سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » زمينه‌هاي سياسي و اجتماعي كودتا...

زمينه‌هاي سياسي و اجتماعي كودتا

چکیده :عده‌ای کودتای سوم اسفند را نقطه عطفی تاریخی مي‌دانند که در نهایت منتج به گذار ایران به سمت سیاست مدرن شدوعده‌ای آن را مسبب شکل گیری استبداد سرسپرده دیگر مي‌دانند.برخی از صاحب نظران معتقدندکه این کودتا کودتایی غیرمستقل وعامل انگلیس بوده است و برخی نیز اعتقاد دارند که قزاق‌ها برای کودتا نیازی به دخالت انگلیس نداشتندواین کودتا کودتایی مستقل بوده است....


در سالگرد کودتایی هستیم که باعث تغییر سلطنت ایران از خاندان قاجاریه به خاندان پهلوی شد.کودتایی معاصر که با وجود ملموس وعینی بودن نتیجه اش، اما تحلیل‌ها نظرات متفاوتی در رابطه با آن وجود دارد.عده‌ای کودتای سوم اسفند را نقطه عطفی تاریخی مي‌دانند که در نهایت منتج به گذار ایران به سمت سیاست مدرن شدوعده‌ای آن را مسبب شکل گیری استبداد سرسپرده دیگر مي‌دانند.برخی از صاحب نظران معتقدندکه این کودتا کودتایی غیرمستقل وعامل انگلیس بوده است و برخی نیز اعتقاد دارند که قزاق‌ها برای کودتا نیازی به دخالت انگلیس نداشتندواین کودتا کودتایی مستقل بوده است.

درهمین رابطه روزنامه قانون گفت‌وگویی دارد با جمشید کیانفر،پژوهشگر،مورخ و ایرانشناس در رابطه با زوایای مختلف این واقعه تاریخی.

وضع سياسي و اجتماعي ايران در سال 1299 به چه شكل بود كه كشور پذيرنده چنين كودتايي بود؟

ايران درآن زمان اوضاع آشفته اي داشت.دو قراردادي كه بين روس‌ها و انگليسي‌ها امضا شده بود،‌كه مادرتاريخ آن هارابانام قراردادهاي 1907 و 1915 می‌شناسيم،شرايط را به گونه اي بدل كرده بودكه ايران راعملا درمرحله اول به سه منطقه،يعني منطقه اي شمالي تحت نفوذ روس‌ها ومنطقه جنوبي تحت نفوذ انگليسي‌ها ومنطقه مياني تحت نفوذدولت مركزي ايران،تقسيم مي‌کرد.امادرقرارداد 1915 عملا ايران به دو منطقه تحت نفوذي تقسيم شده بودودولت ايران هم قادر نبود كاري از پيش ببرد.قرارداد 1919مزيدبرعلت بودواز طرفي شمال عملا درگير مسئله جنگ بود، لرها و كردها هرکدام به نوعي داعيه استقلال داشتند و در جنوب و در خوزستان شيخ خزعل هست و در خراسان كلنل محمدتقي خان پسيان است وبا اين تفاسير می‌بينيم كه دولت حتي قادر نيست به پرسنل خودش حقوقي بپردازدودرآمد دولت به صفر رسيده بود و ضمن اين كه بر اثر وام‌هايي كه در دوران قاجار گرفته شده بود عملا محل هاي درآمدهم تحت تسلط روس‌ها و انگليسي‌ها بود.پس بنابراين شرايط و اوضاع سياسي ايران در آن سال بسيار نامناسب بود و می‌توان گفت كه از بعد از انقلاب مشروطه،يعني از 1285 تا سال 1299 كه كودتا رخ داد اسما دولت در ايران وجود داشت،ضمن اين كه دو سال ازاين چهارده سال هم به استبداد صغير گذشته بود.در واقع دولت كارآمدي نداشت ضمن اين كه هر چند ماه يك دولت روي كار می‌آمد به علت موانع و مشكلاتي كه براي اداره كشور وجود داشت.دراين چنين شرايطي كودتايي در ايران به يك باره رخ داد ضمن اين كه زمينه براي كودتا مهيا بود.واقعه كودتا صرفا به همان كودتاي سه اسفند 1299 كه مشهور به كودتاي رضاخان است محدود نبود وكميته آهن در اصفهان و تهران فعاليت می‌كرد و آن‌ها هم درصدد كودتا بودند و در اين شرايط بود كه كودتا رخ داد.

