سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مادر سعید مدنی: مسئولین با چه هدفی این احکام سنگین را صادر می کنند؟...

مادر سعید مدنی: مسئولین با چه هدفی این احکام سنگین را صادر می کنند؟

چکیده :دادگاه تجدید نظر حکم بدوی سعید مدنی عضو شورای فعالان ملی- مذهبی را مورد تایید قرار داد. وی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباس به ۶ سال زندان در تبعید بندرعباس و ۱۰ سال زندگی در تبعید در شهر بندرعباس محکوم شده بود....


دادگاه تجدید نظر حکم بدوی سعید مدنی عضو شورای فعالان ملی- مذهبی را مورد تایید قرار داد. وی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباس به ۶ سال زندان در تبعید بندرعباس و ۱۰ سال زندگی در تبعید در شهر بندرعباس محکوم شده بود.

به گزارش جرس، پس از اعتراض وکیل این فعال سیاسی به حکم صادره، پرونده برای تجدید نظر به شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی موحد ارجاع شد و در ‌‌‌نهایت حکم صادره مورد تایید قرار گرفت. براساس این حکم سعید مدنی دو سال از دوران محکومیت خود را در زندان اوین گذرانده و چهار سال باقیمانده را در زندان بندعباس خواهد گذراند.

مطابق کیفر خواست صادره، سعید مدنی به اتهام همکاری با شورای هماهنگی راه سبز، کانون مدافعان حقوق بشر، کمیته دفاع از انتخابات آزاد، کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه، شورای فعالان ملی- مذهبی و انتشار چندین مقاله و کتاب در زمینه مسایل اجتماعی با هدف سیاه نمایی وضعیت کشور مورد محاکمه قرار گرفته است.

رقیه برادران، مادر سعید مدنی با ابراز ناراحتی از تایید حکم دادگاه بدوی به «جرس» می گوید: “از زمانی که این خبر را شنیدم از شدت ناراحتی و نگرانی شب و روز ندارم. روزی که به ملاقات سعید رفته بودیم هنوز حکم را به او ابلاغ نکرده بودند. الان دو سال و یکماه پسرم در زندان است بدون اینکه مرتکب جرمی شده باشد مگر انتقاد از وضعیت اقتصادی و دلسوزی او جرم هست؟ من نمی دانم مسئولین با چه هدف و چرا این کارها را می کنند؟ ما کلا به تداوم نگهداشتن او در زندان اعتراض داریم؛ به چه گناهی؟ اصلا این تعداد زندانی سیاسی ما نباید داشته باشیم مگر جرم اینها چیست؟ خود پسرم که با این شرایط می سازد اما ما چکار کنیم؟ هر دوشنبه برای دیدنش از اصفهان به تهران می روم؛ مگر روزهایی که وضعیت جسمانی ام وخیم می شود و نمی توانم حرکت کنم. از زمانی که سعید را زندانی کرده اند دو بار سکته کرده ام اما چه کنم طاقت نمی آورم و با وجود تمام سختی ها این مسیر را طی می کنم تا او را ببینم.”

او می افزاید: “این همه را به زندان انداخته اند، خانواده هایشان را بدبخت کرده اند برای چه؟ سعید سرپرست ماست، همسرم فوت کرده و سعید تنها پسر و سرپرست ماست. ما منتظر بودیم که در تجدیدنظر از اتهامات تبرئه شود و آزاد شود، اصلا انتظار نداشتیم به بندرعباس هم بخواهند تبعیدش کنند. آیا مسئولین فکر خانواده ها و فشارهایی که به آنها وارد می شود را کرده اند که چنین احکام سنگینی صادر می کنند؟ اگر جرم کرده بود می گفتیم مجازات جرمی که کرده است؛ اما وقتی کاری نکرده و فقط دلسوز کشور و مردم بوده است این احکام برای چیست؟ دو کلمه در مورد وضعیت اقتصادی و فقر در جامعه گفته است حرفهایی که الان برخی از مسئولین هم می زنند اما حرفهای بچه های ما فقط جرم است.”

