سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اين همه جنجال چرا؟

چکیده :اگر رياست قوه قضاييه براي چند دقيقه با آنها ملاقات مي كرد و حرفهاي مادري كه فرزندش را در زندان از دست داده، گوش مي داد؛ چه لزومي داشت كه اين ملاقات صورت بگيرد؟...


محمدتقي فاضل ميبدي:

نميدانم ملاقاتي كه خانم كاترين اشتون با دو يا سه نفر از زنان كشورمان داشت از لحاظ پروتكل سياسي تا چه ميزان كار درست و يا كار نادرستي بود. نويسنده اين سطور درمقام رد يا تاييد اين ملاقات نيست. در اين جا نظر وزارت خارجه بايد موردتوجه قرارگيرد؛ كه آيا اين كار جنبه ديپلماتيك دارد و يا خلاف آن است؟ اما جنجال هايي كه در پس اين ملاقات محدود، ازسوي عده اي برخاست و سوژ ه اي را برخي براي مبارزه با دولت و سياست خارجي، كه در حال مذاكره با غرب مي باشد، پيدا كردند از چند جهت قابل توجه است:

١- ملاقات نماينده خارجي اتحاديه اروپا، خانم اشتون، باكساني كه بر اين باورند نسبت به حقوق او جفايي صورت گرفته و دستگاه هاي مربوطه پاسخ آنان را ندادند، چه آسيبي به نظام وارد مي كند؟ و يا اگر صورت نمي گرفت چه منافعي داشت؟ اگر رياست محترم قوه قضاييه براي يك بار و براي چند دقيقه با آنها ملاقات مي كرد و حرفهاي مادري كه فرزندش را در زندان از دست داده ، گوش مي داد و به خواسته هايش رسیدگي مي شد، چه لزومي داشت كه اين ملاقات صورت بگيرد؟ فرض كنيد اگرهمسر ويا مادران هر يك از ما يا شما جاي او بودند چه مي كردند؟ و به كجا پناه مي بردند؟ جالب اين كه در منابع روايي و فقهي ما آمده است كسي كه بر مسند قضا نشست، نخست بايد به زندان ها سر بزند تا بي گناهي در زندان نباشد؛ چر اكه زندان يك نوع عذاب است چه رسد به اين كه كسي در زندان ازدنيا رفته باشد.

براين باورم كه اين خانواده ها نه با اسلام دشمني دارند ونه با نظام؛ اما ممكن است عملكرد ناروا به اين نتايج ناگوار بيانجامد.

٢- وزارت خارجه براي خارج ساختن ايران از انزواي جهاني و رفع تحريم ها گام هاي بزرگي برداشته است و در اين راه اگر پيروزي نصيب گردد؛ به حساب اين حزب و آن گروه نيست، بلكه به حساب تدبير دولت و يكپارچگي ملت ايران است. دعوت خانم اشتون به ايران و مذاكره با هيت همراه و دفاع آنان از حقوق اين ملت، ازگام هاي موثر اين دولت است. حال چرا عده اي معدود و به دنبال آن برخي مقامات، بابهانه اي كوچك و به جاي دست مريزاد، به خاطر يك ملاقات بي اهميت، اين همه جنجال آفريده اند؟ اگر مي خواهند با دولت فعلي به عنوان يك جريان سياسي مبازه كنند، راه اين چنين نيست. با اين شيوه منافع ملي و اصل نظام را نشانه مي روند. ادبياتي كه در مجلس شوراي اسلامي يك مقام مسول خارجي را عجوزه خطاب مي كند و يا در شهر به حساب و به عنوان شهرداري بيلبوردهاي موهن رانصب مي نمايند، چه نتيجه اي درپي خواهد داشت؟ احضار وزراي محترم اطلاعات وخارجه ، هر چند حق مجلس است، اما در مذاكرات پيش رو، كه هنوز در آغاز راهيم، چه تاثيري خواهد داشت؟

اگر بحث انتقاد از دولت است برخي اصلاح طلبان نيز به برخي انتصابات اين دولت انتقاد دارند، اما انتقاد از دولت راه دارد كه نبايد تنها منافع گروهي خاص رالحاظ كرد. آيا آقايان انديشيده اند كه اين اقتصاد بيمار و اين تورم نابجا و در نتيجه اين همه فساد و اعتياد، مولود كدام تدبيري است؟ آن هم دركشوري كه داراي منابع سرشار طبيعي و انساني است؟ آيا آقايان مي دانند كه ميليونها انسان در اين كشور زير خط فقر زندگي مي كنند؟ و ميليونها جوان، بيكار و بي هويت و سرگردانند و هزاران جوان به انسوي مرزها رفته و سر در گريبان و نگرانند ؟ چرا در اين موارد فريادي ازحلقومي بر نمي آيد ؟ يكي از راههاي حل نجات اقتصاد كشور حل سياست گره خورده خارجي است و اين بي تدبيري ها و جنجال آفريني ها و جنگيدن ها، سياست خارجي ما را و در پي آن اقتصاد ما را هدف مي گيرد. نقد علمي و اخلاقي كردن حق هرانساني است، اما هر از چند گاهي عده اي را به خيابان كشاندن و بر در سفارتخانه اي فرياد كشيدن و بزرگان علمي و سياسي را درانزوا نشاندن، به دور از اخلاق و مبارزه سياسي است. حمله به سفارت انگليس، كه برخي از كسان و برخي از همين جرايد در دو سال قبل براي آن سوت كشيدند و كف زدند، چه سودي براي كشور داشت؟ و عاقبت كار را به كجا رسانيد؟ مشكل بزرگتر اين است كه اين كارها به نام دين صورت مي گيرد. آدمي به ياد شعر فردوسي مي افتد كه : زيان كسان ازپي سود خويش / بجويند و دين اندر آرند پيش.

اي كاش پاي هر جرياني آيه اي نمي خو اندند و حديثي براي آن قرباني نمي كردند.

٣- امروز در غالب كشورهاي دنيا نقض حقوق بشر صورت مي گيرد، اماچرا همواره بايد نظام جمهوري اسلامي ايران هدف قرار بگيرد؟ چرا تدبيري صورت نمي گيرد تا اين بهانه ازدست آنان گرفته شود. ما اگر با برخي كشورها، ازجمله آمريكا، درتقابل هستيم، ولي سر ناسازگاري با دبير كل سازمان ملل چندان بسود ما نيست. پيام قرآن كريم “والله يدعواالي دارالسلام”است. شعار ما و برخورد ما با تمام شهروندان ايراني بايد از سر صلح ودوستي باشد. حقوق شهروندي فرق و مذاهب را نمي شناسد. الگوي نظام سياسي پيامبر در مدينه اين بود كه تمام مذاهب را دركنارهم ديد و در روزهاي نخست پيمان نامه نوشت و همه را در حقوق شهروندي سهيم دانست. براساس آنچه در قانون اساسي آمده تمام أحاد ملت در برابر حق و قانون مساوي هستند؛ مسلمان و غير مسلمان ندارد. بايد كساني كه ما را به نقض حقوق بشر متهم مي كنند، پاسخ قانع كننده داد. تا در اين راستا وزارت خارجه ما در كار خود به پيروزي دست يابد. خلاصه آنکه جنجال و شعار و قهر با دنيا، آينده روشني باقي نمي گذارد.

منبع: جرس

توضیح: این یادداشت، پیش از این در روزنامه آرمان امروز، با حذف بخشی از متن، منتشر شده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.