هنوز هم بر سر نقش انگليس در اين كودتا مناقشه و بحث است.آيا انگليس به‌طور مستقيم در اين كودتا دست داشت يا رضاخان می‌توانست بدون دخالت انگليس كودتا را پيش برده و به سرانجام برساند؟

من جزو دسته اي هستم كه معتقدم انگليسي‌ها دخالتي در كودتا نداشتند ودليلش هم گزارشاتي است كه بين سفير انگليس درايران و وزارت امورخارجه وجود دارد.درآن زمان وزارت امورخارجه انگليس به دنبال رجال استخوان داري از سلسله قاجاريه بود كه با آن‌ها درارتباط باشند.من اين ارتباط را سرسپردگي تلقي نمي‌كنم.طي مذاكرات و ارتباطاتي كه بين سفير انگليس با وزارت امورخارجه و احمد شاه وجود دارد نشان می‌دهد كه انگليسي‌ها خيلي در كودتا دخيل نيستند.البته اين راهم بايد درنظر گرفت كه سه نهاد در بريتانيا وجود دارد كه بايد درجريان اين كودتا قرار می‌گرفتند.يا وزارت مستعمرات بايددرجريان كودتا قرار می‌گرفت،ياوزارت خارجه ياسازمان ونهاد نظامي دولتي انگليس يعني وزارت جنگ يا وزارت دفاع.وقتي نگاه می‌كنيم می‌بينيم كه هيچ يك از اين سه نهاد درجريان كودتا نيستند.اما ضمن ردكردن دخالت كودتا معتقدم كه انگليسي‌ها مشوق اين كودتا بودندودر واقع يك ژنرال انگليسي مشوق اين كودتاست و او نيزكسي جز ژنرال آيرونسايدنيست كه درآن روزگار درقزوين حضور داشت وبه نوعي بعد از انقلاب اكتبر 1917 نيروهاي انگليسي بيشتر در فعاليت هاي ضد روسي هستند.به اين ژنرال دستور داده بودند كه به همراه نيروهايش و بدون اسلحه‌هاي سنگين و بسيار سبك به سمت بغداد حركت بكند.آيرونسايد قواي شكست خورده قزاق‌ها را تحريك می‌كندتابراي نجات مملكتشان به سمت تهران حركت كنند تا خود بتواند صحيح و سالم ازطريق جاده هاي برفي به بغداد برسدبدون اين كه آسيبي ببيند.آيرونسايد در خاطراتش نیز این موضوع را بيان می‌كند.

با این تفاسیرآیا مي‌توان گفت که انگلیسی‌ها نقشی در ابتدای کودتا نداشتند ولی درادامه چون هم خطر روسیه را حس مي‌کردند و هم کودتا را حافظ منافع خود مي‌دیدند با کودتا همراه شدند؟

بعدها این اتفاق افتادوانگلیس ناگزیر درادامه باکودتا همراهی کرد زیرا دیدند که کودتا به نفعشان است.انگلیسی‌ها در قرارداد 1919 نوعی وحدت ارضی برای دولت ایران در نظر مي‌گیرندودلشان مي‌خواست که ایران از آن حالت بن بست مالی و سیاسی دربیاید.انگلیسی‌هاي آن زمان انگلیسی‌هایی نیستندکه درانقلاب مشروطه ازانقلاب مشروطه حمایت کردند.شاید قرارداد 1919 را بشود به نوعی اينگونه تلقی کرد که انگلیسی‌ها برای به دست آوردن امتیاز در ایران تعهدات مالی و نظامی که در آن قرارداد صورت مي‌گیردازبعدی شاهکار ایرانی هایی است که چنین قراردادی را بسته اند ولی از آن جایی که ایران را تحت قیمومیت انگلیس در مي‌آورد باعث مي‌شود تا در ایران با آن قرارداد مخالفت شود.این را هم باید در نظر گرفت که قبل از این که دولتمردان ایران اقدام بکنندوبخواهندباقرارداد 1919 مخالفت بکنند این پارلمان انگلیس است که با این قرارداد مخالفت مي‌کند.ما هنوز اسناد انگلیس در آن زمان را مورد تحقیق قرار نداده ایم وصورت جلسه مجلس انگلیس و نظر نمایندگان آن که به قرارداد اعتراض مي‌کنند را مورد تحقیق قرار نداده‌ايم ولی واقعیت این است که قبل از این که رجال ودولتمردان ایرانی که به هر نوعی با این قرارداد مخالفت کردند مي‌بینیم که خود دولت پارلمانی انگلیس هست که مخالفت مي‌کندو می‌گوید شما این همه تعهدات مالی و نظامی و امنیتی برای یک سرزمین قرار مي‌دهید که فقط تحت قیمومیت باشدوپادشاهی و دولتش سر جایش باشد و این به چه معناست؟وقتی این مسائل را نگاه مي‌کنیم مي‌بینیم که انگلیسی‌ها و وزارت خارجه و وزارت ایران و وزارت مستعمره انگلیس قصد استعمار ایران را ندارند ولی در عین حال به دنبال این هستند که یک دولت وحدت مرکزی در ایران به شکل مقتدر و قوی بر سر کار بیاید.از همین رو دو یا سه سال بعد از کودتا با کودتا همراهی مي‌کنند و شاید این زمینه ساز شروع کار حکومت پهلوی در سال 1305 بوده است.

