سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تفنگش را زمین بگذاشت و بشکست/ فتواي علما مي‌تواند عامل بازدارنده شكار بي‌رويه باشد...

تفنگش را زمین بگذاشت و بشکست/ فتواي علما مي‌تواند عامل بازدارنده شكار بي‌رويه باشد

چکیده :روز گذشته در شبکه های اجتماعی عکس از مردی روستایی منتشر شد که در مراسمی تفنگ خود را اعدام می کرد. کاربران در توضیح این عکس نوشتند: تفنگش را می‌بینید؟ تصمیم عجیبی گرفته. اسمش «احمد عزیزی» است. او شکارچی بود. و با همین تفنگ حیوانات زیادی را شکار کرده بود. اما اکنون پشیمان است....


کلمه- گروه خبر: روز گذشته در شبکه های اجتماعی عکس از مردی روستایی منتشر شد که در مراسمی تفنگ خود را اعدام می کرد. کاربران در توضیح این عکس نوشتند: تفنگش را می‌بینید؟ تصمیم عجیبی گرفته. اسمش «احمد عزیزی» است. او شکارچی بود. و با همین تفنگ حیوانات زیادی را شکار کرده بود. اما اکنون پشیمان است.

می‌گوید: «انسانی که حیوانات را می‌کُشد، بخشی از انسان بودنش را از دست می‌دهد». اینجا روستای «دَرَکی» است. در نزدیکی مریوان. «کاک احمد»، اهالی روستا را جمع کرده. «انجمن سبز چیا» را هم خبر کرده. تا در حضور همه اهالی روستا، تفنگش را با سنگ بشکند. و شکست. تفنگش را کُشت. تفنگش را نابود کرد. تا بگوید، هر تفنگی که خاموش می‌شود، طپشِ قلبِ صد‌ها حیوان، آرام‌تر می‌شود. و انسان، انسان‌تر می‌شود. کاک احمد از امروز، دوست داشتنی‌تر است. او دیگر شکارچی نیست.

احمد عزیزی شکارچی اهل روستای «درکی» واقع در منطقه «هورامان» کردستان، جمعه گذشته، پس از 12سال شکار در اقدامی نمادین در میدان مرکزی روستا، تفنگش را شکست و شکار را کنار گذاشت. شغل اصلی احمد، زنبورداری است و 43‌سال سن دارد، تا سوم راهنمایی درس خوانده و روزگارش را در همین روستای محل زندگی‌اش می‌گذراند. علاوه بر زنبورداری، کار دیگری که احمد عزیزی به آن علاقه داشت و همیشه انجامش می‌داد، شکار بود. او در فصل شکار، هر چند وقت یکبار، اسلحه ساچمه‌ای خود را پر می‌کرد به کوه می‌زد و عصرگاهان با دستی پر به خانه برمی‌گشت. شکار موردعلاقه او هم «کبک» بود. با این حال پاییز گذشته شکار تعدادی از همین کبک‌ها زندگی‌اش را دستخوش تغییر و تحول کرد تا در نهایت روز 25بهمن تصمیم تاریخی‌اش را گرفت و تفنگش را شکست. معصومه ابتکار، رییس سازمان حفاظت از محیط‌زیست نیز روز گذشته در گفت‌وگویی با «شرق» این اقدام را زیبا و انسانی توصیف کرد و گفت حتما سازمان محیط‌زیست از اقدام این فرد قدردانی خواهد کرد. گفت و گوی شرق با این شکارچی را با هم می خوانیم:

آقای عزیزی! چطور شد که تصمیم به شکستن تفنگ و کنارگذاشتن شکار گرفتید؟

من 13 سال پیش ازدواج کردم و در چهارسال اول ازدواجم بچه‌دار نشدم، اما پس از پیگیری‌های بسیار و معالجه پیش دکترهای تهران در نهایت خداوند به من و همسرم یک دختر داد، اسمش یلداست و از همه دنیا برای من عزیزتر است. پاییز امسال وقتی یک روز از شکار به خانه برمی‌گشتم یلدا با دیدن کبک‌های شکارکرده و کشته‌شده گریه کرد، از گریه دخترم ناراحت شدم، حتی از گوشت آن کبک‌ها هم استفاده نکردیم، گفتم یلدا جان چیکار کنیم؟ گفت اسلحه‌ات را پرت کن، همان موقع تصمیم گرفتم اسلحه را بشکنم. بعدها هم که به موضوع فکر کردم دیدم شکارکردن من غیر از ناراحتی یلدا ضررهای دیگری هم دارد، فکر اینکه طبیعت را خراب می‌کردیم و حیوانات را می‌کشتیم دچار عذاب‌وجدانم کرد. بعد در نهایت تصمیم گرفتم با انجمن چیا تماس بگیرم و بگویم قصد انجام چنین کاری را دارم.

چطور با انجمن سبز «چیا» آشنا شدید؟

اعضای این انجمن از قبل به روستای ما می‌آمدند و عکس‌ها و پوسترهایی منتشر می‌کردند که شکار نکنید، مواظب درختان و جنگل‌ها باشید و… به آنها که موضوع را گفتم خیلی استقبال کردند و به من گفتند اگر این کار را بکنی یک حرکت انسانی و بزرگ است. در نهایت روز جمعه به روستای ما آمدند، حدود 150 تا 200 نفر جمع شده بودند. مردم روستا که برای نماز جمعه حاضر می‌شدند هم بودند. در نهایت من در حضور جمع تفنگم را شکستم و گفتم باید کاری بکنم که بقیه هم دنبال من بیایند تا طبیعت را خراب نکنیم.

اسلحه‌ای که داشتید چه مدلی بود و چقدر می‌ارزید؟

اسلحه سوزنی کالیبر 12ساچمه‌ای و مخصوص شکار بود. چند سال پیش فکر کنم یک‌نفر آن را از عراق خرید و من هم اسلحه را از او گرفتم، مجوز آن را هم از مریوان گرفته بودم.

با این کیفیت و شرایط، قیمت آن چقدر می‌ارزید؟

الان اگر می‌خواستم بفروشمش با جواز حدود سه‌میلیون‌تومان قیمت داشت.

چند سال بود که شکار می‌کردی؟

از 12سال پیش تاکنون، همیشه در فصل شکار یعنی بهار و پاییز که موقع کوچ پرنده‌ها و کبک‌هاست هر 10روز یک‌بار یا هر هفته یک‌بار برای شکار می‌رفتم.

بیشتر از همه چه چیزی شکار می‌کردی؟

در منطقه ما جانوران زیادی برای شکار هست، من بیشتر کبک شکار می‌کردم، منطقه ما طوری است که کبک زیاد است. ولی بز کوهی و خرگوش و بقیه حیوانات هم اینجا زیاد است، به دلیل همین موقعیتش شکارچی‌های زیادی از مریوان و سروآباد و دیگر روستاهای اطراف به اینجا می‌آیند، داخل خود روستای ما بین 15 تا 20 نفر شکارچی هست. اما از بقیه جاها زیاد می‌آیند. شکاربان هم خیلی توان مقابله با آنها را ندارد، سر جاده کمین می‌زند و دنبالشان توی کوه نمی‌رود، آنها هم حواسشان هست.

واکنش بقیه اهالی و شکارچی‌های روستا به اقدام شما چه بود؟

خیلی استقبال کردند و من را مورد تشویق قرار دادند، شکارچی‌ها به من گفتند انشاءالله ما هم دنبال تو می‌آییم، همان شب مردم روستا تا ساعت دو شب به خانه من می‌آمدند و تشکر می‌کردند. البته می‌دانید، قضیه فقط همین اسلحه نیست، یک نفر می‌تواند با یک نخ کبریت یک جنگل را بسوزاند، این کار تا 200 سال هم جبران نمی‌شود. ما باید همه با هم دست به کار شویم برای حفظ طبیعت. منطقه ما کوهستانی است. یک چشمه‌ای داریم که خیلی زیباست. اطرافش خیلی تخریب شده کسی نیست به داد این طبیعت برسد، باید خودمان کاری بکنیم. من دیشب در تلویزیون مستندی دیدم که شکارچی‌ها عاج کرگدن‌ها را در آفریقا می‌بریدند و این جانوران را می‌کشتند. واقعا آدم ناراحت می‌شود این تصاویر را می‌بیند، ولی دیشب وجدانم راحت بود که دیگر تفنگم را شکسته‌ام و شکار نخواهم کرد.

