سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پروژه ایران هراسی ترک جدی خورده است...

پروژه ایران هراسی ترک جدی خورده است

چکیده :دکتر محمدکاظم سجادپور بر رویکرد دیپلماسی چندجانبه دولت یازدهم بر سه محور، ادراکی، اجرایی و نتایج حاصله تاکید داشته و بیان می کند که این سیاست برآمده از اعتماد به نفس دیپلماتیک است....


محمد کاظم سجادپور، استاد دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه در همایش جایگاه منطقه ای و بین المللی ایران پس از گفت وگوهای ژنو به بررسی دیپلماسی کشور پس از مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 پرداخت. متن این سخنرانی به شرخ زیر است:

به گزارش دیپلماسی ایرانی، موضوع سیاست خارجی ایران، موضوع بسیار مهم و قابل توجه و یکی از موضوعات سیاسی شده در شرایط فعلی کشور است. می خواهم از بحث سیاسی شده مقداری فاصله بگیرم. چون در بحث های سیاسی یک نوع دو قطبی و نگرش دو گانه وجود دارد. شما یا یک بحثی را قبول دارید یا یک بحثی را قبول ندارید. اگر دشمن کاری کرده باشد، همان کار را هم خودتان انجام داده باشید، چون دشمن کرده، بد است اما اگر دوستتان انجام دهد، خوب است. در همه جای دنیا هست. اما نمی خواهم سیاسی بحث کنم. واقعیت قضیه بحث علمی تر در مورد مباحث سیاست خارجی چیست؟ هرچند که هیچ وقت بحث هنجاری و غیرهنجاری و به تعبیری غیرسیاسی وجود نداشته است. می خواهم از این فضای سیاسی فاصله بگیرم و این سوال را مطرح کنم که عملکرد سیاست خارجی دولت در عرصه مناسبات چندجانبه چگونه بوده است؟ ابتدا باید چند نکته مقدماتی را توضیح دهم:

می دانید دیپلماسی یک کار و حرفه بسیار کهنی در تاریخ بشر دارد. یعنی از عصری که بشر در دوره شکار زندگی می کرد و بر سرمنطقه شکار بین کشورها اختلاف می شده و نماینده فرستاده و نماینده ها از مصونیت برخوردار بودند و حل اختلاف می کردند تا زمان حاضر که دیپلماسی پیشرفته شکل گرفته است. در اسلام اهمیت زیادی به دیپلماسی داده شده است. پیامبر اکرم (ص) حتی سفرا و نمایندگان قبایل دیگر را در یک محل خاصی ملاقات می کردند. گفته می شود زمانی یکی از سفرا به نمایندگان قبایل با بدی حرف می زند و کلام تند و بدی داشته، پیامبر به او می گویند اگر تو سفیر نبودی، برخورد دیگری با تو می کردم. این دیپلماسی در طی زمان متحول شده و نیاز بشری به داشتن مراوده، حل و فصل اختلافات و جمع و جور کردن مسائل بین ملت ها، خودش را به مرحله ای داده است که در حال حاضر دیپلماسی را به عنوان یک حرفه جا افتاده با تخصص مختلف می بینیم. یکی از این تخصص ها دیپلماسی چندجانبه است. به چه معنی؟ در 200 سال گذشته شاهد یک دیپلماسی به نام دیپلماسی چندجانبه هستیم. این دیپلماسی انوع و اقسام تحولات در جهان را داشته و زندگی روزمره همه ما به نحوی متاثر از دیپلماسی چندجانبه است. دیپلماسی چند جانبه در حال حاضر ابعاد و زوایای گوناگونی دارد. مشکلات و چالش هایی هم که برای ایران، غرب و آمریکا فراهم کرده اند، قالب چندجانبه به آن داده اند. یعنی در قالب قطعنامه های شورای امنیت، گروه های مخالف ایران این کار را انجام داده اند. البته تمام دیپلماسی فقط شورای امنیت نیست و شورای امنیت هم فقط قطعنامه ها نیست. اما این یک بخش از دیپلماسی بوده که بسیار تکنیکی تر و حرفه ای تر است. اگر این مقدمات روشن کننده بحث باشد، در پاسخ به اینکه دولت یازدهم در زمینه دیپلماسی چند جانبه چگونه کارش قابل تحلیل است، سه نکته را بیان و در موردش توضیح می دهم:

