عکس/ شهر برفی ما مرد نقاش را کم دارد
چکیده :گام های مرد نقاش را کم دارد این شهر که پاک شدنی نیست و کمرش خم نمی شود و امید دلش گرمای مردمش می شود. مرد نقاش را هنوز تشعشع "سلام" و نوید "آینده ی روشن" و پیام "صبوری اش" از انتهایی کوچه ی برف گرفته و زندان شده ی اختر در دانه های برف بر بام های خانه های شهر می نشیند و دست سربازان را از محو کردنش کوتاه کرده. ...
کلمه: سه روز است بند نمی آید برف و هرچه رد پاست پاک می کند.
سه روز است یک دم می بارد و کمر درخت های سنگین شده را خم می کند.
سه روز است دل آسمان گرفته و مردم شهر دلتنگ خورشیدی که بتابد و گرمایی که بنوازد.
گام های مرد نقاش را کم دارد این شهر که پاک شدنی نیست و کمرش خم نمی شود و امید دلش گرمای مردمش می شود.
مرد نقاش را هنوز تشعشع “سلام” و نوید “آینده ی روشن” و پیام “صبوری اش” از انتهایی کوچه ی برف گرفته و زندان شده ی اختر در دانه های برف بر بام های خانه های شهر می نشیند و دست سربازان را از محو کردنش کوتاه کرده.
شهر برفی ما مرد نقاش را کم دارد…














