سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

عکس/میرحسین هاردادی؟ نیه گلمیر؟

چکیده :پدر شهید علی موسوی آن روزها می‌گفت میراسماعیل پیرمردی بیمار و چشم به راه است که آقای موسوی هفته ای یک بار همیشه به دیدن شان می رفت، اما این روزها ایشان هم مدام به ما می گوید: میرحسین هاردادی؟ نیه گلمیر؟ میرحسین کجاست؟ چرا نمی‌آید...


امروز سالگرد وفات «آقا بابا» بود… .  میراسماعیل عادت داشت که هر  هفته میرحسین را در کنار خود ببیند.

زندانبان که خود روزگاری دور به خانه «آقا بابا» پناه برده بود حالا فرزند میراسماعیل را زندانی کرده بود.

او  هر روز سراغ میرحسین را می گرفت.  دلتنگ و نگران فرزند بود  آنقدر که اقوامش به خاطر کهولت سن او در جواب سوال های مداوم، در مورد نبود میرحسین که هر هفته به دیدار پدر می رفت و هر روز تلفنی جویای حال پدر خود بود می گفتند که میرحسین به مسافرت رفته و به زودی بر می گردد و گاهی برای رفع دلتنگی های پدر پیر یکی از پسران دیگرش از جانب میر حسین موسوی حالش را می پرسید.  احوال پرسی ای که با سکوت دردمندانه و معنا دار او روبرو می شد.

میرحسین در تمام  ۴۵ روز اول که در حصر و بازداشت خانگی به سر می برد تنها یکبار آن هم در شرایط زننده امنیتی با حضور انبوهی از ماموران امنیتی در داخل خانه میراسماعیل موسوی و سه مامور امنیتی مرد و یک مامور زن برای خانم رهنورد در اتاق پدر پیر میرحسین توانست ایشان را ملاقات کند. به طوری که پدر میرحسین نیز متوجه غیر عادی بودن این مساله شده بود.

پدر شهید علی موسوی آن روزها می‌گفت میراسماعیل پیرمردی بیمار و چشم به راه است که آقای موسوی هفته ای یک بار همیشه به دیدن شان می رفت، اما این روزها ایشان هم مدام به ما می گوید: میرحسین هاردادی؟ نیه گلمیر؟ میرحسین کجاست؟ چرا نمی‌آید…؟

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.