1- جنبه ادراکی دیپلماسی چند جانبه

2- جنبه اجرایی دیپلماسی چند جانبه

3- مساله نتایج دیپلماسی چند جانبه دولت

در زمینه فهم باید بگویم که دولت و شخص وزیر خارجه، ادراک دقیقتری از شرایط بین المللی و شرایط دیپلماسی نسبت به گذشته دارند. این دیپلماسی در سطح ادراکی مبتنی بر این است که شرایط بین المللی چگونه علیه ایران شکل گرفته یا شرایط بین المللی چیست؟ همه اش هم شکل گرفتن نیست. پدیده ای که ما از آن به عنوان ایران هراسی یاد می کنیم، این پدیده چگونه جنبه چند جانبه پیدا کرده و چگونه باید از جنبه چند جانبه ای خارج شود؟ همین طور ایران در شرایط جالب و قابل توجه در جهان سیاست به سر می برد و یکی از نیروهای اثرگذار نه اینکه صرفا یک نیروی اثرپذیر، است.

آقای دکتر ظریف و آقای روحانی در صحبت ها از دوران گذار روابط بین الملل صحبت می کنند. یعنی دورانی که یک سیالیتی خاص در آن وجود دارد. در این سیالیت و به هم خوردن قطب ها و بازیگران، حداقل در منطقه ما، ایران وجود دارد که برآمده است. دنیای عراب را نگاه کنید. سه قدرت بازیگر استراتژیک دنیای عرب که منطقه خاورمیانه را در طی 50 -60 سال گذشته، شکل می دادند، عملا از صحنه بازیگری ماورای مرزهای خودشان خارج هستند. مصر گرفتار، مسائل داخلی است. عراق همین طور؛ عراق زمانی قدرت مهم در دنیای عرب بود. سوریه گرفتاری های خاص خودش را دارد. تنها بازیگری که در دنیای عرب بازی خارج از مرزهای خودش را دارد، عربستان است که به تحلیل عده ای از کارشناسان این بازی خیلی عصبی و واکنشی است. به گونه ای که دوستان آمریکایی عربستان، سرو صدایش از نوع بازی حمایت عربستان از تروریست ها در سوریه، در آمده است. بازیگرانی مانند قطر که حجم کوچکی از نظر جغرافیا داشته و تاریخ اندکی دارند، با پول زیاد سعی کردند، بازیگری و رسانه های جدید ایجاد کنند. اما تحولات چند ماه گذشته، به خصوص در عرصه سوریه و مصر و تنشی که بین خود بازیگران در فضای عربی به وجود آمد، نشان داد که صرف پول، بازیگری نمی آورد و یک نوع پختگی و درایت هم لازم است. واقعا شرایط و تحولاتی که در ایران از نظر انتخابات روی داد، موقعیت ایران را ارتقا داده است. البته این نتیجه یک شب نیست، بلکه ده ها و سال ها کار است، ولی این که به این درک رسیده باشیم که ما فقط یک طرف نبوده و همه چیز علیه ما نیست. ما می توانیم خودمان اثرگذاری کرده و موثر باشیم و دنیای در حال تغییر را شکل دهیم، این ادراک کلیدی است. این ادراک را همراه با یک حس در دنیا ایجاد کنیم که نگاه ایران هراسی، اسلام هراسی و شعیه هراسی برساخته و نادرست است. ارائه طرح جهان علیه خشونت و افراط که کمتر در داخل کشور مورد بحث های فنی و علمی قرار گرفته، نشان دهنده ادراک از این شرایط بوده که خاورمیانه و جهان بسیار خشن و افراطی شده است و ایران به عنوان یک بازیگر می تواند در مهار این خشونت و افراط گری نقش اساسی و عمده ای را ایفا کند.