سعید مدنی در تاریخ ۱۷ دی ماه ۱۳۹۰ توسط ماموران امنیتی دستگیر شد. او دو ماه و نیم در سلول انفرادی بود و پس از آن به بند ۲۰۹ منتقل شد. سعید مدنی تقریبا پس از ۵ ماه بازجویی در اوایل تیرماه امسال به بند عمومی منتقل شد اما ۲۴ ساعت بعد دوباره به درخواست وزارت اطلاعات به بند ۲۰۹ منتقل شد. وی در طول دوران بازجویی بارها توسط بازجویان خود به صدور حکم سنگین زندان و تبعید به نقاط بد آب و هوا تهدید شده بود تا وادار به بیان اعترافات دروغ علیه خود و دوستانش، و نیز مجبور به انجام مصاحبه تلویزیونی گردد تلاشی که از سوی بازجویان با مقاومت مدنی به نتیجه نرسید.

گفتنی است، این فعال سیاسی پس از انتقال به بند عمومی به علت عارضه ی سنگ کیسه صفرا تحت عمل جراحی قرار گرفت.

این عضو شورای سردبیری نشریه ایران فردا، به مدیرمسئولی مهندس عزت الله سحابی، در دیماه سال ۱۳۹۰ از سوی وزارت اطلاعات بازداشت و نزدیک به یکسال در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی های مکرر قرار گرفت. وی در این مدت به اتهام عضویت در شورای فعالان ملی -مذهبی، عضویت و همکاری با کانون مدافعان حقوق بشر، عضویت در کمیته دفاع از انتخابات آزاد، عادلانه و منصفانه، تاسیس و همکاری با کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه، و نیز همکاری با شورای هماهنگی سبز امید، و انتشار مقالات تحلیلی درباره جنبش سبز و در حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران در سایت ها و نشریات مختلف مکررا تحت بازجویی قرار گرفت.

خانم برادران در ادامه خاطرنشان می کند: “به تمام مراجع قضایی رفته ایم اما اصلا گوش شنوایی نیست و حرف ما را گوش نمی کنند؛ فقط وعده می دادند که مشکلی نیست و آزاد می شود، حالا این هم از آزادی! مگر من می توانم بروم بندرعباس؟ من الان هفتاد سال سن دارم و دوبار سکته کرده ام، عمری ندارم که ببینم سعید چهار سال دیگر در زندان بماند. با دختر و نوه ها و همسرش، پنج تا زن بی سرپرست هستیم، دو تا دخترش دانشجو هستند به پدرشان نیاز دارند. با این وضعیت اقتصادی این فشارهای اضافی اخلاقی و انسانی است؟ دو سال تحمل کردیم و منتظر آزادی اش بودیم اما به جای خبر آزادی حکمش را عینا تایید کردند. در این دو سال یکبار هم مرخصی ندادند و تنها به سختی توانستیم دو بار ملاقات حضوری بگیریم. حتی دوشنبه پیش اجازه نمی دادند خانمش به سالن ملاقات بیاید، دخترم اینقدر پیگیری کرد که دلیلی ندارد که خانمش به ملاقات نیاید تا اینکه رضایت دادند. مگر دو سال این فشارها را تحمل کردن، کم است؟ تنها ما نیستیم بقیه خانواده ها هم همین وضعیت را دارند. یکی از زندانیان همسرش باردار بود که زندان افتاد، الان بچه اشان چهار سال است… شب و روز به فکر خانواده ها هستم و تنها کاری که از دستم بر می آید سر نماز دعا کنم همه زندانیان سیاسی از زندان آزاد شوند و به آغوش خانواده هایشان بازگردند.”

سعید مدنی جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی است که در گروه مسائل و آسیب های اجتماعی انجمن جامعه شناسی ایران مشغول به فعالیت علمی بوده است. او در زمینه مسایل اجتماعی پژوهش های متعددی انجام داده که حاصل آنها انتشار چندین جلد کتاب و مقاله های متعدد در زمینه ی فقر، اعتیاد، کودک آزاری، و ناهنجاریهای اجتماعی است.

وی همچنین سردبیری فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی را برعهده داشته و از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی ایران بوده است که در سال ۱۳۸۹ پس از فشار نهادهای امنیتی این هر دو امکان از وی گرفته شده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.