رفیقدوست: اختلاس، دلیل اعدام فاضل خداداد نبود!
چکیده : محسن رفیقدوست در آبان88 هم به این موضوع اشاره کرده و گفته بود «میگویند گناهان دیگری داشته که مستوجب اعدام بوده. من در پروندهاش دخالت نداشتم؛ اما این را بگویم که در بانکها پروندههای واقعا سنگینتری از پرونده فاضل خداداد وجود داشته است. الان هم اگر از بانک صادرات سوال کنید هیچ روزی نبوده که فاضل خداداد بیشتر از 3میلیارد تومان به بانک بدهکار باشد، اما بعد اتفاق افتاد که افراد واقعا بدهکار 100 و 200 میلیارد تومانی را گرفتند و زندانی کردند و آن جوری هم برخورد نشد، اما آن زمان داستان بیشتر سیاسی شده بود تا اقتصادی.»...
این روزها بازار بحث درباره تخلفات و مفاسد اقتصادی گرمتر از همیشه است؛ تخلفاتی که گفته میشود با فاضل خداداد آغاز و در آخرین مورد به بابک زنجانی رسیده است. روز گذشته محسن رفیقدوست بار دیگر به ابعادی از پرونده فاضل خداداد پرداخت. «اختلاس دلیل اعدام فاضل خداداد نبود». این موضوعی است که از اظهارات روز گذشته وی میتوان برداشت کرد.
محسن رفیقدوست در آبان88 هم به این موضوع اشاره کرده و گفته بود «میگویند گناهان دیگری داشته که مستوجب اعدام بوده. من در پروندهاش دخالت نداشتم؛ اما این را بگویم که در بانکها پروندههای واقعا سنگینتری از پرونده فاضل خداداد وجود داشته است. الان هم اگر از بانک صادرات سوال کنید هیچ روزی نبوده که فاضل خداداد بیشتر از 3میلیارد تومان به بانک بدهکار باشد، اما بعد اتفاق افتاد که افراد واقعا بدهکار 100 و 200 میلیارد تومانی را گرفتند و زندانی کردند و آن جوری هم برخورد نشد، اما آن زمان داستان بیشتر سیاسی شده بود تا اقتصادی.»
اول آذرماه سال 74 بود که اتهام فاضل خداداد، تبانی با کارمندان بانک صادرات ایران و ۱۲۳میلیارد تومان اختلاس از این بانک (معروف به اختلاس ۱۲۳میلیارد تومانی) اعلام شد اما محسن رفیقدوست که نام برادرش مرتضی رفیقدوست هم در این پرونده مطرح شده بود به ایسنا میگوید که «به هیچ وجه مبلغ 123میلیارد وجود خارجی نداشت. عدهای بیدلیل و به دروغ مطرح میکردند که در این پرونده 123میلیارد کلاهبرداری شده است. من به شما میگویم که آنچه فاضل خداداد به نظام بانکی کشور بدهکار بود، تنها مبلغ 3میلیارد و 100 میلیون تومان بود و 123میلیارد تومان، گردش چهار حساب در طول 10ماه بوده است، نه میزان برداشت از حساب. حال شما به من پاسخ دهید، کجای این اتفاق اختلاس اتفاق افتاده است؟ در قانون، اختلاس به معنای برداشت کارمند دولت از اموال دولت است؛ شما به من بگویید کدامیک از این افراد کارمند دولت بودند؟ اگر گردش یک حساب در طول 10ماه را اختلاس مینامند، چرا در بحث اختلاس 3هزار میلیاردی تنها به اصل مبلغ برداشت شده اشاره کردند و نگفتند که در این پرونده مثلا 286هزار و 876میلیارد تومان کلاهبرداری شده است؟»
بدهیهای فاضل تسویه شده بود
باید توجه داشت که رفیقدوست در سال 88 هم مشابه این اظهارات را داشته و در آن موقع گفته بود که «هر چه فریاد زده شد که 123میلیارد تومان یعنی چه، کسی توجه نکرد. من از شما میپرسم 123میلیارد تومان یعنی چه؟ یعنی 123میلیارد تومان پول را از بانک صادرات برداشتند و بیرون رفتند؟ شما چنین تصوری خواهید کرد، اما خیر! چنین چیزی وجود خارجی نداشت.