امروز روزنامه اعتماد در گزارشی درباره ی شکار می نویسد:

شكار از ديرباز تفريحي بوده درباري، تفريحي كه خان‌ها با شكارهاي لذيذتر و مردم عادي‌تر با شكار پرندگان و موجودات كوچك‌تر، روزگذراني مي‌كردند. اما با به‌روز شدن دغدغه‌هاي زيست محيطي در جوامع، شكار، ديگر رويه سابق را ندارد و شكار از نوع بي‌رويه و غيرمجاز كه به انقراض گونه‌ها بينجامد، به امري ضدمحيط‌زيستي تبديل شده است.

اما در اين ميان سازماني كه حافظ محيط زيست كشور است، پروانه‌هاي شكار از نوع مجاز را صادر مي‌كند، پروانه‌هايي كه شايد راهي جز صادر كردنش ندارد و اين‌بار به واسطه فتواي علما مي‌خواهد جلودارش باشد.

در يك سال گذشته، چيزي نزديك به 400 پروانه شكار از سوي سازمان صادر شد، معاون محيط طبيعي سازمان محيط زيست با اشاره به تعدد پروانه‌هاي شكار صادر شده و ارتباط آن با استفتائاتي كه سازمان درصدد گرفتن از علماست، به «اعتماد» گفت: «در دوره مديريت يك ساله من چيزي نزديك به 400 پروانه شكار صادر شد، در دوره‌هاي پيش حدود 600 پروانه. البته در دوره مدير پيش از من پروانه‌يي صادر نشده بود اما براي حل اين مشكل اقداماتي در دست داريم از جمله آنها فتاوايي كه از علما در اين خصوص و ممنوعيت آن مي‌گيريم. همچنين با دفتر حفاظت صيد و شكار هم در اين خصوص اقدامات مشتركي را در دست اجرا داريم.»

كيخا معتقد است بايد از نظر فقهي پاسخ اين سوال داده شود، اينكه نگاه فقه در اين خصوص چيست، روشن و شفاف نيست، از نظر قانوني و فني هم بايد روشن شود. علما با نظرات‌شان مي‌توانند در خصوص پديده رو به افزايش شكار ممانعت ايجاد كنند. اما بحث فرستادن مرال‌هاي ايراني به ارمنستان در اين معاونت در دست بررسي است، مرال‌هايي كه قرار است جايگزين مرال‌هاي از دست رفته ارمنستان باشند و اين‌گونه جانوري را احيا كنند.

چند سال پيش بود كه ماجراي فرستادن آهوهاي ايراني به قطر، حاشيه‌ساز شد، حاشيه‌يي كه مسوولان متولي مجبور شدند اعلام كنند آهوها بيمار بودند و براي مداوا به اين كشور فرستاده شدند، گفته‌يي كه توسط رييس سازمان دامپزشكي تكذيب و اعلام شد همه حيواناتي كه از كشور خارج مي‌شوند گواهي بهداشت دارند.

مسوولان زيست محيطي كشور ارمنستان در سفري كه در هفته گذشته به ايران داشتند، خواستار داشتن مرال‌هاي ايراني بودند، اين خواسته با هدف احياي اين جانور در ارمنستان بوده، كشوري كه زماني مرال داشت و اكنون به قرض گرفتن از كشور همسايه رو آورده است.

