراهی اش با نظام و مردم همراهی “صادقانه” است، دلسوزی “بی ریا” است و دوستی “پایدار است. صداقت بی ریای مادرانه، آنگاه که به صفت پایداری در حوزه عمومی بدل شود، برای سیستمی که اقتدارگرایی را مسیر خود ساخته، پذیرفتنی نیست.
او که نتوانست با دروغ و ریا همراه شود، تقلب را بپذیرد، با تک تک همراهان جنبش “نه به دروغ” همراهی پایدارانه کرد، نصیبش حصر است. در اقتدارگرایی، جایی برای این ویژگی های مادرانه نیست. اقتدارگرایی علیه زنانگی و مادرانگی است.
امتداد این گونه زنانگی و مادرانگی است که مادرانی دیگر را در آستانه روز مادر به هروله دادستانی و سازمان زندان ها و اوین می کشاند. مادرند دیگر. خبر داده اند فرزندشان را در زندان از میان تونل باتوم بدستان عبور داده اند. آنها که لابد چنین تصویری را از نزدیک ندیده اند و آن را تنها در تصاویر فیلم های دفاع مقدس، در زندان های بعثی دیده اند. حالا فرزندان خود را در میان آن تونل وحشت می بنند و سراسیمه سراغ از جگر گوشه هایشان می گیرند. همان ها که شنیده اند شیشه را بر سر و رویشان شکسته و خرده های آن را به صورتشان پرتاب کرده اند. همان ها که در زندان نیز راحتشان نمی گذارند.
این یادداشت روضه شد. قرار روز شادی و تبریک، روضه نیست. اما چه کنیم که مادری در این سرزمین و در عرصه عمومی جرمی نابخشودنی شده. اقتدارگرایی مقابل رفتار مادرانه در عرصه عمومی است. چه در یک جامعه کوچک به نام خانواده و چه در یک خانواده بزرگ به نام ایران. گناه این مادران همین است و بس.













