سیاست های افزایش فرزند و فاجعه جمعيتي پایتخت
چکیده :اين كارشناس معتقد است كه «جاذبههايي كه تهران و اطراف آن دارد، علت اصلي افزايش جمعيت است. اكنون روستاهاي بسياري به دليل اين افزايش جمعيت به شهر تبديل شدهاند، مانند احمدآباد مستوفي. اين درحالي است كه دهياري وظايف بيشتري دارد. پس چه ضرورتي دارد كه روستاها را به شهر تبديل بكنيم؟»...
استان تهران بههمراه شهرها و روستاهايش، روز به روز در حال بزرگترشدن و فربهتر شدن است. براي همين است كه هر از گاهي اعلام ميشود روستاي تازهاي در اين استان به شهر تبديل شدهاست. به عنوان مثال، احمدآباد مستوفي يا نسيمشهر كه تا چندي پيش توسط دهيار اداره ميشدند، اكنون با شهردار اداره ميشوند. اين تبديل روستا به شهر، اغلب ناشي از افزايش جمعيت است، بيآنكه زيرساختهاي لازم براي تبديل وضعيت روستا به شهر فراهم شده باشد. اما مسئله فقط همين شهرشدن روستاها نيست، بلكه مسئله جديتر، افزايش سرسامآور و بيش از قدرت مهار و برنامهريزي استانهاي تهران و البرز است. اين مسئله باعث شده است كه بسياري از كارشناسان، زنگهاي هشدار را به صدا دربياورند. حسين عليقليزاده، كارشناس شهري و شهردار باسابقه شهرهاي كشور از جمله اين افراد است كه معتقد است «فاجعه جمعيتي استان تهران در حال تكوين است.»
ارقام قابل توجه
شايد افزايش جمعيت امري پذيرفته شده باشد، اما موضوع اين است كه افزايش جمعيت استان تهران، از حد كنترل خارج شدهاست، به حدي كه به سختي بتوان نسبت به برنامهريزي، هدايت و تامين زيرساختها براي آن اقدام كرد.
به همين دلايل است كه عليقليزاده، كارشناس مديريت شهري با بيان اينكه مسئولان توجهي به معضلي كه پيش روي استان تهران و البرز قرار دارد نيستند، ميگويد: «براساس مصوبه هيات دولت در سال 1382، افق جمعيتي استانهاي تهران و البرز براي سال 1400، 15 ميليون نفر تعيين شده است. اين درحالي است كه اكنون يعني در سال 1392، 12 ميليون نفر جمعيت در استان تهران ساكن هستند.»
وي ميافزايد: «اين جمعيت به اضافه جمعيت استان البرز، بيانگر اين است كه جمعيت فعلي اين منطقه، بسيار نزديك به افق تعيين شده است، درحالي كه 8 سال به افق زماني تعيين شده باقي مانده است. از سوي ديگر، آنگونه كه مركز آمار كشور اعلام كرده است، نرخ رشد جمعيت استان تهران 15 درصد است.»
وي تاكيد ميكند: «جمعيت 15 ميليون نفري استانهاي تهران و البرز براي افق مورد نظر، در صورتي است كه جمعيت كشور به 101 ميليون نفر رسيده باشد، اما اكنون جمعيت كشور نزديك به 80 ميليون نفر است.»
مسائل جانبي
افزايش جمعيت، تبعاتي نيز به دنبال دارد، اينكه زيرساختها و نيازهاي اين جمعيت، مانند شغل، مسكن و از همه مهمتر آب و برق را چگونه بايد تامين كرد؟ زيرا هماكنون شهر تهران با مشكل تامين آب شرب مواجه است.
عليقليزاده در اينباره معتقد است: «مصوبه مذكور، يعني تعيين افق جمعيتي، به منظور تامين توسعه پايدار و ضرورت كنترل جلوگيري از افزايش جمعيت، و تامين آب شرب صورت گرفته است. اما اكنون نه تنها تامين اين خدمات دشوار به نظر ميرسد، بلكه مشكلات ديگري نيز گريبانگير شهرهاي اطراف استان تهران شده است.»
وي اضافه ميكند: «گرچه اكنون در تهران به شدت با ساختوسازغيرمجاز برخورد ميشود، چون جريمهها بسيار بالاست. اما در شهرهاي اطراف تهران، پروانه ساخت ميگيرند، اما چند طبقه اضافهتر ميسازند. به همين دليل مشاهده ميكنيم كه در شهرهاي اطراف تهران به دليل افزايش جمعيت و درآمدي كه ساختوساز دارد، اين ساختوسازها به همراه افزايش جمعيت، در حال افزايش است.» اين شهردار باسابقه تصريح ميكند: «فاجعه دارد شكل ميگيرد. زيرا با اين روند تا سال 1400 دوسوم جمعيت كشور در تهران و شعاع 120 كيلومتري تهران مستقر خواهند شد. يعني در آبيك و قزوين، قم تا سمنان و فيروزكوه، يعني تا شعاع 120 كيلومتري تهران، دو سوم جمعيت كشور در حاشيه تهران مستقر خواهند شد.»
