سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آقای رئیس جمهور! این سفر می تواند یک سفر تاریخی باشد...
» چند پیشنهاد به حسن روحانی در آستانه سفرش به سیستان و بلوچستان

آقای رئیس جمهور! این سفر می تواند یک سفر تاریخی باشد

چکیده :آقای روحانی! شما به عنوان نماینده ملت ایران و به نام این مردم از جفاها و بی عدالتی هایی که در حق مردم بلوچستان و سیستان روا داشته شده، عذرخواهی کنید و به مردم آن استان قول دهید که تا حد امکان برای جبران محرومیت های تاریخی و ریشه دار آن دیار بکوشید. این عذرخواهی نمادین می تواند مقدمه ای برای بازگرداندن اعتماد و امید به همه اقلیت هایی باشد که در سالیان گذشته از مزایای توسعه کمتر بهره مند شده اند....


کلمه – سیدمهرداد طباطبایی:

آنطور که خبر می رسد، برنامه سفر حسن روحانی رئیس جمهور به استان سیستان و بلوچستان قطعی شده و وی قرار است روزهای سه شنبه و چهارشنبه میهمان مردم آن خطه باشد.

گروگان گیری ناجوانمردانه یک گروه تروریستی در چند هفته اخیر، باعث شد که مناطق جنوب شرقی کشور در صدر اخبار رسانه ها و زیر ذره بین کاربران فضای مجازی باشد. عملکرد مسئولان در چگونگی حل این بحران و ایفای نقش چهره های شاخص محلی و علمای اهل سنت باعث شد که مسائل و مشکلات مردم محروم این دیار، بار دیگر در گفت و گوهای مردمی مطرح شود و افکار عمومی شاهد پرسش های جدی درباره وضعیت ایرانیان مرزنشین باشد؛ به خصوص ایرانیانی که قومیت یا مذهب آنها با غالب کشور متفاوت است.

اکنون حضور رئیس جمهوری که با شعار تدبیر و امید و وعده احقاق حقوق فراموش شده ی قومیت ها توانسته رای مردم را جلب کند، در این منطقه می تواند به عنوان فرصتی برای یک بازنگری جدی در عملکرد گذشته ی نظام و مردم در قبال این پاره از پیکر ایران تلقی شود.

قصه بلوچستان، قصه ای طولانی از رنج هایی تاریخی است: انگ محرومیت، پیش از آنکه نگارنده به دنیا بیاید، بر پیشانی سیستان و بلوچستان مهر شده بود. البته نه فقط بلوچستان، که مناطق دیگری از کشور هم بودند و هستند که هنوز از بی عدالتی قومیتی و مذهبی و عدم توازن منطقه ای رنج می برند.

مرکزگرایی و تمرکزگرایی را نظام جمهوری اسلامی از سلف بدکردار خود، رژیم پهلوی، به ارث برد و دقیقا همان نگاهی که پیش از انقلاب طاغوتی و استکباری تلقی می شد، با کمال تأسف بعد از انقلاب نیز ادامه یافت و کار به جایی رسید که ساکنان پاره های پیکر ایران در دوردست های غربی و شرقی، و حتی نه فقط در کناره ها که در گوشه و کنار شهرها، غریبه تلقی شدند و به جشن های توسعه یافتگی و بهره مندی راه نیافتند.

برادرانمان را، هموطنانمان را، همنوعانمان را حاشیه نشین کردیم و دیگری نامیدیم. به شهرها رسیدیم و از روستاها غافل شدیم، به تهران رسیدیم و از شهرستان غافل شدیم، به همزبانان رسیدیم و دیگر گویش ها و زبان ها را تمسخر کردیم؛ و به شیعیان رسیدیم و پیروان دیگر مذاهب و ادیان را مدام محدود و محدودتر کردیم. آنها خود را ایرانی می دانستند و از جمله در دفاع مقدس، مسیحی و مسلمان، سنی و شیعه، بلوچ و کرد و عرب و ترک و فارس، نشان دادند که تا چه برای تمامیت ارضی و وحدت ملی اهمیت قائل اند. اما ما چه کردیم؟

جنگ به پایان رسید و این مدافعان فداکار ایران، اگر جانشان فدای وطن بزرگ نشده بود، به وطن کوچکترشان بازگشتند. ولی همراه با بازگشت آنها، بی عدالتی های سابق هم بازگشت. همه از توسعه می گفتند، اما توسعه فقط برای بخشی از پیکر ایران معنا پیدا کرد. مستضعفان و کپرنشینان که قرار بود چشم و چراغ این مردم باشند، باز در همان جایی ایستادند که از ابتدای قرن حاضر ایستاده بودند: انتهای صف ایرانی بودن.

توهمات شاه مخلوع که مردم را از تبدیل شدن ایران به ایرانستان می ترسانید و به تمکین می خواند، بار دیگر بازگشته بود. مسئولان بار دیگر عینک های امنیتی را به چشم زدند و در تنظیم بودجه ها و تخصیص اعتبارات و تصویب پروژه ها و حتی تنظیم روابط شهروندان با حکومت مرکزی، پا در راه کج پهلوی ها گذاشتند… و قصه تراژیک ما ادامه یافت تا امروز که اشک های صورت همسر جمشید دانایی فر، ناامید از کارآمدی حاکمیت در بازگرداندن عزیزش به او و آرامش به بلوچستان و امید به مردم ایران، از نهادهای بین المللی طلب استمداد می کند.