به جز جنبه ادراکی در جنبه اجرای دیپلماسی چندجانبه نیز یعنی کار با سازمان های بین المللی و منطقه ای، تحولی صورت گرفته که یک تیم حرفه ای در این عرصه مشغول به کار است. یکی گفت تیم حرفه ای به چه معناست؟ گفتم حداقل این است که موقعی که مذاکره می کند، احتیاجی به ترجمه ندارد و می فهمد طرف چه می گوید.

نکته دیگری که در اجرای سیاست دیپلماسی چند جانبه ایران مطرح می شود، پشتوانه عظیم مردمی است. با وجود برخی انتقادها، که خود انتقادها هم بخشی از قوت ایران است. من از افرادی هستم که تنوع و مخالفت ها را به دلیل نداشتن نگاه سیاسی – سیاه و سفید دیدن – از نکات قوت ایران می دانم. پشتوانه عظیم و قابل توجهی که از این سیاست در اجرا می شود، بسیار موثر است. نکته دیگر این است که دیپلماسی چند جانبه ایران، دیپلماسی یک فرد یا یک تیم نیست. دیپلماسی اجماع نظام است. بر روی این تاکید می کنم. دنیای دیپلماسی دنیای تکنیکی است. برای همه کارها یک واژه بسیار تکرار می شود و آن واژه “دستورالعمل” است. دیپلمات کسی است که بر اساس دستورالعمل کارش را نجام دهد. دستورالعمل ها هم به خصوص در زمان پرونده های بزرگ و جدی حتما بر اساس اجماع باید باشد، وگرنه چیز شخصی نیست. روابط بین المللی سوای یک بحث کلی، بحث تکنیکی و تخصصی هم دارد. شما نمی توانید درباره همه مسائل بین المللی اظهارنظر کنید. بنده خودم خیلی چیزها را نمی دانم. هر روز یک موضوع جدیدی کشف می کنم. نمی توان با یک نگرش و حرف کلان همه روابط بین الملل را مطرح کرد. در این سطح اجرایی دستورالعمل بازتاب اجماع است و این اجماع بسیار کلیدی است.

نکته سوم، در مورد نتایج دیپلماسی چند جانبه است. ادراک درستی وجود دارد و این ادراک توام با اعتماد به نفس بوده که بسیار مهم و من نام آن را اعتماد به نفس دیپلماتیک می گذارم. اعتماد به نفس زمانی به دست می آید که انسان در عرصه فعالیتی درگیر شود. شما ممکن است در رانندگی هزاران صفحه مطلب بخوانید و معلم خوب رانندگی داشته باشید ولی تا زمانی که رانندگی عملی نکنید، اعتماد به نفس را پیدا نمی کنید. شاید یکی دوبار هم لازم و پذیرفته است که خطاهایی در مرحله اول داشته باشید اما اعتماد به نفس پیدا و جلو می روید؛ این که کشور به یک اعتماد به نفس دیپلماتیک برسد که قدرت های بزرگ برایش چیزی نباشد و بداند قدرت های بزرگ چه هستند و چه برنامه هایی دارند و از موضع برابر با آن صحبت کند، اعتماد به نفس دیپلماتیک می خواهد. این بسیار حائز اهمیت است.