علت افزايش جمعيت چيست؟
چرا جمعيت استانهاي تهران و البرز به سرعت در حال افزايش است؟ بعيد به نظر ميرسد كه مسئولان نسبت به اين واقعيتها، يعني كمبودهايي كه در مناطق ديگر كشور وجود دارد، اطلاعي نداشته باشند. اما چرا كاري صورت نميگيرد؟
اين كارشناس معتقد است كه «جاذبههايي كه تهران و اطراف آن دارد، علت اصلي افزايش جمعيت است. اكنون روستاهاي بسياري به دليل اين افزايش جمعيت به شهر تبديل شدهاند، مانند احمدآباد مستوفي. اين درحالي است كه دهياري وظايف بيشتري دارد. پس چه ضرورتي دارد كه روستاها را به شهر تبديل بكنيم؟»
وي با اشاره به اينكه بايد به شدت از ساختوساز در تهران و شهرهاي حاشيه آن جلوگيري كنيم، ميافزايد: «بايد از جاذبههايي كه شهرهاي با سابقه و تجربه 30 ساله دارند، كاسته شود و اين با افزايش جاذبه و درآمد ساكنان روستاها و شهرهاي ديگر كشور ممكن است.»
عليقليزاده با ذكر مثالي اضافه ميكند: « كساني که در 20 سال گذشته از روستاهاي آذربايجان به روستاهاي حاشيه تهران آمده اند و صاحب زندگي بهتري شدهاند، مثلا كسي كه 20 سال قبل به تهران آمده و در روستاها و شهرهاي اطراف ساكن شده است، اكنون صاحب يك خانه 500 ميليون توماني است، اما خويشاوند همين فرد كه در استان و روستاي خود مانده است، هنوز صاحب 100 گوسفند است.» وي با بيان اينكه توليد روستايي جايگاهي ندارد و شغلهاي خدماتي باعث افزايش جاذبه شهرهاي اطراف تهران شده است، تصريح ميكند: «تامين آب دوسوم جمعيت كشور در اين منطقه، يعني 50 ميليون نفر در حاشيه 120 كيلومتري تهران و تامين زيرساختهاي ديگر اين جمعيت، به ميلياردها تومان هزينه نياز دارد، نه تنها تامين اين هزينه دشوار و نزديك به غير ممكن است، بلكه به نظر ميرسند همه خوابند و كسي متوجه نيست كه چه شرايطي در حال شكلگيري است.»
تفاوتهاي درآمدي تهران و ديگر شهرها
زماني احمدينژاد از انباشت بيش از 20 درصد ثروت كشور در تهران خبرداده بود، امري كه چندان مورد توجه واقع نشده است. اما واقعيت جز اين نيست كه تهران، مانند سياهچالهاي، بخش زيادي از ثروت و سرمايههاي مادي و انساني كشور را به خود جلب ميكند و هيچ به فكر شهرها و نقاط ديگر استان نيست.
سادهترين فرجام اين روند، توسعه به شدت نامتوازن در كشور است، سياستي كه در نهايت باعث كشيدهشدن نزديك به دو سوم جمعيت كشور به تهران و شهرهاي اطرافش ميشود. شهردار اسبق شهرهاي خرمآباد و همدان، در اين باره معتقد است: «براساس سرشماري سال 1390، استان تهران 12 ميليون و 100 هزار نفر جمعيت دارد كه به تنهايي 8 ميليون نفر آن در تهران ساكن هستند. اما همين جمعيت سالانه 15 هزار ميليارد تومان بودجه دارد. اين درحالي است كه بودجه 5/4 ميليون ساكن در شهرهاي استان تهران به هزار ميليارد تومان ميرسد.»
وي اضافه ميكند: «اين در حالي است كه اين جمعيت اخير بايد به طور متوسط 7 هزار ميليارد تومان درآمد داشته باشد.» عليقليزاده در پاسخ به اين پرسش كه آيا شهرداريها نميتوانند چنين درآمدي را جذب كنند، ميگويد: «نميتوانند اين رقم را دربياورند. زيرا زيرساختهاي لازم در شهرداريهاي اطراف تهران وجود ندارد.»
آينده ناروشن
با اين وضعيت، آينده تهران و شهرهاي اطرافش، در قياس با كل كشور چه خواهد بود؟ اين كارشناس معتقد است: «در صورت ادامه اين روند، روزي چشم باز خواهيم كرد كه 50 ميليون نفر در تهران و اطراف زندگي ميكنند كه زيرساخت نداريم.»
وي با بيان اينكه در سال 1400 بايد به جمعيت فعلي استانهاي البرز و تهران ميرسيدم، ميافزايد: «آيا دولت كه خود مصوبه چشمانداز جمعيتي تهران را تصويب كرده است، بررسي كردهاست كه چرا اكنون اين منطقه 5/2 ميليون نفر جمعيت اضافه دارد؟ آيا باساختوسازهاي غيرمجاز برخورد ميشود؟ فاجعه در حال شكلگيري است و بايد فكري به حال اين موضوع كرد.»
وي ادامه ميدهد: «گزارشهايي از بومهن نشان ميدهد كه ساختوساز غيرمجاز به شدت دارد اتفاق ميافتد، مثلا با گرفتن مجوز ساختمان 3 طبقه، 8 يا 11 طبقه ميسازند. اين يعني جمعيت، به مسكن نياز دارد و دارد از مسيرهاي غيرقانوني اين نياز را تامين ميكند و به ساختوساز غيرمجاز دامن ميزند. در اين جا نهادهاي نظارتي و امنيتي مانند سازمان بازرسي بايد ورود پيدا كنند.»
گزارش از قانون













