حسین زمان: دولت باید دست خودسرها را از حوزه فرهنگ کوتاه کند
چکیده :بازگرداندن آزادیهای لازم تا بتوانند با دستانی باز و بدون احساس خطر به فعالیتهای خود بپردازند. تیغهای سانسور و ممیزی، ترس از ممنوع الکار شدن و حبس و زندان از جمله مواردی است که فضا را برای فعالیتهای فرهنگی و هنری تیره و تار کردهاند و دولت موظف است این فضا را مطلوب اهالی فرهنگ برگرداند. این وعدهای است که باید به آن عمل کند....
سایه برخوردهای امنیتی در ۸ سال ریاست محمود احمدینژاد بر قوه مجریه بالای سر هنرمندان و اهالی فرهنگ سنگینی میکرد.
بسیاری از نویسندگان و ناشران و روزنامه نگاران و اهالی موسیقی و کارگردانها و طراحان که در این ۸ سال حداقل روزنههای فعالیت را از دست دادند و آنها که اعتراضی علنی کردند هم در لیست سیاه جا گرفتند و آثارشان ممنوع شد. روی کار آمدن دولت روحانی برای هنرمندان با امید باز شدن دریچههای تازه فعالیت همراه بود. انتخاب علی جنتی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد هم به رغم آنکه اقبال چندانی از سوی هنرمندان نداشت اما باز هم باعث از بین رفتن امیدها به تغییر جهتگیری دولت در حوزه هنری نشد. هنرمندان در تاکید بر ضرورت تغییر فضای فرهنگی طی ۷ ماه گذشته در دیدار با مقامهای دولتی گوشزد کردهاند که از وعدههایش در حوزه فرهنگی عقب نشینی نکند و به آنها پایبند باشد.
حسین زمان از جمله هنرمندانی که انتشار آثارش ممنوع شده است نیز تقاضای مشابهی از دولت دارد. او مشکلات فرهنگی کنونی ایران را ریشه دار در ادوار گوناگون تاریخی میبیند ولی معتقد است که اگر دولت و مردم در کنار هم برای غلبه بر این مشکلات تلاش کنند شانس بالایی جهت موفقیت وجود دارد. زمان به طور مشخص از دولت کنونی میخواهد که پستهای مدیریتی را از افراد بدنام و مخالف با هنر مستقل پالایش کند و از بازوهای اجراییاش مانند وزارت اطلاعات و سایر نهادهای حراستی هم به جای مقابله با هنرمندان جهت همراهی و حمایت از آنها استفاده کند.
متن کامل گفتگوی جرس با حسین زمان را بخوانید:
آقای زمان به نظر شما مهم ترین چالش های دولت کنونی در حوزه فرهنگ چیست؟
تصور من این است که مشکلات فرهنگی ایران مانند دیگر ملل ریشه در ادوار گوناگون تاریخی دارد. اگر نگاهمان را تنها م به بعد از انقلاب سال ۵۷ معطوف کنیم یکی از اصلیترین و تاثیر گذرترین مسائل مؤثر در رفتارهای اجتماعی و فرهنگ کشور ما گسترش نفاق توسط حاکمیت بوده است. نفاق از همان دوران کودکی و ورود به مدرسه چهره خود را نشان داده و میدهد. دختر بچه دبستانی به زور مدرسه مقنعه تا سر زانو میپوشد و به محض خروج از مدرسه خود یا مادر بلافاصله آن را از سرش بر میدارد و از همان دوران دو چهره بودن و ریاکاری اجباری مشق اصلی مدرسه میشود. این گونه رفتارهای دوگانه در طی دوران بعد از انقلاب تقریبا نهادینه شده و تبدیل به یک ناهنجاری فرهنگی شده است که بر روی بسیاری از رفتارهای جامعه تاثیر گذاشته است. از آنجا که این مشکل زیر بنایی است و در بسیاری از موارد توسط عناصر فرا قانونی هدایت و راهبری میشوند، مبارزه با آنها کار بسیار دشواری است. اصلیترین مشکل دولت٬ خارج ساختن اداره فرهنگ و هنر کشور از دست عناصر خود سری است که خود را ولی نعمت مردم میدانند و باورهای خود را مقدس میپندارند که البته کار سادهای نیست و دولت بدون کمک و یاری مردم توان مبارزه با چنین مشکلات فرهنگی را نخواهد داشت.
