سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ناگفته‌های سردار رادان از رویدادهای سال ۸۸...

ناگفته‌های سردار رادان از رویدادهای سال ۸۸

چکیده : بچه‌های ناجا فشار و هجمه زيادی را از جاهای مختلف تحمل کردند و شرايط سختی را گذراندند، عمليات روانی زيادی روی آن‌ها بود، در شرايط سختی بودند که انسان شرمنده می‌شود چون برخی از آن‌ها ۸ ماه در خيابان خوابيده بودند،‌ آن روزها غرور انگيز بود و تجربه ای رابه ما داد که حتما اين تجربه به راحتی به دست نمی‌آمد؛ توانمندی‌های زيادی را به ما داد، در زمينه سايبر، هم‌افزايی با نيروهای بسيج و وزارت‌خانه خيلی بالا رفت و تجربه‌های زيادی را کسب کرديم...


جانشين فرمانده نيروی انتظامی می‌گويد: در زمان فتنه از انتقال آن افراد به کهريزک بی خبر بودم، چون کهريزک جای آن‌ها نبود، همچنين بعد از وقايع کهريزک هجمه‌های زياد به ناجا صورت گرفت ولی بعدا مشخص شد ناجا در قضيه کهريزک مقصر نبوده است.

او از عملکرد خود در اعتراض های سال 88 نه تنها پشیمان نیست بلکه از آنها دفاع هم می کند.

خبرنگار تسنیم در گفت‌وگو با سردار رادان درباره موضوعاتی چون کهريزک، فتنه ۸۸، برنامه کوله پشتی و بازنشستگی‌اش صحبت کرده اند که بخشی از آن را در ادامه می‌خوانيد.

* از طرح امنيت اجتماعی بگوييد، با چه هدفی آن را راه اندازی کرديد، خيلی‌ها می گفتند رادان محبوبيت خود را از دست می‌دهد، اما شما بر‌اساس چنين ديدگاهی عمل نکرديد؟

– ما در آيات قرآن‌کريم آيه داريم که به صلاح و امر به معروف و نعی از منکر امر شده‌اند و فردار قيامت بايد جوابگو باشند، چون مسئول بودند، هجمه‌های زيادی برای زير سئوال بردن طرح امنيت اجتماعی می‌بردند، طرح وقتی موفق است که هميشه در يک سطح باقی نمی‌ماند، در يک زمانی کمتر می‌شود و کارمهم تری برای فرد پيش می‌آيد،‌ ما اگر مردم را برای رأی دادن بخواهيم، سر مردم کلاه می‌گذاشتيم.

* بسياری می‌گويند در زمان شما آفتابه برگردن مجرمان انداخته شد. در اين مورد توضيح دهيد؟ همچنين در مورد روش برخورد با اراذل و اوباش توضيحاتی را بفرمائيد.

– آفتابه‌انداختن به گردن مجرم فقط يک بار انجام شد که به دستور ما نبود و ديگر تکرار نشد، وقتی که ما می‌گوئيم کرامت انسانی از انسان صحبت می‌کنيم پس کارها و حرکات انسانی را مد نظر داريم اما هيچ کدام از کارهای اراذل و اوباش انسانی نبود، آن‌ها اعمال مجرمانه‌ای انجام می‌دادند و مردم را تهديد می‌کردند که حق شکايت کردن ندارند و حتی با آزار و اذيت‌ها سبب می‌شدند که افراد از شر آن‌ها کوچک کنند، بعد دوباره نشانی خانه‌شان را برای آزار پيدا می‌کردند.

زندان رفتن و مجرم بودن برای آن‌ها افتخار بزرگی بود، مردم تهران در آن سال يک نفس کشيدند و آمار جرم پائين آمد، کاری کرديم که بفهمند در زندان نمی‌توانند خوش گذارانی کنند، ۹۸ درصد آن‌هايی که در زمره اراذل و اوباش بودند دور اعمال مجرمانه را خط کشيدند و يک عده از آن‌ها فرار کردند و حتی عده‌ای اعلاميه ترحيم خودشان را روی ديوار منزلشان چسباندند.

با همکاری مقامات قضايی طرح مبارزه با اراذل را اجرا کرديم، در يک زمان بد حجابی مسئله اول مردم بود که با آن برخورد کرديم، بعد اراذل و اوباش که با آن هم بر طرف کرديم و بعد از آن ترافيک مسئله اصلی مردم شد.

مواد فروشی خرده را قول می‌دهم اگر شرايط فراهم شود برای هميشه جمع کنم، معتادها را هم برای هميشه جمع کنم، البته با آن شرايطی که مد نظر ما است و بدانند که ديگر در حق آن‌ها اغماض نمی‌شود.

* کمی در مورد وقايع ۸۸ صحبت کنيم از فضا و شرايط آن دوران بگوييد، برخی می گويند اتفاقات کهريزک بی‌ارتباط با شما نبوده است.

– تا زمانی که فرمانده تهران بزرگ بودم دقت می‌کردم که چه کسی بايد به کهريزک برود زيرا آن‌جا به آن‌ها خوش نمی‌گذشت، کهريزک جای اراذل و اوباش و مواد فروش‌ها بود، آنجا شرايطی بود که به آن‌ها خوش نمی‌گذشت و همه چيز برای آن‌ها فراهم نبود، اين شرايط به گونه‌ای نبود که آن‌ها بخواهند دوباره به آنجا برگردند، غير از اراذل و اوباش هيچکس ديگری نبايد به کهريزک می‌رفت.

در زمان فتنه من از انتقال آن افراد به کهريزک بی خبر بودم، چون کهريزک جای آن‌ها نبود؛ آن‌ها افرادی فريب خورده بودند و حتی آن‌هايی که در فتنه فعال بودند، بعد از وقايع کهريزک هجمه‌های زياد به ناجا شد که بعدا مشخص شد ناجا در قضيه کهريزک مقصر نبوده است.

