سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن...
» نگاهی دیگر به آلبوم جدید تهمورس پورناظری و همایون شجریان‬

نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن

چکیده :چگونه می توان انتظار داشت قطعه ای از تهمورس پورناظری، آهنگسازی ملی و مردمی که در روزهای پیش و پس از انتخابات ۸۸ با تهیه قطعاتی برای سبزها در شادی و تلخی کنار آنها ایستاده و بسیاری از محدودیت ها و محرومیت ها را طی سالهای گذشته تجربه کرده است، در گوش سبزاندشان طنین انداز نشود و مگر صدای شجریان ها را می توان "ندای دل ایران" ندانست....


کلمه- پیام رهجو: آلبوم موسیقی جدید از تهمورس پورناظری و همایون شجریان با عنوان “نه فرشته ام، نه شیطان” در کمتر از یک ماه با استقبال گسترده مخاطبان در بازار موسیقی و نیز رسانه های مجازی و شبکه های اجتماعی مواجه شده و به فروش قابل توجهی دست یافته به گونه ای که با وجود تیراژ اولیه پنجاه هزارتایی، به گفته مخاطبان در بازار موسیقی نایاب شده است و تهیه کننده آن خبر از توزیع تیراژ دوم آن داده است.

آلبوم “نه فرشته ام نه شیطان” به آهنگسازی تهمورس پورناظری و خوانندگی همایون شجریان و نوازندگی بزرگانی چون شجاعت حسین خان، درو اوستاچه، دیوید گارنر، جیمی جانسون، محمد آکاتای، جان ویکفیلدو رامون استگنار بیستم اسفند ماه سال گذشته طی مراسمی با حضور تعداد زیادی از هنرمندان موسیقی، تئاتر و سینما در تالار وحدت تهران رونمایی شد. این در حالی است که دو کمپانی معتبر از اروپا و آمریکا پخش جهانی این آلبوم موسیقایی را به عهده دارند.

در این آلبوم که حاصل چندسال همکاری پورناظری و شجریان بوده و قرار است کنسرت آن نیز خردادماه در تهران برگزار شود، به جز یک قطعه که در آن غزلی از مولانا -شاعر حماسه و عرفان- مورد استفاده قرار گرفته، سایر قطعات منتخبی است از اشعار شاعران معاصر از جمله دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، سیمین بهبهانی، مرحوم حسین منزوی و هومن ذکایی. اشعاری که عمدتا واجد مضامین اجتماعی و متناسب با اوضاع امروز جامعه ایرانی است.

این روزها اما درحالی که استقبال وسیعی از این اثر فاخر و ارزشمند موسیقی کشورمان صورت گرفته، یک قطعه از این آلبوم توجه شمار زیادی از مخاطبان را به خود جلب کرده و محور گفتگوها و دلنوشته ها در شبکه های اجتماعی قرار گرفته است، قطعه “در حصار شب” با شعری از دکتر شفیعی کدکنی. تصنیفی که به عنوان قطعه پایانی این آلبوم در نظر گرفته شده و گویی شرح حالی از این روزهای جامعه ماست. قصه ویرانی و “غارت تاتاران”، داستان “حصر و شکست حصار شب”، که “ز برون کسی نیاید به یاری تو اینجا / تو ز خویشتن برون آی و سپه تتار بشکن”.

اینها و بیشتر اشاراتی است که طی روزهای گذشته، همراهان جنبش سبز را با این قطعه حماسی – اعتراضی، همدل کرده و چه بسا بسیاری از ما سبزها با گوش فرادادن چند باره به این تصنیف روزهای به یاد ماندنی و خاطرات تلخ و شیرین مان از وقایع پنج سال گذشته را مرور کرده ایم.

برای آنهایی که سالهاست عزیزان و همراهانی را در حصر و بند دارند و “نفس شان از این شهر گرفته است” نهیب “لب زخم دیده بگشای/ صف انتظار بشکن/ در این حصار بشکن” ندایی است که تصویر”شقایقی که از دل سنگ رایت خون برآورده و به جنون، صلابت صخره کوهسار می شکند” را پیش چشم می آورد و بشارت می دهد که “سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی/ تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن”.

و چرا این همه نکته و معنی دلنشین و شورانگیز نباشد، هنگامی که کلام شکوهمند دکتر شفیعی کدکنی همواره در حافظه تاریخی ما واگویه احوال ایران و ایرانی است و روزی شعر او پاره ای از بیانیه میرحسین در حصرمان بوده است.

و چگونه می توان انتظار داشت قطعه ای از تهمورس پورناظری، آهنگسازی ملی و مردمی که در روزهای پیش و پس از انتخابات ۸۸ با تهیه قطعاتی برای سبزها در شادی و تلخی کنار آنها ایستاده و بسیاری از محدودیت ها و محرومیت ها را طی سالهای گذشته تجربه کرده است، در گوش سبزاندشان طنین انداز نشود و مگر صدای شجریان ها را می توان “ندای دل ایران” ندانست.

پس چه جای تعجب دارد اثری که چنان پدیدآورندگانی دارد، چنین مردمان را به ذوق آورده و با ما از ما سخن بگوید.

“نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن

در این حصار جادویی روزگار بشکن

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون

به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن

تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه

لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن

زبرون کسی نیاید، چوبیاری تو این جا

تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه

تو به آذرخشی این سایه دیوسار بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

تو خود آفتاب خود باش، طلسم کار بشکن

بسرای تا که هستی، که سرودنست بودن

به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن”


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.