شهربانو امانی: وزارت كشور تنظيم اساسنامه را به احزاب بسپارد
چکیده :به هر روي سالي كه نكوست از بهارش پيداست هرچند كه اقدامات دولت يازدهم رفتارهاي مقدماتي بوده و كافي نيست اما اميدواريم كه رفت و برگشتهايي كه در وزارت كشور شاهد آن هستيم روزي به بازگشايي خانه احزاب بينجامد تا بعد از چهار سال بالاخره خانه احزاب بتواند نشست فصلي برگزار كند و اسنادي كه از خانه احزاب به يغما برده شده است به مسوولان اين خانه بازگردد تا بشود به رشد تحزب در كشور اميدوار شد....
شهربانو امانی*
هر چند كه ايران پيشتر از ديگر كشورهاي خاورميانه به انقلاب مشروطه رسيد اما متاسفانه اركان و عناصر تحقق آن هنوز آنگونه كه بايد و شايد در ايران در جاي خود قرار ندارند و در برخي موارد حتي پا هم نگرفتهاند.
مشكل اساسي احزاب در كشورمان عدم توجه دولتها به تحزب و تحزبگرايي است و جدي نگرفتن نقش احزاب و تاثيرگذاري آن از سوي حاكميت و توده مردم، البته اين امر عوامل و علل بسيار دارد كه از جمله آن به خاطر پيشينه برخي احزاب قبل از انقلاب اسلامي است و وابستگي آنها به برخي قدرتهاي شرق و غرب است كه متاسفانه تا به امروز سبب بياعتمادي به احزاب شده است.
تحزب به معناي پاسخگو كردن دولتها به مردم است اما متاسفانه چون قدرتمندان علاقهيي به پاسخگويي به تودههاي مردم ندارند تشكيل احزاب قدرتمند در كشورمان با دشواريهاي بسياري همراه بوده است. متاسفانه رسانههاي ذينفع اين تفكر را كه نقشي براي احزاب قائل نيستند و نميخواهند احزاب قدرتمند شوند مدام عليه احزاب تبليغ منفي ميكنند تا مبادا تحزب در كشور پديدار شود.
در كشورمان بهار احزاب در فصل انتخابات و تبليغات انتخاباتي است و پس از آنكه انتخابات تمام شد و احزاب نيز فعاليتشان به حالت تعطيل در ميآيد جايگاه احزاب به فراموشي سپرده ميشود تا انتخابات آينده. غمانگيزترين قسمت داستان هم آنجاست كه كانديداهاي رياستجمهوري هم كه به سياسيترين كرسي كشور ميانديشند همواره اعلام ميكنند كه سياسي نيستند و عضو هيچ حزبي هم نبودهاند.
البته در دوره اصلاحات توجهي به جايگاه احزاب شد و نخستين قدمها براي سامان دادن به وضعيت احزاب هم برداشته شد متاسفانه در هشت سال گذشته تمامي برنامهريزيهاي صورت گرفته براي رشد احزاب ناديده گرفته شده و وضعيت تحزب در كشور نابسامانتر از گذشته شد.
الان هم كه وزارت كشور لايحه بازنگري در قانون احزاب را در دستور كار قرار داده است هرچند ايرادات جدي به آن وارد است اما آن را بايد به فال نيك بگيريم. اما وزارت كشور بايد بداند كه اساسنامهيي را كه براي نظرسنجي در اختيار احزاب قرار داده است خود احزاب بايد بنويسند و وزارت كشور بايد تنظيم اين اساسنامه را به احزاب بسپارد ولي به عنوان مجري قانون بايد بر حسن اجراي قانون نظارت داشته باشد.
به هر روي سالي كه نكوست از بهارش پيداست هرچند كه اقدامات دولت يازدهم رفتارهاي مقدماتي بوده و كافي نيست اما اميدواريم كه رفت و برگشتهايي كه در وزارت كشور شاهد آن هستيم روزي به بازگشايي خانه احزاب بينجامد تا بعد از چهار سال بالاخره خانه احزاب بتواند نشست فصلي برگزار كند و اسنادي كه از خانه احزاب به يغما برده شده است به مسوولان اين خانه بازگردد تا بشود به رشد تحزب در كشور اميدوار شد.
*سخنگوي سابق خانه احزاب
منبع: روزنامه اعتماد