مرال يكي از بزرگ‌ترين انواع گوزن و بزرگ‌ترين گوزن بومي ايران است و با اينكه در گذشته جمعيت بسيار زيادي در اغلب نواحي جنگلي سواحل درياي خزر، ارتفاعات البرز و دامنه‌هاي زاگرس داشت، امروزه تنها در برخي از ارتفاعات دور از دسترس البرز مركزي و شرقي پيدا مي‌شود. معاون محيط طبيعي سازمان محيط زيست در پاسخ به اين درخواست، تصميم‌گيري در خصوص آن را منوط به نظر هياتي متخصص مي‌داند، هياتي از كارشناسان كه بايد پس از روشن شدن دلايل اين درخواست از سوي ارمنستان، آن را بررسي كنند و با توجه به شرايط اين حيوان در مناطقي از ايران كه زيست مي‌كند، به اين درخواست پاسخي مثبت يا منفي دهند.

اما كيخا در اين خصوص به «اعتماد» مي‌گويد: «هيات ارمني كه به ايران آمدند طي درخواستي رسمي كه به وزارت امور خارجه ارسال شده بود و آنها به ما ارجاع دادند، خواستار داشتن مرال ايراني بودند، تا در كشورشان اين‌گونه جانوري را احيا كنند. ما اين درخواست را به دفتر حوزه حيات وحش و حوزه تاريخ طبيعي ارجاع داديم تا اين درخواست را از جنبه‌هاي مختلف حقوقي و ژنتيكي بررسي مي‌كنند. همكاران ما سوالاتي داشتند، قرار شد براي آنها ارسال شود، پاسخ سوالات را كه گرفتند، اگر مورد تاييد ما قرار گرفت، در خصوص آن تصميم مي‌گيريم.»

او همچنين در خصوص اينكه برنامه هيات ارمني براي گرفتن مرال‌ها چه خواهد بود، گفت: «آنها اين مساله را كلي مطرح كردند، آنها مدعي‌اند ما مرال‌ها را مي‌خواهيم چون قبلا داشتيم و مي‌خواهيم احيا كنيم، در مذاكره شفاهي كه داشتيم به من گفتند كه ما دنبال اين هستيم كه مركز تكثير و و پرورش بزنيم و اين‌گونه را احيا كنيم. تعدادشان مشخص نيست اما بيش از دو مرال است، من نامه انگليسي‌شان را نديدم، نامه از طريق وزارت امور خارجه فرستاده بودند، قبل از آن هم نامه‌يي توسط همكاران دفتر همكاري‌هاي بين‌الملل به من رسيده بود كه نظرم را خواسته بودند، ما به دفتر تخصصي داديم تا مورد بررسي قرار گيرد. در حال حاضر ما در معاونت داريم روي پلني كار مي‌كنيم در ارتباط با تبادل گونه‌ها با ساير كشورها كه آيا مجازيم انجام بدهيم، در مورد چه گونه‌هايي مي‌توانيم انجام دهيم و با چه شرايطي. وقتي پاسخ اين سوالات براي ما روشن شود تصميم مي‌گيريم.»اما او در قسمتي ديگر به انتقال آب بين‌حوضه‌يي به عنوان راهكار ته جدولي سازمان كه در دوره پيش از ابتدايي‌ترين راهكارها بود و با اعلام خطر بودن هر تالاب و درياچه‌يي، اين راه به ذهن مديران اين حوزه مي‌رسيد، از نگاه معاون محيط طبيعي هم راهكار آخر است، راهكاري كه بدون درنظر گرفتن تاييديه‌هاي زيست محيطي ارزشي ندارد.

او به «اعتماد» گفت: «انتقال آب بين‌حوضه‌يي، آخرين راهكار بايد باشد، آن هم بدون ملاحظات زيست محيطي قابل پذيرش نيست، هر اقدامي مي‌خواهد انجام شود بايد تاييديه محيط زيست را داشته باشد، هيچ اقدامي كه اين تاييديه را نداشته باشد، نمي‌پذيريم. آن منطقه بايد مديريت منابع آبش درست شود، ما فكر مي‌كنيم مساله اصلي، مديريت منابع آب است در كشور. به ويژه در حوضه اروميه بايد رفتار مديريتي‌اش اصلاح شود.»


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.