کاش آقای روحانی قبل از اینکه برنامه های سفر سیستان و بلوچستان را مرور کنند و راهی پرواز به آن خطه شوند، گزارش وضعیت این استان را نه به طور خلاصه و تیتروار، بلکه تفصیلی و با ذکر جزئیات و مصادیق بخواهند. قبل از بررسی برنامه های توسعه ای که از سوی مقام ها و دستگاه های محلی پیشنهاد شده، به تصویر چند تن از مردم بلوچ خیره شوند و عمق رنج نهفته در چهره آنها را ببینند؛ و قبل از اینکه بخواهند پیش نویس سخنرانی شان در جمع پرشور مردم استان را مرور کنند، ولو در رختخواب به مرور لحظه هایی که بیفتند که در سی سال گذشته نام سیستان و بلوچستان را شنیده اند، و ببینند چند مورد از اینها مربوط به بحران های امنیتی و سوء برخوردها و محرومیت ها و … بوده و چند مورد مربوط به شکوفایی ها و نخبگان استان و …

آقای رئیس جمهور همچنین می توانند از آقای علوی وزیر اطلاعات بپرسند که در چهار سال گذشته، چند مورد از ایرانیان بلوچ و کلا چند درصد از هموطنان اهل سنت که برای پست های مدیریتی پیشنهاد شده اند، موفق به عبور از صافی دستگاه امنیتی شده اند؟ یا آقای یونسی را که در این دولت مسئول امور اقوام و مذاهب شده، بخواهند و از ایشان بپرسند در دوره اصلاحات که از این لحاظ بهترین دوران جمهوری اسلامی بوده، چه میزان مدیریت استان های سنی نشین به اهل سنت، و چه میزان مدیریت استان های دارای حساسیت قومی به افراد بومی واگذار شده؟ و نیز آقایان دکتر ربیعی وزیر کار و دکتر فرجی دانا وزیر علوم را بخواهند و از ایشان بپرسند در دوره ای که در دانشگاه تهران تدریس کرده اند، استاد که چه عرض کنم، چند دانشجوی بلوچ را دیده اند؟ و یا از آقای دکتر هاشمی وزیر بهداشت از اوضاع بیماری ها و بیمارستان های این استان، و از دکتر فانی وزیر آموزش و پرورش درباره امکانات مدارس سیستان و بلوچستان بپرسند. یا از وزارت جوانان و وزارت کشور گزارش بخواهد که تشکل های مردمی و نهادهای مدنی در این استان

وضعیت موجود می تواند تغییر کند، و نقطه شروع این تغییر، تحول نگاه رسمی به حوزه مسائل اقلیت ها و قومیت ها و تغییر در ادبیات مرکز- پیرامونی حاکم است. این سفر می تواند سفری تاریخی باشد و به نماد و نقطه عطف در روند بهبود نگاه حاکم نسبت به حاشیه نشینان تبدیل شود.

در ماجرای اخیر آزادی مرزبانان، منتقدان دلسوزی به آقای روحانی نقد کردند که در پیام خود به نقش مولوی عبدالحمید در این آزادی اشاره نکرده و به نقش بی سابقه علمای اهل سنت در این باره بی اعتنا بوده است. این نقطه ضعف را می توان به سادگی به یک فرصت تبدیل کرد و علاوه بر جبران آن، پیامی مهم را نیز به افکار عمومی منتقل کرد.

رئیس جمهور می تواند به دیدار مولوی عبدالحمید برود، شخصا از ایشان برای تحرکاتی که در زمینه آزادی مرزبان ها داشته، تشکر کند و خواستار ایفای نقش فعال تر ایشان برای حل مشکلات منطقه شود. حتی اگر دیدار به صورت شخصی میسر نیست، ایشان می تواند در سخنرانی در جمع علمای منطقه به طور ویژه از اقدام مولوی عبدالحمید تقدیر کند.

آقای روحانی! شما به عنوان نماینده ملت ایران و به نام این مردم می توانید از جفاها و بی عدالتی هایی که در حق مردم بلوچستان و سیستان روا داشته شده، عذرخواهی کنید و به مردم آن استان قول دهید که تا حد امکان برای جبران محرومیت های تاریخی و ریشه دار آن دیار بکوشید. این عذرخواهی نمادین می تواند مقدمه ای برای بازگرداندن اعتماد و امید به همه اقلیت هایی باشد که در سالیان گذشته از مزایای توسعه کمتر بهره مند شده اند.

رئیس جمهور محترم! صدای شما صدای مردم است، نه رعب افکنان و نه مرعوبان. از همین زاویه می توانید حتی امثال گروه تروریستی جیش العدل را نیز خطاب قرار دهید و از آنها دعوت کنید که به ملت بازگردند و ابزار دست جریانات تکفیری و بدخواهان ملت ایران نشوند. بی تردید اگر زمینه های اقتصادی و اجتماعی جذب جوانان ساده دل به چنین گروه هایی از بین برود، بدخواهان همسایه و فرامنطقه ای نیز از ترفندهای خود طرفی نخواهند بست.

سفر روحانی به این استان، فرصتی تکرارنشدنی برای آشتی ملی، حق خواهی و عدالت گستری فراهم خواهد کرد که در صورت استفاده درست، می تواند پیامدهای مثبت مهمی در ناامنی های شرق کشور، مسائل شیعه و سنی، مشکلات قومیتی، مقابله با قاچاق و نیز مبارزه با اعتیاد داشته باشد. اما این هنر منتخب مردم است که از این فرصت چگونه استفاده کند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.