آقایی به نام فاضل خداداد آمد با کارمند بانک تبانی کرد و با روشی ظرف 10ماه از 10میلیون تومان در روز تا آخرین رقمی که حساب این شخص بدهکار شده بود 5/6 میلیارد تومان را از بانک خارج و جابهجا کردند. به تعبیر رئیس دادگاه، میانگین پولی که در این 10 ماه از بانک خارج شده بود یک میلیارد تومان بود. حالا آن شخص برای گردش آن پول در مدت 10ماه که کلا 123 میلیارد تومان گردش حساب بوده است حدود 2 تا 3 درصد از این گردش حساب از حساب برادر من استفاده میکرده است و بقیه را از حساب خودش یعنی حدود 2 تا 3 درصد را از برادر من چک میگیرد و چک میدهد تا بعد خودش حساب باز میکند. اینجا برای اولین بار میخواهم مکانیسم آن اختلاس را باز کنم تا ببینید ماجرا آن گونه که وانمود شده، نیست.
کار به این صورت بوده که خلاصه وقتی فاضل دستگیر شد حدود 3میلیارد تومان به بانک بدهکار بود و برادر من هیچ بدهی به بانک نداشت و قبلا تسویه کرده بود. آن موقع آمدند 3 میلیارد تومان را در بوق و کرنا تبدیل به 123 و آن را به کت و شلوار و چلوکباب کردند. در صورتی که 123 میلیارد تومان وجود خارجی نداشته، بلکه یک حساب بانکی ظرف 10 ماه اینقدر گردش کرده است، یعنی هی پول را گذاشتند و برداشتند.
حالا شما این اطلاعات جدیدی را که گرفتی به عالم واقعیت ببر و ببین مثل بقیه حرفهایی که میزنند این ماجرای 123 میلیارد تومان چقدر با واقعیت تطبیق دارد. تازه جالب است بدانی آن موقع هم به اندازه چندین برابر بدهی فاضل از او ملک گرفته و بدهیاش را البته با احتساب بهرههایش به طورکامل تسویه کردند. با این حال برای این که نقش اخوی بنده در این ماجرا بیشتر روشن شود، میگویم بانک حساب کرد آن مدتی را که فاضل خداداد از حساب برادر من سوءاستفاده میکرده اگر به صورت رسمی و قانونی این کار را میکرد بانک چقدر از او بهره میگرفت.
نقش رفیقدوست در بازگرداندن خداداد
رفیقدوست دیروز به موضوعی دیگر هم اشاره داشت که مربوط به آوردن خداداد به ایران است. رفیقدوست به ایسنا گفت: «بنده با آوردن فاضل خداداد به کشور بزرگترین خدمت را در این پرونده کردهام.» ماجرای بازگرداندن خداداد به ایران چه بود؟ آن طور که نوشته شده فاضل خداداد پسر یکی از معتمدان میدان بار تهران به نام حاجی خدادادخان خداداد بود. محسن رفیقدوست پیش از این گفته بود که خانواده خداداد در واردات و فروش میوه فعالیت داشتهاند و کل میدان ترهبار قدیم تهران متعلق به پدر خداداد بود. وی فعالیتهای ساختمانی و برجسازی میکرد. او با شروع جنگ ایران و عراق در مهرماه ۱۳۵۹ از ایران خارج شده و پس از پایان جنگ در شهریورماه سال ۶۷ به ایران بازمیگردد و با معرفی مرتضی رفیقدوست که آن زمان رئیس کمیته انقلاب اسلامی سعدآباد بود به یکی از شعب بانک صادرات معروف به شعبه ۲۰۷ در باغ فردوس (تجریش) مراجعه و یک حساب جاری باز میکند. در بهمن ۱۳۷۱ رئیس اداره کل بانک صادرات ایران متوجه اختلاس میشود. در این هنگام فاضل خداداد در پاریس بوده که با تماسهای مکرر ولیا… سیف، مدیریت بانک به ایران بر میگردد و بعد از برگشت فاضل، از محل وجوهی که اختلاس شده بود، جمعا ۴۴میلیارد و۲۰۰میلیون ریال ظرف حدود یک ماه وصول میشود. وی از بهمن ۷۱ تا مرداد یا شهریور ۷۲ تحت مراقبت بود. اما نهایتا در این زمان میتواند از کشور فرار کند. وی حدود 8میلیون و 3هزار دلار پول از کشور خارج کرده بود که هیچگاه به کشور برنگشت. اما دوباره با وعده بخشش از سوی برادر رفیقدوست و ولیا… سیف مدیرعامل بانک صادرات در شهریورماه ۷۳ به ایران بازمیگردد تا باقیمانده بدهی خود را به بانک پرداخت کند. وی در روز ۹ بهمن ۱۳۷۳ بازداشت دوباره و پس از چندین جلسه دادگاه در آذرماه سال ۱۳۷۴ اعدام شد.
گزارش از آرمان