در ايام فتنه چند بار در تلويزيون اعلام کرديم که کارتان قبيح است و آن‌ها از خط قرمز عبور می‌کردند، برخورد ما در برابر جرم آن‌ها کم بود تا زمانی که ديگر از خط قرمزها عبور کردند؛ ما با کسی تعارف نداريم، تا وقتی که زنده باشم اجازه عبور از خط قرمزها را به کسی نمی‌دهيم و در اين بحث قطعا جای شکی نيست.

* حتی حاضر بوديد آن روزها به زندان برويد؟

– خانواده‌ام آمادگی و پذيرش زندان رفتن من را داشتند چراکه کارهای من برای حمايت از ولی زمان بود، ابوذر وقتی که به ربذه رفت برای حمايت از ولی رفت؛ اگر زندان هم می‌رفتم خودم و خانواده‌ام خوشحال بوديم چون برای حمايت از ولی زمان اين کار را انجام داده بودم،‌ در ايام فتنه ۸۸، روزها من می‌رفتم در خيابان‌ها و با فتنه گران برخورد می‌کردم و شب‌ها برای بازجويی و پاسخگويی می‌رفتم؛ اين سبب شده بود که عزمم راسخ تر شود، در همان زمان توسط غربی‌ها تحريم شدم و اين من را خوشحال تر کرد چراکه تلاش آن‌ها با فتنه گران را در يک راستا می‌ديدم.

* سردار رادان از عملکرد خود در فتنه پشيمان نيست، اگر اتفاقی بيفتد بازهم سردار رادان خواهد بود؟

– من افتخار می‌کنم که در کنار فرمانده‌هايی همانند آقای لطفيان کسب تجربه می‌کردم، هيچ زمان از عملکرد خودم در فتنه ۸۸ پشيمان نيستم و اگر بازهم باشم و بازهم فتنه‌ای باشد دوباره برخورد قاطع می‌کنم،‌ من به خودم می‌بالم در نيرويی خدمت می‌کنم که در ايام فتنه هيچ کدام از نيروهايش دچار تعلل نشد و جلوه‌های ويژه‌ای را از بچه‌ها ديدم که فقط در جنگ می‌شود گذشت، ايثار و صبر آن‌ها را ديد.

بچه‌های ناجا فشار و هجمه زيادی را از جاهای مختلف تحمل کردند و شرايط سختی را گذراندند، عمليات روانی زيادی روی آن‌ها بود، در شرايط سختی بودند که انسان شرمنده می‌شود چون برخی از آن‌ها ۸ ماه در خيابان خوابيده بودند،‌ آن روزها غرور انگيز بود و تجربه ای رابه ما داد که حتما اين تجربه به راحتی به دست نمی‌آمد؛ توانمندی‌های زيادی را به ما داد، در زمينه سايبر، هم‌افزايی با نيروهای بسيج و وزارت‌خانه خيلی بالا رفت و تجربه‌های زيادی را کسب کرديم.

* در شرايطی فعلی بايد چه درسی از فتنه ۸۸ گرفت؟ مسير کشور بايد چگونه باشد که ديگر شاهد اين هزينه‌ها برای نظام اسلامی نباشيم؟

– بايد صحنه‌ای پيش بيايد تا مردم در آن حاضر شوند و جوانان اکنون ما از جوانان زمان انقلاب بهتر نباشند، بدتر نيستند؛ فتنه ۸۸ نشان داد که اين جوانان چه‌قدر در صحنه حاضر هستند، ۹ دی نيز ثابت کرد که جوانان همان تفکری را دارند که جوانان زمان انقلاب و دفاع مقدس داشتند، البته بايد صحنه و شرايطی به وجود بيايد تا مردم بتوانند ارادت خود را به انقلاب نشان دهند.

بايد توجه داشت که دشمن به جوانان اشاره ويژه دارند و می‌دانند که جوانان ما هميشه آماده هستند و هجمه‌های مختلف را روی جوانان دارد، چون جوانان را ما به خوبی نشناختيم.

* سردار نظرتان نسبت به خدمت سربازی در مرز چيست؟

– اينکه ما بگوئيم چون يک فرد سرباز است نبايد لب مرز خدمت کند، غيرکارشناسی است، در هر ساختاری وظايفی است، در زمان جنگ در ارتش، سپاه و نيروهای انتظامی هم سرباز بود، بنابراين ما بايد تلاش کنيم تا کادر خوبی تربيت کنيم، البته کادر و سربازهايی که در مرز خدمت می‌کنند، آموزش و سربازی متفاوتی دارند، در ايران قهرمان‌های زيادی است، سربازان مرزی، شهری هستند که نبايد از آن‌ها غافل شد، چقدر پليس راهنمايی و رانندگی در حوادث جان مجروح را نجات داده و نجات می‌دهد!

موردی که يادم می‌آيد اين است که در يکی از ايستگاه‌های عوارضی شهرها، راننده مينی بوس برای ساعت زدن پياده می‌شود و مينی بوس با مسافران شروع به حرکت می‌کند، يک سرباز بعد از دويدن مسافتی بسيار طولانی با رسيدن به مينی بوس و کنترل آن جان مسافران را نجات می‌دهد، اين قهرمانی است که ديده نمی‌شود.

در يک زمانی دخترم از سوی يک افسر راهنمايی رانندگی جريمه شد که آن افسر به دخترم گفته بود چون دانشجويی جريمه ای کمتر می‌نويسم اما چون محجبه‌ای برای ظهور امام زمان (عج) دعاکن، اين فرد يک قهرمان است که ديده نشده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.