مطالبه کودتا در ابتدا چه بود؟آیا رضاخان از ابتدا به دنبال سرنگونی حکومت قاجاریه بود؟

در آغاز به دنبال سرنگونی قاجار نیست.کودتا آمده است تا یک سری اصلاحاتی را برای نظام ارتشی ایران یا همان قزاق‌ها به وجودبیاورد وبه نوعی به جزبا احمد شاه با رجالی که در آن زمان مملکت را اداره مي‌کردند مخالفت مي‌کند.کودتا همواره دو عنصر دارد.یک عنصر نظامی ودیگرعنصر ارباب قلمی یارجال غیرنظامی.رجال غیر نظامی این کودتا یک روزنامه نگار هست که چندان موقعیت اجتماعی و سیاسی برجسته‌ای ندارد و آن فرد سیدضیاست.وقتی نگاه مي‌کنیم مي‌بینیم که خیلی از رجال ودولتمردان ایرانی به زندان افتادند چرا که آنها سید ضیا را قبول نداشتند و سیدضیا نمی خواست تاازطرف آن‌ها آسیب ببیند،پس نه تنها در تهران بلکه در ایالت و ولایت دستور زندانی کردن این‌ها را مي‌دهد و بعدها مي‌بینیم که نخست وزیری که بعدازحکومت صدروزه سیدضیا سرکار مي‌آید قوام السلطنه است که در زندان حکم نخست وزیری مي‌گیرد.این شرایطی که در آن روزگار وجود دارد نشان مي‌دهد که دولت انگلیس این دولت کودتا را مي‌پذیرد ولی در آغاز همراهی نکرد.

چرا احمد شاه تن به نخست وزیری سید ضیا مي‌دهد؟

این باز مي‌گرددبه زمینه هرج ومرج و عدم ثباتی که درکل کشور بوده است ومشکلات مالی ونظامی که وجود داشت و قزاق‌هاي شکست‌خورده از نهضت شمال به تهران آمده بودند.احمدشاه که مي‌بیند که عملا دور و برش خالی شده است پس سعی مي‌کند تابا این کودتاهمراهی کندضمن این که درنظربگیریم که این کودتا هیچ کشته‌ای نداشت چون معمولادرکودتاهای نظامی خیلی ها می‌میرند وتسویه حساب‌هاي عجیب و غریبی صورت مي‌گیرد اما در این کودتا به طورکلی چند تیردرصبح شلیک شدبرای ورودبه تهران و تنها جایی که مقاومتی رخ داد نظمیه بود. حتی مي‌بینیم که رئیس خارجی نظمیه در آن روزگار ازکودتا بی خبراست بنابراین درچندجاشروع مي‌کنندبه مقاومت کردن ولی وقتی مي‌بینندقدرت تقابل ندارنددست ازمقاومت مي‌کشند.پس همه چیز کودتا فراهم بوده است واحمد شاه راهی جز همکاری باکودتا برای حفظ خودش و سلطنتش نداشت وبه همین دلیل حکم نخست وزیری را برای سیدضیاصادرمی کند وسیدضیا هم درتشکیل کابینه اش عملارضاخان قزاق رابه عنوان وزیرجنگ انتخاب مي‌کند.

