جنبش سبز؛ هم زنده، هم زاینده
چکیده :اتفاق سبز صورت گرفته در جشن هسته ای در دانشگاه امیرکبیر، همچون ذکری مبارک زیر لبان جنبش سبز و پای گوش حکومت بود تا چند واقعیت را برای همگان یادآور شود. چه آنهایی که در جبهه آزادی خواهان و عدالت جویان سبز هستند و چه آنها که نان خود را در سرکوب و اقتدارگرایی جستجو می کنند....
کلمه- سیدمسیحا موسوی: اتفاق سبز صورت گرفته در جشن هسته ای در دانشگاه امیرکبیر، همچون ذکری مبارک زیر لبان جنبش سبز و پای گوش حکومت بود تا چند واقعیت را برای همگان یادآور شود. چه آنهایی که در جبهه آزادی خواهان و عدالت جویان سبز هستند و چه آنها که نان خود را در سرکوب و اقتدارگرایی جستجو می کنند.
ذکر اول، “حیات پویای جنبش سبز” است که بسیار روشن و بدون نیاز به اطاله کلام برای اثبات آن به نظر می رسد. حتی اگر فرصت این بروز و ظهور در نهاد دانشگاه فراهم نمی شد، تداوم حصرها و حبس ها و برخی وجوه امنیتی در جامعه، نشان از مانایی پدیده ای دارد که ترس را در دل اقتدارگرایی زنده نگه داشته است. اما بلندگوهای تبلیغاتیِ جریان سرکوب همواره در پی اثبات پایان اعتراض به خودکامگی است. اتفاقاتی همچون واقعه 25 فروردین در دانشگاه امیرکبیر، سندی زنده در برابر این تبلیغات است.
ذکر دوم موجود در این واقعه، پرده نمایی از اتفاقی فراتر از حیات جنبش سبز است. اینکه “جنبش سبز زاینده است”. توجهی به سن و سال دانشجویان سازنده این واقعه نشان می دهد که غالب آنها در سال 88 جوانانی نوپا و در دوره پیش از دانشجویی یا حداکثر دانشجویان سال اولی بوده اند. اما آنها پابپای جنبش رشد کرده اند و سبز شده اند و بر سبزی و طراوت و صلابت این درخت تناور افزوده اند. حالا با اقتدارگرایان است که ناکارآمدی سیاست اموی بهتان و دروغ را در برابر رفتار علوی جنبش به نظاره بنشینند و ببینند که حاصل همه اتهام زنی هایشان به کجا رسیده است. ببینند که حاصل همه بگیر و ببندها در خانه و خیابان و دروغ پردازی ها در صدا و سیما و سایر رسانه هایشان، جوان هایی را در برابرشان قرار داده که شعارهای ارزشی انقلاب را در برابر ضدانقلاب و جبهه انحراف در نظام سر می دهند و ذره ای فریب آنها را نخورده اند.
ذکر سوم که به آن اشاره شد، گم نشدن معیارها در گفتمان جنبش و میان هیاهوی سرکوب و کشتار و شکنجه هایی است که هر حرکت اعتراضی دیگری را می توانست به تندروی بکشاند. اما جنبش سبز، جنبشی ایستاده بر شانه های “آگاهی” است که بی مروتی سرکوبگران، آنها را به ورطه رادیکالیسم کور و گم کردن نشانه های راه نکشانده است. این ها دانشجویانی هستند که همچون روزهای اولیه جنبش شعار “بسیجی واقعی” سر می دهند و “همت و باکری” را به رخ خزیدگان در لباس آن قهرمانان دین و میهن می کشند. به یاد آنها که لباس بسیجی را به تن دارند، اما مرام بسیجی را زیر پا گذاشته و در برابر مردم خود ایستادند. اگرچه در این لباس مرام مردمی، ملی، میهنی و انقلابی بسیج را زیر پا گذاشته و به سرکوب مرم کشانده شد، اما سبزها از مرام انسانی و عقاید خود عدول نکردند.
و اما در این میان، برخی تصاویر از مراسم جشن هسته ای برای همه ما و به خصوص مسئولان ارشد کشور تذکری دیگر دارد. در این عکس ها دو دسته از دانشجویان در برابر هم قرار گرفته اند که هر دو نمادهایی همسو و ارزشی در دست دارند. عده ای عکس شهدای هسته ای را در دست گرفته و ظاهرا از اقتدار کشور دفاع می کنند و عده ای دیگر عکس هایی از جواد ظریف به عنوان نمادی از گفتگو و تعامل با جهان با جمله مشهوری از میرحسین موسوی که “امید بذر هویت ماست” به عنوان نمادی از هویت سبزشان. نمی دانیم چقدر آن بسیجیانی که صندلی های جلوی سالن را اشغال کرده بودند و یکی از آنها شعار اعدام فتنه گران را سر دست گرفته بود، میرحسین و دیدگاه ها و تلاش های او را برای حفظ اقتدار کشور می دانند و تا چه حد تبلیغات دروغ پردازانه و یکسویه حکومتی بر ذهن و روان آنها تاثیر منفی گذاشته است. اما حتما سبزهایی که بخشی از آنها را در تصاویر این مراسم دیدیم، این نکته را همچون میرحسین به یاد دارند که آن هایی که برابر ما قرار گرفته اند، برادران و خواهران ما هستند که درباره ما اشتباه می کنند. این امتناع گفتگوی شکل گرفته که از سوی بخش هایی از حکومت ایجاد شده را باید شکست.
متاسفانه برخی کینه های انباشت شده بین دو دسته حاصل عملکرد اقتدارگرایانی است که به گمان خود با فتنه فتنه گفتن و از آن کاسبی کردن، برای همیشه پایه های قدرت خود را محکم نگه خواهند داشت. حال آنکه آنها بر بستر این نفرت پراکنی ها، باد می کارند و خود طوفان درو خواهند کرد. آنها کشور و مردم را به دسته ها و گروه هایی متضاد و در برابر هم تعریف کرده اند و خود تمام قد پشت یک گروه ایستاده اند. آنها با این کار چند پاره کردن جامعه، خائنان قطعی به این مرز و بوم و مردمان آن هستند. اما سبزها خوب است که بتوانند و تلاش کنند تا راه گفتگو با آن جلوی سالنی ها را پیدا کنند. آنها دشمنان ما نیستند. آنکه عکس شهید احمدی مقدم را به دست می گیرد، در بسیاری از ارزش ها برادر دینی و میهنی و اعتقادی ماست. او را تنها فریب داده اند که تصور می کند آن عکس، نمادی در برابر سبزهاست. گفتگو در عین پایداری بر سر مواضع اصولی مان، روزی آنهایی را که در این دشمنی ها نان و نامی دنبال نمی کنند، بر سر آگاهی و مهر خواهد آورد. حساب آنها از حساب سردمداران دشمن تراشی درون مردم جداست.













