«سهام مودت» پنجرهيي به آشتي ملي
چکیده : ماه بهمن، فرصتي است براي بازخواني آرمانها و وحدت براي اهداف بلند. اين فرصت را دريابيم، از دشمنيها بكاهيم و دردها را درمان كنيم كه بهقول لقمان حكيم «شر با شر خاموش نشود همچنان كه آتش با آتش؛ شر با خير خاموش شود همچنان كه آتش با آب»....
صالح نقرهكار
در هر كشوري مشكلات و گرههايي رخ مينماياند كه نيازمند تدبير است. تحقيقا جامعه اگر شجاعت و جسارت حل مسائل خود را نداشته باشد، نخواهد توانست بر ابتلائات آينده فائق آيد و تجارب را عبرتگاه توفيقات و شكستها را پلي بر فتحها سازد.
بهترين راه عبور از مشكلات، رجوع به فرزانگان و عقلاي قوم است. اين نخبگانند كه بايد چونان طبيب، انفعال و خمودي رابه يكسو نهند و با شهامت و حكمت، مواضع درد را شناخته و مراهم درمان بر آن گذارند. پيامبر اكرم در فرمايشي، عالمان و حاكمان را، ركن اصلي سلامت يا فساد جامعه ميداند كه «… اذ صلحا لصلحت الامه»؛ امام علي نيز در توجيه فلسفه پذيرش زمامداري خود، به تعهد و ميثاقي كه خداوند از عالمان و حكيمان جامعه گرفته اشارت دارد و در روايات ما، ايشان ديدهبانان مردم خطاب شدهاند. لاجرم انتظار از ايشان اين است كه طبيبانه عمل كنند و چونان «طبيب دوار بطبه» استشفا براي پيرامون خويش طلب و خود درصدد علاج، به تكاپو افتند.
ايده «سهام عدالت» چون ناظر بر جبران يك منقصت عمومي در حوزه اقتصادي بود موجه مينمود؛ براي جبران معايب و عوارض سياسي و اجتماعي گريبانگير مردم و حاكمان نيز همين قدر بايد ايدهپردازي و حساسيت داشت. دولت تدبير و اميد در شرايطي مستقر شد كه تشنج سياسي ناشي از انتخابات پيشين همچنان دامنگير مناسبات سياسي و عمومي است.
پس بايد با تكيه بر سرمايه اجتماعي و مقتبس از نظام هنجاري اخلاقي، طرحي در اندازد كه كشور از اين آسيب نيز به سر سلامت و اخذ تجارب پيشگيرانه عبور كند؛ يقينا مسالهيي نيست كه لاينحل باشد؛ ايده «سهام مودت»، ناظر به حل اين منقصت عمومي است.
عصاره اين پيام در كلام امير عيان است كه: «ناتوانترين مردم كسي است كه نيروي به دست آوردن دوستان ندارد، و ناتوانتر از او كسي است كه دوستي به دست آرد و او را از دست دهد.» چه از دست دادن دوستان، دستمايه غربت است. دولت با طرح گفتمان وفاق و گذشت ميتواند طي يك زمانبندي، با راهبرد تاميني و ترميمي، شرايط سابقه را مديريت و نزديكي قلوب را محقق سازد. دل دوستان آزردن، مراد دشمنان برآوردن است و اين، نه شرط حكمت و فرزانگي است؛ در ضربالمثلهاي پارسي هست كه «هزار دوست كم است و يك دشمن بسيار».
انقلاب ما به بهاي ارزاني به دست نيامده كه ارزانفروشي شود. پاكترين خونها و شريفترين جانها قرباني شدهاند و ايثارها و رشادتها هزينه اين راه صعب و پر مانع شده است. پس بايد با وسواس و دقت ميراث عظيمي كه حاصل قرنها تلاش و مجاهدت است مصون بماند و عوارض و ابتلائات مرسوم عالم سياست، تنها مدل مردمسالاري ديني را دستخوش انحراف و افت نسازد؛ كدورتهاي پساانتخابات 88 همچنان باقي است؛ پيامدها و خسارتها، بعضا جبرانناپذير يا غيرقابل برگشتند.
البته برخي نيز قابل ترميم، مهار و جبرانند. در كنار خسارتها، تجربههاست و خودآگاهي تاريخي مردمان كه به روندهاي آينده شكل ميدهد؛ اما در زمان حال، زخمهاي ناشي از ماجرا همچنان سوژه نخستين است. يك راه اين است كه اين عفونت انباشته، دستمايه عفريته خشم و كينه شود و همچنان اين فضا بازتوليد و تكثير و نارواداريها امتداد يابد.
موضع انتقام براي متخاصمين آرزو باشد و آينده، مشق يك انگاره باشد و آن، سوداي هزيمت و حذف نارفيقان؛ كسي بهدنبال تصميم براي جمع كردن معقول و محاسبه شده ماجرا نباشد و به مرور زمان فرسايشي سپرده شود. صورت مساله پاك و طرفين پشت اقدامات تسكيني ناپايدار و مقطعي پنهان شوند. يقينا تفرق، سوء ظن، دشمني و بدخواهي، عارضهيي است وحدت سوز و دشمن شاد كن كه هيچ خيرخواه دلداده دين و ميهن، بدان دلخوش نيست.
بفرمايش نبي مهرباني (ص): «ايها الناس، الجماعه رحمه و الفرقه عذاب» و از وصاياي ايشان است كه «عليكم بالجماعه و اياكم و الفرقه» و بهقول ملكالشعراي بهار:«چاره ما نيست به جز اتحاد، اين ره رشد است فنعمالرشاد»؛ رسالت نخبگان و دردآگاهان جامعه، آگاهيبخشي نسبت به عوارض اين آسيب و تلاش براي بهبود و اصلاح است.
اگر بيماري به حال خود رها شود، بسان آتش زير خاكستر عمل ميكند و به نيم وزشي، توفان صرصر ميآفريند؛ توصيه تابناك و عالمتاب حافظ شيرازي است كه: «درخت دوستي بنشان كه كام دل به بار آرد، نهال دشمني بركن كه رنج بيشمار آرد» و جان كلام اينكه: «آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است، با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»چرا كه يقينا آنان كه دوستي، مروت و مودت را بهزندگي خود راه نميدهند، به آن مانند كه طلوع خورشيد را مانع شوند؛ دوستان در زندان به كار آيند كه بر سر سفره، همه دشمنان دوست نمايند.
يقينا توصيههاي امام راحل مبني بر وحدت و يكپارچگي اصحاب انقلاب ناظر به چنين موقعيتهاي تاريخي بود و اميد كه فضاي نامراديها و نارواييها هر چه زودتر بدل به رفق و دوستي شود و بديها و آزارها، جايگزين خوبيها و مهربانيها شود. ماه بهمن، فرصتي است براي بازخواني آرمانها و وحدت براي اهداف بلند. اين فرصت را دريابيم، از دشمنيها بكاهيم و دردها را درمان كنيم كه بهقول لقمان حكيم «شر با شر خاموش نشود همچنان كه آتش با آتش؛ شر با خير خاموش شود همچنان كه آتش با آب».
منبع: روزنامه اعتماد