هدف سید ضیا از بازداشت ملاک‌ها و اشراف زاده‌ها و رجال سیاسی به خصوص مشروطه خواهان چه بود؟ این قلع و قمع چطور مي‌توانست کاتالیزوری باشد برای زودتر به نتیجه رسیدن کودتا؟

بازداشت‌ها به دلیل این بود که سیدضیا برای تشکیل کابینه به خیلی از این رجال رو آورد ولی هیچ کس از این‌ها نه تنهاسیدضیارانپذیرفت که سیدضیا را به باد تمسخر گرفت.در واقع همه آن‌ها خودشان را برتر از آنی مي‌دانستند که بخواهند در کابینه آدمی چون سیدضیا که سابقه سیاسی آن چنانی نداشت و تا دیروز روی دو زانوی ادب در محضر این بزرگان مي‌نشست حضورداشته باشند.حالا مي‌خواست فرمانفرما باشد یامستوفی باشدیابرادران پیرنیا، همه دست ردبه سینه سیدضیا زدندوهمراهی نکردند.سیدضیا هم برای این که از طرف این افراد هیچ نوع آسیبی نبیندوهمچنین چون خود آن رجال ودولت‌مردان را مقصر مي‌دانست و مي‌گفت رجالی که از بعد از مشروطه روی کار آمده اند ناکارآمدو مسبب ویرانی ایران هستند آن‌ها را بازداشت کردتابعدشرایطی برای محاکمه آن‌ها پیش بیایداما متاسفانه در این زمینه هیچ کس کار زیادی نکرد و خود سید ضیا هم وقتی مي‌خواهد در مجلس چهاردهم و بعد از شهریور 1320 وارد مجلس بشود ردصلاحیت مي‌شود در این باب مي‌گویداگرمن کودتا نمی‌کردم مدرس و یا دیگران کودتا مي‌کردندوهمه شما را مي‌کشتند اما من فقط برای کنترل اوضاع، شما را چند وقتی بازداشت کردم. ولی به شکل رسمی صحبتی نشده است که چرا سیدضیا این‌ها را بازداشت مي‌کند و سه ماه بدون محاکمه در زندان نگه مي‌داردوباعث مي‌شودکه حتی نخست وزیر بعد از سید ضیا از درون زندان حکم نخست وزیری را دریافت کند.

ما از مخالفت مدرس با این کودتا با خبریم ولی مجلس درنهایت همراهی مي‌کند.نقش مجلس چطور بوده است؟

در این جا دو بخش را باید ازهم تفکیک کنیم.یک تشکیل کابینه توسط سید ضیا است که در آن مجلس اصلا کاره‌ای نیست.آن اصولی که درآن روزگار رعایت مي‌شود که اگر کسی مي‌خواست نخست وزیر یا صدر اعظم بشود باید اول به مجلس پیشنهاد مي‌شد و مجلس رای تمایل ونه رای نهایی مي‌دادوبعد نخست وزیر زمانی داشت و دولت را تعیین مي‌کردوبه مجلس معرفی مي‌کرد وازمجلس تاییدیه مي‌گرفت ولی کابینه سیدضیا این روند را طی نکرد و حتی رای تمایل هم ازمجلس گرفته نشد.در واقع مجلس به بازی گرفته نشدونقش خاصی را به مجلس ندادند. اما در دولت‌هاي بعدی که بعد از سیدضیا تشکیل مي‌شود مجلس نقش داردواین مجلس است که رضاخان را مي‌پذیرد و سردارسپه درکابینه باقی مي‌ماند و مي‌بینیم که دولت‌ها عمرشان کوتاه مدت است و می‌آیند و می‌روند ولی یک فرد در سمت خودش ثابت است و اورضاخان است تا روزی که با صفت حضرت اشرف مي‌شود نخست وزیر و در دوره نخست وزیری اش است که چالش اصلی در میان او و مجلسیان و به خصوص مدرس و اطرافیانش به اوجش مي‌رسد.