نتایجی که به دست آمده، تغییر فضا است. خیلی ساده است. کافی است یک سال پیش شرایط بین المللی ایران را با شرایط امروز ایران مقایسه کنید. سیاست است و فضاسازی. سیاست ارتباط مهمی با ساختن فضا دارد. این تغییر فضا ساده نیست. به راحتی هم به دست نیامده و نتیجه فعل و انفعالات گسترده ای است. تداوم و تغییر در حوزه های مختلف سیاسی صورت گرفته که به اینجا رسیده است. از این تغییر فضا عده ای نه ایرانی، عده ای در منطقه که مخالف هستند و نان زندگی شان از ایران هراسی می چرخیده، می گویند یک زلزله سیاسی در منطقه روی داده است. آن زلزله چه بوده است؟ تمام بازیگران منطقه ای یا بسیاری از آنها سعی داشتند که از طریق ایران هراسی، سیستم منطقه را شکل دهند و هنوز هم پایان نیافته است. ولی در ساختمان ایران هراسی، ترک های جدی ایجاد شده است. من فکر می کنم قضیه سوریه برای ما به عنوان مطالعه جالب است. موضعی که ایران از ابتدا داشته، صرفا ربطی هم به دولت یازدهم ندارد، زیرا مسائل سیاست خارجی مسائل کلان کشور است. ایران از ابتدا موضع داشت که این مساله راه حل نظامی ندارد. الآن فکر می کنم تقریبا هیچ بازیگر عمده ای نیست که این را نپذیرفته باشد. البته هنوز بازیگرانی هستند که می خواهند مسائل را نظامی نگه دارند ولی رسیدن به این نکته که گروه های تکفیری و تروریستی که کشتن زنان و کودکان را به راحتی انجام می دهند، بیش از هر چیزی تهدیدی برای منطقه است. منتها قبل از آن همه ایران را به عنوان منشا تهدید معرفی می کردند. رژیم صهیونیستی، بحث تهدید ایران و ایران هراسی را حتی گفتمان حمله به ایران را وارد مجادلات و مناظرات انتخابات ریاست جمهوری دور دوم آمریکا کرد. بحث رامنی و اوباما در مباحث سیاسی خارجی این بود که چرا شما حمله نظامی نمی کنید. به نظرم الآن طرح بحث حمله نظامی، حتی در بین خود کسانی که این را می گویند همه گزینه ها روی میز است، کلا با چالش عمده ای به خاطر تغییر فضا رو به رو شده است. مقاله ای خواندم در خصوص این که می گویند همه گزینه ها روی میز بوده، یک چیز مبهمی است. درست است که استنباط می شود که مساله بعد نظامی مطرح است ولی هر کسی که این را می گوید وقتی از او پرسیده می شود که دنبال حمله نظامی هستی، با تردیدهایی مواجه می شود.

در عین حال نمی خواهیم بگوییم که فضا صد در صد عوض شده است. کسانی که به آن فضا عادت کرده بودند سعی دارند که فضا را به قبل در منطقه و جهان برگردانند. نکته دیگری که بسیار حائز اهمیت است، مساله شناسایی بین المللی قدرت منطقه ای ایران است. شما اگر با دیپلماسی جهان آشنا باشید این که سطح ملاقات و تماس ها چقدر است، می بینید که ایران را به عنوان یک قدرت واقعی نه قدرت منطقه ای که قدرتش متکی بر بیرون باشد، پذیرفته اند. ایران خودش امنیتش را تولید می کند. ایران تنها قدرت منطقه ای در خاورمیانه است که از نظر امنیتی به دیگران متکی نیست. این بسیار کلیدی است. این مساله مورد شناسایی بین المللی هم قرار می گیرد. تغییر فضا و شرایط و اعتماد به نفس دیپلماتیک نتیجه ادراک و به کار بردن دیپلماسی چندجانبه، درگیر کردن همه بازیگران و راه ها و مکانیزم های تکنیکی آن است. دیپلماسی یک امر حرفه ای است و چیزی را که شاهدیم به کار بردن دیپلماسی حرفه ای بوده که جواب داده است. چرا؟ چون نه فقط حرفه است، بلکه از پشتوانه همه جانبه نظام و مردم نیز برخوردار و موثر در تغییر فضا و نگرش ها و ایجاد یک تکانه استراتژیک منطقه بوده است. البته این دیپلماسی مورد چالش هم هست. چالش ها هم درونی، هم منطقه ای و هم بین المللی است. به این معنی نیست که این مسیر، مسیر راحتی است. برخی از چالش های درونی منطقه ای و بین المللی، ادراکی و برخی به جنبه های اجرایی مربوط می شود و برخی هم سیاسی است. نمی توان به صورت یکپارچه در مورد همه بگوییم. به نظرم اجماع و اراده ملی در مجموع در ایران این است که مسیر دیپلماتیک پیش برود. هرچند که مخالفت ها و دیدگاه های متفاوت هم مطرح می شود که این در چکش خور کردن و پختگی یک ملت می تواند موثر باشد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.