یکی از وعدههای دولت جدید٬ واگذاری فرهنگ به صاحبان فرهنگ بوده است. آیا به نظر شما در عزل و نصبهایی که از زمان روی کار آمدن دولت آقای روحانی صورت گرفته این وعده عملی شده است؟
همانطور که گفتم برای نجات فرهنگ و هنر قبل از هر اقدامی بایستی دست خودسرها کوتاه شود و این تنها با عزل و نصب مدیران محقق نخواهد شد. در این عرصه، پیروزی به طور جدی مستلزم حمایت متقابل دولت و مردم است و البته اهالی فرهنگ و هنر نیز بایستی پای به میدان مبارزه بگذارند. لازم به ذکر است همان عزل و نصبها نیز کافی نبوده و در لایههای پایین مدیریتی کماکان عناصر سابق مشغول به کار هستند که با توجه به خصوصیت کینه ورزی در دولت قبلی، خطر کارشکنی و تخریب وجود دارد و بایستی سریعا پالایش لازم در عرصه فرهنگ و هنر صورت بگیرد. یادآوری میکنم در جبهه مقابل تلاش گستردهای در حال انجام است تا این میدان حیاتی خالی نشود و البته صدا و سیما نیز کاملا در اختیار مخالفان دولت است که نباید آن را نادیده گرفت.
یکی از مهمترین محورهای نارضایتی که عمدتاً توسط هنرمندان بیان میشود شکایت از حاکم بودن نگاه امنیتی در حوزه فرهنگی و کاهش مشارکت هنرمندان در عرصههای اجتماعی است. آیا در شرایط کنونی کشور که جو امنیتی بر عرصههای مختلف سایه افکنده٬ بسترهای لازم برای توسعه و پیشرفت فرهنگی وجود دارد؟
خیر، چنین بستری وجود ندارد. هنرمندان بر اساس وظیفهای که بر دوششان است بایستی بتوانند آزادانه فعالیت کنند، نقد کنند، اعتراض کنند و حاکمیت را به چالش بکشند. اینها از وظایف اصلی هنرمندان است. امروز حتی نفس کشیدن هنرمندان بایستی با اجازه باشد. جعفر پناهی و ظلمی که در حق او شده نمونه بارزی است که فضای امنیتی حاکم بر فرهنگ و هنر را به تصویر میکشد. فضایی که در آن همه چیز بنا بر دستور است و بالا باید بخواهد، بالا باید اجازه دهد، بالا باید تایید کند. در چنین فضایی تنها هنر و فرهنگ فرمایشی و سفارشی فرصت بروز پیدا میکند و هنر و فرهنگ متعهد زیر پا له میشود.
مطالبات کنونی فعالان حوزه فرهنگی از دولت آقای روحانی چیست؟
بازگرداندن آزادیهای لازم تا بتوانند با دستانی باز و بدون احساس خطر به فعالیتهای خود بپردازند. تیغهای سانسور و ممیزی، ترس از ممنوع الکار شدن و حبس و زندان از جمله مواردی است که فضا را برای فعالیتهای فرهنگی و هنری تیره و تار کردهاند و دولت موظف است این فضا را مطلوب اهالی فرهنگ برگرداند. این وعدهای است که باید به آن عمل کند.
شما به عنوان یک هنرمند و فعال فرهنگی با محدودیتهایی در حوزه فعالیتتان روبرو بودید. آیا در دولت آقای روحانی این محدودیتها برطرف یا کمتر شده است؟
متاسفانه شرایط هنوز برای امثال من تغییری نکرده است. من چندین ماه به دنبال کسب مجوز برای کنسرت و تولید آلبوم بودم، اما نهایتا دفتر اداره کل موسیقی ارشاد به من اعلام کردند که نمیتواند چنین اجازهای به من بدهد و البته دلیل آن را نیز ذکر نکردند.
به نظر شما چه اقدامات عملی باید برای رفع معضلات فرهنگی و اعمال نظر سیاسی و امنیتی شدید به حوزهها و بخشهای مختلف فرهنگ و هنر صورت بگیرد؟
حد اقل کاری که دولت میتواند انجام دهد برداشتن سدها و موانعی است که دستورالعملهای دولتی سر راه اهالی فرهنگ و هنر قراردادهاند. بهرحال٬ تعدادی از بازوهای مقابله با آزادی عمل هنرمندان در اختیار دولت است که چنانچه حسن نیت وجود داشته باشد این بازوها نظیر وزارت اطلاعات و سازمانهای عریض و طویل حراستی و غیره میتوانند در خدمت فرهنگ و هنر درآیند.