موضع روشنفکران در آن روزگارنسبت به کودتاچگونه بوده است؟آیا نیروهای الیت در پشت سر کودتا ایستاده بودند یابا آن مخالف بودند؟

نه تنها روشنفکران که عامه مردم طالب یک امنیت و یک آرامش و یک رونق اقتصادی بودندواین سه اصل عاملی بود که رضا شاه مي‌تواندبراساس اقداماتی که دراین زمینه انجام مي‌دهد تبدیل بشود به رضا شاه.در دوره صدارتش، مدتی قهر مي‌کندوبه مدت سه،چهارروز مي‌رودبه دماوند و مي‌بینیم که نمایندگان مجلس به دنبالش مي‌روندوقانعش مي‌کنندوبرمی گردانندش. وقتی شرایط و اوضاع اجتماعی آن جا رادر نظر بگیریدمی بینیدکه سرکوب شیخ خزعل وسرکوب لرستان انجام شد.وقتی مي‌خواستی ازمرکز به خوزستان بروی یاباید از مسیر کوهستانی بختیاری مي‌رفتی یا ازطریق منطقه لرستان مي‌رفتی وهردو منطقه نا امن بودومضاف براین که راه بختیار مشکل تر هم بود چون بایدبه اصفهان مي‌رفتی و بعد به چهارمحال و بختیاری مي‌رفتی و در نهایت از طریق کوه به خوزستان می‌رسیدی و راه لرستان مناسب‌تر بود ولی ناامن بود.ضمن این که پلیس جنوب هم شیراز و مناطق دیگر را تسخیر کرده بود و در واقع عملا حکومت خود مختار توسط خان‌ها و خاوندهاسرتاسر ایران را گرفته بود و روشنفکر جماعت و عموم مردم هم طالب امنیت و رونق اقتصادی و آسایش بودند.پس مي‌توان گفت که مقدمات این مسئله را سردار سپه در دوران کودتا فراهم کرد تا بشود زمینه‌ای برای سلطنتش.بعدازبه سلطنت رسیدن رضا شاه نیز مجلس موسسان تشکیل مي‌شود که منتخب مردم هست وهمین نمایندگان مردم هستند که به او رای مي‌دهند. گروه کم تعداد مخالف شاید ورای این موضوع نگاه مي‌کردند و فکر مي‌کردند که این عنصر پتانسیل تبدیل شدن به یک مستبد را دارد ولی از سویی مي‌بینیم که مواردی پیش مي‌آید که حتی خود مدرس هم با رضاخان پیمان مودت مي‌بندد ولی هر دو آن حریم توافقی که با هم کرده بودند را رعایت نمی کنند.بنابراین جامعه ایرانی آن روز به دنبال امنیت است و آشوب و نا امنی و نداشتن ارتش قوی و نداشتن رونق اقتصادی برای هیچ کس خوب نیست و بنابراین رضاخان واطرافیانش دومطالبه اصلی مردم را برآورده کرده بودند.اول امنیت بودکه باسرکوب تمامی خوانین وایلات و عشایر وتحت سلطه درآوردن آن زیرپرچم دولت مرکزی ونابود کردن هرمخالف ومردم به دنبال همین امنیت بودند.ازطرفی همين امنیت است که رونق اقتصادی مي‌آوردودر شرایط ناامن فقط مشتی کلاش وفرصت طلب اقتصاد شخصی را برای خودشان به وجود مي‌آورند.

کودتای سوم اسفندحدفاصل بین دوحکومت قاجاریه وپهلوی بودوبعدازکودتاخیلی ازمولفه‌هاي سیاسی و اجتماعی در ایران تغییر کرد.نتیجه این کودتا راچطور مي‌بینید؟

خیلی از کسانی که حتی به نوعی از کودتاحمایت کردندبعدها نظرمتفاوتی داشتند.در آن دوران خیلی از روزنامه نگاران برجسته ومنورالفکر در ابتدا از کودتاحمایت کردندولی بعدها خود آن هاعلیه شخص رضاشاه اقدام کردند و روزنامه هایشان هم اکثرا تعطیل شد.از نوروز 1300 تا سال 1304 که مجلس ماده واحده تشکیل مجلس موسسان را تصویب مي‌کندتادر رابطه باسلطنت قاجار تصمیم بگیرداکثریت موافق بودندوحتی شخصیت هایی مانندمرحوم بهار حمایت مي‌کند.گرچه بهاربعدها مخالف رضاخان مي‌شود ولی درابتدا حمایت مي‌کند وزمینه قدرت یافتن رضاخان را فراهم مي‌کنندتا تبدیل به رضاشاه بشود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.