واگذاری فوتبال به هواداران و پیشکسوتان؛ تنها راه نجات از فساد
چکیده :اصلی ترین قدم با اصلاح اساسنامه فدراسیون فوتبال در دوره مدیریت انتقالی به مدیریت محسن صفایی فراهانی صورت گرفته است. اتفاقی که با همه سنگ اندازی دولت احمدی نژاد و یکی از بی کفایت ترین مدیران ورزش کشور، محمدعلی آبادی به سرانجام رسید و عرصه ملی فوتبال را تا حدی از دخالت بی مورد دولت نجات داد....
کلمه- سیدمسیحا موسوی: فوتبال، یکی از فراگیرترین پدیده هایی است که مردم ایران را مانند بسیاری دیگر از مردم جهان به خود مشغول کرده است. دو روز پیش لیگ برتر این رشته در میان هیجان بالای مردم در بسیاری از نقاط کشور، با قهرمانی فولاد خوزستان به پایان رسید، در حالی که چهار تیم دیگر نیز تا آخرین دقایق این جام بخت قهرمانی داشتند. این موضوع باعث شد تا یکی از هیجان انگیزترین هفته آخرهای لیگ برتر رقم بخورد و چشم و گوش فوتبالدوستان، چهار ورزشگاه در نقاط مختلف کشور را به طور همزمان دنبال کنند.
اما این هیجان کوتاه مدت نمی تواند نگرانی های پیش آمده حول و حوش فوتبال ایران را به فراموشی بسپارد. نگرانی هایی که ساده ترین نشانه آن در کاهش تعداد تماشاگران در هیجان انگیزترین هفته لیگ به چشم آمد. هفته جذابی که اگر در سال های پیشین اتفاق می افتاد، در استادیوم های محل رقابت صدرنشینان پرطرفدار، جای سوزن انداختن پیدا نمی شد.
دلیل این موضوع را بیش از هر چیزی باید در زیر سوال رفتن سلامت فوتبال در کشور جستجو کرد. مدت هاست که تحولات درون و بیرون زمین فوتبال کشور مورد تردید اهالی فوتبال قرار گرفته است. از انتخابات هیات های فوتبال گرفته تا قراردادهای صوری، از زد و بند تیم ها با افراد موثر در نتایج فوتبال تا پولکی شدن همه اجزای فوتبال که آنها را در مظان قابلیت خرید و فروش سلامت و شرافت در انجام وظایفشان قرار می دهد.به خصوص که این پول هنگفت در عدم شفافیت کامل و میان دلالان مختلف دست به دست می شود.
این مساله در ذهن تماشاگر پرشوری که هیچ چیز از این فوتبال جز یک رقابت زیبا و سالم نمی خواهد و برخلاف بازیگران این عرصه، نه تنها پول های نجومی به دست نمی آورد که مختصر پول توجیبی خود را باید صرف تماشای آن کند، زدگی و سرخوردگی و در نتیجه قهر به وجود می آورد.
بی شک از ریشه های اصلی ظن فساد در فوتبال، پول نجومی است که در این حوزه در گردش است. این کاملا محتمل است که وقتی تیمی با رفتن به رقابت های باشگاهی آسیا مبلغ قابل توجهی کمک هزینه از کنفدراسیون و منابع دیگر تبلیغاتی و غیره به دستش می رسد، یا تیمی که که در خطر سقوط به یک دسته پایین تر در لیگ است و در قبال آن ضرر میلیاردی می کند، به فکر راه های غیر سالم برای سود بیشتر باشد.
با این حساب راه کنترل این پول بی حساب در فوتبال چیست؟ به نظر می رسد که اصلی ترین اقدام آن است که مدیرانی بالای سر این پول باشند که دلشان برای این پول به صورت تضمینی بسوزد و کار صرفا به دست تقوا و اعتماد سپرده نشود. راه این موضوع نیز منحصر در مردمی کردن فوتبال و کنار گذاشتن تدریجی دولت از مدیریت باشگاهی و کلا دخالت در این حوزه است. دولت می تواند مانند بسیاری از کشورها نقش حمایتی اش را ادامه دهد اما اینکه باشگاه های بزرگی باشند و هر از چندی یکی را که قصد تشویق و یا امتیاز دادن به او را دارند و یا هوای شهرت و منزلت به سر کسانی زد، آنها را بالای سر تیمی بگذارند و او هم با علم به کوتاه مدت بودن حضورش درز فوتبال و در کمالبی مبالاتی در مدیریت، چوب حراج به بیت المال بزند، غیر از اتلاف منابع مالی دولت و در واقع مردم، فساد در فوتبال را افزایش می دهد.
برای حل این معضل پیش از این اصلی ترین قدم با اصلاح اساسنامه فدراسیون فوتبال در دوره مدیریت انتقالی به مدیریت محسن صفایی فراهانی صورت گرفته است. اتفاقی که با همه سنگ اندازی دولت احمدی نژاد و یکی از بی کفایت ترین مدیران ورزش کشور، محمدعلی آبادی به سرانجام رسید و عرصه ملی فوتبال را تا حدی از دخالت بی مورد دولت نجات داد. امتداد آن مسیر که غیر دولتی کردن فوتبال در حوزه باشگاهداری و به مرور مدیریت مردمی و غیر دولتی کلیت فوتبال کشور است هم سود دولت را در جلوگیری از اتلاف عظیم منابع و سبک تر شدن کار وزارت ورزش را در پی دارد و هم مدیریت در فوتبال را به مرور تخصصی و دلسوزانه و سالم تر می کند.
می توان انتظار داشت که این مسیر رشد کیفی فوتبال را نیز در ادامه دستاوردهای خود داشته باشد، به شرطی که دولت در واگذاری فوتبال به مردم و علاقمندانش ترس و تعارف و مصلحت بینی های بی مورد را کنار بگذارد و در این مسیر گام اول را با واگذاری دو تیم پرطرفدار پرسپولیس و استقلال به هواداران و پیشکسوتانش بردارد. کاری که حتما بسیار سخت و آرمانی است، اما با اصلاح قوانین به نحوی که باشگاه های .واگذار شده در قالب سهام یا فروخته شده به صاحبان سرمایه بتواند به درآمد زایی لازم برسد، به مرور قابل انجام است و همین کار می تواند نوعی مکانیسم درون کنترلی را برای کاهش فساد در فوتبال و علاقمندی دوباره توده های میلیونی به تماشای این رشته مهیج ورزشی را در پی داشته باشد.