دولت در برنامه خود برای حوزه فرهنگ بر تقویت انسجام فرهنگ ملی تاکید کرده است، به نظر شما چه عواملی در انسجام فرهنگی ملی تاثیرگذار است؟
این شعار آنقدر کلی است که نتیجه خاصی از آن نمیتوان گرفت؛ تنها چیزی که به ذهنم میرسد این است که کار دولت فرهنگ سازی نیست. فرهنگ سازی کار اصحاب فرهنگ و هنر است و دولت باید نقش حمایتی داشته باشد. چنانچه اصحاب فرهنگ و هنر آزادی عمل داشته باشند و احساس خطر و تهدید نکنند، امکان برقراری ارتباط بین مردم و هنرمندان و فرهنگیان مهیا شود، دست ارگانهای نظامی و امنیتی از عرصه فرهنگ و هنر کوتاه خواهد شد و رسانهها نیز به خدمت فرهنگ و هنر درآیند.
اهمیت تعامل فرهنگی با کشورهای جهان و تعمیق دیپلماسی فرهنگی چیست و دولت چه گامهایی در این مسیر باید بردارد؟
همانطور که همه میدانیم پیشرفت تکنولوژی و گسترش شبکههای مجازی٬ مرزهای جغرافیایی را برداشتهاند و در دنیای کنونی روابط بین ملل گوناگون با گذشته تفاوتهای بسیاری دارد. تعامل فرهنگی به نوعی بین ملل گوناگون وجود دارد و متاسفانه در این میان برخی دولتها هستند که کماکان با این توسعه و گسترش تکنولوژیک و این تعاملات فرهنگی بین ملتها مقابله میکنند و در تلاشند تا به کمک سانسور و فیلترینگ و انواع روشها مرزها را حفظ کنند و دلیل این نوع برخوردها بیش از اینکه نگرانی برای فرهنگ و هنر باشد، نگرانی و وحشت از آگاه شدن مردم است.
آشنایی با فرهنگهای گوناگون به رشد فرهنگ و هنر همه ملل کمک میکند و مؤثرترین راه برای توسعه و بهبود روشهای اجتماعی است. این تفکر غلط که همه دنیا را یک طرف قرار دهیم و خود را یک طرف، سالهاست که ما را گوشه نشین و منزوی ساخته و باعث شده است در جزیره باورهای غلط عدهای خودرای٬ به اسارت درآییم.
این سرزمین تاریخ درخشانی از فرهنگ و هنر داشته و متاسفانه امروز موسیقی ما، سینمای ما، ورزش قهرمانی ما، فرش بافی ما، سفالگری ما و.. مهجور ماندهاند و در عرصه هنر جهانی رنگ باختهاند. برای ورود به عرصههای جهانی بایستی که به خود باوری برسیم و هنر و هنرمند را آزاد و رها کنیم تا بتواند نفس بکشد، پرواز کند و خود را به رخ دنیا بکشد. وقتی نوازنده هنرمند ما که تعدادی از آنها از اساتید بزرگ موسیقی بودهاند و هم اکنون در میان ما نیستند را کسی روی صفحه تلویزیون ملی در حال نواختن ندیده است چگونه میتوانیم موسیقی ایرانی را به دنیا معرفی نماییم. برای اینکه بتوانیم به تعامل کامل با جهان برسیم قبل از هر چیز بایستی هویت فرهنگی و هنری خور را به رسمیت بشناسیم و آن را از چنگ عقب ماندههای حکومتی درآوریم. دولت بایستی هنرمندان را و اهالی فرهنگ را محترم بشمارد و ایشان را حمایت نماید. دفاع از حقوق هنرمندان وظیفه دولت است کاری که طی سالهای گذشته نه تنها مورد توجه نبوده بلکه اصلیترین حقوق ایشان توسط دولت نادیده گرفته شده است. اینها اصلاحاتی است که قبل از تعامل با دنیا در خود مملکت بایستی بر طرف شوند.













